360 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي
ساحل فوری، تیمور اللهیاری، ایرج محبی،
دوره 13، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
اهداف: تصادفات رانندگی از مهمترین علل مرگومیر و آسیبهای جدی به شمار میروند. رفتار رانندگان یکی از عوامل تأثیرگذار در این باره است. هدف مطالعهی حاضر تعیین وضعیت رفتار ناایمن و ارتباط آن با تصادفات جادهای در رانندگان بینشهری ارومیه است.
روش کار: این پژوهش یک مطالعهی مقطعی است که بر ۳۷۸ نفر از رانندگان بینشهری مراجعهکننده به مرکز طب کار دانشگاه علوم پزشکی ارومیه انجام شد. نمونهگیری به روش در دسترس انجام شد. از پرسشنامهی استاندارد رفتار رانندگیDBQ استفاده شد. دادهها با استفاده از نسخهی ۲۴ نرمافزار SPSS در سطح معناداری ۰/۰۵ تجزیهوتحلیل شدند.
یافتهها: بیشترین امتیاز رفتارهای ناایمن مربوط به تخلفات غیرروتین با میانگین ۰/۴۴±۱/۳۳ است. رابطهی مثبت و معناداری بین هر چهار خردهمقیاس DBQ و تصادفات جادهای وجود داشت (۰/۰۰۱<p). براساس مدل رگرسیون خطی، از میان چهار زیرمقیاس DBQ، تخلفات روتین و اشتباهات بهطور معناداری ۲۴/۳ درصد تغییرات واریانس تصادفات سالانه را پیشبینی کردند.
نتیجهگیری: مطالعهی حاضر نشان داد که بین رفتارهای ناایمن رانندگان و تصادفات رانندگی ارتباط معنادار وجود دارد و این نکته بر نیاز به مداخلات هدفمند برای کاهش رفتارهای پرخطر رانندگی تأکید میکند.
سمیرا گوران، سمانه پورهادی، آرام تیرگر، زهرا گرایلی،
دوره 13، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
اهداف: استفاده از پارکها به دلایل مختلفی مانند جنبههای جسمی، روانی و اجتماعی برای سالمندان بسیار ارزشمند است. از این رو تناسب این فضاها با نیازهای سالمندان از اهمیت ویژهای برخوردار است. هدف از این پژوهش، تعیین و معرفی معیارهایی جهت ارزیابی و طبقهبندی پارکها بر اساس میزان تناسب ساختاری آنها با نیازهای سالمندان است.
روش کار: این مطالعهی روششناختی در سال ۱۴۰۳ طراحی شد و همزمان با روانسنجی و اعتباریابی ابزار ارزیابی تناسب ساختاری پارکهای دوستدار سالمند اجرا شد. تعیین مولفههای ساختاری از طریق بررسی متون و اعتباریابی گویهها به روش دلفی انجام گرفت. پس از تعیین روایی محتوا، طبقهبندی گویهها به بخشهای الزامی، اساسی و ایدهآل به ترتیب با کسب حداقل دو سوم و یک سوم آرای متخصصان صورت پذیرفت. در پردازش دادهها از شاخص آمار توصیفی استفاده شد.
یافتهها: بررسی نهایی ۵۸ گویه توسط متخصصان نشان داد که بخش اعظم گویهها (۴۱ مورد معادل ۷۱ درصد) الزامی، ۱۳ مورد (۲۲ درصد) اساسی و ۴ مورد ایدهآل بودند. بیشترین سهم موارد الزامی را ارگونومیستها و کمترین آن را متخصصان سالمندشناس اعلام کردند.
نتیجهگیری: مولفههای ساختاری طراحی پارکها متناسب با ویژگیهای گروه سالمندان در بیشتر موارد مورد بررسی، الزامی یا اساسی هستند و تنها تعداد اندکی از آنها بهعنوان موارد ایدهآل شناخته شدند. بنابراین، طراحی پارکهای دوستدار سالمند نیازمند توجه به جنبههای مختلفی از جمله دسترسی، ایمنی و راحتی است.
داوود افشاری، شکیبا باباخانی فرشکار، مریم نوراللهی درآباد، مریم سیدطبیب،
دوره 13، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
اهداف: رویدادهای نامطلوب که به خطاهای رخداده در طول مراقبتهای پرستاری تعریف میشوند، به یکی از جدیترین تهدیدها برای ایمنی بیمار و کیفیت مراقبت در بیمارستانها تبدیل شدهاند. این مطالعه با هدف بررسی نقش عوامل مختلف بر رویدادهای نامطلوب میان پرستاران انجام شده است.
روش کار: این مطالعهی تحلیلی اپیدمیولوژیک روی ۳۶۰ پرستار شاغل در بیمارستانهای دولتی اهواز انجام شد. از پرسشنامهی اطلاعات شخصی، چکلیست ثبت عوامل محیطی، پرسشنامهی استاندارد فرهنگ ایمنی بیمار، پرسشنامهی شخصیتی NEO، پرسشنامهی روانیاجتماعی کپنهاگن دربارهی عوامل روانیاجتماعی محیط کار و چکلیست استاندارد رویدادهای نامطلوب استفاده شد. دادهها با استفاده از SPSS و SMART PLS تحلیل شدند.
یافتهها: شایعترین رویدادهای گزارششده مربوط به شکایات بیماران یا خانوادههای آنها بود، درحالیکه عفونتهای زخم جراحی کمتر گزارش شدند. افزونبراین، ۳۱ نفر (6/8 درصد) بیش از ۲۰ گزارش حادثه را در ۱۲ ماه گذشته گزارش کردند. براساس مدل این مطالعه، صدای محیط بر فرهنگ ایمنی و رویدادهای نامطلوب تأثیرگذار است و عوامل روانیاجتماعی بر فرهنگ ایمنی اثر دارند، درحالیکه فرهنگ ایمنی بهتنهایی تأثیر معناداری بر بروز رویدادهای نامطلوب نداشت.
نتیجهگیری: بهطورکلی شیوع رویدادهای نامطلوب بین پرستاران مورد مطالعه بالا بود. مواجهه با صدای محیط و عوامل روانیاجتماعی بهطور قابلتوجهی بر فرهنگ ایمنی تأثیر میگذارند. نتایج مطالعهی حاضر میتواند برای بهبود وضعیت رویدادهای نامطلوب و فرهنگ ایمنی بیمار مفید باشد.
فرحناز دسترنج، علی محمدی، حسن صادقی نائینی، هانیه نیکومرام، رضا عزیزینژاد،
دوره 13، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
اهداف: ارگونومی مشارکتی با تمرکز بر مشارکت فعال ذینفعان در طراحی و بهبود سیستمهای کاری میتواند بهعنوان راهکاری کلیدی در مدیریت پایدار محیطزیست مطرح شود. این پژوهش بر آن است تا با بررسی سازکارهای تلفیق اصول ارگونومی و مشارکت کارکنان، چگونگی تحقق پایداری زیستمحیطی در محیطهای کاری را تبیین کند.
روش کار: این مطالعه توصیفیتحلیلی در یکی از صنایع خودروسازی ایران انجام شد. برنامه ارگونومی مشارکتی با تیم چهاردهنفره از کارشناسان با جلسات هفتگی دو ساعت تئوری و یک ساعت عملی به مدت سه ماه برگزار شد. اهداف اصلی دوره شامل آموزش جامع سرفصلهای چکپوینتهای ارگونومی سازمان بینالمللی کار (ILO)، تلفیق مباحث ارگونومی با موضوعات محیطزیستی و ایجاد توانایی عملیاتی کردن آموختهها در محیط کار واقعی بود.
یافتهها: تیم ارگونومی پس از اتمام برنامه ارگونومی مشارکتی و بررسی دقیق مشکلات محیط کار، موفق به ارائه پنجاه پیشنهاد کاربردی شد که از این تعداد، بیست درصد به مسائل زیستمحیطی اختصاص داشت. پس از شش ماه همکاری مستمر کارگران و پشتیبانی مدیریت، ده مورد از پیشنهادهای ارائهشده به مرحله اجرا رسید.
نتیجهگیری: کاربست اصول ارگونومی مشارکتی با محوریت مشارکت ذینفعان در طراحی سیستمهای کاری میتواند بهعنوان راهکاری کلیدی در مدیریت پایدار محیطزیست ایفای نقش کند. این رویکرد نهتنها سلامت جسمی و روانی کارکنان را ارتقا میبخشد، بلکه با کاهش استرسهای شغلی و مصرف منابع طبیعی، پیوندی ناگسستنی میان فناوری، انسان و محیطزیست برقرار میسازد. بیتردید پژوهشهای میانرشتهای در حوزه ارگونومی و پایداری زیستمحیطی میتوانند نقشی راهبردی در تحقق توسعهای متوازن برای نسلهای آینده ایفا کنند.
نبی امیدی، مریم شکری، هادی مفتاحی، محمدرضا امیدی، فرشید مدیری،
دوره 13، شماره 2 - ( 5-1404 )
چکیده
اهداف: پروفایلهای عقبنشینی پنهان بهعنوان یکی از پدیدههای رفتاری کمتر مشهود در محیطهای شغلی، میتوانند پیامدهای مهمی بر شاخصهای حیاتی عملکرد منابع انسانی داشته باشند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل تاثیر این پروفایلها بر «قصد ترک شغل»، «مقاصد شغلی» و «عملکرد شغلی» در کارکنان بیمارستان بوستان اهواز انجام شد.
روش کار: مطالعه حاضر از نوع توصیفی-پیمایشی و کاربردی است. جامعه آماری شامل ۲۴۰ نفر از کارکنان بیمارستان بوستان اهواز بوده که با استفاده از فرمول کوکران، نمونهای به حجم ۱۴۶ نفر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. ابزار گردآوری دادهها مجموعهای از پرسشنامههای استاندارد و معتبر در حوزه منابع انسانی بود. دادهها از طریق نرمافزارهای SPSS و SmartPLS تحلیل شدند و روایی و پایایی ابزار با شاخصهای آماری KMO، بارتلت، AVE، CR و Rho_A ارزیابی و تایید شد.
یافتهها: نتایج تحلیل مسیر نشان داد که پروفایلهای عقبنشینی پنهان با قصد ترک شغل رابطه مثبت و معناداری دارند (۰/۶۳۶β= ، ۱۳/۲۹۷t=)، درحالیکه بر مقاصد شغلی (۰/۴۸۲-β= ، ۹/۵۱۹t=) و عملکرد شغلی (۰/۸۰۳-β= ، ۲۱/۰۷۹t=) تاثیر منفی و معناداری دارند. مقادیر t برای همه روابط بالاتر از ۱/۹۶ و سطوح معناداری کمتر از ۰/۰۰۱ بودند.
نتیجهگیری: پروفایلهای عقبنشینی پنهان نقش مهمی در افت عملکرد و افزایش گرایش به ترک شغل دارند. یافتههای این پژوهش بر لزوم شناسایی زودهنگام الگوهای رفتاری پنهان و طراحی مداخلات روانشناختی و مدیریتی برای ارتقای انگیزش کارکنان تاکید میکند.
سعید ایلبیگی، زهرا کریمی، عباس فرجاد پزشک،
دوره 13، شماره 2 - ( 5-1404 )
چکیده
اهداف: برای حمل وسایل در پیمایش مسیرهای طولانی و کوهنوردی، کولهپشتی دارای کمربند لگنی از مهمترین و رایجترین وسایل بهشمار میرود. استفاده از کمربند لگنی باعث توزیع مناسب بار بین تنه و لگن (بالاتنه و پایینتنه) و صرف حداقل انرژی عضلانی میشود، اما میتواند باعث محدودشدن حرکات نیز شود. این مطالعه، با هدف بررسی تاثیر سه نوع طراحی متفاوت کمربند لگنی در کولهپشتی (مدل دارای کمربند متحرک، مدل با فریم ضربدری و مدل معمولی)، شاخص های کنترل راستای قامت و تغییرات مرکز فشار طی ایستادن و راه رفتن پرداخته شده است.
روش کار: روش این تحقیق از نوع نیمه تجربی بود و روی ۲۰ نفر از مردان دانشجوی تربیت بدنی در بازهی سنی ۱۹ تا ۲۵ سال انجام شد. برای اندازهگیری شاخصهای کنترل پاسچر و تغییرات مرکز فشار از سه نوع کولهپشتی (۱- کولهپشتی با کمربند لگنی متحرک، ۲-کولهپشتی با فریم ضربدری در قاب پشتی و ۳-کولهپشتی معمولی) استفاده شد. شرکتکنندگان کولهها را در سطح هموار و بدون شیب با بار رایج معادل ۱۳ کیلوگرم حمل کردند. همچنین آزمون راهرفتن در شرایط مشابه بدون کولهپشتی به منظور کنترل انجام شد. اطلاعات مرکز فشار در دو محور قدامی-خلفی (AP) و داخلی-خارجی (ML) با نرخ نمونهبرداری ۱۰۰۰ هرتز ثبت شد. دستگاه پیش از شروع آزمون بهصورت کامل کالیبره گردید و دادهها توسط نرمافزار MATLABو فیلتر باترورث با فرکانس قطع ۱۰ هرتز پردازش شدند. خروجیها شامل مسیرCOP ، مساحتCOP ،VCOP و sway با استفاده از فرمولهای استاندارد محاسبه شدند. در نهایت، دادهها به نرمافزارSPSS منتقل شدند. جهت سنجش نرمالیتی توزیع دادهها از آزمون شاپیرو-ویلک استفاده شد. برای مقایسه سه نوع کولهپشتی از آزمون تحلیل واریانس با اندازههای تکراری و برای مقایسه دوبهدو، از آزمون بونفرونی استفاده شد.
یافتهها: نتایج آزمون تحلیل واریانس با اندازههای تکراری نشان داد که بین حالتهای مختلف کولهپشتی در شاخص مساحت مرکز فشار، هیچ تفاوت آماری طی ایستادن و راهرفتن وجود ندارد. در شاخص تغییرات مرکز فشار (۰/۰۰۹=P) و سرعت حرکت مرکز فشار (۰/۰۰۹=P)، تنها در ایستادن با چشم بسته در راستای قدامی- خلفی تفاوت به لحاظ آماری مشاهده شد. در مقایسه دوبهدو نیز میان دو کولهپشتی معمولی و کولهپشتی دارای کمربند لگنی متحرک تفاوت مشاهده شد. همچنین، در شاخص نوسانات مرکز فشار (۰/۰۳۰=P) تنها در ایستادن با چشم بسته در راستای داخلی- خارجی میان سه نوع کولهپشتی تفاوت معناداری مشاهده شد. در این حالت در مقایسه دوبهدو اما تفاوتی به لحاظ آماری میان هیچ دو کولهپشتی مشاهده نشد.
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای موجود، کولهپشتی با کمربند لگنی متحرک بهترین نوع کولهپشتی میان سه کولهپشتی بود، زیرا کمترین نوسانات مرکز فشار، سرعت حرکت مرکز فشار و تغییرات مرکز فشار مختص به این کولهپشتی بود. علاوه بر این میتوان گفت تفاوتهای کمربند لگنی در تستهایی با پیچیدگی بالاتر نمایان میشود. با این حال، باید توجه داشت که کاهش نوسانات مرکز فشار لزوما به معنای بهبود در کنترل پاسچر یا عملکرد حرکتی نیست و ممکن است نشاندهنده محدودیت در پاسخپذیری سیستم عصبی-عضلانی نیز باشد.
اکرم محمودی، تیمور اللهیاری،
دوره 13، شماره 2 - ( 5-1404 )
چکیده
اهداف: در محیطهای کاری پرفشار امروزی، تابآوری فردی کارکنان و جو ارگونومی از عوامل کلیدی در حفظ بهرهوری و رفاه نیروی انسانی محسوب میشوند. جو ارگونومی نشاندهندهی درک کارکنان از میزان توجه و حمایت سازمان نسبت به طراحی و اصلاح شغل برای ارتقای سلامت و رفاه کارکنان و عملکرد عملیاتی آنها اشاره دارد. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط بین جو ارگونومی و تابآوری کارکنان در یک شرکت گاز انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر، از نوع توصیفی-تحلیلی و مقطعی میباشد و دادهها با استفاده از دو پرسشنامه معتبر تحت عنوان جو ارگونومی و تابآوری کونور و دیویدسون جمعآوری شده است. نمونهگیری به روش خوشهای تصادفی در میان ۱۷۰ نفر از کارکنان ادارات مرکزی و منطقهای شرکت گاز انجام شد. تجزیه و تحلیل دادهها توسط نرمافزار SPSS، آمار توصیفی و آزمونهای همبستگی، تی تست تک نمونهای و رگرسیون صورت گرفت.
یافته ها: میانگین جو ارگونومی شرکت گاز ۲۹/۹۶±۱۳۵/۰۳ و میانگین تابآوری کارکنان ۱۶/۴۴±۹۶/۵ برآورد شد. ضریب همبستگی میان جو ارگونومی و تابآوری برای ۱۷۱ نمونه ۰/۲۲+ بهدست آمد. نتایج نشان داد که میانگین جو ارگونومی، عملکرد عملیاتی، رفاه و تابآوری فردی کارکنان بالاتر از سطح میانگین نظری بوده و بین تمامی ابعاد جو ارگونومی شامل تعهد مدیریت، دانش و آگاهی، مشارکت کارکنان و شناسایی و کنترل مخاطرات با تابآوری، رابطهای مثبت و معنادار وجود داشته است، اما میان متغیرهای دموگرافیک سن، جنسیت، تحصیلات و سابقهی شغلی و تابآوری فردی کارکنان ارتباط معناداری وجود ندارد.
نتیجهگیری: جو ارگونومی مطلوب نقش موثری در کاهش استرس و بهبود شرایط روانی محیط کار ایفا میکند. ارتقای سلامت جسمانی و روانی، کاهش استرس، افزایش رضایت شغلی و بهبود کیفیت زندگی کاری به شکلهای گوناگون بر تابآوری کارکنان تاثیرگذار میباشد. در نتیجه توجه سازمان به مباحث ارگونومیک و راهبردهای حمایتی برای بهبود وضعیت ارگونومی محیط کار میتواند منجر به ارتقای سطح تابآوری فردی کارکنان گردد.
سیمیندخت کلنی، ماندانا کاتبی، فرزین امامیفر،
دوره 13، شماره 2 - ( 5-1404 )
چکیده
اهداف: تعامل میان نقشهای کاری و خانوادگی میتواند به پیامدهای متفاوتی از جمله تعارض یا غنیسازی کار-خانواده منجر شود. نحوهی مدیریت مرزهای بین این دو حوزه نقش مهمی در تعیین کیفیت این تعامل ایفا میکند و نشخوارهای فکری کاری یکی از نمودهای رایج ادغام نقشها هستند. پژوهش حاضر به بررسی رابطه میان نشخوارهای فکری کاری با تعارض و غنیسازی کار-خانواده میپردازد.
روش کار: در این مطالعه مقطعی، ۳۳۰ نفر از کارکنان یک سازمان صنعتی در اصفهان به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامه های تعارض کار-خانواده، غنیسازی کار-خانواده، نشخوارهای فکری مرتبط با کار، تأمل کاری مثبت و منفی، مقیاس تحریک و خرده مقیاس های تعهد افراطی و ناتوانی در بازیابی را تکمیل کردند. دادهها با استفاده از تحلیل رگرسیون گامبهگام تحلیل شد.
یافته ها: یافته ها نشان داد که از میان نه نوع نشخوار فکری مرتبط با کار، به ترتیب تحریک شناختی (۰/۰۰۱>P)، نشخوار عاطفی کاری (۰/۰۰۱>P) و تأمل کاری منفی (۰/۰۰۱>P)، توانستند تعارض کار-خانواده را پیشبینی کرده و در مجموع ۵۶ درصد از واریانس آن را تبیین کنند. تفکر مبتنی بر حل مسئله (۰/۰۰۱>P)، تأملکاری مثبت (۰/۰۰۱>P) و تأملکاری منفی (۰/۰۰۳>P)، نیز غنیسازی کار-خانواده را پیشبینی کرده و در مجموع ۱۲ درصد از واریانس آن را تبیین کردند.
نتیجهگیری: نشخوارهای فکری لزوما اثر منفی بر روابط کار–خانواده نداشته و میتوانند بسته به ماهیتشان، پیامدهای متفاوتی ایجاد کنند. برخی از نشخوارهای فکری، ممکن است به انتقال تجربیات سودمند کاری به حوزه خانواده کمک کنند. این نتایج بر اهمیت بررسی پیامدهای انواع خاصی از ادغام کار در خانه به جای تمایل کلی برای رد هرگونه ادغام، تاکید میکند.
محسن علیآبادی، رامین رحمانی، مریم فرهادیان، قوامالدین عطاری، هادی آئینی،
دوره 13، شماره 2 - ( 5-1404 )
چکیده
اهداف: در صنعت مبلمان کارگرانی که با دستگاه های نجاری کار میکنند در معرض ارتعاش دست-بازو میباشند. هدف مطالعه حاضر، تعیین سطح مواجهه شغلی و اثرات سلامتی مرتبط با ارتعاش منتقل شده به دست در کار با تجهیزات مرتعش درکارگاههای نجاری مبلمان بود.
روش کار: این مطالعه مورد شاهدی با حضور ۵۹ نجار (گروه مورد) و ۳۹ رنگکار (گروه شاهد) در شهر ملایر انجام شد. اندازهگیری مواجهه با ارتعاش دست-بازو طبق ۵۳۴۹ISO سنجش شد. علایم ناشی از ارتعاش دست بازو با پرسشنامه، سطح اختلالات عروقی با آزمون احیاء دمای دست طبق ۱۴۸۳۵ISO، آزمون حسی توسط کیت مونوفیلامانت، قدرت چنگش دست و انگشتان و میزان چابکی نیز برای هر دو گروه ثبت شد. دادهها به کمک نرمافزارSPSS نسخه ۲۶ تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: شتاب معادل ۸ ساعت ارتعاش دست-بازو در کارگران نجاری، ۰/۸۵±۲/۷۴ متر بر مجذور ثانیه بود. درد دست، سوزن سوزن شدن و خارش انگشتان، بیشترین علائم و سپیدانگشتی کمترین علامت گزارش شده در بین کارگران نجاری بود. قدرت چنگش دست و انگشتان و چابکی و مهارت دست در گروه مواجهه در مقایسه با گروه کنترل کاهش معناداری داشت (۰/۰۵>P). در ۱۰ درصد نجاران کاهش حس لمس سطحی گزارش شد. اما بین اختلالات عروقی در گروه مورد مبلمان و گروه کنترل تفاوتی مشاهد نگردید.
نتیجهگیری: مواجهه مزمن شاغلین کارگاههای نجاری مبلمان با ارتعاش دست-بازو حتی در مقادیر پایینتر از حد مجاز، میتواند منجر به بروز علائم متعدد حسی-عصبی، عروقی و اسکلتی-عضلانی در ناحیه دست و بازو شود و عملکرد حرکتی این افراد را تحت تاثیر قرار دهد.
زهرا جهانی، مهشید نامداری، نسترن کشاورز محمدی، مهناز صارمی،
دوره 13، شماره 2 - ( 5-1404 )
چکیده
اهداف: اختلالات اسکلتی-عضلانی، از جمله کمردرد، در کودکان دانشآموز رو به افزایش است. وضعیتهای نامناسب بدنی و حمل نادرست کولهپشتی مدرسه از عوامل موثر در بروز این مشکلات هستند. با این حال، ابزار استاندارد و جامعی برای سنجش دانش ارگونومی کودکان در زمینه مراقبت از ستون فقرات وجود ندارد.
روش کار: این مطالعهی روششناسی در سال ۱۴۰۲ و در مدارس دولتی منتخب شهر تهران انجام شد. از یک فرایند ۷ مرحلهای برای طراحی ابزار استفاده شد. پس از طراحی نسخه اولیه پرسشنامه و بررسی روایی صوری، روایی محتوای پرسشنامه با شاخصهای CVI و CVR توسط ۱۰ متخصص و پایایی ابزار از طریق روش بازآزمایی با مشارکت ۱۵ دانشآموز و محاسبه ضریب آلفای کرونباخ توسط ۱۸۰ دانشآموز ارزیابی شد.
یافته ها: نسخه نهایی پرسشنامه آگاهی کودکان از ارگونومی ستون فقرات KidSEA) (Kids Spine Ergonomics Awareness:، با ۱۳ سؤال در سه بُعد "آناتومی ستون فقرات"، "پوسچر صحیح" و "ارگونومی حمل وسایل" طراحی شد. CVI و CVR برای هر سوال به ترتیب بیش از ۰/۷۹ و ۰/۶۲ بهدست آمد و در نتیجه تمام سوالات تایید شدند. ضریب توافق کاپا برای هر سوال بیش از ۰/۴۱ و آلفای کرونباخ ۰/۷۴ محاسبه شد، که نشاندهندهی پایایی قابل توجه و مطلوب ابزار است.
نتیجهگیری: پرسشنامه KidSEA، ابزاری معتبر و پایا برای سنجش دانش ارگونومی مراقبت از ستون فقرات در کودکان بوده و میتواند در سنجش سطح سواد سلامت ستون فقرات، طراحی مداخلات و برنامهریزی آموزشی مناسب برای گروه سنی مورد مطالعه استفاده شود. بررسی اعتبار ابزار برای سایر گروهای سنی از طریق انجام مطالعات بعدی مورد پیشنهاد است.
مریم ممتازبخش، سعید قاسمی، نبی امیدی، محمدرضا امیدی، وحیده منتی،
دوره 13، شماره 2 - ( 5-1404 )
چکیده
اهداف: اختلالات اسکلتی-عضلانی از چالشهای اصلی سلامت شغلی در صنایع با شرایط کاری چالش برانگیز مانند پتروشیمی هستند. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر مداخله ترکیبی ارگونومیک و ورزشی بر کاهش درد و بهبود عملکرد حرکتی کارکنان پتروشیمی ایلام انجام شد.
روش کار: این پژوهش نیمهتجربی با طرح پیشآزمون-پسآزمون بر روی ۴۰ کارگر مرد انجام شد. شرکتکنندگان به صورت تصادفی به دو گروه مداخله (ترکیب آموزش ارگونومی و تمرینات ورزشی) و کنترل تقسیم شدند. دادهها با پرسشنامههای نوردیک (NMQ) و عملکرد حرکتی (MPQ) جمعآوری و با آزمونهای t مستقل و تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر تحلیل شدند.
یافتهها: مداخله ترکیبی منجر به کاهش معنادار درد کمر (۵۵ درصد)، شانه (۵۶ درصد) و زانو (۵۷ درصد) و بهبود نمره کل عملکرد حرکتی (۴۳ درصد) شد ( ۰/۰۰۱<P). اندازه اثر کوهن در محدوده ۱/۸ تا ۲/۵ نشاندهنده اثربخشی بالا بود.
نتیجهگیری: ترکیب مداخلات ارگونومیک و ورزشی منجر به کاهش معنادار دردهای اسکلتی-عضلانی و بهبود عملکرد حرکتی در کارکنان پتروشیمی شد. این یافتهها نشاندهنده تاثیر مثبت مداخله بر شاخصهای عملکرد حرکتی کارکنان است.
عباس فرجاد پزشک، محمدرضا وفایی، سعید ایلبیگی،
دوره 13، شماره 2 - ( 5-1404 )
چکیده
اهداف: سختی ساق پوتینهای نظامی نقش مهمی در عملکرد بیومکانیکی دارد، اما پژوهشهای اندکی به تاثیر ترکیب مواد ساق بر پارامترهای کینتیکی مانند نیروی عکس العمل زمین پرداختهاند. این مطالعه با هدف مقایسه پوتینهای چرمی رایج و پوتینهای ترکیبی (چرم و مواد مصنوعی) انجام شد تا اثر آنها بر کارایی بیومکانیکی هنگام راه رفتن ارزیابی شود.
روش کار: مطالعه از نوع نیمه تجربی و با طرح اندازهگیری تکراری بود که روی بیست مرد سالم انجام شد. نمونه گیری مطالعه از نوع در دسترس بود و آزمودنیها در این مطالعه در چهار وضعیت مختلف راه رفتند؛ با کفش رسمی و سه نوع پوتین نظامی که هرکدام ساقهایی با مواد متفاوت داشتند (دو مدل چرمی و یک مدل ترکیبی چرم-مصنوعی). نیروهای عکسالعمل زمین، نرخ توسعه نیرو (RFD) و ضربه (impulse) با استفاده از صفحه نیرو ثبت شدند. تحلیل آماری با استفاده از ANOVA اندازهگیری تکراری و اصلاح بنفرونی صورت گرفت.
یافته ها: پوتین شماره سه که در ساق خود از مواد مصنوعی بهره میبرد، منجر به کاهش کاهش ضربه منفی حین راه رفتن شد. ضربه مثبت نیز در پوتین شماره سه در مقایسه با پوتینهای چرمی سنتی افزایش معناداری داشت.
نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد که طراحیهای ترکیبی پوتین دارای مزایای بیومکانیکی هستند و کاهش سختی ساق میتواند باعث بهبود تحرکپذیری و بازده کینتیکی شود. این مطالعه بر اهمیت بهینهسازی مواد پوتینهای سنتی برای ارتقای عملکرد حرکتی و کاهش خطر آسیب، بهویژه در نیروهای نظامی، تاکید دارد.
ثمین اصغری اسکوئی، محمودرضا آذغانی، صدرا جلالی،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده
اهداف: اختلالات اسکلتی_عضلانی، بهویژه مشکلات پا، از عوامل مهم کاهش کیفیت زندگی و بهرهوری شغلی محسوب میشوند. شواهد نشان میدهد که شرایط کاری و فعالیتهای روزمره نقش تعیینکنندهای در بروز درد پا دارند. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط وضعیت شغلی با شدت درد و اختلال عملکرد پا در گروههای شغلی مختلف با استفاده از پرسشنامه شاخص عملکرد پا (FFI) انجام شد.
روش کار: این مطالعه مقطعی بر روی ۲۸۴۸ نفر در استان آذربایجان شرقی انجام گرفت. شرکتکنندگان بر اساس وضعیت شغلی به گروههای کارمندان، مشاغل آزاد، خانهداران (فقط زنان) و دانشجویان تقسیم شدند. دادهها با پرسشنامه FFI گردآوری شد. برای بررسی نرمال بودن دادهها از آزمونهای کولموگروف–اسمیرنوف و شاپیرو–ویلک استفاده شد. با توجه به نرمال نبودن توزیع دادهها، مقایسه بین گروهها با آزمون ناپارامتری کروسکال–والیس و در صورت نیاز مقایسههای زوجی با آزمون من–ویتنی یو همراه با اصلاح بونفرونی انجام گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که دانشجویان، چه در زنان و چه در مردان، بالاترین میزان مشکلات عملکردی پا را گزارش کردند؛ در حالی که کارمندان و افراد شاغل آزاد، نمرات پایینتری داشتند. در میان زنان، خانهداران نیز مشکلات کمتری نسبت به دانشجویان نشان دادند. آزمونهای آماری اختلاف معناداری بین گروههای شغلی نشان دادند)۰/۰۰۱P<).
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که وضعیت شغلی بهطور مستقیم با درد پا و اختلال عملکردی آن مرتبط است. یافتهها بیانگر آن است که دانشجویان بهعنوان یک گروه پرخطر نیازمند توجه ویژه در برنامههای پیشگیرانه و مداخلات ارتوپدی و ارگونومیک هستند. شناسایی اثر شرایط شغلی بر سلامت پا میتواند مبنایی برای طراحی راهکارهای ارتقای سلامت شغلی و کاهش بار اختلالات اسکلتی–عضلانی باشد.
زهراسادات شریفی، ابوالفضل قهرمانی، رسول همتجو،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده
اهداف: امروزه وسایل الکترونیکی از قبیل رایانه، تلفن همراه و تبلت، در کار و زندگی افراد نقش مهمی پیدا کردهاند و عمده شکایت کاربران پایانه های تصویری علائم چشمی ناشی از آنهاست. این مطالعه با هدف ارزیابی شدت روشنایی و درخشندگی و ارتباط احتمالی آن با خستگی بینایی در کاربران پایانه های تصویری دانشگاه علوم پزشکی تبریز انجام شد.
روش کار: این مطالعه مقطعی بر روی ۱۷۱ نفر از کاربران پایانه های تصویری دانشگاه علوم پزشکی تبریز انجام گرفت. در این مطالعه، شدت روشنایی موضعی در سطح کار و شدت درخشندگی ناشی از صفحهنمایش در ارتفاع سطح چشم کاربر اندازهگیری شد. برای ارزیابی خستگی بینایی، از پرسشنامه خستگی بینایی پانزدهسؤالی استفاده شد. نتایج با استفاده از آزمونهای تی زوجی و آزمون کایدو و با کمک نرمافزار SPSS نسخه ۱۶ تجزیهوتحلیل شد.
یافتهها: در این مطالعه متوسط شدت روشنایی موضعی روی میزکار، ۳۰۶/۶ لوکس و متوسط شدت درخشندگی نیز ۷۳/۹ کاندلا بر مترمربع اندازهگیری شد. شدت روشنایی موضعی در ۴۱/۶ درصد موارد کمتر از حد توصیهشده بود. بین شدت روشنایی و خستگی بینایی کاربران در طول مطالعه، از لحاظ آماری ارتباط معناداری وجود نداشت. همچنین، بین درخشندگی و خستگی بینایی کاربران نیز از لحاظ آماری ارتباط معناداری وجود نداشت. نتایج این مطالعه نشان داد که خستگی بینایی در پایان کار، با خستگی بینایی فرد در شروع کار، تفاوت معناداری دارد. همچنین، نتایج این مطالعه نشان داد بین خستگی بینایی و نوع کار رابطه معناداری وجود دارد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد بین شدت روشنایی و درخشندگی با خستگی بینایی رابطهای وجود ندارد. با توجه به یافتههای مطالعه، پیشنهاد می شود درصورت امکان، زمان شروع کار با پایانه های تصویری زمانی باشد که احساس خستگی بینایی وجود ندارد. همچنین، ازآنجاکه یکی از عوامل مؤثر در ایجاد خستگی بینایی نوع کار است، پیشنهاد می شود کاربران کار خود را به صورتی مدیریت کنند که بیشتر بهصورت کار غیرفعال (مطالعه صفحه) فعالیت کنند.
کمال آزادی راد، منوچهر حیدری، فرزانه ساکی،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده
اهداف: در سالهای اخیر استفاده از تلفنهای همراه هوشمند بر سبک زندگی افراد تأثیر گذاشته و باعث ناهنجاریهای وضعیتی به خصوص در ستون فقرات شده است. هدف مطالعه حاضر، بررسی اثر شش هفته تمرینات اصلاحی بر حس عمقی، وضعیت سر، شانه و قدرت عضلات گردن در دانشآموزان پسر کاربر تلفن همراه میباشد.
روش کار: روش پزوهش از نوع نیمهتجربی و پیشآزمون، پسآزمون بود. جامعه آماری شامل ۳۴ دانشآموز با میانگین سنی ۱۵/۳۴ سال، در شهر رزن بود که به صورت تصادفی به دو گروه ۱۷ نفری (گروه تجربی و گروه کنترل) تقسیم شدند. برنامهی تمرینی برای گروه تجربی به مدت شش هفته هر هفته سه جلسه (در مجموع ۱۸ جلسه) و هر جلسه، یک ساعت انجام شد. در این مدت، گروه کنترل تمرینی دریافت نکردند. قبل و بعد از مداخله، متغیرهای سر به جلو با روش تصویربرداری، قدرت عضلات گردن با استفاده از داینامومتر، حس عمقی گردن به روش نشانگر لیزری و میزان جلوآمدگی شانه با استفاده از خطکش مدرج اندازهگیری شدند. دادهها با استفاده از آزمونهای t همبسته و مستقل و نرمافزار SPSS نسخه ۲۶ تحلیل شدند.
یافتهها: براساس یافتههای مطالعه حاضر، وضعیت سر به جلو (۰/۰۰۱=P)، شانه به جلو (۰/۰۰۱=P)، قدرت عضلات گردن (۰/۰۰۱=P) و حس عمقی گردن (۰/۰۰۱=P) در گروه تجربی پس از اجرای پروتکل تمرینی بهبود پیدا کرده است؛ اما در گروه کنترل بهبودی معناداری مشاهده نشد (۰/۴۲۵=P).
نتیجهگیری: نتایج تحقیق نشان داد مداخله تمرین اصلاحی بر حس عمقی، وضعیت سر، شانه و قدرت عضلات گردن در دانشآموزان پسر کاربر تلفن همراه موفق بوده است. با توجه به اندازه اثر بالای گزارش شده برای تمرینات اصلاحی، پیشنهاد میشود که این برنامه تمرینی برای بهبود این متغییرها مورد استفاده قرار گیرد.
الهه عموزاده، سیاوش اعتمادینژاد، جمشید یزدانی چراتی،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده
اهداف: سیستمهای اتوماسیون اداری برای بهینهسازی فرآیندهای اداری، کاهش خطاهای انسانی و بهبود کارایی سازمانی ضروری هستند. با این حال، کارایی آنها به قابلیت استفاده و کیفیت تعامل کاربر بستگی دارد. این مطالعه قابلیت استفاده سیستم چارگون در دانشگاه علوم پزشکی مازندران را با استفاده از رویکرد مختلط-روشها ارزیابی میکند و خلأهای موجود در ارزیابیهای قبلی سیستمهای مشابه در محیطهای دانشگاهی ایران را پر میکند.
روش کار: این مطالعه به روش ترکیبی (کمی-کیفی) انجام گرفت. در بخش کمی از پرسشنامه استاندارد (SUS) استفاده شد و در بخش کیفی، ارزیابی اکتشافی مبتنی بر اصول دهگانه نیلسون توسط پنج متخصص UX صورت گرفت. نمونهگیری بهصورت تصادفی ساده انجام شد و ۲۴۰ نفر از کارکنان و اعضای هیئت علمی مشارکت کردند. دادههای عملکردی شامل زمان و خطای شش وظیفه پرتکرار نیز جمعآوری شد.
یافتهها: میانگین امتیاز SUS برابر با ۱۲/۸۴±۶۴/۸۳ بودکه نشاندهنده قابلیت پذیرش حاشیهای با فرصتهایی برای بهبود است. وظیفه «ارسال نامه به چندین گیرنده» بالاترین نرخ خطا (۲/۱۵ درصد) و طولانیترین زمان تکمیل (۵۷/۳ ثانیه) را نشان داد. ارزیابی هیوریستیک ۹۹ مسئله را شناسایی کرد که عمدتاً مربوط به بازخورد سیستم (۲۵ درصد) و پیشگیری از خطا (۲۰ درصد) بود.
نتیجهگیری: سیستم چارگون قابلیت استفاده متوسط دارد؛ اما نیاز به بهبودهای هدفمند در طراحی رابط، مکانیسمهای بازخورد و پیشگیری از خطا وجود دارد. این بهبودها میتوانند سیستمهای مشابه در محیطهای دانشگاهی و سازمانی را تقویت کنند و احتمالاً هزینههای عملیاتی و بار شناختی را کاهش دهند.
نبی امیدی، نداسادات جعفری، محمدرضا امیدی، یدالله محمودی،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده
اهداف: در محیطهای عملیاتی پرخطر مانند میادین نفتی، عوامل فیزیکی و روانی میتوانند بهرهوری کارکنان و رفتارهای مثبت سازمانی را تضعیف کنند. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر آموزش مهارتهای ارگونومیک در بهبود رفتار شهروندی سازمانی و بهرهور کارکنان عملیاتی میدان نفتی آذر انجام شد.
روش کار: این پژوهش نیمهتجربی با طرح پیشآزمون ـ پسآزمون همراه با گروه کنترل، روی چهل کارگر مرد بخش عملیاتی انجام شد. شرکتکنندگان بهصورت تصادفی در دو گروه آموزش ارگونومی و کنترل (هرکدام بیست نفر) قرار گرفتند. دادهها با پرسشنامه رفتار شهروندی سازمانی پادساکف و همکاران (۱۹۹۰) و پرسشنامه بهرهوری کارکنان هرسی و گلداسمیت (۱۹۸۰) گردآوری شد. برای تحلیل دادهها از آزمون t زوجی بهمنظور مقایسه درونگروهی نمرات پیشآزمون و پسآزمون در هر گروه، برای مقایسه بین دو گروه از آزمون t مستقل، و برای کنترل اثر نمرات پیشآزمون از تحلیل کوواریانس استفاده شد.
یافتهها: پس از اجرای چهارهفتهای مداخله آموزشی ارگونومی در سال ۱۴۰۳ و پیگیری بهمدت برابر (چهار هفته از شروع دوره تا پسآزمون)، گروه مداخله در نمره کل رفتار شهروندی سازمانی (از ۶/۱۰۵ به ۴/۱۱۸؛ ۱/۱۲+ درصد) و بهرهوری کارکنان (از ۸/۱۲۸ به ۶/۱۴۵؛ ۰/۱۳+ درصد)، افزایش معناداری نشان داد (۰/۰۰۱<p). بیشترین ارتقا در رفتار شهروندی سازمانی مربوط به نوعدوستی (+۳/۱۵ درصد) و وجدان کاری (+۸/۱۴ درصد) و در بهرهوری کارکنان مربوط به مؤلفههای انگیزش (۲/۱۶+ درصد) و توان (۴/۱۵+ درصد) بود. اندازههای اثر کوهن در بازه ۷۸/۱ تا ۲۰/۲ نشاندهنده اثربخشی بسیار زیاد بود. در گروه کنترل طی همین مدت، تغییر معناداری مشاهده نشد (۰/۰۵<p).
نتیجهگیری: آموزش مهارتهای ارگونومیک موجب بهبود چشمگیر رفتار شهروندی سازمانی و بهرهوری کارکنان میدان نفتی آذر شد. این نتایج اهمیت سرمایهگذاری در آموزشهای ارگونومیک را بهعنوان رویکردی استراتژیک برای ارتقای عملکرد فردی و سازمانی در محیطهای پرخطر تأیید میکند.
رضا مسعودی، زهرا سعیدی ابواسحاقی، شهلا ابوالحسنی، لیلی ربیعی،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده
اهداف: پرسنل شاغل در مراکز درمانی بهدلیل ماهیت شغلی، در معرض انواع آسیبهای شغلی، ازجمله استرسورهای ارگونومیک، قرار دارند که میتواند در سلامتی آنان تأثیر بگذارد و به ایجاد فرسودگی شغلی منجر شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مداخله ارگونومی در فرسودگی شغلی و تابآوری پرستاران شاغل انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر مطالعهای نیمهتجربی است که با حضور هفتاد پرستار شاغل در بیمارستان شهدای لردگان در سالهای ۱۳۹۷-۱۳۹۸ انجام شد. واحدهای پژوهش به روش تصادفیسازی در سطح بلوکی به دو گروه مداخله و کنترل تخصیص یافتند. مداخله ارگونومی شامل چهار مرحله (آموزش، اصلاح کار، برنامه ورزشی منظم و نظارت، حمایت و پیگیری) برای گروه مداخله انجام شد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه فرسودگی شغلی ماسلاش بود. میانگین نمرات قبل، بلافاصله بعد و سه ماه بعد از مداخله با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه ۲۳ و آزمونهای تی مستقل، کای اسکوئر و آنالیز واریانس مشاهدات تکرارشده مقایسه شد.
یافتهها: میانگین نمره فرسودگی شغلی قبل از مداخله در دو گروه، اختلاف معنیداری نداشت (۰/۰۵<P)، درحالیکه بعد از مداخله این اختلاف معنیدار شد و در گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل، فرسودگی شغلی کمتر و تابآوری بیشتر شد (۰/۰۰۱>P).
نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش نشان داد که اجرای مداخله ارگونومی در پرستاران میتواند سبب افزایش تابآوری و کاهش فرسودگی شغلی شود. با توجه به اثربخش بودن این مداخله، توصیه میشود برنامه آموزش ارگونومی در برنامههای آموزشی پرستاران گنجانده شود.
سمانه داریوشی، تیمور اللهیاری، زانیار کریمی، حمیدرضا خلخالی،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده
اهداف: بالش در حمایت از عضلات و حفظ پوسچر طبیعی گردن در طول خواب، نقش مهمی ایفا میکند. مطالعه حاضر با هدف سنجش و بررسی تأثیر شکل و محتوای بالش و پوسچر خواب در زاویه گردن و میزان راحتی درکشده در طول خواب انجام شد.
روش کار: در مطالعه حاضر، تعداد ده نفر (پنج مرد و پنج زن) با میانگین سنی ۲۶/۷ سال شرکت کردند. شرکتکنندگان چهار بالش (دو بالش استوانهای و دو بالش مستطیلیشکل یکی با محتوای پشم و دیگری مموریفوم) را بهمدت یک ساعت (سی دقیقه در پوسچر خوابیدهبهپشت و سی دقیقه در پوسچر خوابیدهبه پهلو) استفاده کردند و حسگر کینکت در طول آزمایش زاویه گردن را اندازهگیری کرد. در پایان هر جلسه نیم ساعته از افراد خواسته شد میزان راحتی درکشده را با مقیاس نرخگذاری بصری (VAS) گزارش کنند.
یافتهها: نتایج حاصل از تجزیهوتحلیل واریانس نشان داد زاویه گردن در بالش استوانه ای پشم با پوسچر به پشتخوابیده، بهطور معنیداری در مقایسه با سایر شرایط بیشتر است (۰/۰۱P<). همچنین، کمترین زاویه گردن در بالش مستطیلی مموریفوم در پوسچر بهپهلوخوابیده مشاهده شد. مقایسه اثر پوسچر خواب بر مقدار زاویه گردن، بین دو پوسچر مورد مطالعه تفاوت معنیدار نشان داد (۰/۰۱P<). همچنین، بیشترین راحتی در پوسچر خوابیده به پهلو و با بالش استوانه ای گزارش شد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد شکل و جنس بالش و همچنین پوسچر خواب بهطور معنیداری در زاویه گردن و میزان راحتی تأثیر میگذارند. در این مطالعه از نظر زاویه، بالش مستطیلی مموریفوم و از نظر راحتی، بالش استوانهای به دست آمد. بنابراین، انتخاب بالش مناسب براساس پوسچر خواب، میتواند به بهبود راحتی و حفظ پوسچر صحیح گردن در خواب کمک کند.
علی افشاری،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
اهداف: با گسترش فناوریهای دیجیتال و استفاده روزافزون از ابزارهای هوشمند در محیطهای کاری، چالشهایی نظیر مشکلات اسکلتی ـ عضلانی و کاهش بهرهوری کارکنان به وجود آمده است. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر طراحی ارگونومیک محیط کار دیجیتال و بهرهگیری از ابزارهای هوشمند در بروز اختلالات اسکلتی ـ عضلانی و سطح بهرهوری کارکنان اداری دانشگاه مراغه بود.
روش کار: پژوهش از نوع توصیفی ـ همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمام کارکنان اداری دانشگاه مراغه در سال ۱۴۰۳ بود. از جامعه مذکور با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی طبقهای و با توجه به جدول مورگان، ۱۵۰ نفر بهعنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه اسپرنچر و همکاران برای ارزیابی اختلالات اسکلتی ـ عضلانی و پرسشنامه بهرهوری سازمانی بود. دادهها با استفاده از همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه در نرمافزار SPSS نسخه ۲۵ تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که بین سلامت اسکلتی ـ عضلانی و بهرهوری رابطه منفی معنادار مشاهده شد (۰/۴۷- r=)، بهطوری که با افزایش مشکلات اسکلتی ـ عضلانی، کارایی (۰/۴۱- r=)، کیفیت انجام وظایف (۰/۳۹- r=)، تعهد به اهداف (۰/۴۵- r=) و مدیریت زمان (۰/۳۶- r=) کاهش یافت. رگرسیون چندمتغیره نشان داد طراحی محیط کار دیجیتال و استفاده از ابزارهای هوشمند با کاهش مشکلات اسکلتی ـ عضلانی (۰/۰۵ p < و ۰/۵۲- β=) و افزایش بهرهوری (۰/۰۵ p < و ۰/۴۶ β=) همراه است.
نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد که طراحی ارگونومیک محیط کار همراه با استفاده از ابزارهای هوشمند، موجب کاهش دردهای اسکلتی ـ عضلانی و افزایش بهرهوری میشود. همچنین، این نتایج بر اهمیت محیط کار ارگونومیک و ابزارهای هوشمند برای ارتقای سلامت و عملکرد کارکنان تأکید دارد.