114 نتیجه برای ارگونومی
سمیرا گوران، سمانه پورهادی، آرام تیرگر، زهرا گرایلی،
دوره 13، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
اهداف: استفاده از پارکها به دلایل مختلفی مانند جنبههای جسمی، روانی و اجتماعی برای سالمندان بسیار ارزشمند است. از این رو تناسب این فضاها با نیازهای سالمندان از اهمیت ویژهای برخوردار است. هدف از این پژوهش، تعیین و معرفی معیارهایی جهت ارزیابی و طبقهبندی پارکها بر اساس میزان تناسب ساختاری آنها با نیازهای سالمندان است.
روش کار: این مطالعهی روششناختی در سال ۱۴۰۳ طراحی شد و همزمان با روانسنجی و اعتباریابی ابزار ارزیابی تناسب ساختاری پارکهای دوستدار سالمند اجرا شد. تعیین مولفههای ساختاری از طریق بررسی متون و اعتباریابی گویهها به روش دلفی انجام گرفت. پس از تعیین روایی محتوا، طبقهبندی گویهها به بخشهای الزامی، اساسی و ایدهآل به ترتیب با کسب حداقل دو سوم و یک سوم آرای متخصصان صورت پذیرفت. در پردازش دادهها از شاخص آمار توصیفی استفاده شد.
یافتهها: بررسی نهایی ۵۸ گویه توسط متخصصان نشان داد که بخش اعظم گویهها (۴۱ مورد معادل ۷۱ درصد) الزامی، ۱۳ مورد (۲۲ درصد) اساسی و ۴ مورد ایدهآل بودند. بیشترین سهم موارد الزامی را ارگونومیستها و کمترین آن را متخصصان سالمندشناس اعلام کردند.
نتیجهگیری: مولفههای ساختاری طراحی پارکها متناسب با ویژگیهای گروه سالمندان در بیشتر موارد مورد بررسی، الزامی یا اساسی هستند و تنها تعداد اندکی از آنها بهعنوان موارد ایدهآل شناخته شدند. بنابراین، طراحی پارکهای دوستدار سالمند نیازمند توجه به جنبههای مختلفی از جمله دسترسی، ایمنی و راحتی است.
مهدی رکنیان، جعفر صالحیان، پیام خانلری بانیارانی،
دوره 13، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
اهداف: سلاحهای گرم، ازجمله تپانچهها و تفنگها، ابزارهای پیچیدهای با کاربردهای نظامی، ورزشی و شخصی هستند که توجه به ارگونومی برای بهینهسازی طراحی و کارایی آنها نیاز است. این مطالعه با هدف بررسی تحقیقات موجود دربارهی ویژگیهای ارگونومیکی تفنگها، با تمرکز ویژه بر تفنگهای تهاجمی طراحی و اجرا شده است.
روش کار: این مطالعه با استفاده از روش مرور دامنهای به بررسی ارگونومی تفنگها پرداخته است. جستجو در پایگاههای اطلاعاتی PubMed ، Web of Science و Scopus با استفاده از کلمات کلیدی مرتبط با طراحی ارگونومی سلاحهای گرم انجام شد. مقالات مرتبط از میان مطالعات جمعآوریشده انتخاب شدند. دادهها را دو نویسنده استخراج و بررسی کردهاند و نتایج براساس حوزههای مشترک دستهبندی شدند.
یافتهها: ۳۱۲۱ مطالعه ازطریق جستجو در پایگاههای اطلاعاتی پیدا شدند که پس از حذف موراد تکراری و بررسی عنوان و چکیده، فایل ۱۲۱ مطالعه دانلود شد و براساس معیارهای ورود، بررسی شدند. درنهایت ۹ مطالعه وارد مرحلهی نهایی شدند. موضوعات مورد بررسی مقالات و تأثیرگذار بر ارگونومی سلاحها شامل ملاحظات آنتروپومتریک و مدلسازی دیجیتال انسانی، پیکربندی تفنگها و ویژگیهای طراحی، پایداری وضعیتی، ایمنی و آموزش بودند.
نتیجهگیری: طراحی ارگونومیکی سلاح، تأثیر قابلتوجهی بر عملکرد کاربر، ایمنی و تجربهی کلی دارد. تلاشهای طراحی آینده باید بر رویکردهای انسانمحور، با در نظر گرفتن دادههای آنتروپومتریک، پیکربندی سلاح، پایداری کاربر و مکانیسمهای ایمنی برای تولید تفنگها تأکید کند.
فرحناز دسترنج، علی محمدی، حسن صادقی نائینی، هانیه نیکومرام، رضا عزیزینژاد،
دوره 13، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
اهداف: ارگونومی مشارکتی با تمرکز بر مشارکت فعال ذینفعان در طراحی و بهبود سیستمهای کاری میتواند بهعنوان راهکاری کلیدی در مدیریت پایدار محیطزیست مطرح شود. این پژوهش بر آن است تا با بررسی سازکارهای تلفیق اصول ارگونومی و مشارکت کارکنان، چگونگی تحقق پایداری زیستمحیطی در محیطهای کاری را تبیین کند.
روش کار: این مطالعه توصیفیتحلیلی در یکی از صنایع خودروسازی ایران انجام شد. برنامه ارگونومی مشارکتی با تیم چهاردهنفره از کارشناسان با جلسات هفتگی دو ساعت تئوری و یک ساعت عملی به مدت سه ماه برگزار شد. اهداف اصلی دوره شامل آموزش جامع سرفصلهای چکپوینتهای ارگونومی سازمان بینالمللی کار (ILO)، تلفیق مباحث ارگونومی با موضوعات محیطزیستی و ایجاد توانایی عملیاتی کردن آموختهها در محیط کار واقعی بود.
یافتهها: تیم ارگونومی پس از اتمام برنامه ارگونومی مشارکتی و بررسی دقیق مشکلات محیط کار، موفق به ارائه پنجاه پیشنهاد کاربردی شد که از این تعداد، بیست درصد به مسائل زیستمحیطی اختصاص داشت. پس از شش ماه همکاری مستمر کارگران و پشتیبانی مدیریت، ده مورد از پیشنهادهای ارائهشده به مرحله اجرا رسید.
نتیجهگیری: کاربست اصول ارگونومی مشارکتی با محوریت مشارکت ذینفعان در طراحی سیستمهای کاری میتواند بهعنوان راهکاری کلیدی در مدیریت پایدار محیطزیست ایفای نقش کند. این رویکرد نهتنها سلامت جسمی و روانی کارکنان را ارتقا میبخشد، بلکه با کاهش استرسهای شغلی و مصرف منابع طبیعی، پیوندی ناگسستنی میان فناوری، انسان و محیطزیست برقرار میسازد. بیتردید پژوهشهای میانرشتهای در حوزه ارگونومی و پایداری زیستمحیطی میتوانند نقشی راهبردی در تحقق توسعهای متوازن برای نسلهای آینده ایفا کنند.
اکرم محمودی، تیمور اللهیاری،
دوره 13، شماره 2 - ( 5-1404 )
چکیده
اهداف: در محیطهای کاری پرفشار امروزی، تابآوری فردی کارکنان و جو ارگونومی از عوامل کلیدی در حفظ بهرهوری و رفاه نیروی انسانی محسوب میشوند. جو ارگونومی نشاندهندهی درک کارکنان از میزان توجه و حمایت سازمان نسبت به طراحی و اصلاح شغل برای ارتقای سلامت و رفاه کارکنان و عملکرد عملیاتی آنها اشاره دارد. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط بین جو ارگونومی و تابآوری کارکنان در یک شرکت گاز انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر، از نوع توصیفی-تحلیلی و مقطعی میباشد و دادهها با استفاده از دو پرسشنامه معتبر تحت عنوان جو ارگونومی و تابآوری کونور و دیویدسون جمعآوری شده است. نمونهگیری به روش خوشهای تصادفی در میان ۱۷۰ نفر از کارکنان ادارات مرکزی و منطقهای شرکت گاز انجام شد. تجزیه و تحلیل دادهها توسط نرمافزار SPSS، آمار توصیفی و آزمونهای همبستگی، تی تست تک نمونهای و رگرسیون صورت گرفت.
یافته ها: میانگین جو ارگونومی شرکت گاز ۲۹/۹۶±۱۳۵/۰۳ و میانگین تابآوری کارکنان ۱۶/۴۴±۹۶/۵ برآورد شد. ضریب همبستگی میان جو ارگونومی و تابآوری برای ۱۷۱ نمونه ۰/۲۲+ بهدست آمد. نتایج نشان داد که میانگین جو ارگونومی، عملکرد عملیاتی، رفاه و تابآوری فردی کارکنان بالاتر از سطح میانگین نظری بوده و بین تمامی ابعاد جو ارگونومی شامل تعهد مدیریت، دانش و آگاهی، مشارکت کارکنان و شناسایی و کنترل مخاطرات با تابآوری، رابطهای مثبت و معنادار وجود داشته است، اما میان متغیرهای دموگرافیک سن، جنسیت، تحصیلات و سابقهی شغلی و تابآوری فردی کارکنان ارتباط معناداری وجود ندارد.
نتیجهگیری: جو ارگونومی مطلوب نقش موثری در کاهش استرس و بهبود شرایط روانی محیط کار ایفا میکند. ارتقای سلامت جسمانی و روانی، کاهش استرس، افزایش رضایت شغلی و بهبود کیفیت زندگی کاری به شکلهای گوناگون بر تابآوری کارکنان تاثیرگذار میباشد. در نتیجه توجه سازمان به مباحث ارگونومیک و راهبردهای حمایتی برای بهبود وضعیت ارگونومی محیط کار میتواند منجر به ارتقای سطح تابآوری فردی کارکنان گردد.
زهرا جهانی، مهشید نامداری، نسترن کشاورز محمدی، مهناز صارمی،
دوره 13، شماره 2 - ( 5-1404 )
چکیده
اهداف: اختلالات اسکلتی-عضلانی، از جمله کمردرد، در کودکان دانشآموز رو به افزایش است. وضعیتهای نامناسب بدنی و حمل نادرست کولهپشتی مدرسه از عوامل موثر در بروز این مشکلات هستند. با این حال، ابزار استاندارد و جامعی برای سنجش دانش ارگونومی کودکان در زمینه مراقبت از ستون فقرات وجود ندارد.
روش کار: این مطالعهی روششناسی در سال ۱۴۰۲ و در مدارس دولتی منتخب شهر تهران انجام شد. از یک فرایند ۷ مرحلهای برای طراحی ابزار استفاده شد. پس از طراحی نسخه اولیه پرسشنامه و بررسی روایی صوری، روایی محتوای پرسشنامه با شاخصهای CVI و CVR توسط ۱۰ متخصص و پایایی ابزار از طریق روش بازآزمایی با مشارکت ۱۵ دانشآموز و محاسبه ضریب آلفای کرونباخ توسط ۱۸۰ دانشآموز ارزیابی شد.
یافته ها: نسخه نهایی پرسشنامه آگاهی کودکان از ارگونومی ستون فقرات KidSEA) (Kids Spine Ergonomics Awareness:، با ۱۳ سؤال در سه بُعد "آناتومی ستون فقرات"، "پوسچر صحیح" و "ارگونومی حمل وسایل" طراحی شد. CVI و CVR برای هر سوال به ترتیب بیش از ۰/۷۹ و ۰/۶۲ بهدست آمد و در نتیجه تمام سوالات تایید شدند. ضریب توافق کاپا برای هر سوال بیش از ۰/۴۱ و آلفای کرونباخ ۰/۷۴ محاسبه شد، که نشاندهندهی پایایی قابل توجه و مطلوب ابزار است.
نتیجهگیری: پرسشنامه KidSEA، ابزاری معتبر و پایا برای سنجش دانش ارگونومی مراقبت از ستون فقرات در کودکان بوده و میتواند در سنجش سطح سواد سلامت ستون فقرات، طراحی مداخلات و برنامهریزی آموزشی مناسب برای گروه سنی مورد مطالعه استفاده شود. بررسی اعتبار ابزار برای سایر گروهای سنی از طریق انجام مطالعات بعدی مورد پیشنهاد است.
مریم ممتازبخش، سعید قاسمی، نبی امیدی، محمدرضا امیدی، وحیده منتی،
دوره 13، شماره 2 - ( 5-1404 )
چکیده
اهداف: اختلالات اسکلتی-عضلانی از چالشهای اصلی سلامت شغلی در صنایع با شرایط کاری چالش برانگیز مانند پتروشیمی هستند. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر مداخله ترکیبی ارگونومیک و ورزشی بر کاهش درد و بهبود عملکرد حرکتی کارکنان پتروشیمی ایلام انجام شد.
روش کار: این پژوهش نیمهتجربی با طرح پیشآزمون-پسآزمون بر روی ۴۰ کارگر مرد انجام شد. شرکتکنندگان به صورت تصادفی به دو گروه مداخله (ترکیب آموزش ارگونومی و تمرینات ورزشی) و کنترل تقسیم شدند. دادهها با پرسشنامههای نوردیک (NMQ) و عملکرد حرکتی (MPQ) جمعآوری و با آزمونهای t مستقل و تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر تحلیل شدند.
یافتهها: مداخله ترکیبی منجر به کاهش معنادار درد کمر (۵۵ درصد)، شانه (۵۶ درصد) و زانو (۵۷ درصد) و بهبود نمره کل عملکرد حرکتی (۴۳ درصد) شد ( ۰/۰۰۱<P). اندازه اثر کوهن در محدوده ۱/۸ تا ۲/۵ نشاندهنده اثربخشی بالا بود.
نتیجهگیری: ترکیب مداخلات ارگونومیک و ورزشی منجر به کاهش معنادار دردهای اسکلتی-عضلانی و بهبود عملکرد حرکتی در کارکنان پتروشیمی شد. این یافتهها نشاندهنده تاثیر مثبت مداخله بر شاخصهای عملکرد حرکتی کارکنان است.
نبی امیدی، نداسادات جعفری، محمدرضا امیدی، یدالله محمودی،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده
اهداف: در محیطهای عملیاتی پرخطر مانند میادین نفتی، عوامل فیزیکی و روانی میتوانند بهرهوری کارکنان و رفتارهای مثبت سازمانی را تضعیف کنند. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر آموزش مهارتهای ارگونومیک در بهبود رفتار شهروندی سازمانی و بهرهور کارکنان عملیاتی میدان نفتی آذر انجام شد.
روش کار: این پژوهش نیمهتجربی با طرح پیشآزمون ـ پسآزمون همراه با گروه کنترل، روی چهل کارگر مرد بخش عملیاتی انجام شد. شرکتکنندگان بهصورت تصادفی در دو گروه آموزش ارگونومی و کنترل (هرکدام بیست نفر) قرار گرفتند. دادهها با پرسشنامه رفتار شهروندی سازمانی پادساکف و همکاران (۱۹۹۰) و پرسشنامه بهرهوری کارکنان هرسی و گلداسمیت (۱۹۸۰) گردآوری شد. برای تحلیل دادهها از آزمون t زوجی بهمنظور مقایسه درونگروهی نمرات پیشآزمون و پسآزمون در هر گروه، برای مقایسه بین دو گروه از آزمون t مستقل، و برای کنترل اثر نمرات پیشآزمون از تحلیل کوواریانس استفاده شد.
یافتهها: پس از اجرای چهارهفتهای مداخله آموزشی ارگونومی در سال ۱۴۰۳ و پیگیری بهمدت برابر (چهار هفته از شروع دوره تا پسآزمون)، گروه مداخله در نمره کل رفتار شهروندی سازمانی (از ۶/۱۰۵ به ۴/۱۱۸؛ ۱/۱۲+ درصد) و بهرهوری کارکنان (از ۸/۱۲۸ به ۶/۱۴۵؛ ۰/۱۳+ درصد)، افزایش معناداری نشان داد (۰/۰۰۱<p). بیشترین ارتقا در رفتار شهروندی سازمانی مربوط به نوعدوستی (+۳/۱۵ درصد) و وجدان کاری (+۸/۱۴ درصد) و در بهرهوری کارکنان مربوط به مؤلفههای انگیزش (۲/۱۶+ درصد) و توان (۴/۱۵+ درصد) بود. اندازههای اثر کوهن در بازه ۷۸/۱ تا ۲۰/۲ نشاندهنده اثربخشی بسیار زیاد بود. در گروه کنترل طی همین مدت، تغییر معناداری مشاهده نشد (۰/۰۵<p).
نتیجهگیری: آموزش مهارتهای ارگونومیک موجب بهبود چشمگیر رفتار شهروندی سازمانی و بهرهوری کارکنان میدان نفتی آذر شد. این نتایج اهمیت سرمایهگذاری در آموزشهای ارگونومیک را بهعنوان رویکردی استراتژیک برای ارتقای عملکرد فردی و سازمانی در محیطهای پرخطر تأیید میکند.
رضا مسعودی، زهرا سعیدی ابواسحاقی، شهلا ابوالحسنی، لیلی ربیعی،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده
اهداف: پرسنل شاغل در مراکز درمانی بهدلیل ماهیت شغلی، در معرض انواع آسیبهای شغلی، ازجمله استرسورهای ارگونومیک، قرار دارند که میتواند در سلامتی آنان تأثیر بگذارد و به ایجاد فرسودگی شغلی منجر شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مداخله ارگونومی در فرسودگی شغلی و تابآوری پرستاران شاغل انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر مطالعهای نیمهتجربی است که با حضور هفتاد پرستار شاغل در بیمارستان شهدای لردگان در سالهای ۱۳۹۷-۱۳۹۸ انجام شد. واحدهای پژوهش به روش تصادفیسازی در سطح بلوکی به دو گروه مداخله و کنترل تخصیص یافتند. مداخله ارگونومی شامل چهار مرحله (آموزش، اصلاح کار، برنامه ورزشی منظم و نظارت، حمایت و پیگیری) برای گروه مداخله انجام شد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه فرسودگی شغلی ماسلاش بود. میانگین نمرات قبل، بلافاصله بعد و سه ماه بعد از مداخله با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه ۲۳ و آزمونهای تی مستقل، کای اسکوئر و آنالیز واریانس مشاهدات تکرارشده مقایسه شد.
یافتهها: میانگین نمره فرسودگی شغلی قبل از مداخله در دو گروه، اختلاف معنیداری نداشت (۰/۰۵<P)، درحالیکه بعد از مداخله این اختلاف معنیدار شد و در گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل، فرسودگی شغلی کمتر و تابآوری بیشتر شد (۰/۰۰۱>P).
نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش نشان داد که اجرای مداخله ارگونومی در پرستاران میتواند سبب افزایش تابآوری و کاهش فرسودگی شغلی شود. با توجه به اثربخش بودن این مداخله، توصیه میشود برنامه آموزش ارگونومی در برنامههای آموزشی پرستاران گنجانده شود.
علی افشاری،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
اهداف: با گسترش فناوریهای دیجیتال و استفاده روزافزون از ابزارهای هوشمند در محیطهای کاری، چالشهایی نظیر مشکلات اسکلتی ـ عضلانی و کاهش بهرهوری کارکنان به وجود آمده است. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر طراحی ارگونومیک محیط کار دیجیتال و بهرهگیری از ابزارهای هوشمند در بروز اختلالات اسکلتی ـ عضلانی و سطح بهرهوری کارکنان اداری دانشگاه مراغه بود.
روش کار: پژوهش از نوع توصیفی ـ همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمام کارکنان اداری دانشگاه مراغه در سال ۱۴۰۳ بود. از جامعه مذکور با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی طبقهای و با توجه به جدول مورگان، ۱۵۰ نفر بهعنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه اسپرنچر و همکاران برای ارزیابی اختلالات اسکلتی ـ عضلانی و پرسشنامه بهرهوری سازمانی بود. دادهها با استفاده از همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه در نرمافزار SPSS نسخه ۲۵ تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که بین سلامت اسکلتی ـ عضلانی و بهرهوری رابطه منفی معنادار مشاهده شد (۰/۴۷- r=)، بهطوری که با افزایش مشکلات اسکلتی ـ عضلانی، کارایی (۰/۴۱- r=)، کیفیت انجام وظایف (۰/۳۹- r=)، تعهد به اهداف (۰/۴۵- r=) و مدیریت زمان (۰/۳۶- r=) کاهش یافت. رگرسیون چندمتغیره نشان داد طراحی محیط کار دیجیتال و استفاده از ابزارهای هوشمند با کاهش مشکلات اسکلتی ـ عضلانی (۰/۰۵ p < و ۰/۵۲- β=) و افزایش بهرهوری (۰/۰۵ p < و ۰/۴۶ β=) همراه است.
نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد که طراحی ارگونومیک محیط کار همراه با استفاده از ابزارهای هوشمند، موجب کاهش دردهای اسکلتی ـ عضلانی و افزایش بهرهوری میشود. همچنین، این نتایج بر اهمیت محیط کار ارگونومیک و ابزارهای هوشمند برای ارتقای سلامت و عملکرد کارکنان تأکید دارد.
نبی امیدی، حسن قنبرزاده، محسن امامی، محمدرضا امیدی،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
اهداف: با گسترش فزاینده بانکداری دیجیتال، تهدیدات سایبری به نوعی ریسک مالی و عملیاتی بزرگ تبدیل شدهاند. این پژوهش با هدف طراحی مدلی مبتنیبر اصول ماکروارگونومی، برای تقویت تابآوری امنیت سایبری بهمنظور کاهش ریسک مالی در صنعت بانکداری دیجیتال انجام شد.
روش کار: این پژوهش با رویکرد ترکیبی انجام شد. در فاز کیفی، با پانزده نفر خبره مصاحبه و دادهها با تحلیل تماتیک بررسی شد. در فاز کمی، مدل مفهومی حاصل از طریق پرسشنامهای محققساخته روی نمونهای شامل ۳۸۷ نفر از کارکنان بانکها آزمون شد. تحلیل دادهها و ارزیابی مدل نهایی با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) در نرمافزار LISRELصورت گرفت.
یافتهها: تحلیل کیفی به شناسایی ۵ مضمون اصلی و ۳۲ مضمون فرعی منجر شد که ابعاد مدل را تشکیل دادند: زیرسیستم فنی ـ ابزاری، انسانی ـ روانشناختی، سازمانی ـ ساختاری، عوامل محیطی ـ نظارتی و تابآوری امنیت سایبری (پیامد). نتایج آزمون مدل کمی نشان داد که مدل برازش مطلوبی دارد (GFI=۰.۹۲, CFI=۰.۹۴, RMSEA=۰.۰۶۱, SRMR=۰.۰۵۷, CMIN/DF=۲.۴۱). هر چهار بُعد ماکروارگونومی تأثیر مثبت و معناداری در تابآوری امنیت سایبری داشتند. در این میان، «زیرسیستم سازمانی-ساختاری» با ضریب مسیر استاندارد ۴۸/۰ بیشترین تأثیر را به خود اختصاص داد و بهعنوان قویترین پیشبین شناسایی شد.
نتیجهگیری: مدل جامعهشناختی ـ فنی مبتنیبر ماکروارگونومی، چهارچوبی کارآمد برای تحلیل و تقویت تابآوری امنیت سایبری در بانکداری دیجیتال ارائه میکند، بهگونهای که انتظار میرود افزایش تابآوری سایبری، به کاهش ریسکهای مالی نیز کمک کند. این نتیجه بر ضرورت گذار از رویکردهای صرفاً فنی به نگرشی سیستمی و تعاملی میان انسان، فناوری و ساختار سازمانی تأکید میکند.
شافع عباسی، رقیه لطفی اصفهانجق، فریده باباخانی،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
اهداف: کفشهای برفوت محصولی برای مدیریت اختلالات اسکلتی ـ عضلانی شناخته شدهاند. استفاده طولانی از کفش نامناسب میتواند پیامدهای منفی در سلامت داشته باشد. باوجود رشد مصرف این کفشها در ایران، درباره چالشهای بالینی و عملی مرتبط شواهد محدود وجود دارد. بررسی تجربیات فروشندگان میتواند موانع عرضه و استفاده این محصول را شناسایی و برای بهبود تجویز، آموزش مصرفکنندگان و ارتقای کیفیت مراقبت بالینی، دادههای کاربردی فراهم کند.
روش کار: این مطالعه کیفی با محوریت ارگونومی، چالشها و فرصتهای استفاده از کفشهای برفوت در ایران را از دیدگاه فروشندگان بررسی کرده است. دادهها با تعدیل پرسشنامه اندرسون و تأیید سه متخصص ارتز و پروتز جمعآوری شد و ده فروشنده آن را کامل کردند. تحلیل موضوعی دادهها، نیازها و چالشهای مرتبط با کفشهای برفوت را در بازار ایران روشن کرد.
یافتهها: ورزشکاران، افراد با وزن طبیعی و مبتلایان به ناهنجاریهای پنجه پا بیشترین رضایت را از کفشهای برفوت دارند، اما افراد با مشکلاتی مانند صافی شدید کف پا یا کمردرد، بدون کفی اختصاصی، دچار چالش میشوند. همچنین اسکن کف پا و طراحی کفی شخصیسازیشده در بهبود راحتی و کاهش درد پا نقش تعیینکننده دارد.
نتیجهگیری: کفشهای برفوت در صورت طراحی و استفاده ارگونومیک، عملکرد عضلات کف پا را بهبود میبخشند. بااینحال، افراد مبتلابه کمردرد، کف پای گود، خارپاشنه، میخچه یا انواع تاول، باید بااحتیاط از آنها استفاده کنند؛ زیرا مصرف نادرست درد را تشدید میکند و علائم بالینی را افزایش میدهد.
نداسادات جعفری، نبی امیدی، محمد سرائی طلب، محمدرضا کرمانی، الهام خسروی،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
اهداف: این پژوهش با هدف طراحی و اعتبارسنجی یک مدل یکپارچه برای توسعۀ مهارتهای نرم انجام شد که توانمندسازی مبتنیبر فناوری را با اصول ارگونومی شناختی در هم میآمیزد.
روش کار: این پژوهش از نوع ترکیبی با طرح اکتشافی متوالی بود. در فاز کیفی، با استفاده از نمونهگیری هدفمند، با ۱۸ نفر از نخبگان دانشگاهی و مدیران ارشد بانک مصاحبههای عمیق انجام شد و دادهها با روش تحلیل مضمون تجزیهوتحلیل شدند. در فاز کمّی که از نوع توصیفی ـ پیمایشی بود، مدل مفهومی استخراجشده از فاز کیفی، از طریق پرسشنامۀ محققساخته روی نمونهای متشکل از ۳۹۵ نفر از کارکنان ستادی و شعب بانک رفاه کارگران آزمون شد. تحلیل دادهها و ارزیابی مدل با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) در نرمافزار AMOS نسخۀ ۲۶ انجام گرفت.
یافته ها: تحلیل کیفی باعث شناسایی ۴ مضمون اصلی و ۲۸ مضمون فرعی شد که ابعاد مدل را تشکیل دادند: توانمندسازی مبتنیبر فناوری، ملاحظات ارگونومی شناختی، عوامل زمینهای و سازمانی، و توسعۀ یکپارچۀ مهارتهای نرم (پیامد). نتایج آزمون مدل کمّی نشان داد مدل از برازش مطلوبی برخوردار است و هر سه بُعد پیشبین تأثیر مثبت و معناداری بر توسعۀ مهارتهای نرم داشتند. در این میان، «عوامل زمینهای و سازمانی» با ضریب مسیر استاندارد ۰/۴۵ بیشترین تأثیر را به خود اختصاص داد و بهعنوان قویترین پیشبین شناسایی شد.
نتیجه گیری: این یافته بر ضرورت یک نگرش سیستمی، که تعامل میان انسان، فناوری، و ساختار سازمانی را به رسمیت میشناسد، تأکید دارد و نشان میدهد که موفقیت در توانمندسازی کارکنان، نیازمند توجهِ همزمان به ابزارهای فناورانه و اصول ارگونومی شناختی است.
مهدی بیرامیجم، محمدصادق سهرابی، محمد بابامیری، آرزو فرهادی،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
چکیده
در دنیای امروز، سامانههای مدیریت پژوهش در دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی بهعنوان ابزارهای حیاتی برای تسهیل فرایندهای تحقیقاتی شناخته میشوند. یکی از جنبههای کلیدی موفقیت این سامانهها، کاربردپذیری آنهاست که در صورت ضعف، میتواند به کاهش بهرهوری، افزایش زمان صرفشده کاربران و کاهش رضایت آنها منجر شود. کاربران سامانههای پژوهشی مورداستفاده در دانشگاهها، همواره مشکلاتی ازجمله پیچیدگی منوها، نبود شفافیت در فرایندهای جستوجو و گزارشدهی و نبود آموزش را تجربه میکنند. در این زمینه، سیاستهای پیشنهادی برای بهبود طراحی فرایندها، سیستمهای بازخورد و گزارشدهی، آموزشهای ساختارمند و پشتیبانی مستمر و ارزیابی مداوم تجربه کاربری بهمنظور ارتقای کارایی و رضایت کاربران ارائه شده است. این پیشنهادها میتوانند در سامانههای دیگر مدیریت پژوهش و آموزش در دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی نیز به کار گرفته شوند. در نتیجه، توجه به کاربردپذیری و بهبود مستمر سامانهها میتواند به افزایش کارایی و رضایت کاربران در این محیطها منجر شود.
زهرا طوسی، یداله حمیدی، مهدی بگلری، علیرضا سلطانیان،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1405 )
چکیده
زمینه و هدف
ارگونومی مشارکتی بهعنوان رویکردی سیستماتیک که بر درگیر کردن فعال کارکنان در طراحی و بهبود سیستمهای کاری تأکید دارد، میتواند بستری برای تقویت همزمان مشارکت و خلاقیت فراهم آورد. با توجه به اهمیت نقشهای حاکمیتی در دانشگاهها و تاثیر بالقوه مطالعات مدیریتی و ارگونومیک در این حوزهها، این مطالعه با هدف ارزیابی سطح خلاقیت کارکنان و رابطه آن با مشارکت در دانشگاه انجام شد.
روش کار
این مطالعه مقطعی در واحدهای راهبردی و نظارتی زیرمجموعه ریاست دانشگاه انجام شد. جامعه آماری شامل 63 نفر بود که اطلاعات بصورت سرشماری با استفاده از پرسشنامههای استاندارد «مشارکت بلچر» و «خلاقیت رندسیپ» جمعآوری شد. دادهها با نرمافزار SPSS20 تحلیل و با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون و آنالیز واریانس به مقایسه میانگین و تعیین رابطهها با سطح معنیداری کمتر از 05/0 پرداخته شد.
یافتهها
میانگین نمره خلاقیت کارکنان 41/180 و نرخ مشارکت 83/113 بود که هر دو بیش از ۷۵ درصد از کل امتیاز را نشان میداد. نتایج رابطه خلاقیت کارکنان و مشارکت آنان را تائید نکرد (206/0= p). خلاقیت و مشارکت با ماهیت کار، ارتباط معنیداری داشت (001/0= p ). همچنین تفاوت معنیداری در خلاقیت بین زنان و مردان مشاهده شد، به طوری که زنان میانگین نمرات خلاقیت بالاتری نسبت به مردان داشتند (05/0p<).
نتیجهگیری
سطح مشارکت و خلاقیت کارکنان به طور قابل توجهی تحت تأثیر ماهیت کار آنان است. همچنین، بهرهگیری از حضور زنان در واحدهای نظارتی میتواند خلاقیت را تقویت کند.
عباس محمدی، لیلا آقائی، مرضیه صادقیان، محمد صادق لؤلؤ،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: کارکنان اداری شبکههای بهداشت همزمان در معرض عوامل روانی–اجتماعی نامطلوب و اختلالات اسکلتی–عضلانی ناشی از پوسچر کاری قرار دارند که میتواند بهرهوری را کاهش دهد. هدف این مطالعه بررسی رابطه عوامل روانی–اجتماعی و اختلالات اسکلتی–عضلانی با بهرهوری کارکنان اداری شبکه بهداشت و درمان و ارزیابی اثربخشی مداخله آموزشی–ارگونومیک بر این شاخصها بود.
روش کار: این پژوهش نیمهتجربی با طرح پیشآزمون–پسآزمون در سال ۱۴۰۳ بر روی ۱۵۰ نفر از کارکنان اداری شبکه بهداشت و درمان شهرستان بهبهان انجام شد. دادهها با پرسشنامه عوامل روانی–اجتماعی کپنهاگن (COPSOQ III)، پرسشنامه بهرهوری هرسی و گلداسمیت (ACHIEVE) و پرسشنامه نوردیک اختلالات اسکلتی–عضلانی (NMQ) جمعآوری شد. پوسچر کاری با چکلیست ROSA در زیرنمونه ۱۵ نفره ارزیابی گردید. مداخله آموزشی–ارگونومیک طی سه ماه (اردیبهشت تا تیر ۱۴۰۴) در قالب جلسات گروهی شامل مهارتهای ارتباطی، مدیریت استرس، انگیزش، حمایت اجتماعی و اصول ارگونومی اجرا شد. تحلیل دادهها با SPSS-26 و آزمونهای مرتبط انجام گرفت (سطح معنیداری ۰٫۰۵).
یافتهها: بین نمره کل عوامل روانی–اجتماعی و بهرهوری کل رابطه مثبت و معنادار مشاهده شد r=0.633)، (p<0.01 و اختلالات اسکلتی–عضلانی با برخی ابعاد بهرهوری رابطه منفی معنادار داشت. (p<0.05) پس از مداخله، اغلب ابعاد عوامل روانی–اجتماعی و بهرهوری بهطور معناداری بهبود یافتند (p<0.001) و نمره کل بهرهوری افزایش چشمگیر نشان داد (۲٫۸۲ به ۴٫۰۳؛ . (d=1.51 همچنین اختلالات اسکلتی–عضلانی کاهش معنادار داشت (۵٫۳۶ به ۴٫۲۴؛. ( p<0.001 تغییر معناداری در نمره ROSA مشاهده نشد. (p=0.640)
نتیجهگیری: مداخله آموزشی–ارگونومیک میتواند با بهبود عوامل روانی–اجتماعی محیط کار و کاهش اختلالات اسکلتی–عضلانی، بهرهوری کارکنان اداری شبکه بهداشت را ارتقا دهد. انجام مطالعات آینده با گروه کنترل و پیگیری بلندمدت توصیه میشود.
مریم شکری، جعفر نصیر ناتری،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1405 )
چکیده
زمینه و هدف
با گسترش فزاینده هوشمندسازی شهری، چالشهای بهرهوری کارکنان شهرداری به یک مسئله سازمانی و خدماتی حیاتی تبدیل شده است. این پژوهش با هدف طراحی مدل یکپارچه مدیریت تحولگرا، هوشمندسازی شهری و ارگونومی سازمانی برای ارتقای کارایی و عملکرد کارکنان شهرداریهای هوشمند انجام شد.
روش کار
پژوهش با رویکرد ترکیبی انجام شد. در فاز کیفی، با ۱۸ نخبه و کارشناس ارشد مصاحبه عمیق شد و دادهها با تحلیل مضمون ششمرحلهای براون و کلارک (۲۵۶ کد ، ۴۱ مضمون فرعی ، ۴ مضمون اصلی) بررسی گردید. در فاز کمی، مدل مفهومی از طریق پرسشنامه محققساخته بر روی ۲۳۸ نفر از کارکنان منطقه ۸ شهرداری تهران (نرخ پاسخدهی ۹۶.۳۶٪) آزمون شد. تحلیل دادهها با PLS-SEM در نرمافزار Smart PLS 4 و بوتاسترپ ۵۰۰۰ زیرنمونهای صورت گرفت.
یافتهها
تحلیل کیفی منجر به شناسایی ۴ مضمون اصلی شد: مدیریت تحولگرا، هوشمندسازی شهری، ارگونومی سازمانی و کارایی کارکنان. نتایج مدل کمی برازش مطلوب را نشان داد R²=0.78، Q²=0.56، SRMR=0.051، NFI=0.95 .هر سه بعد تأثیر مثبت و معناداری بر کارایی داشتند؛ مدیریت تحولگرا با ضریب مسیر ۰.۴۶ t=8.47، f²=0.42 بیشترین تأثیر را بهعنوان قویترین پیشبین شناسایی شد.
نتیجهگیری
مدل یکپارچه مدیریت تحولگرا، هوشمندسازی و ارگونومی، چارچوبی کارآمد برای تحلیل و ارتقای کارایی کارکنان شهرداریهای هوشمند ارائه میکند؛ بهگونهای که انتظار میرود افزایش کارایی خدماتی، رضایت شهروندی را بهبود بخشد. این نتیجه بر ضرورت گذار از رویکردهای صرفاً فناورانه به نگرشی سیستمی و انسانمحور میان رهبری، فناوری و طراحی شغل تأکید دارد.
ایوب قنبری سرتنگ، نگار صفرپور خطبهسرا، زهرا رحیمی، محبوبه عابدی، حجتالله حسینیان، محسن پورصادقیان،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1405 )
چکیده
سابقه و هدف: مدیریت نادرست پسماند به عنوان یکی از عوامل اصلی تخریب محیط زیست، نیازمند رویکردهای نوینی مانند پسماند صفر، ارگونومی سبز و ارگونومی بوم شناسی است. این مطالعه با تکیه بر چارچوب استانداردDIN 91436 (Deutsches Institut für Normung91436)، با بررسی نقش رویکرد های نوین در تحقق سیستمهای مدیریت پسماند پایدار و کاهش اثرات منفی محیطزیستی میپردازد.
مواد و روش ها: این مطالعه مروری روایتی، از طریق جستجوی سیستماتیک در پایگاه های اطلاعاتی بینالمللی (PubMed، Google Scholar Scopus, ،ScienceDirect وWeb of Science) و پایگاه های اطلاعاتی فارسی (SID، Magiran، IranMedex و IranDoc ) برای مقالات منتشر شده از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۲۵ انجام شد. استراتژی جستجو شامل ترکیبی از کلمات کلیدی بود و مقالات بر اساس معیارهای ورود و خروج انتخاب شدند و سپس دادههای استخراج شده از طریق تحلیل موضوعی طبقه بندی و شفاف سازی شدند.
یافتهها: براساس مطالعات انجام شده ارگونومی سبز از طریق طراحی پایدار محصولات و فرآیندها برکاهش پسماند در مبدأ و افزایش بازیافت موثر می باشد و با مرحله پیشگیری در چارچوب استاندارد DIN 91436 همسو است. همچنین ارگونومی بوم شناسی با تحلیل تعاملات انسان و محیط زیست، بستری سیستمی برای تحقق پسماند صفر با تأکید بر ابعاد فنی، اجتماعی و زیستمحیطی فراهم میکند به طوری که با تلفیق این دو رویکرد در قالب استاندارد مذکور مسیری مؤثر به سوی اقتصاد چرخهای و مدیریت پایدار پسماند ترسیم می شود.
نتیجهگیری: تحقق پسماند صفر مستلزم یکپارچهسازی سه رکن اصلی ارگونومی سبز، ارگونومی بوم شناسی و چارچوب اجرایی استاندارد DIN 91436 است. این ادغام نه تنها کاهش پسماند و حفظ منابع را بههمراه دارد بلکه سلامت انسان و پایداری محیطی را نیز ارتقا میدهد و برای نهادینه کردن این رویکرد، گسترش پژوهشهای بینرشتهای، گنجاندن اصول آن در سیاستگذاریها و سرمایهگذاری بر آموزش و فرهنگسازی میان تمام ذینفعان ضروری است.
فاطمه حاجیعلیخانی، فاطمه شهبازی، ندا مهدوی،
دوره 14، شماره 2 - ( 4-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: هنرمندان صنایع دستی استان اصفهان به دلیل ماهیت شغل خود که همراه با حرکات تکراری و پوسچرهای نامناسب است، در معرض ابتلا به اختلالات اسکلتی-عضلانی اندامهای فوقانی قرار دارند. این مطالعه با هدف بررسی تأثیرگذاری ابزار دستی بر ناراحتی اسکلتی-عضلانی اندام فوقانی این هنرمندان انجام شد.
روش کار: در این مطالعه مقطعی، ۱۹۱ هنرمند (۷۰ زن و ۱۲۱ مرد) شاغل در رشتههای میناکاری، فیروزهکوبی، نگارگری و قلمزنی به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامههای دموگرافیک، ناتوانی اندام فوقانی (Quick-Disability of Arm, Shoulder and Hand: Quick-DASH) و راحتی ابزار (Comfort QH) جمعآوری شد. تحلیلهای آماری با استفاده از نرمافزار Stata نسخه 17 صورت گرفت و سطح معناداری در تمامی آزمونهای مورد بررسی کمتر از 0/05 در نظر گرفته شد.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار نمره Quick-DASH به ترتیب 28/89 و 4/91 برآورد شد. ، بالاترین نمره Quick-DASH مربوط به نگارگران با میانگین 30/89 و انحراف معیار 2/91 بود. سابقه کاری عاملی تأثیرگذار بر نمره Quick-DASH (سطح معناداری = 0/003) بود. میانگین نمره پرسشنامه CQH هنرمندان 09/1 با انحراف معیار26/0 بود. فیروزهکوبان و نگارگران با میانگین 1/04 و انحراف معیار 23/0 بیشترین ناراحتی از ابزار را داشتند. همبستگی معنادار بین ناتوانی اندام فوقانی و راحتی ابزار مشاهده نشد.
نتیجهگیری: هنرمندان صنایعدستی اصفهان با وظایف تکراری و ظریف، در معرض ریسک قابل توجه اختلالات اسکلتی–عضلانی هستند. با وجود عدم همبستگی معنادار بین ناتوانی اسکلتی-عضلانی و عدم راحتی ابزاردستی، تحلیلهای تکمتغیره و چند متغیره بر تأثیر چشمگیر راحتی ابزار دستی بر ناراحتی اسکلتی-عضلانی اندام فوقانی صحه گذاشت.
ابوالفضل قهرمانی، سیروس علینیا، سحر میرنبیزاده،
دوره 14، شماره 2 - ( 4-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: طراحی نامناسب محیط کار و بیتوجهی به ارگونومی و ایمنی، بهرهوری را کاهش و هزینههای سازمانی را افزایش میدهد. مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط جو ایمنی و جو ارگونومی با عملکرد فردی و شاخص سال های زندگی تعدیلشده بر اساس بهرهوریPALY یا Productivity-Adjusted Life Years انجام شد.
روش کار: این مطالعه مقطعی-تحلیلی در سال ۱۴۰۴ با مشارکت ۴۲۰ نفر از کارکنان شش شرکت غذایی در ارومیه انجام شد. دادهها با استفاده پرسشنامههای جو ایمنی، جو ارگونومی، عملکرد فردی و فرم ارزیابی بهرهوری برای محاسبه شاخص تقریبی PALY جمعآوری شد. تحلیل دادهها با آزمون های منویتنی، کروسکالوالیس، همبستگی اسپیرمن و رگرسیون خطی انجام شد.
یافتهها: همبستگی مثبت و قوی بین جو ایمنی و جو ارگونومی مشاهده شد (0۱/۰ p ≤، 84/۰ρ=). جو ایمنی با عملکرد فردی همبستگی مثبت اما ضعیفی داشت (۰۱/۰ p =، 12/۰ρ=). در تحلیل رگرسیون خطی چندگانه، جو ارگونومی (۰۰۱/۰ < p ،۲۸/۰ = β) و شرکت محل اشتغال (۰۰۱/۰ < p ،۳۱/۰ - = β) پیشبین معنیدار عملکرد فردی بودند، درحالیکه سابقه کار (۰۰۱/۰ < p ،۸۷/۰ = β) و شرکت محل خدمت (۰۰۱/۰ < p ،۰۸/۰ - = β) پیشبین معنیدار شاخص تقریبیPALY بودند.
نتیجهگیری: همبستگی بالای جو ایمنی و ارگونومی، آنها را مؤلفههایی همافزا نشان میدهد. جو ارگونومی (نه جو ایمنی) پیشبین مستقل عملکرد فردی است، در حالی که سابقه کار قویترین پیشبین شاخص تقریبی PALY است. نبود رابطه بین ارزیابی عملکرد و شاخص تقریبیPALY، شکاف ادراکی عمیق بین خودارزیابی کارکنان و مدیران را آشکار می سازد.
فرزین طهماسبیپور، نبی امیدی،
دوره 14، شماره 2 - ( 4-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: چابکی دیجیتال بهعنوان یکی از مهمترین قابلیتهای سازمانهای امروزی، نیازمند تعامل اثربخش میان انسان و فناوریهای نوین است. با وجود سرمایهگذاری گسترده سازمانها در فناوریهای اطلاعاتی پیشرفته، توجه ناکافی به ابعاد شناختی و عوامل انسانی میتواند اثربخشی برنامههای تحول دیجیتال را محدود سازد. پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل ساختاری تعامل شناختی انسان و فناوریهای اطلاعاتی نوین در ارتقای چابکی دیجیتال سازمان با رویکرد مهندسی عوامل انسانی انجام شد.
روش کار: این پژوهش با رویکرد آمیخته و بر اساس طرح اکتشافی متوالی انجام شد. در بخش کیفی، 16 نفر از خبرگان حوزههای مهندسی عوامل انسانی، علوم شناختی، فناوری اطلاعات و تحول دیجیتال به روش هدفمند مورد مصاحبه قرار گرفتند و دادهها با روش تحلیل مضمون تحلیل شد. در بخش کمی، مدل حاصل از مرحله کیفی با استفاده از پرسشنامه محققساخته در میان 378 نفر از کارکنان و مدیران شرکت دیجیکالا مورد آزمون قرار گرفت. تحلیل دادهها از طریق مدلسازی معادلات ساختاری و نرمافزار LISREL انجام شد.
یافتهها: نتایج بخش کیفی به شناسایی 5 مضمون اصلی و 26 مضمون فرعی منجر شد. نتایج بخش کمی نشان داد که مدل از برازش مطلوبی برخوردار است ( χ²/df=2.36، GFI=0.92، CFI=0.95، RMSEA=0.060 و (SRMR=0.055. همچنین تمامی ابعاد مدل تأثیر مثبت و معناداری بر چابکی دیجیتال سازمان داشتند. در این میان، زیرساختها و بسترهای سازمانی با ضریب مسیر 0.46 بیشترین تأثیر را نشان داد.
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد که چابکی دیجیتال حاصل همافزایی میان قابلیتهای شناختی کاربران، فناوریهای اطلاعاتی نوین، عوامل انسانی و زیرساختهای سازمانی است.