13 نتیجه برای رضایت شغلی
سید ابولفضل ذاکریان، غلام حیدر تیموری، ایمان احمدنژاد، مرضیه عباسی نیا، عبدالرسول رحمانی، مهدی اصغری،
دوره 1، شماره 3 - ( 12-1392 )
چکیده
مقدمه: هدف از مطالعه حاضر بررسی ابعاد کیفیت زندگی کاری و
ارتباط آن با سطح رضایت شغلی کارکنان شاغل در یک صنعت خودروسازی بود.
مواد و روشها: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی 150 نفر از کارگران
شاغل در یکی از صنایع خودروسازی شهر تهران به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار
جمع آوری اطلاعات 3 پرسشنامه مشخصات دموگرافیک، کیفیت زندگی کاری و رضایت شغلی بودند.
برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و آزمونهای آنالیز واریانس، تی، همبستگی
و آنالیز رگرسیون استفاده شد.
یافتهها: تقریباً 6% افراد بار کاری خود را کاملا سبک، 11.3% افراد بار کاری خود را متوسط،60.7% افراد سنگین و 22% بسیار سنگین عنوان نمودند.
متوسط رضایت شغلی افراد 13.45± 55.94بود. 15.3%(23) افراد دارای رضایت شغلی پایین،68.7%(103) دارای رضایت شغلی متوسط و 16%(24) دارای رضایت شغلی
بالا بودند. بین کیفیت زندگی کاری و رضایت شغلی رابطه معنادار و مثبتی وجود داشت (p=0.001). همچنین وضعیت سلامت عمومی
بر عامل رضایت شغلی بیشترین تأثیر را دارا بود.
نتیجهگیری:
بهطور کلی میان کیفیت زندگی کاری و رضایت شغلی رابطه معنادار و مثبتی وجود داشت، بهگونهای
که کیفیت زندگی کاری بالاتر، رضایت شغلی بیشتری را برای کارکنان به همراه داشت. همچنین
نتایج مطالعه حاضر به نقش و تأثیر مدیریت و سرپرستان برای انجام مداخلات مؤثر به منظور
بهبود کیفیت زندگی کاری و رضایت شغلی تأکید دارد. بنابراین انجام مطالعات بیشتر برای
شناسایی دیگر عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی کاری و رضایت شغلی پیشنهاد میگردد.
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
زهرا زمانیان، مرضیه روشن سروستانی، میترا صداقتی، مهناز قطمیری، بهرام کوهنورد،
دوره 3، شماره 4 - ( 12-1394 )
چکیده
مقدمه: اساتید و کارکنان از ارکان اساسی در هر دانشگاه میباشند. بدیهی است که اختلال در این ارکان سبب افت کیفیت آموزشی و ارائه خدمات آموزشی خواهد شد. هدف این مطالعه ارزیابی ارتباط بار کاری ذهنی اساتید با رضایت شغلی آنان در دانشگاه علوم پزشکی و دانشگاه وابسته به وزارت علوم میباشد.
مواد و روشها: مطالعه بهصورت توصیفی – تحلیلی و بر روی 164 نفر از اساتید و کارکنان انجام شد. ابزار پژوهش شامل سه پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک، شاخص بار کاری (NASA TLX) و رضایت شغلی (JDI) بود. جهت آنالیز دادهها از روش One Way ANOVA استفاده گردید.
یافتهها: نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که بار کار در افراد مورد مطالعه تأثیر معناداری بر روی رضایت شغلی در این افراد ندارد (05/0p>) و در بررسیهای انجام شده در هر گروه میزان بارکاری در گروه اساتید بیشتر از گروه کارمندان و در اساتید دانشگاه علوم پزشکی بیشتر از گروه اساتید دانشگاه وابسته به وزارت علوم میباشد. در صورتی که 5/14% از اساتید دانشگاه علوم پزشکی و 76/30% از اساتید دانشگاه وابسته به وزارت علوم رضایت شغلی داشتند و میزان سطح رضایت شغلی در گروه اساتید کمتر از کارکنان بود. عدم وجود ارتباط بین سطح رضایت شغلی و بارکاری با ویژگیهای شغلی و دموگرافیک فرد از دیگر نتایج این مطالعه بود.
نتیجهگیری: با توجه به بالا بودن میزان فشار ذهنی، فشار زمانی و تلاش و کوشش نسبت به دیگر زیر مقیاسهای بارکاری اساتید، توصیه میشود که مطالعات بیشتری در راستای علل ایجاد فشارها به عملآید تا بتوان راههای کاهش این پارامترها را تعیین و در راستای کاهش یا حذف آنها اقداماتی به عمل آورد.
محسن شیرمحمدزاده، ابوالفضل قاسم زاده علیشاهی، مهدی کاظم زاده بیطالی،
دوره 6، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی خودکارآمدی شغلی در رابطه بین توسعه حرفه ای با رضایت و تعهد شغلی انجام شد.
روش کار: این پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری می باشد. جامعه آماری 322 نفر از کارکنان ادارات ورزش و جوانان استان آذربایجان شرقی بود که از میان آنان 203 نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند که برای تعیین حجم نمونه از جدول کرجسی و مورگان استفاده شد. برای گردآوری داده ها، از پرسشنامه های استاندارد استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از شاخص های توصیفی و روش مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل گردید.
یافته ها: بررسی تجزیه و تحلیل آماری نشان داد که بین توسعه حرفه ای با رضایت و تعهد شغلی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد که بین خود کارآمدی با رضایت و تعهد شغلی رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد بیشترین میزان همبستگی معنی دار به رابطه بین توسعه حرفه ای با رضایت شغلی و کمترین میزان همبستگی معنی دار به رابطه بین توسعه حرفه ای و خودکارآمدی مربوط می شود. علاوه برای این نتایج نشان داد که نقش میانجی خودکارآمدی شغلی در رابطه توسعه حرفه ای با رضایت و تعهد شغلی تائید می شود.
نتیجه گیری: با توجه به یافته ها میتوان نتیجه گرفته که توسعه حرفه ای به طور مستقیم باعث ارتقاء رضایت و تعهد شغلی می شود. همچنین با تایید نقش خودکارآمدی شغلی، توسعه حرفه ای دارای اثر غیرمستقیم، مثبت و معنی دار بر رضایت و تعهد شغلی می باشد.
فاطمه ضامنی، احمد سلطان زاده، پروین نصیری،
دوره 6، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: در دنیای صنعتی امروز، سلامتی نیروی کار میتواند تحتتأثیر برهمکنش ریسکفاکتورهای مختلف قرار گیرد. ازاینرو پژوهش حاضر با هدف ارزیابی و تحلیل رابطه بین فاکتورهای نوبتکاری، استرس شغلی، رضایت شغلی و سلامتی در صنعت پتروشیمی صورت گرفته است.
روش کار: مطالعه حاضر با استفاده از روش توصیفی- پیمایشی اجرا شد و جامعه آماری آن کلیه کارکنان یک شرکت پتروشیمی (۴۰۰۰ نفر) را در بر میگیرد. نمونه مطالعه براساس فرمول کوکران ۳۶۰ نفر محاسبه شد که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. جمعآوری اطلاعات با پرسشنامه تلفیقی با پایایی بالا (آلفای کرونباخ=۰/۸۳) انجام شد. در نهایت دادهها با نرمافزار SPSS نسخه ۲۲ تجزیهوتحلیل شد.
یافتهها: نتایج تحلیلی ارتباط نوبتکاری، استرس شغلی، رضایت شغلی و سلامتی نشان داد تمام فرضیات موجود در مدل مفهومی طراحیشده، تأیید شده است و بین این فاکتورها ارتباط معناداری وجود دارد (۰/۰۰۱>P). همچنین نتایج نشان داد علاوه بر تأثیر مستقیم نوبتکاری بر سلامتی، نوبتکاری بهواسطه تأثیر بر استرس شغلی و رضایت شغلی بهطور غیرمستقیم با سلامتی ارتباط معنیدار دارد (۰/۰۰۱>P).
نتیجهگیری: نتایج نشان داد نوبتکاری هم بهعنوان فاکتور مستقیم و هم بهعنوان میانجی و فاکتور غیرمستقیم و از طریق تأثیر بر فاکتورهایی مانند رضایت شغلی و استرس شغلی میتواند بر سلامتی نیروی کار تاثیرگذار باشد. بنابراین، توجه به این پدیده سازمانی و بازطراحی یا تغییر در آن میتواند نقش مهمی در افزایش سطح سلامت نیروی شغلی و انگیزش شغلی و همچنین بهرهوری سازمانی داشته باشد.
محمدصادق سهرابی، ندا مهدوی،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از اثربخشترین روشهای مدیریت ریسک فاکتورهای ارگونومی در محیط کاری دخیلکردن کارکنان در شناسایی و ارزیابی این ریسکها و درنهایت طرحریزی و اجرای مداخلات از سوی خود آنهاست؛ بنابراین هدف مطالعه حاضر اجرای برنامه ارگونومی مشارکتی با تکیه بر انتقال دانش ارگونومی به کارکنان و بررسی تأثیر مداخلات حاصل از این برنامه بر شاخصهای ماکروارگونومی است.
روش کار: مطالعه پیشرو بهصورت مداخلهای نیمه-تجربی با همکاری یازده نفر از کارکنان یکی از آزمایشگاههای تشخیص طبی انجام شده است. برای این منظور، از ابزارهای پرسشنامه رضایت شغلی مینهسوتا و شناخت شغل واگنر استفاده شد. برنامه ارگونومی مشارکتی این مطالعه براساس راهنمای کلینیک بهداشت شغلی اُنتاریو کانادا (Occupational Health Clinics for Ontario Workers Inc (OHCOW اجرا شد. تفاوت سطح مؤلفههایی همچون رضایت شغلی و افزایش توان انگیزشی کارکنان، قبل و بعد از اجرای مداخلات حاصل از برنامه ارگونومی مشارکتی OHCOW، با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه ۲۳ در این محیط کاری بررسی شد.
یافتهها: میزان رضایت شغلی قبل و بعد از اجرای مداخلات ارگونومی مشارکتی با وجود افزایش نسبی، تفاوت معنیداری نداشت، اما در یکی از مقیاسهای آن یعنی «جو سازمانی»، تغییر معنیداری ایجاد شده بود (۰/۰۱۶=P). همچنین توان بالقوه انگیزشی کارکنان بعد از اجرای مداخلات در مقایسه با قبل از آن افزایش معنیداری داشت (۰/۰۱۳=P).
نتیجهگیری: در این مطالعه از ارگونومی مشارکتی با هدف بهبود برخی جنبههای ماکروارگونومی استفاده شد. براساس نتایج، ارگونومی مشارکتی میتواند برخی مقیاسهای رضایت شغلی و توان انگیزشی را در میان کارکنان افزایش دهد. درنهایت پیشنهاد میشود زمان بیشتری برای تأثیرگذاری مداخلات در نظر گرفته شود.
فاطمه رستمی، مریم فیض عارفی، امین بابایی پویا، اعظم جهانگیری مهر،
دوره 8، شماره 2 - ( 4-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: پرستاران جز کارکنان اصلی هر بیمارستانی هستند. تعداد مراجعین زیاد ، حجم کار بالا و کمبود پرسنل باعث افزایش بار کار ذهنی در پرستاران می شود. از طرفی کاهش میزان کنترل فرایند کاری منجر به فشار روانی می شود .هدف از مطالعه حاضر بررسی نقش میانجی گری کنترل شغلی در تبیین ارتباط بین رضایت شغلی و بارکار ذهنی در پرستاران است.
روش کار: مطالعه حاضر به صورت توصیفی – تحلیلی بر روی ۱۸۸ پرستار بیمارستان های آموزشی شهر شوشتر و اردبیل در سال ۱۳۹۸ انجام شد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک، پرسشنامه NASA-TLX، پرسشنامه رضایت شغلی JDI و پرسشنامه کنترل شغلی بود. جهت تحلیل داده ها از ضریب همبستگی و تحلیل رگرسیون با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۱۸ و نرم افزار AMOS نسخه ۱۸صورت گرفت.
یافته ها: بر اساس نتایج مدل نهایی از برازش خوبی برخوردار بود (۰/۸۵۹ = GFI، ۰/۹۲۱= CFI، ۰۶۷/۰=RMSEA ). همچنین نتایج نشان داد بین بار کار ذهنی و رضایت شغلی رابطه معنی دار وجود دارد (۰/۰۰۱ >p ، ۰/۳۳- r=) و این رابطه با حضور کنترل شغلی افزایش یافته است (۰/۰۰۱ >p ، ۰/۴۲- r=).
نتیجه گیری: میزان بالای کنترل شغلی، با افزایش میزان رضایت شغلی و کاهش بار کار فکری همراه است. در نتیجه جهت کاهش بار کار فکری و افزایش رضایت شغلی می توان کنترل شغلی پرستاران را جهت بهبود شرایط کاری افزایش داد.
رامین رحمانی، علی ابرازه، فرزاد زندی، رقیه روحی، شیردل زندی،
دوره 8، شماره 4 - ( 11-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: : توجه به نیروی انسانی یکی از اصول اساسی برای افزایش بهرهوری و کیفیت ارائۀ خدمات در بیمارستانهاست؛ بنابراین، مطالعۀ حاضر با هدف مقایسۀ میزان رضایت شغلی و استرس شغلی و ارتباط این دو مؤلفه در پرستاران و کارکنان اتاق عمل و هوشبَری انجام شد.
روش کار: این مطالعۀ توصیفی از نوع علّیمقایسهای بود که آذر ۱۳۹۸ در بیمارستانهای آموزشی زابل با شرکت ۱۷۵ نفر از پرستاران و کارکنان اتاق عمل و هوشبَری انجام شد. برای جمعآوری اطلاعات، پرسشنامۀ سهبخشی (اطلاعات جمعیتشناختی و رضایت شغلی و استرس شغلی) بهکار رفت. ناگفته نماند اطلاعات با استفاده از نسخۀ ۲۰ نرمافزار SPSS، ضریب همبستگی پیرسون، آزمونهای T مستقل و تحلیل واریانس یکطرفه تجزیهوتحلیل شد.
یافتهها: در این مطالعه، مشخص شد پرستاران بیشترین رضایت شغلی و کارکنان هوشبَری و اتاق عمل کمترین رضایت شغلی را داشتند. همچنین، بیشترین و کمترین میزان استرس شغلی بهترتیب به کارکنان هوشبَری و پرستاران مربوط و تفاوت در هر دو مؤلفه در بین سه گروه معنادار بود. بررسیهای بیشتر در این زمینه نشان داد که بهطورکلی همبستگی منفی و معناداری بین رضایت شغلی و استرس شغلی وجود داشت.
نتیجه گیری: باتوجهبه اینکه کارکنان هوشبَری درمقایسهبا دو گروه دیگر وضعیت نامطلوبتری داشتند، توصیه میشود برنامهریزیهای کاری و مدیریتی در بیمارستانها بهتفکیک گروههای شغلی و برای هر گروه جداگانه مطالعاتی بهمنظور نیازسنجی انجام شود.
زهرا لطفی، محمد حسنی، مهدی نجاری،
دوره 9، شماره 2 - ( 7-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: جو اﺧﻼﻗﻲ و فرسودگی کارکنان ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﺴﺄﻟﻪای ﻣﻬﻢ ﺑﺮای ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ سازمان ﻣﻄﺮح است و ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺑﺎﻳﺪ ﻧﻘﺸﻲ اﺳﺎﺳﻲ در بهبود عملکرد کارکنان و سازمان داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. پژوهش حاضر با هدف مدلیابی ساختاری ارتباط جو اخلاقی و فرسودگی هیجانی با رضایت شغلی و تمایل به ترک شغل انجام گرفت.
روش کار: مطالعۀ حاضر از نظر هدف، پژوهش کاربردی و از نظر شیوه جمعآوری دادهها از نوع توصیفی - همبستگی است. جامعۀ آماری شامل ۱۲۵ نفر از کارکنان ستادی شرکت گاز آذربایجان غربی است که به شیوۀ سرشماری مورد پژوهش قرار گرفتند. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه است. جهت بررسی روایی و پایایی ابزارهای اندازهگیری از تحلیل عاملی تأییدی و روش آلفای کرونباخ استفاده شد. برای تحلیل دادهها از روش مدلسازی معادلات ساختاری با کمک نرمافزار Smart PLS استفاده شد.
یافتهها: نتایج ضرایب تعیین نشان داد که جو اخلاقی قادر به تبیین بیش از ۲۲ درصد از تغییرات فرسودگی هیجانی است. همچنین فرسودگی هیجانی قادر به تبیین بیش از ۴۴ درصد از تغییرات رضایت شغلی و ۱۸ درصد از تغییرات تمایل به ترک شغل است. ضریب تأثیر جو اخلاقی بر رضایت شغلی با واسطه فرسودگی هیجانی نیز برابر با ۰/۰۷ بود. و ضریب تأثیر جو اخلاقی بر تمایل به ترک شغل با واسطه فرسودگی هیجانی نیز برابر با ۰/۰۹- بود.
نتیجهگیری: بهبود جو اخلاقی سازمان و کاهش فرسودگی هیجانی کارکنان باعث رضایت شغلی و تعهد کارکنان میشود و در نتیجه عملکرد کارکنان و سازمان بهبود پیدا میکند.
لاله نظری، آزاده شاهچراغی، ایرج اعتصام،
دوره 9، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: رضایت شغلی و ارتقای کارایی کارکنان به دلیل ارتباط مستقیم با عوامل فردی و محیطی، از مهمترین مباحث در بهینهسازی محیط صنعتی میباشد. از آنجایی که اهرم اصلی کاهش یا افزایش بهرهوری، منابع انسانی است، یکی از مسایلی که مدیران پیشرو را در دهههای آینده درگیر خود خواهد ساخت، تلاش برای افزایش بهرهوری کارکنان است. با توجه به واگذاری برخی از امور محیطهای کار به بخش خصوصی و عدم نظارت بهداشتی کافی، در مواردی شاهد افزایش این نابسامانی در کشور نیز هستیم. محیط فیزیکی مصنوع، به صورت مستقیم و غیرمستقیم بر سلامت روانی اثر میگذارد و بدین معناست که محیط فیزیکی مثل محل سکونت و محل کار از مهمترین مکانها برای زندگی انسان است و برخی از اثرات روانشناختی آن ناشناخته مانده است. هدف از این تحقیق تبیین مدل بهینه سازی رابطه کارگر و محیط صنعتی از طریق معیارهای معماری است. تحقیق حاضر یک تحقیق کاربردی از نوع اکتشافی است.
روش کار: در این تحقیق از طریق مصاحبه به جمع آوری نظرات پرداخته شد. سپس با استفاده از روش گراندد تئوری و کدگذاری باز، محوری و انتخابی مدل مورد نظر توسعه داده شد. در ادامه با استفاده از بارهای عاملی در تحلیل عاملی تاییدی به بررسی اعتبار گویه ها با نرم افزار LISREL پرداخته شد.
یافتهها: نشان داد شاخصهایی همچون ارگونومی محیطی و فیزیکی، کنتراست بصری فضا، روانشناسی محیط، تفکیک عملی فضا، توجه به عامل صدا و رنگ در این میان تأثیرگذار هستند.
نتیجه گیری: آسایش روانشناختی جنبه اجتنابناپذیری در مطالعات رضایت کاربر است. این یافتهها به طراحان، معماران، برنامهریزان و مدیران تسهیلات کمک میکند تا اصول طراحی محیط کار را توسعه دهند.
عباسعلی جعفری ندوشن، محمدرضا زارع بنادکوکی، نیلوفر ندافی،
دوره 9، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: با شیوع ویروس کووید-۱۹، ممکن است رضایت شغلی و سلامت روان کارکنان به خصوص مراکز بهداشت و درمان در معرض خطر قرار گیرد. هدف پژوهش، بررسی تأثیر ویروس کووید-۱۹ روی رضایت شغلی و سلامت روان کارکنان مراکز بهداشت و درمان شهرستان یزد در سال ۱۳۹۹ میباشد.
روشکار: مطالعهی حاضر از نوع توصیفی- پیمایشی است و با انتخاب ۲۶۵ نمونهی تصادفی طبقهای از کارکنان مراکز بهداشت و درمان شهرستان یزد انجام شده است. ابزار پژوهش شامل پرسشنامههای رضایت شغلی مینهسوتا (Minnesota Satisfaction Questionnaire)، سلامت عمومی (General Health Questionnaire) و مقیاس اضطراب کرونا بود. تحلیل دادهها توسط آزمونهای ANOVA، Chi-square و همبستگی Pearson انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که رضایت شغلی و سلامت روان کارکنان به ترتیب در وضعیت متوسط و خطرناک قرار دارد و اضطراب کرونا روی رضایت شغلی (r=-۰/۶۱۱، P=۰/۰۰۹) و سلامت روان (r=-۰/۸۲۶، P=۰/۰۰۱) همبستگی معنیدار دارد. سن، جنسیت و تأهل روی رضایت شغلی، سلامت روان و اضطراب کرونا تأثیر معنیدار دارند (۰/۰۵ > P).
نتیجهگیری: پیشنهاد میگردد متولیان حوزه بهداشت و سلامت در شرایط شیوع ویروس کووید-۱۹ حمایتهای مالی و معنوی خود از کارکنان مراکر بهداشت و درمان افزایش دهند. همچنین نوبتی کردن کارکنان و استخدام پرسنل جدید نیز از جمله مواردی است که میتواند جهت بهبود رضایت شغلی و سلامت روان پرسنل، توسط مدیران مربوطه اتخاذ گردد.
حمیده عباسی، سارا حاجت پور،
دوره 11، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده
اهداف: یکی از شیوههای مناسب برای حفظ و ارتقای منابع انسانی، بهبود رضایت شغلی کارکنان است. از طرف دیگر، استفاده از مدیران با سبک رهبری تحولگرا یکی از عوامل مهم ارتقای رضایت شغلی است. هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر رهبری تحولگرا بر رضایت شغلی کارکنان، با توجه به نقش میانجی توانمندسازی روانشناختی است.
روش کار: جامعهی آماری این تحقیق کارکنان ستاد مرکزی سازمان تأمین اجتماعی تهران به تعداد ۱۵۰۰ نفر بود. حجم نمونه با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی و با استفاده از فرمول کوکران، ۳۰۶ نفر محاسبه شد. ابزارگردآوری اطلاعات پرسشنامهی استاندارد رهبری تحولگرای باس و آولیو، پرسشنامهی رضایت شغلی مینهسوتا و پرسشنامهی توانمندسازی روانشناختی اسپریتزر بود. روایی پرسشنامهها با روایی صوری و محتوایی و پایایی با ضریب آلفای کرونباخ سنجیده شد که مقدار آن برای پرسشنامهی رهبری تحولگرا ۰/۷۹، برای پرسشنامهی توانمندسازی ۰/۸۳ و برای پرسشنامهی رضایت شغلی ۰/۸۲ محاسبه شد. تجزیهوتحلیل دادههای پژوهش از طریق تحلیل مسیر و مدل معادلات ساختاری با استفاده از نرمافزار اسمارت پیالاس انجام شد.
یافتهها: بر اساس یافتهها، تمام فرضیههای تحقیق تأیید شد. نتایج بهدستآمده از آزمون سوبل نشان میدهد که اثر غیرمستقیم سبک رهبری تحولگرا بر رضایت شغلی بهواسطهی توانمندسازی کارکنان برابر ۰/۵۵۶ شده است. مقدار مثبت بتا (۰/۵۵۶) نشان از مثبت بودن شدت اثر دارد.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش نشان میدهد که ایفای نقش رهبری تحولگرا توسط مدیران سازمان، از طریق ایجاد گونهای از شرایط کاری که فراهمکنندهی توانمندسازی کارکنان باشد، بر احساس رضایت از شغل و بهبود آن مؤثر خواهد بود.
رضا نقدبیشی، مهرناز وفائیپور،
دوره 14، شماره 3 - ( 7-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: این پژوهش به بررسی ارتباط عناصر معماری داخلی با بهرهوری کارکنان در دفاتر طراحی معماری پرداخته است. با توجه به اینکه دفاتر کاری در حال تطبیق محیطهای فیزیکی خود برای حمایت از خلاقیت و عملکرد کارکنان هستند، درک نیازهای واقعی کاربران به عاملی ضروری تبدیل شده است. این تحقیق بر این فرض استوار است که کیفیت محیط داخلی میتواند بر ابعاد مختلف بهرهوری تأثیرگذار باشد.
روش کار: این مطالعه با بهرهگیری از رویکرد روش ترکیبی (کیفی–کمی) و در چارچوب پارادایم عملگرایی انجام شده است. در مرحله کیفی، متغیرهای پژوهش از طریق تحلیل محتوای دادهها با استفاده از نرمافزار مکس کیو دی ای شناسایی شدند و بر اساس آن، پرسشنامهای توسط پژوهشگر طراحی گردید. در مرحله کمی، دادهها از 97 نفر از کارکنان دفاتر معماری جمعآوری شد.
یافتهها: نتایج آزمون همبستگی اسپیرمن نشان داد که رابطهای مثبت اما ضعیف میان معماری داخلی و بهرهوری وجود دارد (r = 0.208، p < 0.05). در میان متغیرهای بررسیشده، مصالح بیشترین ارتباط را با بُعد فیزیکی محیط کار نشان دادند (r = 0.275)، در حالی که تهویه بیشترین همبستگی را با انگیزش کارکنان داشت (248/0=r). در مجموع، همبستگی مؤلفههای محیطی با ابعاد بهرهوری ضعیف بود؛ این امر نشان میدهد عوامل فردی و سازمانی نیز احتمالاً در تبیین بهرهوری کارکنان نقش دارند.
نتیجهگیری: در مجموع، بهرهوری در محیطهای کاری معماری حاصل تعامل میان کیفیت محیط داخلی، ویژگیهای فردی کارکنان و ساختارهای سازمانی است. توجه متعادل به این ابعاد میتواند موجب بهبود تجربه کاری و حمایت از عملکرد پایدار کارکنان شود.
حمیده عباسی، امیر میگونی،
دوره 14، شماره 3 - ( 7-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر رهبری تحولگرا بر بهزیستی روانشناختی با نقش میانجی رضایت و اشتیاق شغلی کارکنان بوده است.
روش کار: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی-پیمایشی بوده است. جامعه آماری شامل کارکنان سازمان مرکزی دانشگاه فنی و حرفهای تهران به تعداد 200 نفر بوده است که بر اساس فرمول کوکران از این تعداد، 131 نفر به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. گردآوری دادهها با استفاده از پرسشنامه ابوالناصر و همکاران (2023) انجام شده است. روایی ابزار از طریق روایی صوری و محتوایی و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ تأیید گردیده است. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری در نرمافزار Smart PLS اجرا شده است.
یافتهها : یافتهها نشان داد رهبری تحولگرا تأثیر مثبت و معناداری بر رضایت شغلی، اشتیاق شغلی کارکنان و بهزیستی روانشناختی دارد. همچنین رضایت شغلی و اشتیاق شغلی اثر مثبت و معناداری بر بهزیستی روانشناختی دارند. نتایج همچنین نشان داد رضایت شغلی و اشتیاق شغلی نقش میانجی معناداری در رابطه بین رهبری تحولگرا و بهزیستی روانشناختی ایفا میکنند.
نتیجهگیری: در مجموع، نتایج پژوهش نشان میدهد که سازمانهای آموزشی میتوانند با بهکارگیری سبک رهبری تحولگرا، ضمن ارتقای رضایت شغلی و اشتیاق شغلی کارکنان در نهایت بهزیستی روانشناختی کارکنان خود را بهبود داده و بهرهوری پایدار ایجاد کنند.