پیام خود را بنویسید

جستجو در مقالات منتشر شده


345 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي

نبی امیدی، حسن قنبرزاده، محسن امامی، محمدرضا امیدی،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: با گسترش فزاینده بانکداری دیجیتال، تهدیدات سایبری به یک ریسک مالی و عملیاتی بزرگ تبدیل شده‌اند. این پژوهش با هدف طراحی یک مدل مبتنی بر اصول ماکروارگونومی برای تقویت تاب‌آوری امنیت سایبری به‌منظور کاهش ریسک مالی در صنعت بانکداری دیجیتال انجام شد.

روش کار: این پژوهش با رویکرد ترکیبی انجام شد. در فاز کیفی، با ۱۵ خبره مصاحبه شد و داده‌ها با تحلیل تماتیک بررسی گردید. در فاز کمی، مدل مفهومی حاصل از طریق یک پرسشنامه محقق‌ساخته بر روی نمونه‌ای شامل ۳۸۷ نفر از کارکنان بانک‌ها آزمون شد. تحلیل داده‌ها و ارزیابی مدل نهایی با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) در نرم‌افزار LISREL صورت گرفت.

یافته‌ها: تحلیل کیفی منجر به شناسایی ۵ مضمون اصلی و ۳۲ مضمون فرعی شد که ابعاد مدل را تشکیل دادند: زیرسیستم فنی-ابزاری، انسانی-روان‌شناختی، سازمانی-ساختاری، عوامل محیطی-نظارتی، و تاب‌آوری امنیت سایبری (پیامد). نتایج آزمون مدل کمی نشان داد که مدل از برازش مطلوبی برخوردار است (CMIN/DF = 2.41, GFI = 0.92, CFI = 0.94, RMSEA = 0.061, SRMR = 0.057). هر چهار بُعد ماکروارگونومی تأثیر مثبت و معناداری بر تاب‌آوری امنیت سایبری داشتند. در این میان، «زیرسیستم سازمانی-ساختاری» با ضریب مسیر استاندارد ۰.۴۸ بیشترین تأثیر را به خود اختصاص داد و به‌عنوان قوی‌ترین پیش‌بین شناسایی شد.

نتیجه‌گیری: مدل جامعه‌شناختی-فنی مبتنی بر ماکروارگونومی، چارچوبی کارآمد برای تحلیل و تقویت تاب‌آوری امنیت سایبری در بانکداری دیجیتال ارائه می‌کند؛ به‌گونه‌ای که انتظار می‌رود افزایش تاب‌آوری سایبری، به کاهش ریسک‌های مالی نیز کمک کند. این نتیجه بر ضرورت گذار از رویکردهای صرفاً فنی به نگرشی سیستمی و تعاملی میان انسان، فناوری و ساختار سازمانی تأکید دارد.
 

روح‌اله حسینی، سهیلا اعظمی،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: مؤسسه سلامت و ایمنی انگلستان معتقد است ‏عوامل ایجادکننده استرس شغلی را می‌­توان در قالب مجموعه­‌ای از استاندارهای مدیریتی مانند حیطه‌­های تقاضا، ‏تغییرات، حمایت مسئولین، حمایت همکاران، ارتباط، کنترل و نقش مورد بررسی قرار داد. پژوهش حاضر با هدف بررسی ‏حیطه­‌های هفت‌گانه ایجادکننده استرس شغلی و ارتباط آن با عملکرد شغلی کارکنان معاونت بهداشتی علوم پزشکی ساوه در دوران کووید-19 انجام شد.‏

روش پزوهش: این پژوهش از نوع تحقیقات کاربردی و مقطعی می‌باشد. در پژوهش حاضر از روش سرشماری استفاده شد.‏ تعداد نمونه‌های پژوهش 316 نفر می­­باشد از کارکنان معاونت بهداشتی علوم پزشکی ساوه در سال 1401 انتخاب شدند. جهت بررسی مدیریت استرس شغلی و عملکرد کارکنان به ترتیب از پرسشنامه­‌های استاندارد سنجش ‏استرس شغلی (‏HSE‏) و سنجش عملکرد پاترسون (Patreson) استفاده شد. تحلیل داده­‌ها با استفاده از نرم­‌افزار ‏SPSS26‏ انجام گردید.‏

یافته‌­ها: ‏یافته­‌های این مطالعه نشان داد با افزایش نمره کل استرس شغلی و نیز حیطه­‌های نقش، تقاضا و تغییرات، نمره ‏کل عملکرد شغلی کارکنان به­صورت معنی­‌داری افزایش یافت. (0/001>‏P‏) درحالی که این ارتباط برای ‏متغیرهای حیطه ارتباط (0/06=‏P‏)، حمایت مسئولین (0/82=‏P‏)، حمایت همکاران (0/28 =‏P‏) و کنترل (0/18=‏P‏) ‏معنی‌دار نبود. پس از تعدیل اثر مخدوش‌­کنندگی حیطه­‌های هفت‌گانه بر عملکرد شغلی، متغیر نقش بطور معنی­‌داری ‏بیشترین میزان تأثیر بر تغییرات نمره عملکرد کارکنان را داشت ‏(001/0>‏P‏). ‏

نتیجه‌­گیری: میزان امتیاز حیطه تقاضا احتمالا بیانگر این است که فشار کاری بالا و افزایش ساعات ‏کاری تأثیر زیادی بر ایجاد استرس کارکنان داشته است. بنابراین پیشنهاد می­‌شود تناسب حجم کاری و برنامه زمانی با ظرفیت و شرایط کار و توانایی کارکنان از طریق 
بازبینی مجدد در برنامه­‌ریزی‌­های سازمانی برقرار گردد. 

فرزین امامی‌فر، سیمین‌دخت کلنی،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده

مقدمه: ادغام سریع هوش مصنوعی در محیط‌های کاری موجب دگرگونی در ساختار مشاغل، خودکارسازی وظایف و تغییر در تجربه‌های کاری کارکنان شده است. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه‌ی نگرش کارکنان نسبت به هوش مصنوعی با افسردگی شغلی، با نقش میانجی ناامنی شغلی و تناسب شغلی ادراک‌شده است.

روش ­کار: در این پژوهش توصیفیهمبستگی 261 نفر از کارکنان شرکت مخابرات استان کرمان به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامه‌های نگرش نسبت به هوش مصنوعی شپمن و رودوی (2020)، عدم امنیت شغلی ناساسیرا (2020)، خودپنداره شغلی شفیع آبادی و رضایی (1376)، و افسردگی شغلی بیانچی و شونفلد (2020) را تکمیل کردند. مدل مفهومی پژوهش از طریق مدل‌یابی معادلات ساختاری بر پایه‌ی حداقل مربعات جزئی آزمون شد.

یافته‌ها: نگرش مثبت نسبت به هوش مصنوعی با کاهش معنادار افسردگی شغلی (p=0.038b= -0.12,)، کاهش ناامنی شغلی (p<0.001b= 0.501,) و افزایش تناسب شغلی (p<0.001b= 0.471,) همراه است. ناامنی شغلی رابطه‌ای مثبت (p<0.001b= 0.417,) و تناسب شغلی رابطه‌ای منفی (p<0.001b= 0.243,) با افسردگی شغلی داشتند. ناامنی شغلی (p<0.001b= -0.209,) و تناسب شغلی (p=0.002b= -0.114,) نقش میانجی در رابطه نگرش نسبت به هوش مصنوعی و افسردگی شغلی داشتند.


نتیجه‌گیری: نگرش مثبت نسبت به هوش مصنوعی موجب کاهش افسردگی شغلی از طریق کاهش ناامنی شغلی و افزایش تناسب شغلی می‌شود. یافته‌ها بیانگر اهمیت ایجاد نگرش مثبت نسبت به هوش مصنوعی از طریق آموزش، بازطراحی نقش‌ها و ارتباطات شفاف در سازمان‌هاست تا امنیت روانی و تناسب شغلی کارکنان تقویت شود.

شافع عباسی، رقیه لطفی اصفهانجق، فریده باباخانی،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: کفش‌های برفوت به‌عنوان محصولی برای مدیریت اختلالات اسکلتی-عضلانی شناخته شده‌اند و استفاده طولانی از کفش نامناسب می‌تواند پیامدهای منفی بر سلامت داشته باشد. با وجود رشد مصرف این کفش‌ها در ایران، شواهد محدود درباره چالش‌های بالینی و عملی مرتبط وجود دارد. بررسی تجربیات فروشندگان می‌تواند موانع عرضه و استفاده این محصول را شناسایی کرده و داده‌های کاربردی برای بهبود تجویز، آموزش مصرف‌کنندگان و ارتقای کیفیت مراقبت بالینی فراهم کند.

روش کار: این مطالعه کیفی با محوریت ارگونومی، به بررسی چالش‌ها و فرصت‌های استفاده از کفش‌های برفوت در ایران از دیدگاه فروشندگان پرداخته است. داده‌ها با تعدیل پرسشنامه اندرسون و تایید سه متخصص ارتز و پروتز جمع‌آوری شد و توسط ۱۰ فروشنده تکمیل گردید. تحلیل موضوعی داده‌ها، نیازها و چالش های مرتبط با کفش‌های برفوت در بازار ایران را روشن کرد.

یافته‌ها: ورزشکاران، افراد با وزن طبیعی و مبتلایان به ناهنجاری‌های پنجه پا بیشترین رضایت را از کفش‌های برفوت دارند، اما افراد با مشکلاتی مانند صافی شدید کف پا یا کمردرد بدون کفی اختصاصی دچار چالش می‌شوند. همچنین اسکن کف پا و طراحی کفی شخصی‌سازی‌شده در بهبود راحتی و کاهش درد پا نقش تعیین‌کننده دارد. 

نتیجه‌گیری: کفش‌های برفوت در صورت طراحی و استفاده ارگونومیک، عملکرد عضلات کف پا را بهبود می‌بخشند. با این حال، افراد مبتلا به کمردرد، کف پای گود، خارپاشنه، میخچه یا انواع تاول باید با احتیاط از آن‌ها استفاده کنند، زیرا مصرف نادرست می‌تواند درد را تشدید و علائم بالینی را افزایش دهد.

ندا سادات جعفری، نبی امیدی، محمد سَرائی‌طلب، محمدرضا کرمانی، الهام خسروی،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: این پژوهش با هدف طراحی و اعتبارسنجی یک مدل یکپارچه برای توسعه مهارت‌های نرم انجام شد که توانمندسازی مبتنی بر فناوری را با اصول ارگونومی شناختی در هم می‌آمیزد.

روش کار: این پژوهش از نوع ترکیبی با طرح اکتشافی متوالی بود. در فاز کیفی، با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند، با ۱۸ نفر از نخبگان دانشگاهی و مدیران ارشد بانک مصاحبه عمیق انجام و داده‌ها با روش تحلیل تماتیک تحلیل شدند. در فاز کمی که از نوع توصیفی-پیمایشی بود، مدل مفهومی استخراج‌شده از فاز کیفی، از طریق پرسشنامه محقق‌ساخته بر روی نمونه‌ای متشکل از ۳۹۵ نفر از کارکنان ستادی و شعب بانک رفاه کارگران آزمون شد. تحلیل داده‌ها و ارزیابی مدل با استفاده از روش مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) در نرم‌افزار AMOS 26 انجام گرفت.

یافته‌ها: تحلیل کیفی منجر به شناسایی ۴ مضمون اصلی و ۲۸ مضمون فرعی شد که ابعاد مدل را تشکیل دادند: توانمندسازی مبتنی بر فناوری، ملاحظات ارگونومی شناختی، عوامل زمینه‌ای و سازمانی، و توسعه یکپارچه مهارت‌های نرم (پیامد). نتایج آزمون مدل کمی نشان داد که مدل از برازش مطلوبی برخوردار است  و هر سه بُعد پیش‌بین تأثیر مثبت و معناداری بر توسعه مهارت‌های نرم داشتند. در این میان، «عوامل زمینه‌ای و سازمانی» با ضریب مسیر استاندارد ۰.۴۵ بیشترین تأثیر را به خود اختصاص داد و به‌عنوان قوی‌ترین پیش‌بین شناسایی شد.

نتیجه‌گیری: این یافته بر ضرورت یک نگرش سیستمی که تعامل میان انسان، فناوری و ساختار سازمانی را به رسمیت می‌شناسد، تأکید داشته و نشان می‌دهد که موفقیت در توانمندسازی کارکنان، نیازمند توجه هم‌زمان به ابزارهای فناورانه و اصول ارگونومی شناختی است.
 


صفحه 18 از 18    
...
18
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله ارگونومی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Iranian Journal of Ergonomics

Designed & Developed by : Yektaweb