اهداف: ادغام سریع هوش مصنوعی در محیطهای کاری، موجب دگرگونی در ساختار مشاغل، خودکارسازی وظایف و تغییر در تجربههای کاری کارکنان شده است. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه نگرش کارکنان نسبت به هوش مصنوعی با افسردگی شغلی، با نقش میانجی ناامنی شغلی و تناسب شغلی ادراکشده است.
روش کار: در این پژوهش توصیفی ـ همبستگی ۲۶۱ نفر از کارکنان شرکت مخابرات استان کرمان به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامههای نگرش نسبت به هوش مصنوعی شپمن و رودوی (۲۰۲۰)، عدم امنیت شغلی ناساسیرا (۲۰۲۰)، خودپنداره شغلی شفیع آبادی و رضایی (۱۳۷۶) و افسردگی شغلی بیانچی و شونفلد (۲۰۲۰) را تکمیل کردند. مدل مفهومی پژوهش از طریق مدلیابی معادلات ساختاری بر پایه حداقل مربعات جزئی آزموده شد.
یافتهها: نگرش مثبت نسبت به هوش مصنوعی با کاهش معنادار افسردگی شغلی (۰/۰۳۸P= ، ۰/۱۲β=)، کاهش ناامنی شغلی (۰/۰۰۱P< ، ۰/۵۰۱-β=) و افزایش تناسب شغلی (۰/۰۰۱P< ، ۰/۴۷۱β=) همراه است. ناامنی شغلی رابطهای مثبت (۰/۰۰۱P< ، ۰/۴۷۱β=) و تناسب شغلی رابطهای منفی (۰/۰۰۱P< ، ۰/۲۴۳-β=) با افسردگی شغلی داشتند. ناامنی شغلی (۰/۰۰۱P< ، ۰/۲۰۹-β=) و تناسب شغلی (۰/۰۰۲P< ، ۰/۱۱۴-β=) نقش میانجی در رابطه نگرش نسبت به هوش مصنوعی و افسردگی شغلی داشتند.
نتیجهگیری: نگرش مثبت نسبت به هوش مصنوعی موجب کاهش افسردگی شغلی از طریق کاهش ناامنی شغلی و افزایش تناسب شغلی میشود. یافتهها بیانگر اهمیت ایجاد نگرش مثبت نسبت به هوش مصنوعی از طریق آموزش، بازطراحی نقشها و ارتباطات شفاف در سازمانهاست، تا امنیت روانی و تناسب شغلی کارکنان تقویت شود.