14 نتیجه برای صنعت
سید ابولفضل ذاکریان، غلام حیدر تیموری، ایمان احمدنژاد، مرضیه عباسی نیا، عبدالرسول رحمانی، مهدی اصغری،
دوره 1، شماره 3 - ( 12-1392 )
چکیده
مقدمه: هدف از مطالعه حاضر بررسی ابعاد کیفیت زندگی کاری و
ارتباط آن با سطح رضایت شغلی کارکنان شاغل در یک صنعت خودروسازی بود.
مواد و روشها: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی 150 نفر از کارگران
شاغل در یکی از صنایع خودروسازی شهر تهران به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار
جمع آوری اطلاعات 3 پرسشنامه مشخصات دموگرافیک، کیفیت زندگی کاری و رضایت شغلی بودند.
برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و آزمونهای آنالیز واریانس، تی، همبستگی
و آنالیز رگرسیون استفاده شد.
یافتهها: تقریباً 6% افراد بار کاری خود را کاملا سبک، 11.3% افراد بار کاری خود را متوسط،60.7% افراد سنگین و 22% بسیار سنگین عنوان نمودند.
متوسط رضایت شغلی افراد 13.45± 55.94بود. 15.3%(23) افراد دارای رضایت شغلی پایین،68.7%(103) دارای رضایت شغلی متوسط و 16%(24) دارای رضایت شغلی
بالا بودند. بین کیفیت زندگی کاری و رضایت شغلی رابطه معنادار و مثبتی وجود داشت (p=0.001). همچنین وضعیت سلامت عمومی
بر عامل رضایت شغلی بیشترین تأثیر را دارا بود.
نتیجهگیری:
بهطور کلی میان کیفیت زندگی کاری و رضایت شغلی رابطه معنادار و مثبتی وجود داشت، بهگونهای
که کیفیت زندگی کاری بالاتر، رضایت شغلی بیشتری را برای کارکنان به همراه داشت. همچنین
نتایج مطالعه حاضر به نقش و تأثیر مدیریت و سرپرستان برای انجام مداخلات مؤثر به منظور
بهبود کیفیت زندگی کاری و رضایت شغلی تأکید دارد. بنابراین انجام مطالعات بیشتر برای
شناسایی دیگر عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی کاری و رضایت شغلی پیشنهاد میگردد.
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
زهرا شریفی، رضا اسکوئی زاده، سید فرهاد طباطبائی قمشه،
دوره 3، شماره 1 - ( 3-1394 )
چکیده
مقدمه: میزان رضایت و بهره وری کارکنان در صنعت،
متاثر از عوامل متنوع به ویژه چگونگی طراحی و تناسب ایستگاه کاری با خصوصیات و ابعاد
جسمانی آنها میباشد. در این رابطه، صندلی صنعتی بواسطه تأثیر مستقیم بر تناسب بیومکانیکی
و آنتروپومتریکی، نقش مهمی را در بهینه سازی تعامل فرد با محیط کاری ایفا مینماید.
این مطالعه نیز، با هدف ارتقا جایگاه دانش و فناوری ارگونومی در فرایند طراحی این محصول،
مورد اجرا قرار گرفت.
مواد و روش ها: پژوهش در قالب طراحی و بصورت ترکیبی تعریف
شد، که در بخش کمی آن 12 بعد آنتروپومتریک مرتبط با صندلی صنعتی بر روی 90 شرکتکننده
مورد سنجش قرار گرفته؛ و در بخش کیفی با رویکرد ارگونومی شناختی، ابعاد ذهنی مرتبط
با طراحی این محصول مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: در مجموع، تنوع وظائف و ایستگاههای کاری
منجر به بوجود آمدن شرایط و ملزومات جسمانی مختلفی شده که کار را برای متخصصین جهت
طراحی یک صندلی صنعتی با کاربرد گسترده در شرایط مختلف تا حدودی دشوار مینماید. با
این وجود، نتایج حاصل از این مطالعه حاکی از موفقیت آمیز بودن جلب مشارکت کارکنان در
طراحی محیط کار و رفع مشکلات موجود میباشد.
نتیجه گیری: دادههای خام آنتروپومتری دارای توزیع نرمال
بوده و بصورت توصیفی جهت تعیین ابعاد صندلی پردازش شدند. از دیدگاه شناختی نیز، تعامل
بین پارامترهای شکل و نرمی تکیهگاه، و شیب مناسب نشیمنگاه، از جمله عوامل تعیینکننده
میزان احساس راحتی در هنگام استفاده از صندلی صنعتی تشخیص داده شدند.
اسماعیل خان محمدی، فرهاد طباطبائی قمشه، رضا اسکویی زاده،
دوره 5، شماره 2 - ( 6-1396 )
چکیده
مقدمه: مطالعه حاضر با هدف ارزیابیریسکارگونومیکوبررسیمیزان اثربخشی مداخلات ارگونومیک بر وضعیت بدنی کارگران سالن مونتاژ کامیون کشنده شرکت سایپا دیزل در سالهای ۹۵-۱۳۹۴ طراحی و اجرا شده است.
روش کار: این مطالعه از نوع مداخلهای بوده است. افراد مورد مطالعه، ۱۳۰ نفر از کارگران سالم بودند. تعیین شیوع علایم اختلالات اسکلتی- عضلانی با استفاده از نسخه فارسی معتبر پرسشنامه نقشه نگاشت بدن و ارزیابی ارگونومیک ریسک ابتلا به این اختلالات با استفاده از روش ارزیابی سریع مواجهه، قبل و پس از انجام مداخلات ارگونومیک صورت گرفته است.
یافتهها: براساس نتایج حاصل از آنالیز پرسشنامههای نقشه نگاشت بدن جمع آوری شده، ۰/۵ ± ۷۸/۵ درصد ازکارگران مورد مطالعه اظهار کرده بودندکه در یک سال گذشته، قبل از شروع مطالعه، حداقل در یکی از نواحی ۱۱ گانه مورد بر رسیدن، دارای علایم اختلالات اسکلتی- عضلانی بودهاند. بیشترین علایم در نواحی تحتانی پشتی کمری (۵/۵۱ درصد)، فوقانی پشتی (۸/۳۳ درصد) و تحتانی پا و ساق پا (۱۸/۵ درصد) میباشد. همچنین نتایج حاصل از آزمونهای آماری نشان دادند که مداخلات ارگونومیک اجرا شده، در کاهش شیوع علایم اختلالات اسکلتی- عضلانی و سطح ریسک ارگونومی محاسبه شده به روش QEC در جامعه مورد مطالعه مؤثر بودهاند و بطور متوسط ۴۴/۵ درصد کاهش نشان دادهاند.
نتیجه گیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان میدهند که شیوع علایم اختلالات اسکلتی- عضلانی و سطح ریسک ارگونومیک محاسبه شده به روش QEC در کارگران صنعت خودروسازی مورد مطالعه، بسیار بالا است و با اجرای مداخلات ارگونومی متناسب با برخی شرایط مورد مطالعه تا حد قابل توجهی کاهش مییابد.
فاطمه ضامنی، احمد سلطان زاده، پروین نصیری،
دوره 6، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: در دنیای صنعتی امروز، سلامتی نیروی کار میتواند تحتتأثیر برهمکنش ریسکفاکتورهای مختلف قرار گیرد. ازاینرو پژوهش حاضر با هدف ارزیابی و تحلیل رابطه بین فاکتورهای نوبتکاری، استرس شغلی، رضایت شغلی و سلامتی در صنعت پتروشیمی صورت گرفته است.
روش کار: مطالعه حاضر با استفاده از روش توصیفی- پیمایشی اجرا شد و جامعه آماری آن کلیه کارکنان یک شرکت پتروشیمی (۴۰۰۰ نفر) را در بر میگیرد. نمونه مطالعه براساس فرمول کوکران ۳۶۰ نفر محاسبه شد که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. جمعآوری اطلاعات با پرسشنامه تلفیقی با پایایی بالا (آلفای کرونباخ=۰/۸۳) انجام شد. در نهایت دادهها با نرمافزار SPSS نسخه ۲۲ تجزیهوتحلیل شد.
یافتهها: نتایج تحلیلی ارتباط نوبتکاری، استرس شغلی، رضایت شغلی و سلامتی نشان داد تمام فرضیات موجود در مدل مفهومی طراحیشده، تأیید شده است و بین این فاکتورها ارتباط معناداری وجود دارد (۰/۰۰۱>P). همچنین نتایج نشان داد علاوه بر تأثیر مستقیم نوبتکاری بر سلامتی، نوبتکاری بهواسطه تأثیر بر استرس شغلی و رضایت شغلی بهطور غیرمستقیم با سلامتی ارتباط معنیدار دارد (۰/۰۰۱>P).
نتیجهگیری: نتایج نشان داد نوبتکاری هم بهعنوان فاکتور مستقیم و هم بهعنوان میانجی و فاکتور غیرمستقیم و از طریق تأثیر بر فاکتورهایی مانند رضایت شغلی و استرس شغلی میتواند بر سلامتی نیروی کار تاثیرگذار باشد. بنابراین، توجه به این پدیده سازمانی و بازطراحی یا تغییر در آن میتواند نقش مهمی در افزایش سطح سلامت نیروی شغلی و انگیزش شغلی و همچنین بهرهوری سازمانی داشته باشد.
اسماعیل شجاع، علی چوپانی، معصومه قرائی، محسن قنبری،
دوره 7، شماره 3 - ( 8-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: استفاده از ابزار مناسب جهت ارزیابی ریسک ارگونومیک ابتلا به اختلالات اسکلتی-عضلانی، نقش مهمی در کنترل این مخاطرات و تأمین سلامت نیروی کار دارد. هدف از این مطالعه، امکانسنجی بهکارگیری روش WERA (ارزیابی ریسک ارگونومیک محیط کار) بهمنظور ارزیابی ریسک ابتلا به اختلالات اسکلتی-عضلانی از طریق بررسی همبستگی آن با روش QEC (ارزیابی سریع مواجهه) بود.
روش کار: این مطالعه توصیفیتحلیلی روی ۷۲ نفر از کارکنان بخشهای کارگاهی یک صنعت آجرپزی مدرن در مشاغل مختلف انجام شد. ابزارهای جمعآوری دادهها، پرسشنامه نوردیک جهت بررسی شیوع اختلالات اسکلتی-عضلانی در ۱۲ ماه گذشته و دو روش WERA و QEC برای ارزیابی ریسک ارگونومیک ابتلا به اختلالات اسکلتی-عضلانی بودند. دادهها توسط نرمافزار SPSS نسخه ۱۸ تحلیل شد.
یافتهها: شیوع اختلالات در پشت، شانهها، گردن و مچ دست به ترتیب ۴۱/۷، ۲۰/۸، ۱۶/۷ و ۳۳/۳ درصد بود. نتایج روش WERA نشان داد ۸۸/۹ درصد از افراد دارای اولویت اقدام اصلاحی متوسط و ۱۱/۱ درصد دارای اولویت اقدام اصلاحی بالا بودند. در روش QEC، ۶/۹ درصد، ۲۰/۸ درصد، ۴۸/۶ درصد و ۲۳/۷ درصد از افراد به ترتیب دارای سطح مواجهه یک، دو، سه و چهار بودند. همبستگی بین نمره کل QEC و شیوع اختلالات اسکلتی-عضلانی حاصل از پرسشنامه نوردیک، ۰/۰۳۸ P=و ۰/۶۷ r= بود. ضریب همبستگی بین نمرات نهایی حاصل از دو روش ۰/۰۲۱ P=و ۰/۵۳ r= بود.
نتیجه گیری: بررسی همبستگی بین میانگین نمرات دو روش نشان از وجود همبستگی متوسط بین آنها دارد. همبستگی بین شیوع اختلالات و نمرات حاصل از QEC و WERA نشان داد نتایج QEC با نتایج نوردیک مطابقت بیشتری دارد و میتوان گفت بهکارگیری روش QEC نسبت به روش WERA برای ارزیابی ریسک ارگونومیک ابتلا به اختلالات اسکلتی-عضلانی برای وظایف مختلف مناسبتر بود.
مرضیه عباسی نیا، امید کلات پور، مجید معتمدزاده، علیرضا سلطانیان، ایرج محمدفام،
دوره 8، شماره 2 - ( 4-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: صنعت پتروشیمی از نظر ایمنی جزءصنایع بحرانی محسوب می شود. غلب حوادث رخ داده در این صنعت با فاکتورهای انسانی ارتباط دارند. به همین دلیل مداخله جهت بهبود سطح ایمنی در این صنعت اهمیت زیادی دارد. مطالعات مختلف نشان داده اند که پیاده سازی اصول تولید ناب می تواند به بهبود وضعیت ایمنی و ارگونومی محیط منجر شود. در این مطالعه از اصول تولید ناب جهت کاهش خطای انسانی و بهبود پاسخ دهی در شرایط اضطراری استفاده شد.
روش کار: جهت ارزیابی خطاهای انسانی از روش CREAM پایه استفاده شد. جهت انتخاب ابزارهای تولید ناب متناسب با ماهیت وظایف واکنش در شرایط اضطراری، از نظرات پنل 20 نفره از متخصصین و کارشناسان شامل مدیران صنعت مورد مطالعه، مسئولین HSE و اساتید دانشگاه استفاده شد. جهت بررسی میزان تاثیر اجرای اصول تولید ناب در کاهش خطاهای انسانی در شرایط اضطراری، 6 ماه پس از اجرای مداخلات تولید ناب، خطاهای انسانی مجدد مورد بررسی قرار گرفتند.
یافته ها: نتایج حاصل از ارزیابی خطاهای انسانی قبل و بعد از اجرای مداخلات تولید ناب، نشان داد که سطح کنترل سه زیر وظیفه از سطح تاکتیکی به سطرح استراتژیک ارتقاء یافت. بیشترین احتمای خطای انسانی در زیروظیفه آمارگیری جهت تخلیه کامل افراد از محل حادثه بود.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد طراحی و پیاده سازی آن دسته از مداخلات بهبود که قادر باشند همزمان در کنار ارتقاء سطح ایمنی به بهبود بهره وری سازمانی نیز کمک کند بیشتر مورد پذیرش مدیریت صنایع بوده و شانس موفقیت بیشتری دارد.
فخرالدین قاسمی، مائده حصینی، مجتبی احمدی، مصطفی رحمیانی ایرانشاهی،
دوره 8، شماره 4 - ( 11-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: طراحی ایستگاههای کاری متناسب با ابعاد آنتروپومتریک از پوسچرهای کاری نامطلوب می تواند پیشگیری کند و خطر اختلالات اسکلتی عضلانی را کاهش دهد. هدف مطالعه حاضر بررسی تطابق آنتروپومتریک ایستگاههای کاری و ارتباط آن با امتیاز پوسچر کاری افراد شاغل در یکی از صنایع بافندگی بود.
روش کار: این مطالعه مقطعی در سال ۱۳۹۹ در یکی از صنایع بافندگی استان همدان انجام گرفت. برای بررسی پوسچر ایستگاههای کاری نشسته و ایستاده روشهای NERPA و REBA به کار رفت. ابعاد آنتروپومتریک افراد بر اساس استاندارد ISO 7250 اندازهگیری و تطابق آنتروپومتریک افراد با ایستگاههای کاری آنها ارزیابی شد. برای بررسی رابطه بین تطابق آنتروپومتریکی و پوسچر افراد آزمون آماری من ویتنی استفاده شد.
یافتهها: در این مطالعه ۲۰۵ نفر با میانگین سنی ۳۱/۲۹ سال شرکت کردند. پوسچرهای کاری عمدتاً وضعیت نامطلوب داشته و نیازمند مداخلات ارگونومیکی بودند. در ایستگاهکاری نشسته، رابطه معنیداری بین تطابق آنتروپومتریکی با عمق نشیمنگاه صندلی، عرض نشیمنگاه صندلی، ارتفاع پشتی صندلی و امتیاز پوسچر کاری مشاهده نشد؛ ولی تطابق نداشتن آنتروپومتریکی با ارتفاع صندلی و ارتفاع میز کار رابطه معنیداری با پوسچر کاری افراد داشت (۰/۰۵>P). افزون بر این در ایستگاههای کاری ایستاده، رابطه معنیداری بین تطابق آنتروپومتریکی با ارتفاع میز کار و امتیاز پوسچر مشاهده شد (۰/۰۵>P).
نتیجهگیری: تطابق نداشتن آنتروپومتریک با ایستگاهکاری عموماً پوسچر کاری را نامطلوب می کند. با وجود این، تطابق آنتروپومتریک با ارتفاع صندلی و ارتفاع میز کار، تنها عوامل تاثیرگذار بر امتیاز پوسچر کاری بود؛ از این رو، برای باز طراحی ایستگاههای کاری توجه ویژه به این عوامل پیشنهاد میشود.
انوشیروان صفری، شهناز طباطبایی، مهناز صارمی،
دوره 9، شماره 1 - ( 2-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: در صنعت تولید خودرو، مونتاژکاران به دلیل بار کاری زیاد در معرض استرس شغلی هستند. استرس با توانایی کار ارتباط دارد و می تواند بر آن تاثیر منفی بگذارد. این پژوهش تأثیر برنامه ارگونومی مبتنی بر مدیریت استرس شغلی (Ergo-JSI) بر شاخص توانایی کار و استرس شغلی مونتاژکاران را در یک کارخانه تولید قطعات خودرو بررسی کرده است.
روش کار: این مطالعه از نوع مداخله ای و به روش پیش آزمون و پس آزمون در بخش مونتاژ یک کارخانه تولید قطعات خودرو انجام شد. گروه نمونه شامل ۸۰ نفر از شاغلان این بخش بود و نمونه گیری بصورت سرشماری صورت گرفت. تجزیه و تحلیل ها داده ها به روش های آماری ویلکاکسون، t زوجی و آزمون ساین تست انجام شد. برنامه مداخله ای ارگونومی مبتنی بر استرس شغلی (Ergo-JSI) به مدت ۸ هفته اجرا شد. پرسشنامه های استرس شغلی (BJSQ)، شاخص توانایی کار (WAI)، چک پوینت های ارگونومی (ECP) و پیشگیری از استرس در محیط کار (سازمان بینالمللی کار) ابزار پژوهش بودند. ارزیابی میزان استرس شغلی بر اساس دو معیارA و B؛ استرس بالا به عنوان بالاترین سطح واکنش استرس (معیارA ) و داشتن سطح متوسط یا بالاتر واکنش استرس، همراه با داشتن بالاترین میزان استرسور شغلی یا کمترین حمایت اجتماعی در محل کار (معیار B) برای کارکنان تعیین شد.
یافته ها: برنامه مداخله ای به طور معناداری نمره توانایی کار کارگران را افزایش داد (۰/۰۰۱>P). همچنین سطح توانایی انجام کار در ۱۶/۲۵ درصد از کارگران افزایش یافت (۰/۰۱۲P=). به علاوه، نمره استرس شغلی کارگران، به میزان فراوانی کاهش یافت (۰/۰۵>P). تغییرات کمی در کاهش استرس براساس معیار A (۵۱/۲۵ درصد) و براساس معیارB پرسشنامه استرس شغلی BJSQ (۲۷/۵ درصد) مشاهده شد که از لحاظ آماری معنادار بود (۰/۰۰۱>P).
نتیجه گیری: برنامه مداخله ای مدیریت استرس شغلی) (Ergo-JSI با رویکرد فردی و سازمانی بر کاهش استرس شغلی و افزایش شاخص توانایی کار کارگران مونتاژ کارخانه تولید قطعات خودرو موثر بود. بنابراین، این برنامه ارگونومی مشارکتی که رویکردی یکپارچه دارد، می تواند سلامت روانی کارکنان را بهبود دهد.
انوشه فاضلی، حسن قاسم بیگی، محمد غفرانی،
دوره 9، شماره 1 - ( 2-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: انسان ها در گذشته به میزان امروز از مبلمان استفاده می کردند. با توسعه رفاه اجتماعی و اهمیت بهره وری در تولید، اهمیت ارگونومی و استانداردسازی مبلمان آشکار گردید؛ به طوری که امروزه بر کسی پوشیده نیست که رعایت نکردن عوامل انسانی در ساخت مبلمان، مشکلات فراوانی را متوجه سلامتی خواهد کرد. با توجه به اهمیت استاندارد بودن مبلمان، تحقیق حاضر با هدف بررسی استفاده از استانداردها در واحدهای تولیدی مبلمان استان تهران انجام شد.
روش کار: نمونه گیری در تحقیق حاضر، به صورت تصادفی خوشه ای انجام شد و پرسش نامههایی در اختیار تولیدکنندگان ارشد ۶۰ واحد تولیدی مبلمان قرار گرفت. تحلیل آماری داده های حاصل از پرسش نامه ها، به روش آزمون تی استیودنت تک نمونه ای و آزمون فریدمن در نرم افزار SPSS نسخه ۱۸ انجام شد.
یافته ها: بر طبق نتایج، بین میانگین همه شاخص های مورد مطالعه و میانگین مفروض جامعه، اختلاف معنی دار مشاهده شد. تولیدکنندگان مبلمان معتقد بودند نهادهای دولتی و غیر دولتی در زمینه بهروزرسانی استانداردهای صنعت مبلمان و آشنا کردن تولیدکنندگان با آن ضعیف ظاهر شده اند. از دیدگاه آنان، مصرف کنندگان تمایل زیادی به خرید مبلمان استاندارد و ارگونومیک نشان داده اند. همچنین تولیدکنندگان تا حد زیادی تمایل به استفاده از استانداردها داشته اند و استانداردهای ملی تطابق زیادی با بین المللی داشته است.
نتیجه گیری: تولید مبلمان با رعایت استانداردها موجب افزایش تمایل مصرف کنندگان به خرید و رضایت مندی آنان می شود. کیفیت بالای مواد اولیه وارداتی، موجب رقابت پذیر شدن مبلمان و هماهنگ شدن با استانداردهای بین المللی شده و تضمین کننده صادرات موفق مبلمان در کشور می گردد. تولید موفق مبلمان استاندارد، بستگی به تحقق همه شاخص های یاد شده در این تحقیق خواهد داشت.
داوود افشاری، پیام امینی، بهنوش جعفری، قاسم اکبری،
دوره 9، شماره 1 - ( 2-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: عوامل روانی- اجتماعی محیط کار ازجمله عوامل تأثیرگذار بر بهره وری کارکنان می باشد. از آنجاکه مطالعات اندکی در این حوزه انجام شده است، لذا این مطالعه با هدف بررسی ارتباط بین عوامل روانی- اجتماعی محیط کار بر بهره وری انجام شده است.
روش کار: مطالعه مقطعی و توصیفی- تحلیلی حاضر در سال ۱۳۹۹ و در بین ۱۰۵ نفر از کارکنان یک شرکت پخش مواد غذایی در اهواز انجام گرفت. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل پرسشنامه اطلاعات دموگرافیکی، پرسشنامه عوامل روانی - اجتماعی کپنهاگن (COPSOQ) و پرسشنامه بهره وری هرسی گلداسمیت بود. به منظور بررسی ارتباط بین متغیرها از آزمون های تی تست مستقل، آزمون آنالیز واریانس یک طرفه و ضریب همبستگی پیرسون استفاده گردید.
یافته ها: نتایج نشان داد که بین هیچ یک از متغیرهای جمعیت شناختی با امتیاز فاکتورهای روانی- اجتماعی و بهره وری ارتباط معناداری وجود ندارد (P>۰/۰۵). فاکتور روانی- اجتماعی ۲ ارتباط منفی و معناداری با میانگین امتیاز بهره وری، توانایی، وضوح نقش، حمایت سازمانی، انگیزه، بازخورد و اعتبار دارد. و فاکتور روانی- اجتماعی ۴ نیز با انگیزه، ارتباط منفی و معناداری دارد. میانگین امتیاز فاکتورهای روانی- اجتماعی، فاکتور ۱ و ۳ ارتباط مثبت و معناداری با میانگین امتیاز بهره وری، توانایی، وضوح نقش، حمایت سازمانی، انگیزه، بازخورد و اعتبار نشان دادند.
نتیجه گیری: با توجه به نقش عوامل روانی- اجتماعی محیط کار بر بهره وری کارکنان، لازم است مداخلات سازمانی به منظور کنترل عوامل روانی- اجتماعی مؤثر، مورد توجه قرار گیرد. توجه بیشتر به عوامل روانی- اجتماعی در محیط کار می تواند در بازدهی و بهره وری کارکنان و سازمان نقش مؤثری ایفا نماید.
لاله نظری، آزاده شاهچراغی، ایرج اعتصام،
دوره 9، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: رضایت شغلی و ارتقای کارایی کارکنان به دلیل ارتباط مستقیم با عوامل فردی و محیطی، از مهمترین مباحث در بهینهسازی محیط صنعتی میباشد. از آنجایی که اهرم اصلی کاهش یا افزایش بهرهوری، منابع انسانی است، یکی از مسایلی که مدیران پیشرو را در دهههای آینده درگیر خود خواهد ساخت، تلاش برای افزایش بهرهوری کارکنان است. با توجه به واگذاری برخی از امور محیطهای کار به بخش خصوصی و عدم نظارت بهداشتی کافی، در مواردی شاهد افزایش این نابسامانی در کشور نیز هستیم. محیط فیزیکی مصنوع، به صورت مستقیم و غیرمستقیم بر سلامت روانی اثر میگذارد و بدین معناست که محیط فیزیکی مثل محل سکونت و محل کار از مهمترین مکانها برای زندگی انسان است و برخی از اثرات روانشناختی آن ناشناخته مانده است. هدف از این تحقیق تبیین مدل بهینه سازی رابطه کارگر و محیط صنعتی از طریق معیارهای معماری است. تحقیق حاضر یک تحقیق کاربردی از نوع اکتشافی است.
روش کار: در این تحقیق از طریق مصاحبه به جمع آوری نظرات پرداخته شد. سپس با استفاده از روش گراندد تئوری و کدگذاری باز، محوری و انتخابی مدل مورد نظر توسعه داده شد. در ادامه با استفاده از بارهای عاملی در تحلیل عاملی تاییدی به بررسی اعتبار گویه ها با نرم افزار LISREL پرداخته شد.
یافتهها: نشان داد شاخصهایی همچون ارگونومی محیطی و فیزیکی، کنتراست بصری فضا، روانشناسی محیط، تفکیک عملی فضا، توجه به عامل صدا و رنگ در این میان تأثیرگذار هستند.
نتیجه گیری: آسایش روانشناختی جنبه اجتنابناپذیری در مطالعات رضایت کاربر است. این یافتهها به طراحان، معماران، برنامهریزان و مدیران تسهیلات کمک میکند تا اصول طراحی محیط کار را توسعه دهند.
عبداله واحدی، ایمان دیانت،
دوره 10، شماره 2 - ( 7-1401 )
چکیده
اهداف: چالشهای امروزه، مانند تغییر در ساختار جمعیت، نیروی کار متنوع، تولید انبوه و خودکار شدن تولید، نشاندهندهی لزوم بازنگری در سیستمهای تولید است. راهحلهای ارگونومیک کلاسیک برای حمل بارهای سنگین و فعالیتهای تکراری، کافی نیستند. اپلیکیشنهای دستیار انسانمحور باید با حمایت از کارگران برای کاهش تنشهای فیزیکی و روانی، این معضل را برطرف کنند. بررسیهای علمی زیادی به مشکلات فنی اگزواسکلت پرداختهاند ولی به اثر آن بر روی کاربر انسانی چندان توجه نشده است. به همین دلیل در این مقاله به بررسی مطالعاتی میپردازیم که از دید ارگونومی به اگزواسکلتهای صنعتی نگاه کردهاند.
روش کار: بررسی مقالات مرتبط با اگزواسکلت در مطالعات ارگونومی با استفاده از پایگاههای داده Scopus و PubMed انجام شده است، مقالات انتخاب شده در مجلات مورد بررسی، ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۱ چاپ شده است. کتابها، مقالات کنفرانس و گزارشها در این مطالعه بررسی نشد. این بررسی به نشریات علمی رسمی به زبان انگلیسی محدود بوده، مراجع به دست آمده از این جستجو بر اساس عنوان و چکیده غربال شده است. اگر چکیده دارای اطلاعات کافی نبود، کل متن مقاله بررسی شد. مقالاتی که از معیارهای انتخاب برخوردار بودند، در این بررسی آورده شدهاند.
یافتهها: مطالعات انجام شده در زمینهی اگزواسکلتهای صنعتی ارگونومیک، سهم ناچیزی از مطالعات اگزواسکلتهای صنعتی را شامل میشود. از سال ۲۰۱۲ تا زمان نگارش این مقاله، تعداد مطالعات در زمینه اگزواسکلتهای صنعتی ۹۶ مورد میباشد که ۱۰/۴۱ درصد از آن مربوط به مطالعاتی است که اگزواسکلتهای صنعتی با دید ارگونومیک طراحی یا ارزیابی شدهاند. همچنین این مقدار در مقایسه با تعداد مطالعاتی که از سال ۲۰۱۲ در زمینهی اگزواسکلت انجام شده است بسیار ناچیز و تنها درحدود ۰/۴ درصد از مطالعات را شامل میشود.
نتیجهگیری: مطالعات بررسی شده، به منظور تسهیل استفادهی موفقیتآمیز اگزواسکلتها در ساختارهای شغلی، با در نظر گرفتن حداقل سه بعد تأکید میکنند (الزامات جسمانی، عملکرد در وظیفه و قابلیت استفاده) که تمامی آنها میتوانند در تعیین کارآیی بالقوهی اسکلتهای خارجی در محیط کاری تأثیرگذار باشند. با توجه به توان بالقوهی مشهود در این فناوری، تحقیقات بیشتری در آینده مورد نیاز خواهند بود تا برخی از چالشهای مورد شناسایی را پوشش داده و روشهای طراحی اگزواسکلت را تحت حالات متنوعتر و واقعبینانهتری مورد مقایسه قرار دهند.
مهسا نیکنژاد، علی فرجی،
دوره 10، شماره 3 - ( 10-1401 )
چکیده
اهداف: هوای سالم هوایی عاری از هرگونه آلایندهای اعم از بوها، گازهای مضر، ریزگردها و ویروسها به ویژه کرونا است که توسط دستگاه تصفیه تهیه میگردد. یکی از معضلات کلان شهرها، نداشتن هوای سالم است که از مهمترین نیازهای بشر میباشد. هدف از انجام این مطالعه، طراحی دستگاه تصفیه هوای خانگی نوین با ویژگیهای تعاملی و ارگونومیک بود.
روش کار: هدف و ماهیت این پژوهش به ترتیب کاربردی و کیفی- توصیفی بود. از روش پیمایشی برای جمعآوری دادهها استفاده نمودیم. مهمترین ابزار آن به صورت میدانی، پرسشنامهی کلامی- تصویری محقق ساخته بوده که از واکاوی از گروه دلفی بهره برده است. روش طراحی به صورت کاربرد طراحینامه مبتنی بر روش طراحی تعامل و کاربرمحوری و به کارگیری تحلیل سلسلهمراتبی به منظور ارزیابی، شکل گرفته است.
یافتهها: دستاورد این پژوهش دستگاه تصفیه هوای خانگی نوین با ویژگیهای تعاملی و ارگونومیک و با نشان نیک است. از یکسو سهولت استفاده و تسریع در عملیات تصفیه با مساحت بیشتر نسبت به دستگاههای موجود از طریق صافیهای مختلف را محقق میسازد و از سوی دیگر اقتصادی و بهینه طراحی شده است. دارای تنظیم خودکار و دستی سرعت فن و کنترل از راه دور بوده، قابلیت استفاده به صورت ایستاده و دیواری را داشته و دوستدار محیطزیست میباشد.
نتیجهگیری: با به ارمغان آوردن کارآمدی، کارآیی، ایمنی/ راحتی، مطلوبیت، قابلیت یادگیری و یادآوری آسان به عنوان عناصر کاربردپذیری، ویژگیهایی همچون قابلیت رؤیت، بازخورد، محدودیتها، سازگاری و فراخوانی را به عنوان اهداف طراحی تعامل ارائه داد و یک تجربهی مطلوب کاربری را به نمایش گذاشت.
مریم ممتازبخش، سعید قاسمی، نبی امیدی، محمدرضا امیدی، وحیده منتی،
دوره 13، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلالات اسکلتی-عضلانی از چالشهای اصلی سلامت شغلی در صنایع با شرایط کاری چالش برانگیز مانند پتروشیمی هستند. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر مداخله ترکیبی ارگونومیک و ورزشی بر کاهش درد و بهبود عملکرد حرکتی کارکنان پتروشیمی ایلام انجام شد.
روش کار: این پژوهش نیمهتجربی با طرح پیشآزمون-پسآزمون بر روی ۴۰ کارگر مرد انجام شد. شرکتکنندگان به صورت تصادفی به دو گروه مداخله (ترکیب آموزش ارگونومی و تمرینات ورزشی) و کنترل تقسیم شدند. دادهها با پرسشنامههای نوردیک (NMQ) و عملکرد حرکتی (MPQ) جمعآوری و با آزمونهای t مستقل و تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر تحلیل شدند.
یافتهها: مداخله ترکیبی منجر به کاهش معنادار درد کمر (۵۵٪)، شانه (۵۶٪) و زانو (۵۷٪) و بهبود نمره کل عملکرد حرکتی (۴۳٪) شد (p < 0.001). اندازه اثر کوهن در محدوده ۱.۸ تا ۲.۵ نشاندهنده اثربخشی بالا بود.
نتیجهگیری: ترکیب مداخلات ارگونومیک و ورزشی منجر به کاهش معنادار دردهای اسکلتی-عضلانی و بهبود عملکرد حرکتی در کارکنان پتروشیمی شد. این یافتهها نشاندهنده تأثیر مثبت مداخله بر شاخصهای عملکرد حرکتی کارکنان است.