مریم شکری، جعفر نصیر ناتری،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1405 )
چکیده
اهداف: با گسترش فزاینده هوشمندسازی شهری، چالشهای بهرهوری کارکنان شهرداری به مسئله سازمانی و خدماتی حیاتی تبدیل شده است. این پژوهش برای ارتقای کارایی و عملکرد کارکنان شهرداریهای هوشمند، با هدف طراحی مدل یکپارچه مدیریت تحولگرا، هوشمندسازی شهری و ارگونومی سازمانی انجام شد.
روش کار: پژوهش با رویکرد ترکیبی انجام شد. در فاز کیفی، با هجده نخبه و کارشناس ارشد مصاحبه عمیق شد و دادهها با تحلیل مضمون ششمرحلهای براون و کلارک (۲۵۶ کد، ۴۱ مضمون فرعی، ۴ مضمون اصلی) بررسی شد. در فاز کمی، مدل مفهومی از طریق پرسشنامه محققساخته روی ۲۳۸ نفر از کارکنان منطقه ۸ شهرداری تهران (نرخ پاسخدهی ۹۶/۳۶ درصد) آزموده شد. تحلیل دادهها با PLS-SEM در نرمافزار Smart PLS ۴ و بوتاسترپ ۵۰۰۰ زیرنمونهای صورت گرفت.
یافتهها: تحلیل کیفی به شناسایی چهار مضمون اصلی منجر شد: مدیریت تحولگرا، هوشمندسازی شهری، ارگونومی سازمانی و کارایی کارکنان. نتایج مدل کمی برازش مطلوب را نشان داد: NFI=0/95، SRMR=0/051، Q2=0/56، R2=0/78. هر سه بعد، تأثیر مثبت و معناداری در کارایی داشتند؛ مدیریت تحولگرا با ضریب مسیر f2=0/42، t=8/47، B=0/46 بیشترین تأثیر را بهعنوان قویترین پیشبین داشت.
نتیجهگیری: مدل یکپارچه مدیریت تحولگرا، هوشمندسازی و ارگونومی، چهارچوبی کارآمد برای تحلیل و ارتقای کارایی کارکنان شهرداریهای هوشمند ارائه میکند، بهگونهای که انتظار میرود افزایش کارایی خدماتی، رضایت شهروندی را بهبود بخشد. این نتیجه بر ضرورت گذار از رویکردهای صرفاً فناورانه به نگرشی سیستمی و انسانمحور میان رهبری، فناوری و طراحی شغل تأکید دارد.
امیراحسان زاهدی،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1405 )
چکیده
اهداف: پرستاران بهعنوان بزرگترین گروه حرفهای نظام سلامت بهدلیل تماس مداوم با بیماران و سایر اعضای تیم درمان، بهطور مستقیم تحتتأثیر شبکههای ارتباطی و تعاملی در محیطهای کاری خود قرار دارند. هدف پژوهش بررسی نقش سرمایۀ اجتماعی در بهبود شاخصهای کلیدی عملکرد پرستاران است.
روش کار: پژوهش ازنظر روششناسی، کمّی است. قلمرو زمانی مطالعه، بهار و تابستان ۱۴۰۴ است. جامعۀ آماری، پرستاران دانشگاه علوم پزشکی استان مرکزی هستند که نمونهای ۱۸۰ نفری بهروش تصادفی ساده درنظر گرفته شد. برای جمعآوری دادهها از ابزار پرسشنامه استفاده شد. تجزیهوتحلیل داده ها بهروش مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) با استفاده از نرمافزار Smart PLS ۳.۰ انجام شد.
یافتهها: ابعاد شناختی، رابطهای و ساختاری سرمایۀ اجتماعی تأثیر مثبت و معناداری بر مشارکت و انسجام اجتماعی پرستاران دارند. بعد شناختی با ضریب ۰/۵۴۱ بیشترین تأثیر را بر مشارکت اجتماعی دارد. همچنین مشارکت و انسجام اجتماعی تأثیر مثبت و معناداری بر حفظ و نگه داشت و رضایت پرستاران دارند. مشارکت اجتماعی تأثیر بیشتری بر حفظ و نگهداشت با ضریب ۰/۶۴۱ دارد.
نتیجهگیری: تبیین اهداف مشترک، ارزشهای سازمانی، ایجاد فضای مبتنیبر اعتماد، احترام متقابل و حمایت اجتماعی در محیط کار، طراحی ساختارهای ارتباطی رسمی و غیررسمی مانند تیمهای کاری بینبخشی، کمیتههای مشارکتی و شبکههای حرفهای پرستاری میتواند به افزایش مشارکت اجتماعی و انسجام میان پرستاران کمک کند و درنهایت به افزایش رضایت شغلی و تمایل به ماندگاری در سازمان منجر شود.
سمیه زارعی فتحآبادی، مریم خسرویزاد، مریم دمرچیلو، معصومه دمرلو ابهری،
دوره 14، شماره 2 - ( 4-1405 )
چکیده
اهداف: محیطهای بیمارستانی، بهدلیل ماهیت خدمات، ازجمله پرتنشترین محیطهای کاری محسوب میشوند که سلامت روان کارکنان را با چالش جدی مواجه میکنند. این پژوهش با هدف طراحی و آزمون مدل ساختاری بهزیستی روانشناختی در میان کارکنان کادر درمان و اداری بیمارستان میلاد تهران انجام شد. با توجه به تمرکز مطالعه بر یک مرکز درمانی تخصصی، نتایج بیشتر در سطح محیطهای بیمارستانی مشابه قابل تعمیم است و باید در تعمیم آن به بخشهای دیگر نظام سلامت با احتیاط عمل شود.
روش کار: این مطالعه با رویکرد ترکیبی (اکتشافی متوالی) انجام گرفت. در فاز کیفی، با استفاده از پدیدارشناسی تفسیری و شانزده مصاحبه عمیق با خبرگان، هدف اصلی نه شناسایی متغیرهای جدید، بلکه بومیسازی ابعاد و استخراج شاخصهای زمینهمند مرتبط با بهزیستی روانشناختی در بافت بیمارستان میلاد تهران بود. دادهها با تحلیل مضمون (MAXQDA 2020) تحلیل شدند. در فاز کمی، براساس یافتههای کیفی، پرسشنامهای 30 گویهای تدوین و میان ۳۰۰ نفر از کارکنان بیمارستان توزیع شد. تحلیل دادهها و برازش مدل نهایی با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری (CB-SEM) در نرمافزار LISREL 8.8 انجام شد.
یافتهها: در فاز کیفی، سه مضمون اصلی (ویژگیهای شخصیتی، سرمایه روانشناختی و استرس شغلی) و سی مضمون فرعی استخراج شد. نتایج آزمون مدل کمّی نشان داد که مدل مفهومی برازش مطلوبی دارد (0.063 RMSEA= ،0.93CFI= ،2.36χ²/df=). یافتهها مؤید آن بود که سرمایه روانشناختی (0.48β=) و ویژگیهای شخصیتی (0.41β=) تأثیر مثبت و معنادار و استرس شغلی (0.33β= -) تأثیر منفی و معناداری در بهزیستی روانشناختی دارند (0.001P<). در این میان، سرمایه روانشناختی بهعنوان قویترین پیشبین مثبت بهزیستی شناسایی شد.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش بر ضرورت حرکت از رویکردهای صرفاً مبتنیبر کارایی و کنترل عملکرد (مدیریت ابزارمحور) بهسمت رویکردهای انسانمحور در مدیریت منابع انسانی سلامت تأکید دارد؛ رویکردی که در آن سلامت روان، تجربه زیسته کارکنان و سرمایه روانشناختی آنان بهعنوان مؤلفههای کلیدی در تصمیمگیریهای سازمانی و طراحی مداخلات محیط کار مورد توجه قرار میگیرد. در این چهارچوب، تقویت سرمایه روانشناختی میتواند بهعنوان منبع تعدیلکننده، آثار منفی استرسهای شغلی را کاهش دهد و به پایداری بهزیستی روانشناختی در محیطهای بیمارستانی کمک کند
فاطمه بیکی، حمید رحیمی،
دوره 14، شماره 2 - ( 4-1405 )
چکیده
اهداف: سرزندگی شغلی از کلیدیترین مؤلفههای روانشناختی در محیط کار است که تحتتأثیر عوامل متعددی قرار دارد. پژوهش حاضر با هدف پیشبینی سرزندگی شغلی معلمان براساس متغیرهای تناسب فرد-شغل، تناسب فرد-سازمان، حجم کاری و درگیری شغلی انجام شده است.
روش کار: این تحقیق از نظر ماهیت، کمی و از نظر هدف، کاربردی است. جامعه آماری پژوهش حاضر را معلمان مدارس شهرستان اردکان تشکیل دادهاند که ۲۶۳ نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها شامل پرسشنامههای استاندارد درگیری شغلی، سرزندگی شغلی، تناسب فرد-شغل، تناسب فرد-سازمان و حجم کاری بود. از طریق ضریب آلفای کرونباخ، پایایی پرسشنامه تناسب فرد-سازمان 0.72، تناسب فرد-شغل 0.80، حجم کاری 0.75، درگیری شغلی 0.795 و سرزندگی شغلی 0.84 به دست آمد. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزارهایSPSS 24 و Smart Pls 3 انجام گرفت.
یافتهها: یافتهها نشان داد که هر چهار متغیر حجم کاری، تناسب فرد-شغل، تناسب فرد-سازمان و درگیری شغلی تأثیر معناداری در سرزندگی شغلی دارند، اما طبق یافتهها، درگیری شغلی (0.574=β) قویترین پیشبین مثبت و حجم کاری (0.098-=β) اصلیترین عامل کاهنده سرزندگی شغلی در جامعه مورد مطالعه است.
نتیجهگیری: توجه به تناسب فرد با شغل و تناسب فرد با سازمان، تقویت درگیری شغلی و کاهش بار کاری معلمان میتواند بهعنوان استراتژیهای کلیدی برای بهبود انگیزه و نشاط در نظام آموزشی استفاده شود. همچنین، نتایج این پژوهش میتواند راهنمای مدیران آموزشوپرورش در جهت بهبود جو کاری و ارتقای توانمندیهای روانی معلمان باشد.
حمیده عباسی، امیر میگونی،
دوره 14، شماره 3 - ( 7-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر رهبری تحولگرا بر بهزیستی روانشناختی با نقش میانجی رضایت و اشتیاق شغلی کارکنان بوده است.
روش کار: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی-پیمایشی بوده است. جامعه آماری شامل کارکنان سازمان مرکزی دانشگاه فنی و حرفهای تهران به تعداد 200 نفر بوده است که بر اساس فرمول کوکران از این تعداد، 131 نفر به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. گردآوری دادهها با استفاده از پرسشنامه ابوالناصر و همکاران (2023) انجام شده است. روایی ابزار از طریق روایی صوری و محتوایی و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ تأیید گردیده است. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری در نرمافزار Smart PLS اجرا شده است.
یافتهها : یافتهها نشان داد رهبری تحولگرا تأثیر مثبت و معناداری بر رضایت شغلی، اشتیاق شغلی کارکنان و بهزیستی روانشناختی دارد. همچنین رضایت شغلی و اشتیاق شغلی اثر مثبت و معناداری بر بهزیستی روانشناختی دارند. نتایج همچنین نشان داد رضایت شغلی و اشتیاق شغلی نقش میانجی معناداری در رابطه بین رهبری تحولگرا و بهزیستی روانشناختی ایفا میکنند.
نتیجهگیری: در مجموع، نتایج پژوهش نشان میدهد که سازمانهای آموزشی میتوانند با بهکارگیری سبک رهبری تحولگرا، ضمن ارتقای رضایت شغلی و اشتیاق شغلی کارکنان در نهایت بهزیستی روانشناختی کارکنان خود را بهبود داده و بهرهوری پایدار ایجاد کنند.
کیومرث عزیزملایری، عماد سرمئی،
دوره 14، شماره 3 - ( 7-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: فرسودگی شغلی از مهمترین عوامل روانشناختی ـ اجتماعی مؤثر بر سلامت شغلی معلمان است و میتواند پیامدهای فردی و سازمانی قابلتوجهی داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف پیشبینی فرسودگی شغلی معلمان ابتدایی بر اساس عوامل روانشناختی ـ اجتماعی تعامل والدین با مدرسه انجام شد.
روش کار: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود که در سال تحصیلی ۱۴۰۳–۱۴۰۴ در میان معلمان دوره ابتدایی شهر بروجرد انجام شد. نمونه پژوهش شامل ۳۸۴ نفر بود که بر اساس جدول کرجسی و مورگان تعیین شد. دادهها با استفاده از پرسشنامه محققساخته عوامل روانشناختی ـ اجتماعی مرتبط با نقش والدین در فرسودگی شغلی معلمان و پرسشنامه فرسودگی شغلی مسلش و جکسون گردآوری شد. ضریب آلفای کرونباخ برای دو پرسشنامه بهترتیب 87/0 و 84/0بهدست آمد. روایی محتوایی و سازه پرسشنامه محققساخته نیز در سطح مطلوب تأیید شد. دادهها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تحلیل شدند.
یافتهها: بین فرسودگی شغلی معلمان و انتظارات خارج از عرف سازمانی، همکاری والدین در امور آموزشی و پرورشی، آگاهی والدین از وظایف آموزشی ـ پرورشی و احترام والدین به جایگاه معلم رابطه معناداری وجود داشت. مدل رگرسیون معنادار بود و انتظارات خارج از عرف سازمانی والدین با ضریب بتای 63/0، قویترین پیشبین فرسودگی شغلی بود.
نتیجهگیری: مدیریت انتظارات والدین، تبیین حدود مسئولیتهای متقابل و تقویت ارتباط و همکاری خانواده و مدرسه میتواند به ایجاد محیط روانی ـ اجتماعی حمایتگر و کاهش فرسودگی شغلی معلمان کمک کند