پیام خود را بنویسید

جستجو در مقالات منتشر شده


2 نتیجه برای کادر درمان

سلمان خزایی، مبین فقیه سلیمانی، سامان خسرونژاد، علی صفدری، انسیه جنابی، شکوفه اسکندری، عرفان ایوبی،
دوره 12، شماره 1 - ( 2-1403 )
چکیده

اهداف: مسیرهای سبب‌شناختی مختلفی در بروز افسردگی در کارکنان درمانی نقش دارند. در این مطالعه، تأثیر استرس ادراک‌شده و بی‌خوابی بر افسردگی در پرسنل درمانی شهر همدان بررسی شد.
روش ‌‌‌کار: مطالعه‌ی حاضر از نوع مقطعی بود که درباره‌ی کارکنان درمانی بیمارستان‌های شهید بهشتی و سینا واقع در شهر همدان در سال ۱۴۰۱-۱۴۰۲ اجرا شد. استرس ادراک‌شده با دو خرده‌مقیاس درماندگی ادراک‌شده و خودکارآمدی ادراک‌شده و بی‌خوابی و افسردگی با استفاده از پرسش‌نامه‌ی اعتبارسنجی‌شده بررسی شد. تأثیر متغیرها بر افسردگی از طریق تحلیل مسیر بررسی شد.
یافته‌ها: تعداد ۲۳۵ نفر (۳۵/۷ درصد پرستار) از کادر درمان وارد تحلیل‌ها شدند. جنسیت، سن، افزایش ساعت کار ماهیانه و تعداد شیفت شب در ماه بر افسردگی تأثیر معنی‌دار داشتند (۰/۰۵>P). تحلیل مسیر نشان داد که به‌جز اثر خودکارآمدی ادراک‌شده روی بی‌خوابی، تمامی وزن رگرسیونی استانداردشده برای ارتباط‌ها از نظر آماری معنی‌دار بودند (۰/۰۵>P). اندازه‌ی تأثیر درماندگی ادراک‌شده بر افسردگی نسبت به سایر ارتباط‌ها قوی‌تر بود (۰/۴۰=وزن رگرسیونی استانداردشده). اثر مستقیم درماندگی ادراک شده و خودکارآمدی ادراک شده بر افسردگی یا اثر غیر مستقیم آن از طریق بی خوابی به عنوان متغیر میانجی، برازش تقریباً مناسبی بر دادهها داشت.
نتیجه‌گیری: یافته‌های مطالعه بیانگر این است که با اجرای برنامه‌های مداخله‌ای و پیشگیرانه به‌منظور کاهش استرس و بهبود وضعیت خواب، رخداد افسردگی در پرسنل درمانی به میزان درخور توجهی کاهش می‌یابد.

سمیه زارعی فتح‌آبادی، مریم خسروی‌زاد، مریم دمرچیلو، معصومه دمرلو ابهری،
دوره 14، شماره 2 - ( 4-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: محیط‌های بیمارستانی به دلیل ماهیت خدمات، از جمله پرتنش‌ترین محیط‌های کاری محسوب می‌شوند که سلامت روان کارکنان را با چالش جدی مواجه می‌کنند. این پژوهش با هدف طراحی و آزمون مدل ساختاری بهزیستی روان‌شناختی در میان کارکنان کادر درمان و اداری بیمارستان میلاد تهران انجام شد. با توجه به تمرکز مطالعه بر یک مرکز درمانی تخصصی، نتایج بیشتر در سطح محیط‌های بیمارستانی مشابه قابل تعمیم است و باید در تعمیم آن به سایر بخش‌های نظام سلامت با احتیاط عمل شود.
روش کار: این مطالعه با رویکرد ترکیبی (اکتشافی متوالی) انجام گرفت. در فاز کیفی، با استفاده از پدیدارشناسی تفسیری و ۱۶ مصاحبه عمیق با خبرگان، هدف اصلی نه شناسایی متغیرهای جدید، بلکه بومی‌سازی ابعاد و استخراج شاخص‌های زمینه‌مند مرتبط با بهزیستی روان‌شناختی در بافت بیمارستان میلاد تهران بود. داده‌ها با تحلیل مضمون (MAXQDA 2020) تحلیل شدند. در فاز کمی، بر اساس یافته‌های کیفی، پرسشنامه‌ای 30 گویه‌ای تدوین و میان ۳۰۰ نفر از کارکنان بیمارستان توزیع شد. تحلیل داده‌ها و برازش مدل نهایی با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری (CB-SEM) در نرم‌افزار LISREL 8.8 انجام شد.
یافته‌ها: در فاز کیفی، ۳ مضمون اصلی (ویژگی‌های شخصیتی، سرمایه روان‌شناختی و استرس شغلی) و ۳۰ مضمون فرعی استخراج گردید. نتایج آزمون مدل کمّی نشان داد که مدل مفهومی از برازش مطلوبی برخوردار است (χ²/df = 2.36, CFI = 0.93, RMSEA = 0.063). یافته‌ها مؤید آن بود که سرمایه روان‌شناختی (β = 0.48) و ویژگی‌های شخصیتی (β = 0.41) تأثیر مثبت و معنادار، و استرس شغلی (β = -0.33) تأثیر منفی و معناداری بر بهزیستی روان‌شناختی دارند (p < 0.001). در این میان، «سرمایه روان‌شناختی» به‌عنوان قوی‌ترین پیش‌بین مثبت بهزیستی شناسایی شد.
نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش بر ضرورت حرکت از رویکردهای صرفاً مبتنی بر کارایی و کنترل عملکرد (مدیریت ابزارمحور) به سمت رویکردهای انسان‌محور در مدیریت منابع انسانی سلامت تأکید دارد؛ رویکردی که در آن سلامت روان، تجربه زیسته کارکنان و سرمایه روان‌شناختی آنان به‌عنوان مؤلفه‌های کلیدی در تصمیم‌گیری‌های سازمانی و طراحی مداخلات محیط کار مورد توجه قرار می‌گیرد. در این چارچوب، تقویت سرمایه روان‌شناختی می‌تواند به‌عنوان یک منبع تعدیل‌کننده، اثرات منفی استرس‌های شغلی را کاهش داده و به پایداری بهزیستی روان‌شناختی در محیط‌های بیمارستانی کمک کند

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله ارگونومی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Iranian Journal of Ergonomics

Designed & Developed by : Yektaweb