ندا سادات جعفری، نبی امیدی، محمد سَرائیطلب، محمدرضا کرمانی، الهام خسروی،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1404 )
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف طراحی و اعتبارسنجی یک مدل یکپارچه برای توسعه مهارتهای نرم انجام شد که توانمندسازی مبتنی بر فناوری را با اصول ارگونومی شناختی در هم میآمیزد.
روش کار: این پژوهش از نوع ترکیبی با طرح اکتشافی متوالی بود. در فاز کیفی، با استفاده از نمونهگیری هدفمند، با ۱۸ نفر از نخبگان دانشگاهی و مدیران ارشد بانک مصاحبه عمیق انجام و دادهها با روش تحلیل تماتیک تحلیل شدند. در فاز کمی که از نوع توصیفی-پیمایشی بود، مدل مفهومی استخراجشده از فاز کیفی، از طریق پرسشنامه محققساخته بر روی نمونهای متشکل از ۳۹۵ نفر از کارکنان ستادی و شعب بانک رفاه کارگران آزمون شد. تحلیل دادهها و ارزیابی مدل با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) در نرمافزار AMOS 26 انجام گرفت.
یافتهها: تحلیل کیفی منجر به شناسایی ۴ مضمون اصلی و ۲۸ مضمون فرعی شد که ابعاد مدل را تشکیل دادند: توانمندسازی مبتنی بر فناوری، ملاحظات ارگونومی شناختی، عوامل زمینهای و سازمانی، و توسعه یکپارچه مهارتهای نرم (پیامد). نتایج آزمون مدل کمی نشان داد که مدل از برازش مطلوبی برخوردار است و هر سه بُعد پیشبین تأثیر مثبت و معناداری بر توسعه مهارتهای نرم داشتند. در این میان، «عوامل زمینهای و سازمانی» با ضریب مسیر استاندارد ۰.۴۵ بیشترین تأثیر را به خود اختصاص داد و بهعنوان قویترین پیشبین شناسایی شد.
نتیجهگیری: این یافته بر ضرورت یک نگرش سیستمی که تعامل میان انسان، فناوری و ساختار سازمانی را به رسمیت میشناسد، تأکید داشته و نشان میدهد که موفقیت در توانمندسازی کارکنان، نیازمند توجه همزمان به ابزارهای فناورانه و اصول ارگونومی شناختی است.