345 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي
سعید ایلبیگی، زهرا کریمی، عباس فرجاد پزشک،
دوره 13، شماره 2 - ( 5-1404 )
چکیده
اهداف: برای حمل وسایل در پیمایش مسیرهای طولانی و کوهنوردی، کولهپشتی دارای کمربند لگنی از مهمترین و رایجترین وسایل بهشمار میرود. استفاده از کمربند لگنی باعث توزیع مناسب بار بین تنه و لگن (بالاتنه و پایینتنه) و صرف حداقل انرژی عضلانی میشود، اما میتواند باعث محدودشدن حرکات نیز شود. این مطالعه، با هدف بررسی تاثیر سه نوع طراحی متفاوت کمربند لگنی در کولهپشتی (مدل دارای کمربند متحرک، مدل با فریم ضربدری و مدل معمولی)، شاخص های کنترل راستای قامت و تغییرات مرکز فشار طی ایستادن و راه رفتن پرداخته شده است.
روش کار: روش این تحقیق از نوع نیمه تجربی بود و روی ۲۰ نفر از مردان دانشجوی تربیت بدنی در بازهی سنی ۱۹ تا ۲۵ سال انجام شد. برای اندازهگیری شاخصهای کنترل پاسچر و تغییرات مرکز فشار از سه نوع کولهپشتی (۱- کولهپشتی با کمربند لگنی متحرک، ۲-کولهپشتی با فریم ضربدری در قاب پشتی و ۳-کولهپشتی معمولی) استفاده شد. شرکتکنندگان کولهها را در سطح هموار و بدون شیب با بار رایج معادل ۱۳ کیلوگرم حمل کردند. همچنین آزمون راهرفتن در شرایط مشابه بدون کولهپشتی به منظور کنترل انجام شد. اطلاعات مرکز فشار در دو محور قدامی-خلفی (AP) و داخلی-خارجی (ML) با نرخ نمونهبرداری ۱۰۰۰ هرتز ثبت شد. دستگاه پیش از شروع آزمون بهصورت کامل کالیبره گردید و دادهها توسط نرمافزار MATLABو فیلتر باترورث با فرکانس قطع ۱۰ هرتز پردازش شدند. خروجیها شامل مسیرCOP ، مساحتCOP ،VCOP و sway با استفاده از فرمولهای استاندارد محاسبه شدند. در نهایت، دادهها به نرمافزارSPSS منتقل شدند. جهت سنجش نرمالیتی توزیع دادهها از آزمون شاپیرو-ویلک استفاده شد. برای مقایسه سه نوع کولهپشتی از آزمون تحلیل واریانس با اندازههای تکراری و برای مقایسه دوبهدو، از آزمون بونفرونی استفاده شد.
یافتهها: نتایج آزمون تحلیل واریانس با اندازههای تکراری نشان داد که بین حالتهای مختلف کولهپشتی در شاخص مساحت مرکز فشار، هیچ تفاوت آماری طی ایستادن و راهرفتن وجود ندارد. در شاخص تغییرات مرکز فشار (۰/۰۰۹=P) و سرعت حرکت مرکز فشار (۰/۰۰۹=P)، تنها در ایستادن با چشم بسته در راستای قدامی- خلفی تفاوت به لحاظ آماری مشاهده شد. در مقایسه دوبهدو نیز میان دو کولهپشتی معمولی و کولهپشتی دارای کمربند لگنی متحرک تفاوت مشاهده شد. همچنین، در شاخص نوسانات مرکز فشار (۰/۰۳۰=P) تنها در ایستادن با چشم بسته در راستای داخلی- خارجی میان سه نوع کولهپشتی تفاوت معناداری مشاهده شد. در این حالت در مقایسه دوبهدو اما تفاوتی به لحاظ آماری میان هیچ دو کولهپشتی مشاهده نشد.
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای موجود، کولهپشتی با کمربند لگنی متحرک بهترین نوع کولهپشتی میان سه کولهپشتی بود، زیرا کمترین نوسانات مرکز فشار، سرعت حرکت مرکز فشار و تغییرات مرکز فشار مختص به این کولهپشتی بود. علاوه بر این میتوان گفت تفاوتهای کمربند لگنی در تستهایی با پیچیدگی بالاتر نمایان میشود. با این حال، باید توجه داشت که کاهش نوسانات مرکز فشار لزوما به معنای بهبود در کنترل پاسچر یا عملکرد حرکتی نیست و ممکن است نشاندهنده محدودیت در پاسخپذیری سیستم عصبی-عضلانی نیز باشد.
اکرم محمودی، تیمور اللهیاری،
دوره 13، شماره 2 - ( 5-1404 )
چکیده
اهداف: در محیطهای کاری پرفشار امروزی، تابآوری فردی کارکنان و جو ارگونومی از عوامل کلیدی در حفظ بهرهوری و رفاه نیروی انسانی محسوب میشوند. جو ارگونومی نشاندهندهی درک کارکنان از میزان توجه و حمایت سازمان نسبت به طراحی و اصلاح شغل برای ارتقای سلامت و رفاه کارکنان و عملکرد عملیاتی آنها اشاره دارد. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط بین جو ارگونومی و تابآوری کارکنان در یک شرکت گاز انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر، از نوع توصیفی-تحلیلی و مقطعی میباشد و دادهها با استفاده از دو پرسشنامه معتبر تحت عنوان جو ارگونومی و تابآوری کونور و دیویدسون جمعآوری شده است. نمونهگیری به روش خوشهای تصادفی در میان ۱۷۰ نفر از کارکنان ادارات مرکزی و منطقهای شرکت گاز انجام شد. تجزیه و تحلیل دادهها توسط نرمافزار SPSS، آمار توصیفی و آزمونهای همبستگی، تی تست تک نمونهای و رگرسیون صورت گرفت.
یافته ها: میانگین جو ارگونومی شرکت گاز ۲۹/۹۶±۱۳۵/۰۳ و میانگین تابآوری کارکنان ۱۶/۴۴±۹۶/۵ برآورد شد. ضریب همبستگی میان جو ارگونومی و تابآوری برای ۱۷۱ نمونه ۰/۲۲+ بهدست آمد. نتایج نشان داد که میانگین جو ارگونومی، عملکرد عملیاتی، رفاه و تابآوری فردی کارکنان بالاتر از سطح میانگین نظری بوده و بین تمامی ابعاد جو ارگونومی شامل تعهد مدیریت، دانش و آگاهی، مشارکت کارکنان و شناسایی و کنترل مخاطرات با تابآوری، رابطهای مثبت و معنادار وجود داشته است، اما میان متغیرهای دموگرافیک سن، جنسیت، تحصیلات و سابقهی شغلی و تابآوری فردی کارکنان ارتباط معناداری وجود ندارد.
نتیجهگیری: جو ارگونومی مطلوب نقش موثری در کاهش استرس و بهبود شرایط روانی محیط کار ایفا میکند. ارتقای سلامت جسمانی و روانی، کاهش استرس، افزایش رضایت شغلی و بهبود کیفیت زندگی کاری به شکلهای گوناگون بر تابآوری کارکنان تاثیرگذار میباشد. در نتیجه توجه سازمان به مباحث ارگونومیک و راهبردهای حمایتی برای بهبود وضعیت ارگونومی محیط کار میتواند منجر به ارتقای سطح تابآوری فردی کارکنان گردد.
سیمیندخت کلنی، ماندانا کاتبی، فرزین امامیفر،
دوره 13، شماره 2 - ( 5-1404 )
چکیده
اهداف: تعامل میان نقشهای کاری و خانوادگی میتواند به پیامدهای متفاوتی از جمله تعارض یا غنیسازی کار-خانواده منجر شود. نحوهی مدیریت مرزهای بین این دو حوزه نقش مهمی در تعیین کیفیت این تعامل ایفا میکند و نشخوارهای فکری کاری یکی از نمودهای رایج ادغام نقشها هستند. پژوهش حاضر به بررسی رابطه میان نشخوارهای فکری کاری با تعارض و غنیسازی کار-خانواده میپردازد.
روش کار: در این مطالعه مقطعی، ۳۳۰ نفر از کارکنان یک سازمان صنعتی در اصفهان به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامه های تعارض کار-خانواده، غنیسازی کار-خانواده، نشخوارهای فکری مرتبط با کار، تأمل کاری مثبت و منفی، مقیاس تحریک و خرده مقیاس های تعهد افراطی و ناتوانی در بازیابی را تکمیل کردند. دادهها با استفاده از تحلیل رگرسیون گامبهگام تحلیل شد.
یافته ها: یافته ها نشان داد که از میان نه نوع نشخوار فکری مرتبط با کار، به ترتیب تحریک شناختی (۰/۰۰۱>P)، نشخوار عاطفی کاری (۰/۰۰۱>P) و تأمل کاری منفی (۰/۰۰۱>P)، توانستند تعارض کار-خانواده را پیشبینی کرده و در مجموع ۵۶ درصد از واریانس آن را تبیین کنند. تفکر مبتنی بر حل مسئله (۰/۰۰۱>P)، تأملکاری مثبت (۰/۰۰۱>P) و تأملکاری منفی (۰/۰۰۳>P)، نیز غنیسازی کار-خانواده را پیشبینی کرده و در مجموع ۱۲ درصد از واریانس آن را تبیین کردند.
نتیجهگیری: نشخوارهای فکری لزوما اثر منفی بر روابط کار–خانواده نداشته و میتوانند بسته به ماهیتشان، پیامدهای متفاوتی ایجاد کنند. برخی از نشخوارهای فکری، ممکن است به انتقال تجربیات سودمند کاری به حوزه خانواده کمک کنند. این نتایج بر اهمیت بررسی پیامدهای انواع خاصی از ادغام کار در خانه به جای تمایل کلی برای رد هرگونه ادغام، تاکید میکند.
محسن علیآبادی، رامین رحمانی، مریم فرهادیان، قوامالدین عطاری، هادی آئینی،
دوره 13، شماره 2 - ( 5-1404 )
چکیده
اهداف: در صنعت مبلمان کارگرانی که با دستگاه های نجاری کار میکنند در معرض ارتعاش دست-بازو میباشند. هدف مطالعه حاضر، تعیین سطح مواجهه شغلی و اثرات سلامتی مرتبط با ارتعاش منتقل شده به دست در کار با تجهیزات مرتعش درکارگاههای نجاری مبلمان بود.
روش کار: این مطالعه مورد شاهدی با حضور ۵۹ نجار (گروه مورد) و ۳۹ رنگکار (گروه شاهد) در شهر ملایر انجام شد. اندازهگیری مواجهه با ارتعاش دست-بازو طبق ۵۳۴۹ISO سنجش شد. علایم ناشی از ارتعاش دست بازو با پرسشنامه، سطح اختلالات عروقی با آزمون احیاء دمای دست طبق ۱۴۸۳۵ISO، آزمون حسی توسط کیت مونوفیلامانت، قدرت چنگش دست و انگشتان و میزان چابکی نیز برای هر دو گروه ثبت شد. دادهها به کمک نرمافزارSPSS نسخه ۲۶ تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: شتاب معادل ۸ ساعت ارتعاش دست-بازو در کارگران نجاری، ۰/۸۵±۲/۷۴ متر بر مجذور ثانیه بود. درد دست، سوزن سوزن شدن و خارش انگشتان، بیشترین علائم و سپیدانگشتی کمترین علامت گزارش شده در بین کارگران نجاری بود. قدرت چنگش دست و انگشتان و چابکی و مهارت دست در گروه مواجهه در مقایسه با گروه کنترل کاهش معناداری داشت (۰/۰۵>P). در ۱۰ درصد نجاران کاهش حس لمس سطحی گزارش شد. اما بین اختلالات عروقی در گروه مورد مبلمان و گروه کنترل تفاوتی مشاهد نگردید.
نتیجهگیری: مواجهه مزمن شاغلین کارگاههای نجاری مبلمان با ارتعاش دست-بازو حتی در مقادیر پایینتر از حد مجاز، میتواند منجر به بروز علائم متعدد حسی-عصبی، عروقی و اسکلتی-عضلانی در ناحیه دست و بازو شود و عملکرد حرکتی این افراد را تحت تاثیر قرار دهد.
زهرا جهانی، مهشید نامداری، نسترن کشاورز محمدی، مهناز صارمی،
دوره 13، شماره 2 - ( 5-1404 )
چکیده
اهداف: اختلالات اسکلتی-عضلانی، از جمله کمردرد، در کودکان دانشآموز رو به افزایش است. وضعیتهای نامناسب بدنی و حمل نادرست کولهپشتی مدرسه از عوامل موثر در بروز این مشکلات هستند. با این حال، ابزار استاندارد و جامعی برای سنجش دانش ارگونومی کودکان در زمینه مراقبت از ستون فقرات وجود ندارد.
روش کار: این مطالعهی روششناسی در سال ۱۴۰۲ و در مدارس دولتی منتخب شهر تهران انجام شد. از یک فرایند ۷ مرحلهای برای طراحی ابزار استفاده شد. پس از طراحی نسخه اولیه پرسشنامه و بررسی روایی صوری، روایی محتوای پرسشنامه با شاخصهای CVI و CVR توسط ۱۰ متخصص و پایایی ابزار از طریق روش بازآزمایی با مشارکت ۱۵ دانشآموز و محاسبه ضریب آلفای کرونباخ توسط ۱۸۰ دانشآموز ارزیابی شد.
یافته ها: نسخه نهایی پرسشنامه آگاهی کودکان از ارگونومی ستون فقرات KidSEA) (Kids Spine Ergonomics Awareness:، با ۱۳ سؤال در سه بُعد "آناتومی ستون فقرات"، "پوسچر صحیح" و "ارگونومی حمل وسایل" طراحی شد. CVI و CVR برای هر سوال به ترتیب بیش از ۰/۷۹ و ۰/۶۲ بهدست آمد و در نتیجه تمام سوالات تایید شدند. ضریب توافق کاپا برای هر سوال بیش از ۰/۴۱ و آلفای کرونباخ ۰/۷۴ محاسبه شد، که نشاندهندهی پایایی قابل توجه و مطلوب ابزار است.
نتیجهگیری: پرسشنامه KidSEA، ابزاری معتبر و پایا برای سنجش دانش ارگونومی مراقبت از ستون فقرات در کودکان بوده و میتواند در سنجش سطح سواد سلامت ستون فقرات، طراحی مداخلات و برنامهریزی آموزشی مناسب برای گروه سنی مورد مطالعه استفاده شود. بررسی اعتبار ابزار برای سایر گروهای سنی از طریق انجام مطالعات بعدی مورد پیشنهاد است.
مریم ممتازبخش، سعید قاسمی، نبی امیدی، محمدرضا امیدی، وحیده منتی،
دوره 13، شماره 2 - ( 5-1404 )
چکیده
اهداف: اختلالات اسکلتی-عضلانی از چالشهای اصلی سلامت شغلی در صنایع با شرایط کاری چالش برانگیز مانند پتروشیمی هستند. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر مداخله ترکیبی ارگونومیک و ورزشی بر کاهش درد و بهبود عملکرد حرکتی کارکنان پتروشیمی ایلام انجام شد.
روش کار: این پژوهش نیمهتجربی با طرح پیشآزمون-پسآزمون بر روی ۴۰ کارگر مرد انجام شد. شرکتکنندگان به صورت تصادفی به دو گروه مداخله (ترکیب آموزش ارگونومی و تمرینات ورزشی) و کنترل تقسیم شدند. دادهها با پرسشنامههای نوردیک (NMQ) و عملکرد حرکتی (MPQ) جمعآوری و با آزمونهای t مستقل و تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر تحلیل شدند.
یافتهها: مداخله ترکیبی منجر به کاهش معنادار درد کمر (۵۵ درصد)، شانه (۵۶ درصد) و زانو (۵۷ درصد) و بهبود نمره کل عملکرد حرکتی (۴۳ درصد) شد ( ۰/۰۰۱<P). اندازه اثر کوهن در محدوده ۱/۸ تا ۲/۵ نشاندهنده اثربخشی بالا بود.
نتیجهگیری: ترکیب مداخلات ارگونومیک و ورزشی منجر به کاهش معنادار دردهای اسکلتی-عضلانی و بهبود عملکرد حرکتی در کارکنان پتروشیمی شد. این یافتهها نشاندهنده تاثیر مثبت مداخله بر شاخصهای عملکرد حرکتی کارکنان است.
عباس فرجاد پزشک، محمدرضا وفایی، سعید ایلبیگی،
دوره 13، شماره 2 - ( 5-1404 )
چکیده
اهداف: سختی ساق پوتینهای نظامی نقش مهمی در عملکرد بیومکانیکی دارد، اما پژوهشهای اندکی به تاثیر ترکیب مواد ساق بر پارامترهای کینتیکی مانند نیروی عکس العمل زمین پرداختهاند. این مطالعه با هدف مقایسه پوتینهای چرمی رایج و پوتینهای ترکیبی (چرم و مواد مصنوعی) انجام شد تا اثر آنها بر کارایی بیومکانیکی هنگام راه رفتن ارزیابی شود.
روش کار: مطالعه از نوع نیمه تجربی و با طرح اندازهگیری تکراری بود که روی بیست مرد سالم انجام شد. نمونه گیری مطالعه از نوع در دسترس بود و آزمودنیها در این مطالعه در چهار وضعیت مختلف راه رفتند؛ با کفش رسمی و سه نوع پوتین نظامی که هرکدام ساقهایی با مواد متفاوت داشتند (دو مدل چرمی و یک مدل ترکیبی چرم-مصنوعی). نیروهای عکسالعمل زمین، نرخ توسعه نیرو (RFD) و ضربه (impulse) با استفاده از صفحه نیرو ثبت شدند. تحلیل آماری با استفاده از ANOVA اندازهگیری تکراری و اصلاح بنفرونی صورت گرفت.
یافته ها: پوتین شماره سه که در ساق خود از مواد مصنوعی بهره میبرد، منجر به کاهش کاهش ضربه منفی حین راه رفتن شد. ضربه مثبت نیز در پوتین شماره سه در مقایسه با پوتینهای چرمی سنتی افزایش معناداری داشت.
نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد که طراحیهای ترکیبی پوتین دارای مزایای بیومکانیکی هستند و کاهش سختی ساق میتواند باعث بهبود تحرکپذیری و بازده کینتیکی شود. این مطالعه بر اهمیت بهینهسازی مواد پوتینهای سنتی برای ارتقای عملکرد حرکتی و کاهش خطر آسیب، بهویژه در نیروهای نظامی، تاکید دارد.
زهراسادات شریفی، رسول همتجو، ابوالفضل قهرمانی،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده
اهداف: امروزه وسایل الکترونیکی از قبیل رایانه، تلفن همراه و تبلت نقش مهمی در کار و زندگی افراد پیدا کردهاند و عمده شکایت کاربران پایانه های تصویری علائم چشمی ناشی از آن ها میباشد. این مطالعه با هدف ارزیابی شدت روشنایی و درخشندگی و ارتباط احتمالی آن با خستگی بینایی در کاربران پایانه های تصویری دانشگاه علوم پزشکی تبریز انجام گردید.
روش کار: این مطالعه مقطعی بر روی ۱۷۱ نفر از کاربران پایانه های تصویری دانشگاه علوم پزشکی تبریز انجام گرفت. در این مطالعه شدت روشنایی موضعی در سطح کار و شدت درخشندگی ناشی از صفحه نمایش در ارتفاع سطح چشم کاربر اندازه گیری شد. از پرسشنامه خستگی بینایی ۱۵ سوالی جهت ارزیابی خستگی بینایی استفاده گردید. نتایج با استفاده از آزمونهای تیزوجی و آزمون کایدو با استفاده از نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: در این مطالعه متوسط شدت روشنایی موضعی روی میزکار ۳۰۶/۶ لوکس و متوسط شدت درخشندگی نیز ۷۳/۹ کاندلا بر مترمربع اندازه گیری شد. شدت روشنایی موضعی در ۴۱/۶ درصد موارد کمتر از حد توصیه شده بود. بین شدت روشنایی و خستگی بینایی کاربران در طول مطالعه از لحاظ آماری ارتباط معنی داری وجود نداشت همچنین بین درخشندگی و خستگی بینایی کاربران نیز از لحاظ آماری ارتباط معناداری وجود نداشت. نتایج این مطالعه نشان داد که خستگی بینایی در پایان کار تفاوت معناداری با خستگی بینایی فرد در شروع کار دارد. همچنین نتایج این مطالعه نشان داد بین خستگی بینایی و نوع کار رابطه معنا داری وجود دارد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد بین شدت روشنایی و درخشندگی با خستگی بینایی رابطه ای وجود ندارد. با توجه به یافته های مطالعه پیشنهاد میگردد در صورت امکان زمان شروع کار با پایانههای تصویری زمانی باشد که احساس خستگی بینایی وجود ندارد. همچنین از آن جایی که یکی از عوامل موثر بر ایجاد خستگی بینایی نوع کار میباشد پیشنهاد میگردد کاربران کار خود را به صورتی مدیریت کنند که بیشتر به صورت کار غیر فعال (مطالعه صفحه) فعالیت داشته باشند.
نبی امیدی، نداسادات جعفری، محمدرضا امیدی، یدالله محمودی،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده
اهداف: در محیطهای عملیاتی پرخطر مانند میادین نفتی، عوامل فیزیکی و روانی میتوانند بهرهوری کارکنان و رفتارهای مثبت سازمانی را تضعیف کنند. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر آموزش مهارتهای ارگونومیک بر بهبود رفتار شهروندی سازمانی و بهرهوری (بهره وری کارکنان) کارکنان عملیاتی میدان نفتی آذر انجام شد.
روش کار: این پژوهش نیمهتجربی با طرح پیشآزمون–پسآزمون همراه با گروه کنترل بر روی ۴۰ کارگر مرد بخش عملیاتی اجرا شد. شرکتکنندگان بهصورت تصادفی در دو گروه آموزش ارگونومی و کنترل (هر کدام ۲۰ نفر) قرار گرفتند. دادهها با پرسشنامه رفتار شهروند سازمانی پادساکف و همکاران (۱۹۹۰) و پرسشنامه بهره وری کارکنان هرسی و گلداسمیت (۱۹۸۰) گردآوری و با آزمون t مستقل، تحلیل کوواریانس و مقایسههای درونگروهی تحلیل شدند.
یافتهها: پس از ۴ هفته مداخله، گروه آموزش ارگونومی افزایش معناداری در نمره کل رفتار شهروند سازمانی (از ۶/۱۰۵ به ۴/۱۱۸؛ +۱/۱۲٪) و بهره وری کارکنان (از ۸/۱۲۸ به ۶/۱۴۵؛ +۰/۱۳٪) نشان داد (p<۰/۰۰۱). بیشترین بهبود در رفتار شهروند سازمانی در نوعدوستی (+۳/۱۵٪) و وجدان کاری (+۸/۱۴٪) و در بهره وری کارکنان در انگیزش (+۲/۱۶٪) و توان (+۴/۱۵٪) حاصل شد. اندازههای اثر کوهن در محدوده ۷۸/۱ تا ۲۰/۲ بیانگر اثربخشی بالا بود. در گروه کنترل، تغییرات معناداری مشاهده نشد .(p>۰.۰۵)
نتیجهگیری: آموزش مهارتهای ارگونومیک موجب بهبود چشمگیر رفتار شهروندی سازمانی و بهرهوری کارکنان میدان نفتی آذر شد. این نتایج اهمیت سرمایهگذاری بر آموزشهای ارگونومیک را بهعنوان رویکردی استراتژیک برای ارتقای عملکرد فردی و سازمانی در محیطهای پرخطر تأیید میکند.
ثمین اصغری، محمودرضا آذغانی، صدرا جلالی،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده
اهداف: اختلالات اسکلتی_عضلانی، بهویژه مشکلات پا، از عوامل مهم کاهش کیفیت زندگی و بهرهوری شغلی محسوب میشوند. شواهد نشان میدهد که شرایط کاری و فعالیتهای روزمره نقش تعیینکنندهای در بروز درد پا دارند. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط وضعیت شغلی با شدت درد و اختلال عملکرد پا در گروههای شغلی مختلف با استفاده از پرسشنامه شاخص عملکرد پا (FFI) انجام شد.
روشکار: این مطالعه مقطعی بر روی ۲۸۴۸ نفر در استان آذربایجان شرقی انجام گرفت. شرکتکنندگان بر اساس وضعیت شغلی به گروههای کارمندان، مشاغل آزاد، خانهداران (فقط زنان) و دانشجویان تقسیم شدند. دادهها با پرسشنامه FFI گردآوری شد. برای بررسی نرمال بودن دادهها از آزمونهای کولموگروف–اسمیرنوف و شاپیرو–ویلک استفاده شد. با توجه به نرمال نبودن توزیع دادهها، مقایسه بین گروهها با آزمون ناپارامتری کروسکال–والیس و در صورت نیاز مقایسههای زوجی با آزمون من–ویتنی یو همراه با اصلاح بونفرونی انجام گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که دانشجویان، چه در زنان و چه در مردان، بالاترین میزان مشکلات عملکردی پا را گزارش کردند، در حالیکه کارمندان و افراد شاغل آزاد نمرات پایینتری داشتند. در میان زنان، خانهداران نیز مشکلات کمتری نسبت به دانشجویان نشان دادند. آزمونهای آماری اختلاف معناداری بین گروههای شغلی تأیید کردند (p<۰/۰۰۱).
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که وضعیت شغلی بهطور مستقیم با درد پا و اختلال عملکردی آن مرتبط است. یافتهها بیانگر آن است که دانشجویان بهعنوان یک گروه پرخطر نیازمند توجه ویژه در برنامههای پیشگیرانه و مداخلات ارتوپدی و ارگونومیک هستند. شناسایی اثر شرایط شغلی بر سلامت پا میتواند مبنایی برای طراحی راهکارهای ارتقای سلامت شغلی و کاهش بار اختلالات اسکلتی–عضلانی باشد.
رضا مسعودی، زهرا سعیدی ابواسحاقی، شهلا ابوالحسنی، لیلی ربیعی،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده
اهداف: پرسنل شاغل در مراکز درمانی به دلیل ماهیت شغلی در معرض انواع آسیبهای شغلی از جمله استرسورهای ارگونومیک قرار دارند، که میتواند بر سلامتی آنان تأثیر بگذارد و منجر به ایجاد فرسودگی شغلی شود پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مداخله ارگونومی بر فرسودگی شغلی و تاب آوری پرستاران شاغل انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه تجربی است که با حضور ۷۰ پرستار شاغل در بیمارستان شهدای لردگان در سالهای ۱۳۹۸-۱۳۹۷ انجام شد. واحدهای پژوهش به روش تصادفی سازی در سطح بلوکی به دو گروه مداخله و کنترل تخصیص یافتند. مداخله ارگونومی شامل چهار مرحله (آموزش، اصلاح کار، برنامه ورزشی منظم و نظارت، حمایت و پیگیری) برای گروه مداخله انجام شد.. ابزار گرد آوری دادهها پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک، پرسشنامه فرسودگی شغلی ماسلاش بود. میانگین نمرات قبل، بلافاصله بعد و سه ماه بعد از مداخله با استفاده از نرمافزار spss نسخه ۲۳ و آزمونهای تی مستقل، کای اسکوئر و آنالیز واریانس مشاهدات تکرار شده مقایسه شد.
یافتهها: میانگین نمره فرسودگی شغلی قبل از مداخله در دو گروه اختلاف معنی داری نداشت(۰/۰۵<p). در حالی که بعد از مداخله این اختلاف معنی دار شد و در گروه مداخله نسبت به گروه کنترل فرسودگی شغلی کمتر و تابآوری بیشتر شد(۰/۰۰۱>p).
نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش نشان داد که اجرای مداخله ارگونومی در پرستاران میتواند باعث افزایش تاب آوری و کاهش فرسودگی شغلی شود. با توجه به اثربخش بودن این مداخله توصیه میشود برنامه آموزش ارگونومی در برنامههای آوزشی پرستاران گنجانده شود.
کمال آزادی، منوچهر حیدری، فرزانه ساکی،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده
اهداف: در سالهای اخیر استفاده از تلفنهای همراه هوشمند بر سبک زندگی افراد تاثیر و باعث ناهنجاریهای وضعیتی بخصوص در ستون فقرات شده است. پس هدف مطالعه اثر شش هفته تمرینات اصلاحی بر حس عمقی، وضعیت سر، شانه و قدرت عضلات گردن در دانش آموزان پسر کاربر تلفن همراه میباشد.
روشکار: روش پزوهش از نوع نیمه تجربی و پیشآزمون، پسآزمون بود. جامعه آماری شامل ۳۴ دانش آموزان با(میانگین ۱۵/۳۴ سال) شهر رزن بودند که به صورت تصادفی به دو گروه ۱۷ نفری (گروه تجربی و گروه کنترل) تقسیم شدند. برنامهی تمرینی برای گروه تجربی به مدت ۶ هفته هر هفته ۳ جلسه (مجموعاً ۱۸ جلسه) و هر جلسه ۱ ساعت انجام شد. در این مدت گروه کنترل تمرینی دریافت نکردند. قبل و بعد از مداخله، متغیرهای سر به جلو با روش تصویربرداری، قدرت عضلات گردن با استفاده از داینامومتر، حس عمقی گردن به روش نشانگر لیزری و میزان جلو آمدگی شانه با استفاده از خط کش مدرج اندازهگیری شدند. دادهها با استفاده از آزمونهای t همبسته و مستقل و نرمافزار SPSS تحلیل شدند.
یافتهها: براساس یافتههای مطالعه حاضر سر به جلو ۰/۰۰۱=P، شانه به جلو ۰/۰۰۱=P، قدرت عضلات گردن ۰/۰۰۱=P و حس عمقی گردن ۰/۰۰۱=P در گروه تجربی پس از اجرای پروتکل تمرینی بهبود پیدا کرده است اما در گروه کنترل بهبودی معنیداری مشاهده نشد ۰/۴۲۵=P.
نتیجهگیری: نتایج تحقیق نشان داد مداخله تمرین اصلاحی بر حس عمقی، وضعیت سر، شانه و قدرت عضلات گردن در دانش آموزان پسر کاربر تلفن همراه موفق بوده است. با توجه به اندازه اثر بالای گزارش شده برای تمرینات اصلاحی، پیشنهاد می شود که این برنامه تمرینی برای بهبود این متغییرها مورد استفاده قرار گیرد.
سمانه داریوشی، تیمور اللهیاری، زانیار کریمی، حمیدرضا خلخالی،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده
اهداف: بالش نقش مهمی در حمایت از عضلات و حفظ پوسچر طبیعی گردن در طول خواب دارد. مطالعه حاضر با هدف سنجش و بررسی تأثیر شکل و محتوای بالش و پوسچر خواب بر زاویه گردن و میزان راحتی درک شده در طول خواب انجام شد.
روش کار: در مطالعه حاضر تعداد ۱۰ نفر (۵ مرد و ۵ زن) با میانگین سنی ۲۶/۷ سال شرکت کردند. شرکتکنندگان چهار بالش (دو بالش استوانهای و دو بالش مستطیلی شکل یکی با محتوای پشم و دیگری مموری فوم ) را به مدت یک ساعت (۳۰ دقیقه در پوسچر خوابیده به پشت و ۳۰ دقیقه در پوسچر خوابیده به پهلو) استفاده کرده و در طول آزمایش زاویه گردن توسط حسگر کینکت اندازه گیری شد. در پایان هر جلسه نیمساعته از افراد خواسته شد میزان راحتی درک شده را با مقیاس نرخگذاری بصری (VAS) گزارش نمایند.
یافتهها: نتایج حاصل از آنالیز واریانس نشان داد زاویه گردن در بالش استوانهای پشم با پوسچر به پشت خوابیده، بطور معنیداری در مقایسه با سایر شرایط بیشتر است (P<۰/۰۱). همچنین کمترین زاویه گردن در بالش مستطیلی مموری فوم در پوسچر به پهلو خوابیده مشاهده شد. مقایسه اثر پوسچر خواب بر مقدار زاویه گردن، تفاوت معنیدار بین دو پوسچر مورد مطالعه مشاهده نشان داد (P<۰/۰۱). همچنین بیشترین راحتی در پوسچر خوابیده به پهلو و با بالش استوانهای گزارش شد.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد شکل و جنس بالش و همچنین پوسچر خواب بهطور معنیداری بر زاویه گردن و میزان راحتی تأثیر میگذارند. در این مطالعه از نظر زاویه بالش مستطیلی مموریفوم و از نظر راحتی بالش استوانهای بدست آمد. بنابراین، انتخاب بالش مناسب بر اساس پوسچر خواب میتواند به بهبود راحتی و حفظ پوسچر صحیح گردن در خواب کمک کند.
الهه عموزاده، سیاوش اعتمادینژاد، جمشید یزدانی چراتی،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده
اهداف: سیستمهای اتوماسیون اداری برای بهینهسازی فرآیندهای اداری، کاهش خطاهای انسانی و بهبود کارایی سازمانی ضروری هستند. با این حال، کارایی آنها به قابلیت استفاده و کیفیت تعامل کاربر بستگی دارد. این مطالعه قابلیت استفاده سیستم چارگون در دانشگاه علوم پزشکی مازندران را با استفاده از رویکرد مختلط-روشها ارزیابی میکند و خلأهای موجود در ارزیابیهای قبلی سیستمهای مشابه در محیطهای دانشگاهی ایران را پر میکند
روش کار: این مطالعه به روش ترکیبی (کمّی-کیفی) انجام گرفت. در بخش کمّی از پرسشنامه استاندارد (SUS) استفاده شد و در بخش کیفی، ارزیابی اکتشافی مبتنی بر اصول دهگانه نیلسون توسط پنج متخصص UX صورت گرفت. نمونهگیری بهصورت تصادفی ساده انجام شد و ۲۴۰ نفر از کارکنان و اعضای هیئت علمی مشارکت کردند. دادههای عملکردی شامل زمان و خطای شش وظیفه پرتکرار نیز جمعآوری شد.
یافتهها: میانگین امتیاز SUS برابر با ۱۲/۸۴±۶۴/۸۳ بود که نشاندهنده قابلیت پذیرش حاشیهای با فرصتهایی برای بهبود است. وظیفه «ارسال نامه به چندین گیرنده» بالاترین نرخ خطا (۲/۱۵٪) و طولانیترین زمان تکمیل (۵۷/۳ ثانیه) را نشان داد. ارزیابی هیوریستیک ۹۹ مسئله را شناسایی کرد که عمدتاً مربوط به بازخورد سیستم (۲۵٪) و پیشگیری از خطا (۲۰٪) بود
.نتیجهگیری: سیستم چارگون قابلیت استفاده متوسط دارد اما نیاز به بهبودهای هدفمند در طراحی رابط، مکانیسمهای بازخورد و پیشگیری از خطا دارد. این بهبودها میتوانند سیستمهای مشابه در محیطهای دانشگاهی و سازمانی را تقویت کنند و احتمالاً هزینههای عملیاتی و بار شناختی را کاهش دهند.
علی افشاری،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: با گسترش فناوریهای دیجیتال و استفاده روزافزون از ابزارهای هوشمند در محیطهای کاری، چالشهایی نظیر مشکلات اسکلتی–عضلانی و کاهش بهرهوری کارکنان بهوجود آمده است. این مقاله با هدف بررسی تأثیر طراحی محیط کار دیجیتال و ابزارهای هوشمند بر سلامت جسمانی و روانی کارکنان و بهرهوری آنها انجام شد.
روش کار: روش تحقیق از نوع میدانی و توصیفی– تحلیلی بود و جامعه آماری شامل کارکنان اداری این سازمانها بود. از جامعه مذکور با توجه به جدول مورگان تعداد 150 نفر به عنوان نمونه بر اساس روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامه سلامت اسکلتی– عضلانی نوردیک و پرسشنامه بهرهوری کارکنان هافمن و همکاران جمع آوری شدند. برای تجزیه و تحلیل فرضیه ها از روش آماری آزمونهای t وابسته و تحلیل رگرسیون با کاربرد نرمافزار25 spss استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که بین سلامت اسکلتی– عضلانی و بهرهوری رابطه منفی معنادار مشاهده شد (0/47- r=) بهطوری که با افزایش مشکلات اسکلتی–عضلانی، کارایی(0/41- r=)، کیفیت انجام وظایف (0/39- r=)، تعهد به اهداف (0/45- r=) و مدیریت زمان (0/36- r=) کاهش یافت. رگرسیون چندمتغیره نشان داد که طراحی محیط کار دیجیتال و استفاده از ابزارهای هوشمند با کاهش مشکلات اسکلتی–عضلانی (0/05 p < و 0/52- β =) و افزایش بهرهوری (0/05 p < و 0/46 β =) همراه است.
نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد که طراحی ارگونومیک محیط کار همراه با استفاده از ابزارهای هوشمند، موجب کاهش دردهای اسکلتی– عضلانی و افزایش بهرهوری میشود. همچنین این نتایج بر اهمیت محیط کار ارگونومیک و ابزارهای هوشمند برای ارتقای سلامت و عملکرد کارکنان تأکید دارد.
نبی امیدی، حسن قنبرزاده، محسن امامی، محمدرضا امیدی،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: با گسترش فزاینده بانکداری دیجیتال، تهدیدات سایبری به یک ریسک مالی و عملیاتی بزرگ تبدیل شدهاند. این پژوهش با هدف طراحی یک مدل مبتنی بر اصول ماکروارگونومی برای تقویت تابآوری امنیت سایبری بهمنظور کاهش ریسک مالی در صنعت بانکداری دیجیتال انجام شد.
روش کار: این پژوهش با رویکرد ترکیبی انجام شد. در فاز کیفی، با ۱۵ خبره مصاحبه شد و دادهها با تحلیل تماتیک بررسی گردید. در فاز کمی، مدل مفهومی حاصل از طریق یک پرسشنامه محققساخته بر روی نمونهای شامل ۳۸۷ نفر از کارکنان بانکها آزمون شد. تحلیل دادهها و ارزیابی مدل نهایی با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) در نرمافزار LISREL صورت گرفت.
یافتهها: تحلیل کیفی منجر به شناسایی ۵ مضمون اصلی و ۳۲ مضمون فرعی شد که ابعاد مدل را تشکیل دادند: زیرسیستم فنی-ابزاری، انسانی-روانشناختی، سازمانی-ساختاری، عوامل محیطی-نظارتی، و تابآوری امنیت سایبری (پیامد). نتایج آزمون مدل کمی نشان داد که مدل از برازش مطلوبی برخوردار است (CMIN/DF = 2.41, GFI = 0.92, CFI = 0.94, RMSEA = 0.061, SRMR = 0.057). هر چهار بُعد ماکروارگونومی تأثیر مثبت و معناداری بر تابآوری امنیت سایبری داشتند. در این میان، «زیرسیستم سازمانی-ساختاری» با ضریب مسیر استاندارد ۰.۴۸ بیشترین تأثیر را به خود اختصاص داد و بهعنوان قویترین پیشبین شناسایی شد.
نتیجهگیری: مدل جامعهشناختی-فنی مبتنی بر ماکروارگونومی، چارچوبی کارآمد برای تحلیل و تقویت تابآوری امنیت سایبری در بانکداری دیجیتال ارائه میکند؛ بهگونهای که انتظار میرود افزایش تابآوری سایبری، به کاهش ریسکهای مالی نیز کمک کند. این نتیجه بر ضرورت گذار از رویکردهای صرفاً فنی به نگرشی سیستمی و تعاملی میان انسان، فناوری و ساختار سازمانی تأکید دارد.
روحاله حسینی، سهیلا اعظمی،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: مؤسسه سلامت و ایمنی انگلستان معتقد است عوامل ایجادکننده استرس شغلی را میتوان در قالب مجموعهای از استاندارهای مدیریتی مانند حیطههای تقاضا، تغییرات، حمایت مسئولین، حمایت همکاران، ارتباط، کنترل و نقش مورد بررسی قرار داد. پژوهش حاضر با هدف بررسی حیطههای هفتگانه ایجادکننده استرس شغلی و ارتباط آن با عملکرد شغلی کارکنان معاونت بهداشتی علوم پزشکی ساوه در دوران کووید-19 انجام شد.
روش پزوهش: این پژوهش از نوع تحقیقات کاربردی و مقطعی میباشد. در پژوهش حاضر از روش سرشماری استفاده شد. تعداد نمونههای پژوهش 316 نفر میباشد از کارکنان معاونت بهداشتی علوم پزشکی ساوه در سال 1401 انتخاب شدند. جهت بررسی مدیریت استرس شغلی و عملکرد کارکنان به ترتیب از پرسشنامههای استاندارد سنجش استرس شغلی (HSE) و سنجش عملکرد پاترسون (Patreson) استفاده شد. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS26 انجام گردید.
یافتهها: یافتههای این مطالعه نشان داد با افزایش نمره کل استرس شغلی و نیز حیطههای نقش، تقاضا و تغییرات، نمره کل عملکرد شغلی کارکنان بهصورت معنیداری افزایش یافت. (0/001>P) درحالی که این ارتباط برای متغیرهای حیطه ارتباط (0/06=P)، حمایت مسئولین (0/82=P)، حمایت همکاران (0/28 =P) و کنترل (0/18=P) معنیدار نبود. پس از تعدیل اثر مخدوشکنندگی حیطههای هفتگانه بر عملکرد شغلی، متغیر نقش بطور معنیداری بیشترین میزان تأثیر بر تغییرات نمره عملکرد کارکنان را داشت (001/0>P).
نتیجهگیری: میزان امتیاز حیطه تقاضا احتمالا بیانگر این است که فشار کاری بالا و افزایش ساعات کاری تأثیر زیادی بر ایجاد استرس کارکنان داشته است. بنابراین پیشنهاد میشود تناسب حجم کاری و برنامه زمانی با ظرفیت و شرایط کار و توانایی کارکنان از طریق بازبینی مجدد در برنامهریزیهای سازمانی برقرار گردد.
فرزین امامیفر، سیمیندخت کلنی،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
مقدمه: ادغام سریع هوش مصنوعی در محیطهای کاری موجب دگرگونی در ساختار مشاغل، خودکارسازی وظایف و تغییر در تجربههای کاری کارکنان شده است. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطهی نگرش کارکنان نسبت به هوش مصنوعی با افسردگی شغلی، با نقش میانجی ناامنی شغلی و تناسب شغلی ادراکشده است.
روش کار: در این پژوهش توصیفی–همبستگی 261 نفر از کارکنان شرکت مخابرات استان کرمان به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامههای نگرش نسبت به هوش مصنوعی شپمن و رودوی (2020)، عدم امنیت شغلی ناساسیرا (2020)، خودپنداره شغلی شفیع آبادی و رضایی (1376)، و افسردگی شغلی بیانچی و شونفلد (2020) را تکمیل کردند. مدل مفهومی پژوهش از طریق مدلیابی معادلات ساختاری بر پایهی حداقل مربعات جزئی آزمون شد.
یافتهها: نگرش مثبت نسبت به هوش مصنوعی با کاهش معنادار افسردگی شغلی (p=0.038b= -0.12,)، کاهش ناامنی شغلی (p<0.001b= 0.501,) و افزایش تناسب شغلی (p<0.001b= 0.471,) همراه است. ناامنی شغلی رابطهای مثبت (p<0.001b= 0.417,) و تناسب شغلی رابطهای منفی (p<0.001b= 0.243,) با افسردگی شغلی داشتند. ناامنی شغلی (p<0.001b= -0.209,) و تناسب شغلی (p=0.002b= -0.114,) نقش میانجی در رابطه نگرش نسبت به هوش مصنوعی و افسردگی شغلی داشتند.
نتیجهگیری: نگرش مثبت نسبت به هوش مصنوعی موجب کاهش افسردگی شغلی از طریق کاهش ناامنی شغلی و افزایش تناسب شغلی میشود. یافتهها بیانگر اهمیت ایجاد نگرش مثبت نسبت به هوش مصنوعی از طریق آموزش، بازطراحی نقشها و ارتباطات شفاف در سازمانهاست تا امنیت روانی و تناسب شغلی کارکنان تقویت شود.
شافع عباسی، رقیه لطفی اصفهانجق، فریده باباخانی،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: کفشهای برفوت بهعنوان محصولی برای مدیریت اختلالات اسکلتی-عضلانی شناخته شدهاند و استفاده طولانی از کفش نامناسب میتواند پیامدهای منفی بر سلامت داشته باشد. با وجود رشد مصرف این کفشها در ایران، شواهد محدود درباره چالشهای بالینی و عملی مرتبط وجود دارد. بررسی تجربیات فروشندگان میتواند موانع عرضه و استفاده این محصول را شناسایی کرده و دادههای کاربردی برای بهبود تجویز، آموزش مصرفکنندگان و ارتقای کیفیت مراقبت بالینی فراهم کند.
روش کار: این مطالعه کیفی با محوریت ارگونومی، به بررسی چالشها و فرصتهای استفاده از کفشهای برفوت در ایران از دیدگاه فروشندگان پرداخته است. دادهها با تعدیل پرسشنامه اندرسون و تایید سه متخصص ارتز و پروتز جمعآوری شد و توسط ۱۰ فروشنده تکمیل گردید. تحلیل موضوعی دادهها، نیازها و چالش های مرتبط با کفشهای برفوت در بازار ایران را روشن کرد.
یافتهها: ورزشکاران، افراد با وزن طبیعی و مبتلایان به ناهنجاریهای پنجه پا بیشترین رضایت را از کفشهای برفوت دارند، اما افراد با مشکلاتی مانند صافی شدید کف پا یا کمردرد بدون کفی اختصاصی دچار چالش میشوند. همچنین اسکن کف پا و طراحی کفی شخصیسازیشده در بهبود راحتی و کاهش درد پا نقش تعیینکننده دارد.
نتیجهگیری: کفشهای برفوت در صورت طراحی و استفاده ارگونومیک، عملکرد عضلات کف پا را بهبود میبخشند. با این حال، افراد مبتلا به کمردرد، کف پای گود، خارپاشنه، میخچه یا انواع تاول باید با احتیاط از آنها استفاده کنند، زیرا مصرف نادرست میتواند درد را تشدید و علائم بالینی را افزایش دهد.
ندا سادات جعفری، نبی امیدی، محمد سَرائیطلب، محمدرضا کرمانی، الهام خسروی،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف طراحی و اعتبارسنجی یک مدل یکپارچه برای توسعه مهارتهای نرم انجام شد که توانمندسازی مبتنی بر فناوری را با اصول ارگونومی شناختی در هم میآمیزد.
روش کار: این پژوهش از نوع ترکیبی با طرح اکتشافی متوالی بود. در فاز کیفی، با استفاده از نمونهگیری هدفمند، با ۱۸ نفر از نخبگان دانشگاهی و مدیران ارشد بانک مصاحبه عمیق انجام و دادهها با روش تحلیل تماتیک تحلیل شدند. در فاز کمی که از نوع توصیفی-پیمایشی بود، مدل مفهومی استخراجشده از فاز کیفی، از طریق پرسشنامه محققساخته بر روی نمونهای متشکل از ۳۹۵ نفر از کارکنان ستادی و شعب بانک رفاه کارگران آزمون شد. تحلیل دادهها و ارزیابی مدل با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) در نرمافزار AMOS 26 انجام گرفت.
یافتهها: تحلیل کیفی منجر به شناسایی ۴ مضمون اصلی و ۲۸ مضمون فرعی شد که ابعاد مدل را تشکیل دادند: توانمندسازی مبتنی بر فناوری، ملاحظات ارگونومی شناختی، عوامل زمینهای و سازمانی، و توسعه یکپارچه مهارتهای نرم (پیامد). نتایج آزمون مدل کمی نشان داد که مدل از برازش مطلوبی برخوردار است و هر سه بُعد پیشبین تأثیر مثبت و معناداری بر توسعه مهارتهای نرم داشتند. در این میان، «عوامل زمینهای و سازمانی» با ضریب مسیر استاندارد ۰.۴۵ بیشترین تأثیر را به خود اختصاص داد و بهعنوان قویترین پیشبین شناسایی شد.
نتیجهگیری: این یافته بر ضرورت یک نگرش سیستمی که تعامل میان انسان، فناوری و ساختار سازمانی را به رسمیت میشناسد، تأکید داشته و نشان میدهد که موفقیت در توانمندسازی کارکنان، نیازمند توجه همزمان به ابزارهای فناورانه و اصول ارگونومی شناختی است.