محسن عارف نژاد، فریبرز فتحی چگنی، مصطفی امیدنژاد،
دوره 9، شماره 2 - ( 7-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: شغل پرستاری اساساً دارای ماهیتی استرسزا میباشد. در این بین، شیوع ویروس همهگیر کرونا و انتشار سریع آن در سطح کشور باعث هجوم بیش از حد نرمال بیماران ناشی از این ویروس به بیمارستانها و افزایش استرس کاری پرستاران شده است. هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر استرس ابتلا به کرونا بر فرسودگی شغلی پرستاران با نقش تعدیلگر سرمایه روانشناختی در بیمارستان شهدای عشایر خرم آباد بود.
روش کار: پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از حیث جمع آوری دادهها از نوع تحقیقات توصیفی از شاخه مطالعات میدانی به شمار میآید که روش انجام آن به صورت پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش تعداد ۲۳۰ نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان شهدای عشایر خرم آباد بود که بر اساس جدول کرجسی و مورگان حجم نمونهای به تعداد ۱۴۰ نفر به روش تصادفی طبقهای از میان آنها انتخاب گردید. برای سنجش متغیرهای پژوهش از پرسشنامهای که شامل سه بخش استرس ابتلا به کرونا، فرسودگی شغلی و سرمایه روانشناختی بود، استفاده شده است. پایایی پرسشنامه، با استفاده از روش آلفای کرونباخ و روایی آن با استفاده از روایی همگرا به تأیید رسید. برای تجزیه و تحلیل دادهها از مدلسازی معادلات ساختاری و نرمافزار SPSS نسخه ۲۲ و PLS استفاده شده است.
یافتهها: نتایج نشاندهنده این است که در سطح اطمینان ۹۵ درصد استرس ابتلا به کرونا اثر مثبت و معنیداری بر فرسودگی شغلی پرستاران دارد (۰/۶۸۱ =β ,P value<۰/۰۵) و سرمایه روانشناختی در رابطه استرس ابتلا به کرونا و فرسودگی شغلی پرستاران نقش تعدیلگر دارد (۰/۱۶۷- =β ,P value<۰/۰۵).
نتیجه گیری: با توجه به یافتهها میتوان گفت که استرس ابتلا به کرونا نقش بارزی در افزایش فرسودگی شغلی پرستاران دارد و در این میان پرستاران با سرمایه روانشناختی قوی تر دچار فرسودگی شغلی کمتری نسبت به پرستاران با سرمایه روانشناختی ضعیفتر میشوند، لذا نیاز است تا با تقویت سرمایه روانشناختی در پرستاران، که یک مؤلفه آموزشپذیر میباشد و همچنین مجهز کردن پرستاران به بهترین تجهیزات، استرس ابتلا به کرونا را در آنها کاهش داد.
سمیه زارعی فتحآبادی، مریم خسرویزاد، مریم دمرچیلو، معصومه دمرلو ابهری،
دوره 14، شماره 2 - ( 4-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: محیطهای بیمارستانی به دلیل ماهیت خدمات، از جمله پرتنشترین محیطهای کاری محسوب میشوند که سلامت روان کارکنان را با چالش جدی مواجه میکنند. این پژوهش با هدف طراحی و آزمون مدل ساختاری بهزیستی روانشناختی در میان کارکنان کادر درمان و اداری بیمارستان میلاد تهران انجام شد. با توجه به تمرکز مطالعه بر یک مرکز درمانی تخصصی، نتایج بیشتر در سطح محیطهای بیمارستانی مشابه قابل تعمیم است و باید در تعمیم آن به سایر بخشهای نظام سلامت با احتیاط عمل شود.
روش کار: این مطالعه با رویکرد ترکیبی (اکتشافی متوالی) انجام گرفت. در فاز کیفی، با استفاده از پدیدارشناسی تفسیری و ۱۶ مصاحبه عمیق با خبرگان، هدف اصلی نه شناسایی متغیرهای جدید، بلکه بومیسازی ابعاد و استخراج شاخصهای زمینهمند مرتبط با بهزیستی روانشناختی در بافت بیمارستان میلاد تهران بود. دادهها با تحلیل مضمون (MAXQDA 2020) تحلیل شدند. در فاز کمی، بر اساس یافتههای کیفی، پرسشنامهای 30 گویهای تدوین و میان ۳۰۰ نفر از کارکنان بیمارستان توزیع شد. تحلیل دادهها و برازش مدل نهایی با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری (CB-SEM) در نرمافزار LISREL 8.8 انجام شد.
یافتهها: در فاز کیفی، ۳ مضمون اصلی (ویژگیهای شخصیتی، سرمایه روانشناختی و استرس شغلی) و ۳۰ مضمون فرعی استخراج گردید. نتایج آزمون مدل کمّی نشان داد که مدل مفهومی از برازش مطلوبی برخوردار است (χ²/df = 2.36, CFI = 0.93, RMSEA = 0.063). یافتهها مؤید آن بود که سرمایه روانشناختی (β = 0.48) و ویژگیهای شخصیتی (β = 0.41) تأثیر مثبت و معنادار، و استرس شغلی (β = -0.33) تأثیر منفی و معناداری بر بهزیستی روانشناختی دارند (p < 0.001). در این میان، «سرمایه روانشناختی» بهعنوان قویترین پیشبین مثبت بهزیستی شناسایی شد.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش بر ضرورت حرکت از رویکردهای صرفاً مبتنی بر کارایی و کنترل عملکرد (مدیریت ابزارمحور) به سمت رویکردهای انسانمحور در مدیریت منابع انسانی سلامت تأکید دارد؛ رویکردی که در آن سلامت روان، تجربه زیسته کارکنان و سرمایه روانشناختی آنان بهعنوان مؤلفههای کلیدی در تصمیمگیریهای سازمانی و طراحی مداخلات محیط کار مورد توجه قرار میگیرد. در این چارچوب، تقویت سرمایه روانشناختی میتواند بهعنوان یک منبع تعدیلکننده، اثرات منفی استرسهای شغلی را کاهش داده و به پایداری بهزیستی روانشناختی در محیطهای بیمارستانی کمک کند