352 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي
ثمین اصغری اسکوئی، محمودرضا آذغانی، صدرا جلالی،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده
اهداف: اختلالات اسکلتی_عضلانی، بهویژه مشکلات پا، از عوامل مهم کاهش کیفیت زندگی و بهرهوری شغلی محسوب میشوند. شواهد نشان میدهد که شرایط کاری و فعالیتهای روزمره نقش تعیینکنندهای در بروز درد پا دارند. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط وضعیت شغلی با شدت درد و اختلال عملکرد پا در گروههای شغلی مختلف با استفاده از پرسشنامه شاخص عملکرد پا (FFI) انجام شد.
روش کار: این مطالعه مقطعی بر روی ۲۸۴۸ نفر در استان آذربایجان شرقی انجام گرفت. شرکتکنندگان بر اساس وضعیت شغلی به گروههای کارمندان، مشاغل آزاد، خانهداران (فقط زنان) و دانشجویان تقسیم شدند. دادهها با پرسشنامه FFI گردآوری شد. برای بررسی نرمال بودن دادهها از آزمونهای کولموگروف–اسمیرنوف و شاپیرو–ویلک استفاده شد. با توجه به نرمال نبودن توزیع دادهها، مقایسه بین گروهها با آزمون ناپارامتری کروسکال–والیس و در صورت نیاز مقایسههای زوجی با آزمون من–ویتنی یو همراه با اصلاح بونفرونی انجام گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که دانشجویان، چه در زنان و چه در مردان، بالاترین میزان مشکلات عملکردی پا را گزارش کردند؛ در حالی که کارمندان و افراد شاغل آزاد، نمرات پایینتری داشتند. در میان زنان، خانهداران نیز مشکلات کمتری نسبت به دانشجویان نشان دادند. آزمونهای آماری اختلاف معناداری بین گروههای شغلی نشان دادند)۰/۰۰۱P<).
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که وضعیت شغلی بهطور مستقیم با درد پا و اختلال عملکردی آن مرتبط است. یافتهها بیانگر آن است که دانشجویان بهعنوان یک گروه پرخطر نیازمند توجه ویژه در برنامههای پیشگیرانه و مداخلات ارتوپدی و ارگونومیک هستند. شناسایی اثر شرایط شغلی بر سلامت پا میتواند مبنایی برای طراحی راهکارهای ارتقای سلامت شغلی و کاهش بار اختلالات اسکلتی–عضلانی باشد.
زهراسادات شریفی، ابوالفضل قهرمانی، رسول همتجو،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده
اهداف: امروزه وسایل الکترونیکی از قبیل رایانه، تلفن همراه و تبلت، در کار و زندگی افراد نقش مهمی پیدا کردهاند و عمده شکایت کاربران پایانه های تصویری علائم چشمی ناشی از آنهاست. این مطالعه با هدف ارزیابی شدت روشنایی و درخشندگی و ارتباط احتمالی آن با خستگی بینایی در کاربران پایانه های تصویری دانشگاه علوم پزشکی تبریز انجام شد.
روش کار: این مطالعه مقطعی بر روی ۱۷۱ نفر از کاربران پایانه های تصویری دانشگاه علوم پزشکی تبریز انجام گرفت. در این مطالعه، شدت روشنایی موضعی در سطح کار و شدت درخشندگی ناشی از صفحهنمایش در ارتفاع سطح چشم کاربر اندازهگیری شد. برای ارزیابی خستگی بینایی، از پرسشنامه خستگی بینایی پانزدهسؤالی استفاده شد. نتایج با استفاده از آزمونهای تی زوجی و آزمون کایدو و با کمک نرمافزار SPSS نسخه ۱۶ تجزیهوتحلیل شد.
یافتهها: در این مطالعه متوسط شدت روشنایی موضعی روی میزکار، ۳۰۶/۶ لوکس و متوسط شدت درخشندگی نیز ۷۳/۹ کاندلا بر مترمربع اندازهگیری شد. شدت روشنایی موضعی در ۴۱/۶ درصد موارد کمتر از حد توصیهشده بود. بین شدت روشنایی و خستگی بینایی کاربران در طول مطالعه، از لحاظ آماری ارتباط معناداری وجود نداشت. همچنین، بین درخشندگی و خستگی بینایی کاربران نیز از لحاظ آماری ارتباط معناداری وجود نداشت. نتایج این مطالعه نشان داد که خستگی بینایی در پایان کار، با خستگی بینایی فرد در شروع کار، تفاوت معناداری دارد. همچنین، نتایج این مطالعه نشان داد بین خستگی بینایی و نوع کار رابطه معناداری وجود دارد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد بین شدت روشنایی و درخشندگی با خستگی بینایی رابطهای وجود ندارد. با توجه به یافتههای مطالعه، پیشنهاد می شود درصورت امکان، زمان شروع کار با پایانه های تصویری زمانی باشد که احساس خستگی بینایی وجود ندارد. همچنین، ازآنجاکه یکی از عوامل مؤثر در ایجاد خستگی بینایی نوع کار است، پیشنهاد می شود کاربران کار خود را به صورتی مدیریت کنند که بیشتر بهصورت کار غیرفعال (مطالعه صفحه) فعالیت کنند.
کمال آزادی راد، منوچهر حیدری، فرزانه ساکی،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده
اهداف: در سالهای اخیر استفاده از تلفنهای همراه هوشمند بر سبک زندگی افراد تأثیر گذاشته و باعث ناهنجاریهای وضعیتی به خصوص در ستون فقرات شده است. هدف مطالعه حاضر، بررسی اثر شش هفته تمرینات اصلاحی بر حس عمقی، وضعیت سر، شانه و قدرت عضلات گردن در دانشآموزان پسر کاربر تلفن همراه میباشد.
روش کار: روش پزوهش از نوع نیمهتجربی و پیشآزمون، پسآزمون بود. جامعه آماری شامل ۳۴ دانشآموز با میانگین سنی ۱۵/۳۴ سال، در شهر رزن بود که به صورت تصادفی به دو گروه ۱۷ نفری (گروه تجربی و گروه کنترل) تقسیم شدند. برنامهی تمرینی برای گروه تجربی به مدت شش هفته هر هفته سه جلسه (در مجموع ۱۸ جلسه) و هر جلسه، یک ساعت انجام شد. در این مدت، گروه کنترل تمرینی دریافت نکردند. قبل و بعد از مداخله، متغیرهای سر به جلو با روش تصویربرداری، قدرت عضلات گردن با استفاده از داینامومتر، حس عمقی گردن به روش نشانگر لیزری و میزان جلوآمدگی شانه با استفاده از خطکش مدرج اندازهگیری شدند. دادهها با استفاده از آزمونهای t همبسته و مستقل و نرمافزار SPSS نسخه ۲۶ تحلیل شدند.
یافتهها: براساس یافتههای مطالعه حاضر، وضعیت سر به جلو (۰/۰۰۱=P)، شانه به جلو (۰/۰۰۱=P)، قدرت عضلات گردن (۰/۰۰۱=P) و حس عمقی گردن (۰/۰۰۱=P) در گروه تجربی پس از اجرای پروتکل تمرینی بهبود پیدا کرده است؛ اما در گروه کنترل بهبودی معناداری مشاهده نشد (۰/۴۲۵=P).
نتیجهگیری: نتایج تحقیق نشان داد مداخله تمرین اصلاحی بر حس عمقی، وضعیت سر، شانه و قدرت عضلات گردن در دانشآموزان پسر کاربر تلفن همراه موفق بوده است. با توجه به اندازه اثر بالای گزارش شده برای تمرینات اصلاحی، پیشنهاد میشود که این برنامه تمرینی برای بهبود این متغییرها مورد استفاده قرار گیرد.
الهه عموزاده، سیاوش اعتمادینژاد، جمشید یزدانی چراتی،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده
اهداف: سیستمهای اتوماسیون اداری برای بهینهسازی فرآیندهای اداری، کاهش خطاهای انسانی و بهبود کارایی سازمانی ضروری هستند. با این حال، کارایی آنها به قابلیت استفاده و کیفیت تعامل کاربر بستگی دارد. این مطالعه قابلیت استفاده سیستم چارگون در دانشگاه علوم پزشکی مازندران را با استفاده از رویکرد مختلط-روشها ارزیابی میکند و خلأهای موجود در ارزیابیهای قبلی سیستمهای مشابه در محیطهای دانشگاهی ایران را پر میکند.
روش کار: این مطالعه به روش ترکیبی (کمی-کیفی) انجام گرفت. در بخش کمی از پرسشنامه استاندارد (SUS) استفاده شد و در بخش کیفی، ارزیابی اکتشافی مبتنی بر اصول دهگانه نیلسون توسط پنج متخصص UX صورت گرفت. نمونهگیری بهصورت تصادفی ساده انجام شد و ۲۴۰ نفر از کارکنان و اعضای هیئت علمی مشارکت کردند. دادههای عملکردی شامل زمان و خطای شش وظیفه پرتکرار نیز جمعآوری شد.
یافتهها: میانگین امتیاز SUS برابر با ۱۲/۸۴±۶۴/۸۳ بودکه نشاندهنده قابلیت پذیرش حاشیهای با فرصتهایی برای بهبود است. وظیفه «ارسال نامه به چندین گیرنده» بالاترین نرخ خطا (۲/۱۵ درصد) و طولانیترین زمان تکمیل (۵۷/۳ ثانیه) را نشان داد. ارزیابی هیوریستیک ۹۹ مسئله را شناسایی کرد که عمدتاً مربوط به بازخورد سیستم (۲۵ درصد) و پیشگیری از خطا (۲۰ درصد) بود.
نتیجهگیری: سیستم چارگون قابلیت استفاده متوسط دارد؛ اما نیاز به بهبودهای هدفمند در طراحی رابط، مکانیسمهای بازخورد و پیشگیری از خطا وجود دارد. این بهبودها میتوانند سیستمهای مشابه در محیطهای دانشگاهی و سازمانی را تقویت کنند و احتمالاً هزینههای عملیاتی و بار شناختی را کاهش دهند.
نبی امیدی، نداسادات جعفری، محمدرضا امیدی، یدالله محمودی،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده
اهداف: در محیطهای عملیاتی پرخطر مانند میادین نفتی، عوامل فیزیکی و روانی میتوانند بهرهوری کارکنان و رفتارهای مثبت سازمانی را تضعیف کنند. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر آموزش مهارتهای ارگونومیک در بهبود رفتار شهروندی سازمانی و بهرهور کارکنان عملیاتی میدان نفتی آذر انجام شد.
روش کار: این پژوهش نیمهتجربی با طرح پیشآزمون ـ پسآزمون همراه با گروه کنترل، روی چهل کارگر مرد بخش عملیاتی انجام شد. شرکتکنندگان بهصورت تصادفی در دو گروه آموزش ارگونومی و کنترل (هرکدام بیست نفر) قرار گرفتند. دادهها با پرسشنامه رفتار شهروندی سازمانی پادساکف و همکاران (۱۹۹۰) و پرسشنامه بهرهوری کارکنان هرسی و گلداسمیت (۱۹۸۰) گردآوری شد. برای تحلیل دادهها از آزمون t زوجی بهمنظور مقایسه درونگروهی نمرات پیشآزمون و پسآزمون در هر گروه، برای مقایسه بین دو گروه از آزمون t مستقل، و برای کنترل اثر نمرات پیشآزمون از تحلیل کوواریانس استفاده شد.
یافتهها: پس از اجرای چهارهفتهای مداخله آموزشی ارگونومی در سال ۱۴۰۳ و پیگیری بهمدت برابر (چهار هفته از شروع دوره تا پسآزمون)، گروه مداخله در نمره کل رفتار شهروندی سازمانی (از ۶/۱۰۵ به ۴/۱۱۸؛ ۱/۱۲+ درصد) و بهرهوری کارکنان (از ۸/۱۲۸ به ۶/۱۴۵؛ ۰/۱۳+ درصد)، افزایش معناداری نشان داد (۰/۰۰۱<p). بیشترین ارتقا در رفتار شهروندی سازمانی مربوط به نوعدوستی (+۳/۱۵ درصد) و وجدان کاری (+۸/۱۴ درصد) و در بهرهوری کارکنان مربوط به مؤلفههای انگیزش (۲/۱۶+ درصد) و توان (۴/۱۵+ درصد) بود. اندازههای اثر کوهن در بازه ۷۸/۱ تا ۲۰/۲ نشاندهنده اثربخشی بسیار زیاد بود. در گروه کنترل طی همین مدت، تغییر معناداری مشاهده نشد (۰/۰۵<p).
نتیجهگیری: آموزش مهارتهای ارگونومیک موجب بهبود چشمگیر رفتار شهروندی سازمانی و بهرهوری کارکنان میدان نفتی آذر شد. این نتایج اهمیت سرمایهگذاری در آموزشهای ارگونومیک را بهعنوان رویکردی استراتژیک برای ارتقای عملکرد فردی و سازمانی در محیطهای پرخطر تأیید میکند.
رضا مسعودی، زهرا سعیدی ابواسحاقی، شهلا ابوالحسنی، لیلی ربیعی،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده
اهداف: پرسنل شاغل در مراکز درمانی بهدلیل ماهیت شغلی، در معرض انواع آسیبهای شغلی، ازجمله استرسورهای ارگونومیک، قرار دارند که میتواند در سلامتی آنان تأثیر بگذارد و به ایجاد فرسودگی شغلی منجر شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مداخله ارگونومی در فرسودگی شغلی و تابآوری پرستاران شاغل انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر مطالعهای نیمهتجربی است که با حضور هفتاد پرستار شاغل در بیمارستان شهدای لردگان در سالهای ۱۳۹۷-۱۳۹۸ انجام شد. واحدهای پژوهش به روش تصادفیسازی در سطح بلوکی به دو گروه مداخله و کنترل تخصیص یافتند. مداخله ارگونومی شامل چهار مرحله (آموزش، اصلاح کار، برنامه ورزشی منظم و نظارت، حمایت و پیگیری) برای گروه مداخله انجام شد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه فرسودگی شغلی ماسلاش بود. میانگین نمرات قبل، بلافاصله بعد و سه ماه بعد از مداخله با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه ۲۳ و آزمونهای تی مستقل، کای اسکوئر و آنالیز واریانس مشاهدات تکرارشده مقایسه شد.
یافتهها: میانگین نمره فرسودگی شغلی قبل از مداخله در دو گروه، اختلاف معنیداری نداشت (۰/۰۵<P)، درحالیکه بعد از مداخله این اختلاف معنیدار شد و در گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل، فرسودگی شغلی کمتر و تابآوری بیشتر شد (۰/۰۰۱>P).
نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش نشان داد که اجرای مداخله ارگونومی در پرستاران میتواند سبب افزایش تابآوری و کاهش فرسودگی شغلی شود. با توجه به اثربخش بودن این مداخله، توصیه میشود برنامه آموزش ارگونومی در برنامههای آموزشی پرستاران گنجانده شود.
سمانه داریوشی، تیمور اللهیاری، زانیار کریمی، حمیدرضا خلخالی،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده
اهداف: بالش در حمایت از عضلات و حفظ پوسچر طبیعی گردن در طول خواب، نقش مهمی ایفا میکند. مطالعه حاضر با هدف سنجش و بررسی تأثیر شکل و محتوای بالش و پوسچر خواب در زاویه گردن و میزان راحتی درکشده در طول خواب انجام شد.
روش کار: در مطالعه حاضر، تعداد ده نفر (پنج مرد و پنج زن) با میانگین سنی ۲۶/۷ سال شرکت کردند. شرکتکنندگان چهار بالش (دو بالش استوانهای و دو بالش مستطیلیشکل یکی با محتوای پشم و دیگری مموریفوم) را بهمدت یک ساعت (سی دقیقه در پوسچر خوابیدهبهپشت و سی دقیقه در پوسچر خوابیدهبه پهلو) استفاده کردند و حسگر کینکت در طول آزمایش زاویه گردن را اندازهگیری کرد. در پایان هر جلسه نیم ساعته از افراد خواسته شد میزان راحتی درکشده را با مقیاس نرخگذاری بصری (VAS) گزارش کنند.
یافتهها: نتایج حاصل از تجزیهوتحلیل واریانس نشان داد زاویه گردن در بالش استوانه ای پشم با پوسچر به پشتخوابیده، بهطور معنیداری در مقایسه با سایر شرایط بیشتر است (۰/۰۱P<). همچنین، کمترین زاویه گردن در بالش مستطیلی مموریفوم در پوسچر بهپهلوخوابیده مشاهده شد. مقایسه اثر پوسچر خواب بر مقدار زاویه گردن، بین دو پوسچر مورد مطالعه تفاوت معنیدار نشان داد (۰/۰۱P<). همچنین، بیشترین راحتی در پوسچر خوابیده به پهلو و با بالش استوانه ای گزارش شد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد شکل و جنس بالش و همچنین پوسچر خواب بهطور معنیداری در زاویه گردن و میزان راحتی تأثیر میگذارند. در این مطالعه از نظر زاویه، بالش مستطیلی مموریفوم و از نظر راحتی، بالش استوانهای به دست آمد. بنابراین، انتخاب بالش مناسب براساس پوسچر خواب، میتواند به بهبود راحتی و حفظ پوسچر صحیح گردن در خواب کمک کند.
علی افشاری،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
اهداف: با گسترش فناوریهای دیجیتال و استفاده روزافزون از ابزارهای هوشمند در محیطهای کاری، چالشهایی نظیر مشکلات اسکلتی ـ عضلانی و کاهش بهرهوری کارکنان به وجود آمده است. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر طراحی ارگونومیک محیط کار دیجیتال و بهرهگیری از ابزارهای هوشمند در بروز اختلالات اسکلتی ـ عضلانی و سطح بهرهوری کارکنان اداری دانشگاه مراغه بود.
روش کار: پژوهش از نوع توصیفی ـ همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمام کارکنان اداری دانشگاه مراغه در سال ۱۴۰۳ بود. از جامعه مذکور با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی طبقهای و با توجه به جدول مورگان، ۱۵۰ نفر بهعنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه اسپرنچر و همکاران برای ارزیابی اختلالات اسکلتی ـ عضلانی و پرسشنامه بهرهوری سازمانی بود. دادهها با استفاده از همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه در نرمافزار SPSS نسخه ۲۵ تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که بین سلامت اسکلتی ـ عضلانی و بهرهوری رابطه منفی معنادار مشاهده شد (۰/۴۷- r=)، بهطوری که با افزایش مشکلات اسکلتی ـ عضلانی، کارایی (۰/۴۱- r=)، کیفیت انجام وظایف (۰/۳۹- r=)، تعهد به اهداف (۰/۴۵- r=) و مدیریت زمان (۰/۳۶- r=) کاهش یافت. رگرسیون چندمتغیره نشان داد طراحی محیط کار دیجیتال و استفاده از ابزارهای هوشمند با کاهش مشکلات اسکلتی ـ عضلانی (۰/۰۵ p < و ۰/۵۲- β=) و افزایش بهرهوری (۰/۰۵ p < و ۰/۴۶ β=) همراه است.
نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد که طراحی ارگونومیک محیط کار همراه با استفاده از ابزارهای هوشمند، موجب کاهش دردهای اسکلتی ـ عضلانی و افزایش بهرهوری میشود. همچنین، این نتایج بر اهمیت محیط کار ارگونومیک و ابزارهای هوشمند برای ارتقای سلامت و عملکرد کارکنان تأکید دارد.
نبی امیدی، حسن قنبرزاده، محسن امامی، محمدرضا امیدی،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
اهداف: با گسترش فزاینده بانکداری دیجیتال، تهدیدات سایبری به نوعی ریسک مالی و عملیاتی بزرگ تبدیل شدهاند. این پژوهش با هدف طراحی مدلی مبتنیبر اصول ماکروارگونومی، برای تقویت تابآوری امنیت سایبری بهمنظور کاهش ریسک مالی در صنعت بانکداری دیجیتال انجام شد.
روش کار: این پژوهش با رویکرد ترکیبی انجام شد. در فاز کیفی، با پانزده نفر خبره مصاحبه و دادهها با تحلیل تماتیک بررسی شد. در فاز کمی، مدل مفهومی حاصل از طریق پرسشنامهای محققساخته روی نمونهای شامل ۳۸۷ نفر از کارکنان بانکها آزمون شد. تحلیل دادهها و ارزیابی مدل نهایی با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) در نرمافزار LISRELصورت گرفت.
یافتهها: تحلیل کیفی به شناسایی ۵ مضمون اصلی و ۳۲ مضمون فرعی منجر شد که ابعاد مدل را تشکیل دادند: زیرسیستم فنی ـ ابزاری، انسانی ـ روانشناختی، سازمانی ـ ساختاری، عوامل محیطی ـ نظارتی و تابآوری امنیت سایبری (پیامد). نتایج آزمون مدل کمی نشان داد که مدل برازش مطلوبی دارد (GFI=۰.۹۲, CFI=۰.۹۴, RMSEA=۰.۰۶۱, SRMR=۰.۰۵۷, CMIN/DF=۲.۴۱). هر چهار بُعد ماکروارگونومی تأثیر مثبت و معناداری در تابآوری امنیت سایبری داشتند. در این میان، «زیرسیستم سازمانی-ساختاری» با ضریب مسیر استاندارد ۴۸/۰ بیشترین تأثیر را به خود اختصاص داد و بهعنوان قویترین پیشبین شناسایی شد.
نتیجهگیری: مدل جامعهشناختی ـ فنی مبتنیبر ماکروارگونومی، چهارچوبی کارآمد برای تحلیل و تقویت تابآوری امنیت سایبری در بانکداری دیجیتال ارائه میکند، بهگونهای که انتظار میرود افزایش تابآوری سایبری، به کاهش ریسکهای مالی نیز کمک کند. این نتیجه بر ضرورت گذار از رویکردهای صرفاً فنی به نگرشی سیستمی و تعاملی میان انسان، فناوری و ساختار سازمانی تأکید میکند.
روحاله حسینی، سهیلا اعظمی،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
اهداف: مؤسسه سلامت و ایمنی انگلستان معتقد است عوامل ایجادکننده استرس شغلی را میتوان در قالب مجموعهای از استانداردهای مدیریتی، مانند حیطههای تقاضا، تغییرات، حمایت مسئولان، حمایت همکاران، ارتباط، کنترل و نقش بررسی کرد. پژوهش حاضر با هدف بررسی حیطههای هفتگانه ایجادکننده استرس شغلی و ارتباط آن با عملکرد شغلی کارکنان معاونت بهداشتی علوم پزشکی ساوه در دوران کووید۱۹ انجام شد.
روش کار: این پژوهش از نوع تحقیقات کاربردی و مقطعی است. در پژوهش حاضر از روش سرشماری استفاده شد. تعداد نمونههای پژوهش ۳۱۶ نفر است که از کارکنان معاونت بهداشتی علوم پزشکی ساوه در سال ۱۴۰۱ انتخاب شدند. برای بررسی مدیریت استرس شغلی و عملکرد کارکنان بهترتیب از پرسشنامههای استاندارد سنجش استرس شغلی (HSE) و سنجش عملکرد پاترسون (Paterson) استفاده شد. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه ۲۶ انجام شد.
یافتهها: یافتههای این مطالعه نشان داد با افزایش نمره کل استرس شغلی و نیز حیطههای نقش، تقاضا و تغییرات، نمره کل عملکرد شغلی کارکنان بهصورت معنیداری افزایش یافت (۰/۰۰۱>P). درحالیکه این ارتباط برای متغیرهای حیطه ارتباط (۰/۰۶=P)، حمایت مسئولان (۰/۸۲=P)، حمایت همکاران (۰/۲۸=P) و کنترل (۰/۱۸=P) معنیدار نبود. پس از تعدیل اثر مخدوشکنندگی حیطههای هفتگانه در عملکرد شغلی، متغیر نقش بهطور معنیداری بیشترین میزان تأثیر را در تغییرات نمره عملکرد کارکنان را داشت (۰/۰۰۱>P).
نتیجهگیری: میزان امتیاز حیطه تقاضا احتمالاً بیانگر این است که فشار کاری زیاد و افزایش ساعات کاری، تأثیر زیادی در ایجاد استرس کارکنان داشته است. بنابراین، پیشنهاد میشود تناسب حجم کاری و برنامه زمانی با ظرفیت و شرایط کار و توانایی کارکنان از طریق بازبینی در برنامهریزیهای سازمانی برقرار شود.
فرزین امامیفر، سیمیندخت کلنی،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
اهداف: ادغام سریع هوش مصنوعی در محیطهای کاری، موجب دگرگونی در ساختار مشاغل، خودکارسازی وظایف و تغییر در تجربههای کاری کارکنان شده است. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه نگرش کارکنان نسبت به هوش مصنوعی با افسردگی شغلی، با نقش میانجی ناامنی شغلی و تناسب شغلی ادراکشده است.
روش کار: در این پژوهش توصیفی ـ همبستگی ۲۶۱ نفر از کارکنان شرکت مخابرات استان کرمان به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامههای نگرش نسبت به هوش مصنوعی شپمن و رودوی (۲۰۲۰)، عدم امنیت شغلی ناساسیرا (۲۰۲۰)، خودپنداره شغلی شفیع آبادی و رضایی (۱۳۷۶) و افسردگی شغلی بیانچی و شونفلد (۲۰۲۰) را تکمیل کردند. مدل مفهومی پژوهش از طریق مدلیابی معادلات ساختاری بر پایه حداقل مربعات جزئی آزموده شد.
یافتهها: نگرش مثبت نسبت به هوش مصنوعی با کاهش معنادار افسردگی شغلی (۰/۰۳۸P= ، ۰/۱۲β=)، کاهش ناامنی شغلی (۰/۰۰۱P< ، ۰/۵۰۱-β=) و افزایش تناسب شغلی (۰/۰۰۱P< ، ۰/۴۷۱β=) همراه است. ناامنی شغلی رابطهای مثبت (۰/۰۰۱P< ، ۰/۴۷۱β=) و تناسب شغلی رابطهای منفی (۰/۰۰۱P< ، ۰/۲۴۳-β=) با افسردگی شغلی داشتند. ناامنی شغلی (۰/۰۰۱P< ، ۰/۲۰۹-β=) و تناسب شغلی (۰/۰۰۲P< ، ۰/۱۱۴-β=) نقش میانجی در رابطه نگرش نسبت به هوش مصنوعی و افسردگی شغلی داشتند.
نتیجهگیری: نگرش مثبت نسبت به هوش مصنوعی موجب کاهش افسردگی شغلی از طریق کاهش ناامنی شغلی و افزایش تناسب شغلی میشود. یافتهها بیانگر اهمیت ایجاد نگرش مثبت نسبت به هوش مصنوعی از طریق آموزش، بازطراحی نقشها و ارتباطات شفاف در سازمانهاست، تا امنیت روانی و تناسب شغلی کارکنان تقویت شود.
لیلا راستگو، آیسل اللهیاری، تیمور اللهیاری،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
اهداف: در حرفۀ دندانپزشکی، دستها نقش اساسی در انجام دقیق حرکات ظریف و کنترل ابزارهای تخصصی دارند. ابعاد آنتروپومتری، قدرت چنگش و مهارت دستی از عوامل کلیدی در طراحی ابزارهای متناسب و ارگونومیک محسوب میشوند. با توجه به تفاوتهای فیزیولوژیک و آناتومیک بین دو جنس، هدف از پژوهش حاضر بررسی تفاوتهای جنسیتی در ابعاد آنتروپومتری دست، قدرت چنگش و مهارت دستی در میان دانشجویان دندانپزشکی بود.
روش کار: این مطالعۀ توصیفی–تحلیلی روی ۱۰۰ دانشجوی دندانپزشکی (۵۱ زن و ۴۹ مرد) دانشگاه علوم پزشکی ارومیه انجام شد. ابعاد آنتروپومتری دست با کالیپر دیجیتال، قدرت چنگش قوی با داینامومتر جامار، قدرت چنگش ظریف با پینچ گیج SAEHAN و مهارت دستی با آزمون Roeder اندازهگیری شد. دادهها با نرمافزار SPSS و آزمون تی مستقل تحلیل شدند.
یافتهها: میانگین قد و وزن مردان بهترتیب ۶/۱۷۷±۵۲/۴ سانتیمتر و ۸/۷۷±۹۲/۱۰ کیلوگرم و در زنان بهترتیب ۵/۱۶۲±۳۲/۵ سانتیمتر و ۱/۶۳±۱۲/۸ کیلوگرم بود. بیشتر ابعاد آنتروپومتری دست (طول، پهنا و محیط انگشتان) در مردان بهطور معناداری بیشتر از زنان بود (۰/۰۰۱>P). میانگین قدرت چنگش قوی در مردان ۲/۴۵±۳/۸ کیلوگرم و در زنان ۸/۲۶±۱/۶ کیلوگرم بود (۰/۰۰۱>P). در مورد هر دو نوع قدرت چنگش ظریف نیز تفاوت معناداری مشاهده شد (۰/۰۱>P)، درحالیکه میانگین نمرۀ مهارت دستی زنان (۴/۲۳±۲/۳) اندکی بالاتر از مردان (۶/۲۲±۸/۳) بود. این تفاوت از نظر آماری معنادار نبود (۰/۰۵<P).
نتیجهگیری: نتایج نشان داد تفاوتهای جنسیتی قابلتوجهی در ابعاد آنتروپومتری و قدرت چنگش دست وجود دارد، اما مهارت دستی تفاوت معنیداری بین دو جنس نشان نداد. این یافتهها بر ضرورت طراحی ابزارهای دندانپزشکی متناسب با ویژگیهای آنتروپومتری هر جنس بهمنظور کاهش خطرات اسکلتی عضلانی تأکید دارد.
شافع عباسی، رقیه لطفی اصفهانجق، فریده باباخانی،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
اهداف: کفشهای برفوت محصولی برای مدیریت اختلالات اسکلتی ـ عضلانی شناخته شدهاند. استفاده طولانی از کفش نامناسب میتواند پیامدهای منفی در سلامت داشته باشد. باوجود رشد مصرف این کفشها در ایران، درباره چالشهای بالینی و عملی مرتبط شواهد محدود وجود دارد. بررسی تجربیات فروشندگان میتواند موانع عرضه و استفاده این محصول را شناسایی و برای بهبود تجویز، آموزش مصرفکنندگان و ارتقای کیفیت مراقبت بالینی، دادههای کاربردی فراهم کند.
روش کار: این مطالعه کیفی با محوریت ارگونومی، چالشها و فرصتهای استفاده از کفشهای برفوت در ایران را از دیدگاه فروشندگان بررسی کرده است. دادهها با تعدیل پرسشنامه اندرسون و تأیید سه متخصص ارتز و پروتز جمعآوری شد و ده فروشنده آن را کامل کردند. تحلیل موضوعی دادهها، نیازها و چالشهای مرتبط با کفشهای برفوت را در بازار ایران روشن کرد.
یافتهها: ورزشکاران، افراد با وزن طبیعی و مبتلایان به ناهنجاریهای پنجه پا بیشترین رضایت را از کفشهای برفوت دارند، اما افراد با مشکلاتی مانند صافی شدید کف پا یا کمردرد، بدون کفی اختصاصی، دچار چالش میشوند. همچنین اسکن کف پا و طراحی کفی شخصیسازیشده در بهبود راحتی و کاهش درد پا نقش تعیینکننده دارد.
نتیجهگیری: کفشهای برفوت در صورت طراحی و استفاده ارگونومیک، عملکرد عضلات کف پا را بهبود میبخشند. بااینحال، افراد مبتلابه کمردرد، کف پای گود، خارپاشنه، میخچه یا انواع تاول، باید بااحتیاط از آنها استفاده کنند؛ زیرا مصرف نادرست درد را تشدید میکند و علائم بالینی را افزایش میدهد.
نداسادات جعفری، نبی امیدی، محمد سرائی طلب، محمدرضا کرمانی، الهام خسروی،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
اهداف: کفشهای برفوت محصولی برای مدیریت اختلالات اسکلتی ـ عضلانی شناخته شدهاند. استفاده طولانی از کفش نامناسب میتواند پیامدهای منفی در سلامت داشته باشد. باوجود رشد مصرف این کفشها در ایران، درباره چالشهای بالینی و عملی مرتبط شواهد محدود وجود دارد. بررسی تجربیات فروشندگان میتواند موانع عرضه و استفاده این محصول را شناسایی و برای بهبود تجویز، آموزش مصرفکنندگان و ارتقای کیفیت مراقبت بالینی، دادههای کاربردی فراهم کند.
روش کار: این مطالعه کیفی با محوریت ارگونومی، چالشها و فرصتهای استفاده از کفشهای برفوت در ایران را از دیدگاه فروشندگان بررسی کرده است. دادهها با تعدیل پرسشنامه اندرسون و تأیید سه متخصص ارتز و پروتز جمعآوری شد و ده فروشنده آن را کامل کردند. تحلیل موضوعی دادهها، نیازها و چالشهای مرتبط با کفشهای برفوت را در بازار ایران روشن کرد.
یافتهها: ورزشکاران، افراد با وزن طبیعی و مبتلایان به ناهنجاریهای پنجه پا بیشترین رضایت را از کفشهای برفوت دارند، اما افراد با مشکلاتی مانند صافی شدید کف پا یا کمردرد، بدون کفی اختصاصی، دچار چالش میشوند. همچنین اسکن کف پا و طراحی کفی شخصیسازیشده در بهبود راحتی و کاهش درد پا نقش تعیینکننده دارد.
نتیجهگیری: کفشهای برفوت در صورت طراحی و استفاده ارگونومیک، عملکرد عضلات کف پا را بهبود میبخشند. بااینحال، افراد مبتلابه کمردرد، کف پای گود، خارپاشنه، میخچه یا انواع تاول، باید بااحتیاط از آنها استفاده کنند؛ زیرا مصرف نادرست درد را تشدید میکند و علائم بالینی را افزایش میدهد.
شایان کافی، ناصر کلینی ممقانی،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: صافی کفپا مشکلی شایع است که منجر به درد در مفاصل، خستگی زودرس و مشکلات تعادلی میشود. این پژوهش با هدف دستیابی به ابعاد و شاخصهای مناسب برای طراحی قالب ماهیچه کفش اختصاصی برای مردان ایرانی مبتلا به صافی کفپا انجام شده تا با بهبود عملکرد بیومکانیکی، از فشار اضافی به پا جلوگیری کند.
روش کار: این مطالعه یک پژوهش کاربردی-توسعهای است که با روش توصیفی-تحلیلی انجام شد. از چهار ابزار جمعآوری اطلاعات استفاده شده: پرسشنامه از ۲۶ کاربر، مصاحبه با متخصصان مربوطه، مشاهده و بررسی انواع محصولات مربوطه، سنجش ابعادی پای کاربر. هدف اصلی از جمعآوری اطلاعات، بدست آوردن ابعاد قابل قبول برای طراحی قالب ماهیچه کفش است، چرا که در حال حاضر از استاندارد مشخصی استفاده نمیشود.
یافتهها: نتایج نشان میدهد که آگاهی عمومی از صافی کفپا و محصولات مرتبط پایین است و کاربران از راهکارهای موجود رضایت کافی ندارند. مشاهدات بالینی تایید کرد که اکثر مراکز ارتوپدی در ایران بیشتر بر کنترل علائم، کاهش درد و تولید کفی تمرکز دارند. با توجه به نیاز مبرم به محصولات بهینهتر، طراحی الگوی کف و سپس قالب ماهیچه کفش مد نظر قرار گرفت و طرح سهبعدی نیز مدلسازی شد.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از این پژوهش بر افزایش پشتیبانی از قوس داخلی پا از طریق طراحی قالب ماهیچه کفش تأکید میکند و نقش بسزایی در کاهش عوارض ناشی از صافی کفپا و افزایش رضایت کاربران ایفا میکند. خروجی نهایی این پژوهش، شامل الگوی کف و قالب ماهیچه کفش برای کفپای صاف است. با انتقال دادههای استخراج شده به محیطهای طراحی مهندسی، میتوان پلتفرمی مناسب برای تولیدکنندگان فراهم کرد.
زهرا طوسی، یداله حمیدی، مهدی بگلری، علیرضا سلطانیان،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1405 )
چکیده
زمینه و هدف
ارگونومی مشارکتی بهعنوان رویکردی سیستماتیک که بر درگیر کردن فعال کارکنان در طراحی و بهبود سیستمهای کاری تأکید دارد، میتواند بستری برای تقویت همزمان مشارکت و خلاقیت فراهم آورد. با توجه به اهمیت نقشهای حاکمیتی در دانشگاهها و تاثیر بالقوه مطالعات مدیریتی و ارگونومیک در این حوزهها، این مطالعه با هدف ارزیابی سطح خلاقیت کارکنان و رابطه آن با مشارکت در دانشگاه انجام شد.
روش کار
این مطالعه مقطعی در واحدهای راهبردی و نظارتی زیرمجموعه ریاست دانشگاه انجام شد. جامعه آماری شامل 63 نفر بود که اطلاعات بصورت سرشماری با استفاده از پرسشنامههای استاندارد «مشارکت بلچر» و «خلاقیت رندسیپ» جمعآوری شد. دادهها با نرمافزار SPSS20 تحلیل و با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون و آنالیز واریانس به مقایسه میانگین و تعیین رابطهها با سطح معنیداری کمتر از 05/0 پرداخته شد.
یافتهها
میانگین نمره خلاقیت کارکنان 41/180 و نرخ مشارکت 83/113 بود که هر دو بیش از ۷۵ درصد از کل امتیاز را نشان میداد. نتایج رابطه خلاقیت کارکنان و مشارکت آنان را تائید نکرد (206/0= p). خلاقیت و مشارکت با ماهیت کار، ارتباط معنیداری داشت (001/0= p ). همچنین تفاوت معنیداری در خلاقیت بین زنان و مردان مشاهده شد، به طوری که زنان میانگین نمرات خلاقیت بالاتری نسبت به مردان داشتند (05/0p<).
نتیجهگیری
سطح مشارکت و خلاقیت کارکنان به طور قابل توجهی تحت تأثیر ماهیت کار آنان است. همچنین، بهرهگیری از حضور زنان در واحدهای نظارتی میتواند خلاقیت را تقویت کند.
عباس محمدی، لیلا آقائی، مرضیه صادقیان، محمد صادق لؤلؤ،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: کارکنان اداری شبکههای بهداشت همزمان در معرض عوامل روانی–اجتماعی نامطلوب و اختلالات اسکلتی–عضلانی ناشی از پوسچر کاری قرار دارند که میتواند بهرهوری را کاهش دهد. هدف این مطالعه بررسی رابطه عوامل روانی–اجتماعی و اختلالات اسکلتی–عضلانی با بهرهوری کارکنان اداری شبکه بهداشت و درمان و ارزیابی اثربخشی مداخله آموزشی–ارگونومیک بر این شاخصها بود.
روش کار: این پژوهش نیمهتجربی با طرح پیشآزمون–پسآزمون در سال ۱۴۰۳ بر روی ۱۵۰ نفر از کارکنان اداری شبکه بهداشت و درمان شهرستان بهبهان انجام شد. دادهها با پرسشنامه عوامل روانی–اجتماعی کپنهاگن (COPSOQ III)، پرسشنامه بهرهوری هرسی و گلداسمیت (ACHIEVE) و پرسشنامه نوردیک اختلالات اسکلتی–عضلانی (NMQ) جمعآوری شد. پوسچر کاری با چکلیست ROSA در زیرنمونه ۱۵ نفره ارزیابی گردید. مداخله آموزشی–ارگونومیک طی سه ماه (اردیبهشت تا تیر ۱۴۰۴) در قالب جلسات گروهی شامل مهارتهای ارتباطی، مدیریت استرس، انگیزش، حمایت اجتماعی و اصول ارگونومی اجرا شد. تحلیل دادهها با SPSS-26 و آزمونهای مرتبط انجام گرفت (سطح معنیداری ۰٫۰۵).
یافتهها: بین نمره کل عوامل روانی–اجتماعی و بهرهوری کل رابطه مثبت و معنادار مشاهده شد r=0.633)، (p<0.01 و اختلالات اسکلتی–عضلانی با برخی ابعاد بهرهوری رابطه منفی معنادار داشت. (p<0.05) پس از مداخله، اغلب ابعاد عوامل روانی–اجتماعی و بهرهوری بهطور معناداری بهبود یافتند (p<0.001) و نمره کل بهرهوری افزایش چشمگیر نشان داد (۲٫۸۲ به ۴٫۰۳؛ . (d=1.51 همچنین اختلالات اسکلتی–عضلانی کاهش معنادار داشت (۵٫۳۶ به ۴٫۲۴؛. ( p<0.001 تغییر معناداری در نمره ROSA مشاهده نشد. (p=0.640)
نتیجهگیری: مداخله آموزشی–ارگونومیک میتواند با بهبود عوامل روانی–اجتماعی محیط کار و کاهش اختلالات اسکلتی–عضلانی، بهرهوری کارکنان اداری شبکه بهداشت را ارتقا دهد. انجام مطالعات آینده با گروه کنترل و پیگیری بلندمدت توصیه میشود.
مریم شکری، جعفر نصیر ناتری،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1405 )
چکیده
زمینه و هدف
با گسترش فزاینده هوشمندسازی شهری، چالشهای بهرهوری کارکنان شهرداری به یک مسئله سازمانی و خدماتی حیاتی تبدیل شده است. این پژوهش با هدف طراحی مدل یکپارچه مدیریت تحولگرا، هوشمندسازی شهری و ارگونومی سازمانی برای ارتقای کارایی و عملکرد کارکنان شهرداریهای هوشمند انجام شد.
روش کار
پژوهش با رویکرد ترکیبی انجام شد. در فاز کیفی، با ۱۸ نخبه و کارشناس ارشد مصاحبه عمیق شد و دادهها با تحلیل مضمون ششمرحلهای براون و کلارک (۲۵۶ کد ، ۴۱ مضمون فرعی ، ۴ مضمون اصلی) بررسی گردید. در فاز کمی، مدل مفهومی از طریق پرسشنامه محققساخته بر روی ۲۳۸ نفر از کارکنان منطقه ۸ شهرداری تهران (نرخ پاسخدهی ۹۶.۳۶٪) آزمون شد. تحلیل دادهها با PLS-SEM در نرمافزار Smart PLS 4 و بوتاسترپ ۵۰۰۰ زیرنمونهای صورت گرفت.
یافتهها
تحلیل کیفی منجر به شناسایی ۴ مضمون اصلی شد: مدیریت تحولگرا، هوشمندسازی شهری، ارگونومی سازمانی و کارایی کارکنان. نتایج مدل کمی برازش مطلوب را نشان داد R²=0.78، Q²=0.56، SRMR=0.051، NFI=0.95 .هر سه بعد تأثیر مثبت و معناداری بر کارایی داشتند؛ مدیریت تحولگرا با ضریب مسیر ۰.۴۶ t=8.47، f²=0.42 بیشترین تأثیر را بهعنوان قویترین پیشبین شناسایی شد.
نتیجهگیری
مدل یکپارچه مدیریت تحولگرا، هوشمندسازی و ارگونومی، چارچوبی کارآمد برای تحلیل و ارتقای کارایی کارکنان شهرداریهای هوشمند ارائه میکند؛ بهگونهای که انتظار میرود افزایش کارایی خدماتی، رضایت شهروندی را بهبود بخشد. این نتیجه بر ضرورت گذار از رویکردهای صرفاً فناورانه به نگرشی سیستمی و انسانمحور میان رهبری، فناوری و طراحی شغل تأکید دارد.
امیراحسان زاهدی،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: پرستاران بهعنوان بزرگترین گروه حرفهای نظام سلامت بهدلیل تماس مداوم با بیماران و سایر اعضای تیم درمان، بهطور مستقیم تحتتأثیر شبکههای ارتباطی و تعاملی در محیطهای کاری خود قرار دارند. هدف پژوهش بررسی نقش سرمایه اجتماعی در بهبود شاخصهای کلیدی عملکرد پرستاران است.
روش کار: پژوهش ازنظر روششناسی، کمی است. قلمرو زمانی مطالعه، بهار و تابستان 1404 است. جامعه آماری، پرستاران دانشگاه علوم پزشکی استان مرکزی هستند که نمونهای 180 نفری بهروش تصادفی ساده درنظر گرفته شد. برای جمعآوری دادهها از ابزار پرسشنامه استفاده شد. تجزیهوتحلیل دادهها بهروش مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) با استفاده از نرمافزار Smart PLS 3.0 انجام شد.
یافتهها: ابعاد شناختی، رابطهای و ساختاری سرمایه اجتماعی تأثیر مثبت و معناداری بر مشارکت و انسجام اجتماعی پرستاران دارند. بعد شناختی با ضریب 541/0 بیشترین تأثیر را بر مشارکت اجتماعی دارد. همچنین مشارکت و انسجام اجتماعی تأثیر مثبت و معناداری بر حفظ و نگهداشت و رضایت پرستاران دارند. مشارکت اجتماعی تأثیر بیشتری بر حفظ و نگهداشت با ضریب 641/0 دارد.
نتیجهگیری: تبیین اهداف مشترک، ارزشهای سازمانی، ایجاد فضای مبتنیبر اعتماد، احترام متقابل و حمایت اجتماعی در محیط کار، طراحی ساختارهای ارتباطی رسمی و غیررسمی مانند تیمهای کاری بینبخشی، کمیتههای مشارکتی و شبکههای حرفهای پرستاری، میتواند به افزایش مشارکت اجتماعی و انسجام میان پرستاران کمک کرده و درنهایت به افزایش رضایت شغلی و تمایلبه ماندگاری در سازمان منجر شود.
معصومه سیف، کمال رنجبر، مهبانو قادری،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1405 )
چکیده
بیان مسأله: هدف از این مطالعه، ارزیابی تأثیر تمرین ترکیبی- عملکردی بر میزان ترس از سقوط، سطح کورتیزول و کیفیت زندگی در سالمندان دارای ترس از سقوط بود.
روش کار: بدین منظور ۴۰ سالمند دارای ترس از سقوط به طور تصادفی در دو گروه کنترل (۸ مرد/ ۱۲ زن) و گروه تمرینی (۸ مرد/ ۱۲ زن) تقسیم شدند. گروه تمرینی به مدت ۸ هفته به تمرینات ورزشی ترکیبی پرداختند. قبل و ۴۸ ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی پرسشنامه کیفیت زندگی لیپاد و پرسشنامه مقیاس کارآمدی افتادن (FES-I) توسط هر دو گروه پاسخ داده شد. همچنین سطح کورتیزول بزاق نیز به روش الایزا مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: ترس از سقوط در گروه تمرینی پس از مداخله کمتر از گروه کنترل بود (0/0001 p<). تمرینات ورزشی ترکیبی به مدت ۸ هفته موجب کاهش ۵۱ درصدی ترس از سقوط در سالمندان گردید (0/0001 p<). میزان کیفیت زندگی در گروه تمرینی پس از مداخله به طور معناداری بیشتر از گروه کنترل بود(0/0001 p<). در این راستا، سطح کورتیزول در گروه تمرینی کمتر از گروه کنترل بود (0/0001 p<)، این در حالی بود که تمرینات ترکیبی موجب کاهش ۱۹/۵ درصدی کورتیزول نسبت به قبل از تمرین شده بود (0/007 p<).
نتیجهگیری: تمرین ترکیبی–عملکردی موجب کاهش ترس از سقوط و بهبود کیفیت زندگی سالمندان دارای ترس از سقوط شد و همزمان روند کاهشی در سطح کورتیزول ایجاد کرد. بنابراین، این نوع تمرینات میتواند بهعنوان راهبردی ایمن و مؤثر در برنامههای توانبخشی سالمندان دارای ترس از سقوط توصیه شود.