پیام خود را بنویسید

جستجو در مقالات منتشر شده


118 نتیجه برای ارگونومی

زهرا جهانی، مهشید نامداری، نسترن کشاورز محمدی، مهناز صارمی،
دوره 13، شماره 2 - ( 5-1404 )
چکیده

اهداف: اختلالات اسکلتی-عضلانی، از جمله کمردرد، در کودکان دانش‌آموز رو به افزایش است. وضعیت‌های نامناسب بدنی و حمل نادرست کوله‌پشتی مدرسه از عوامل موثر در بروز این مشکلات هستند. با این حال، ابزار استاندارد و جامعی برای سنجش دانش ارگونومی کودکان در زمینه مراقبت از ستون فقرات وجود ندارد.
روش‌ کار: این مطالعه‌ی روش‌شناسی در سال ۱۴۰۲ و در مدارس دولتی منتخب شهر تهران انجام شد. از یک فرایند ۷ مرحله‌ای برای طراحی ابزار استفاده شد. پس از طراحی نسخه اولیه پرسش‌نامه و بررسی روایی صوری، روایی محتوای پرسش‌نامه با شاخص‌های  CVI و CVR توسط ۱۰ متخصص و پایایی ابزار از طریق روش بازآزمایی با مشارکت ۱۵ دانش‌آموز و محاسبه ضریب آلفای کرونباخ توسط ۱۸۰ دانش‌آموز ارزیابی شد.
یافته ‌ها: نسخه نهایی پرسش‌نامه آگاهی کودکان از ارگونومی ستون فقرات KidSEA) (Kids Spine Ergonomics Awareness:، با ۱۳ سؤال در سه بُعد "آناتومی ستون فقرات"، "پوسچر صحیح" و "ارگونومی حمل وسایل" طراحی شد. CVI و CVR برای هر سوال به ترتیب بیش از ۰/۷۹ و ۰/۶۲ به‌دست آمد و در نتیجه تمام سوالات تایید شدند. ضریب توافق کاپا برای هر سوال بیش از ۰/۴۱ و آلفای کرونباخ ۰/۷۴ محاسبه شد، که نشان‌دهنده‌ی پایایی قابل توجه و مطلوب ابزار است.
نتیجه‌‌گیری: پرسش‌نامه
 KidSEA، ابزاری معتبر و پایا برای سنجش دانش ارگونومی مراقبت از ستون فقرات در کودکان بوده و می‌تواند در سنجش سطح سواد سلامت ستون فقرات، طراحی مداخلات و برنامه‌ریزی آموزشی مناسب برای گروه سنی مورد مطالعه استفاده شود. بررسی اعتبار ابزار برای سایر گرو‌های سنی از طریق انجام مطالعات بعدی مورد پیشنهاد است.

مریم ممتازبخش، سعید قاسمی، نبی امیدی، محمدرضا امیدی، وحیده منتی،
دوره 13، شماره 2 - ( 5-1404 )
چکیده

اهداف: اختلالات اسکلتی-عضلانی از چالش‌های اصلی سلامت شغلی در صنایع با شرایط کاری چالش برانگیز مانند پتروشیمی هستند. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر مداخله ترکیبی ارگونومیک و ورزشی بر کاهش درد و بهبود عملکرد حرکتی کارکنان پتروشیمی ایلام انجام شد.
روش ‌‌‌کار: این پژوهش نیمه‌تجربی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون بر روی ۴۰ کارگر مرد انجام شد. شرکت‌کنندگان به صورت تصادفی به دو گروه مداخله (ترکیب آموزش ارگونومی و تمرینات ورزشی) و کنترل تقسیم شدند. داده‌ها با پرسش‌نامه‌های نوردیک (NMQ) و عملکرد حرکتی (MPQ) جمع‌آوری و با آزمون‌های t  مستقل و تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر تحلیل شدند.
یافته‌ها: مداخله ترکیبی منجر به کاهش معنادار درد کمر (۵۵ درصد)، شانه (۵۶ درصد) و زانو (۵۷ درصد) و بهبود نمره کل عملکرد حرکتی (۴۳ درصد) شد ( ۰/۰۰۱<P). اندازه اثر کوهن در محدوده ۱/۸ تا ۲/۵ نشان‌دهنده اثربخشی بالا بود.
نتیجه‌گیری: ترکیب مداخلات ارگونومیک و ورزشی منجر به کاهش معنادار دردهای اسکلتی-عضلانی و بهبود عملکرد حرکتی در کارکنان پتروشیمی شد. این یافته‌ها نشان‌دهنده تاثیر مثبت مداخله بر شاخص‌های عملکرد حرکتی کارکنان است.

نبی امیدی، نداسادات جعفری، محمدرضا امیدی، یدالله محمودی،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده

اهداف: در محیط‌های عملیاتی پرخطر مانند میادین نفتی، عوامل فیزیکی و روانی می‌توانند بهره‌وری کارکنان و رفتارهای مثبت سازمانی را تضعیف کنند. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر آموزش مهارت‌های ارگونومیک در بهبود رفتار شهروندی سازمانی و بهره‌ور کارکنان عملیاتی میدان نفتی آذر انجام شد.
روش ‌‌‌کار: این پژوهش نیمه‌تجربی با طرح پیش‌آزمون ـ پس‌آزمون همراه با گروه کنترل، روی چهل کارگر مرد بخش عملیاتی انجام شد. شرکت‌کنندگان به‌صورت تصادفی در دو گروه آموزش ارگونومی و کنترل (هرکدام بیست نفر) قرار گرفتند. داده‌ها با پرسش‏نامه رفتار شهروندی سازمانی پادساکف و همکاران (۱۹۹۰) و پرسش‏نامه بهره‌وری کارکنان هرسی و گلداسمیت (۱۹۸۰) گردآوری شد. برای تحلیل داده‌ها از آزمون t زوجی به‌منظور مقایسه درون‌گروهی نمرات پیش‌آزمون و پس‌آزمون در هر گروه، برای مقایسه بین دو گروه از آزمون t مستقل، و برای کنترل اثر نمرات پیش‌آزمون از تحلیل کوواریانس استفاده شد.
یافته‌ها: پس از اجرای چهارهفته‌ای مداخله آموزشی ارگونومی در سال ۱۴۰۳ و پیگیری به‌مدت برابر (چهار هفته از شروع دوره تا پس‌آزمون)، گروه مداخله در نمره کل رفتار شهروندی سازمانی (از ۶/۱۰۵ به ۴/۱۱۸؛‌ ۱/۱۲+ درصد) و بهره‌وری کارکنان (از ۸/۱۲۸ به ۶/۱۴۵؛ ۰/۱۳+ درصد)، افزایش معناداری نشان داد (۰/۰۰۱<p). بیشترین ارتقا در رفتار شهروندی سازمانی مربوط به نوع‌دوستی (+۳/۱۵ درصد) و وجدان کاری (+۸/۱۴ درصد) و در بهره‌وری کارکنان مربوط به مؤلفه‌های انگیزش (۲/۱۶+ درصد) و توان (۴/۱۵+ درصد) بود. اندازه‌های اثر کوهن در بازه ۷۸/۱ تا ۲۰/۲ نشان‌دهنده اثربخشی بسیار زیاد بود. در گروه کنترل طی همین مدت، تغییر معناداری مشاهده نشد (۰/۰۵<p).
نتیجه‌گیری: آموزش مهارت‌های ارگونومیک موجب بهبود چشمگیر رفتار شهروندی سازمانی و بهره‌وری کارکنان میدان نفتی آذر شد. این نتایج اهمیت سرمایه‌گذاری در آموزش‌های ارگونومیک را به‌عنوان رویکردی استراتژیک برای ارتقای عملکرد فردی و سازمانی در محیط‌های پرخطر تأیید می‌کند.


رضا مسعودی، زهرا سعیدی ابواسحاقی، شهلا ابوالحسنی، لیلی ربیعی،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده

اهداف: پرسنل شاغل در مراکز درمانی به‌دلیل ماهیت شغلی، در معرض انواع آسیب‌های شغلی، ازجمله استرسورهای ارگونومیک، قرار دارند که می‌تواند در سلامتی آنان تأثیر بگذارد و به ایجاد فرسودگی شغلی منجر شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مداخله ارگونومی در فرسودگی شغلی و تاب‏آوری پرستاران شاغل انجام شد.
روش ‌‌‌کار: پژوهش حاضر مطالعه‌ای نیمه‌تجربی است که با حضور هفتاد پرستار شاغل در بیمارستان شهدای لردگان در سال‌های ۱۳۹۷-۱۳۹۸ انجام شد. واحد‌های پژوهش به روش تصادفی‌سازی در سطح بلوکی به دو گروه مداخله و کنترل تخصیص یافتند. مداخله ارگونومی شامل چهار مرحله (آموزش، اصلاح کار، برنامه ورزشی منظم و نظارت، حمایت و پیگیری) برای گروه مداخله انجام شد. ابزار گردآوری داده‌ها پرسش‏نامه اطلاعات دموگرافیک و پرسش‏نامه فرسودگی شغلی ماسلاش بود. میانگین نمرات قبل، بلافاصله بعد و سه ماه بعد از مداخله با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۳ و آزمون‌های تی مستقل، کای اسکوئر و آنالیز واریانس مشاهدات تکرارشده مقایسه شد.
یافته‌ها: میانگین نمره فرسودگی شغلی قبل از مداخله در دو گروه، اختلاف معنی‌داری نداشت (۰/۰۵<P)، درحالی‌که بعد از مداخله این اختلاف معنی‌دار شد و در گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل، فرسودگی شغلی کمتر و تاب‌آوری بیشتر شد (۰/۰۰۱>P).
نتیجه‌گیری: یافته‌های این پژوهش نشان داد که اجرای مداخله ارگونومی در پرستاران می‌تواند سبب افزایش تاب‌آوری و کاهش فرسودگی شغلی شود. با توجه به اثربخش بودن این مداخله، توصیه می‌شود برنامه آموزش ارگونومی در برنامه‌های آموزشی پرستاران گنجانده شود.

علی افشاری،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده

اهداف: با گسترش فناوری‌های دیجیتال و استفاده روزافزون از ابزارهای هوشمند در محیط‌های کاری، چالش‌هایی نظیر مشکلات اسکلتی ـ‌ عضلانی و کاهش بهره‌وری کارکنان به‌ وجود آمده است. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر طراحی ارگونومیک محیط کار دیجیتال و بهره‌گیری از ابزارهای هوشمند در بروز اختلالات اسکلتی ـ عضلانی و سطح بهره‌وری کارکنان اداری دانشگاه مراغه بود.
روش ‌‌‌کار: پژوهش از نوع توصیفی ـ هم‌بستگی بود. جامعه آماری شامل تمام کارکنان اداری دانشگاه مراغه در سال ۱۴۰۳ بود. از جامعه مذکور با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای و با توجه به جدول مورگان، ۱۵۰ نفر به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها شامل پرسش‌نامه اسپرنچر و همکاران برای ارزیابی اختلالات اسکلتی ـ عضلانی و پرسش‌نامه بهره‌وری سازمانی بود. داده‌ها با استفاده از هم‌بستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه در نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۵ تحلیل شدند.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که بین سلامت اسکلتی ـ عضلانی و بهره‌وری رابطه منفی معنادار مشاهده شد (۰/۴۷- r=)، به‌طوری که با افزایش مشکلات اسکلتی ـ عضلانی، کارایی (۰/۴۱- r=)، کیفیت انجام وظایف (۰/۳۹- r=)، تعهد به اهداف (۰/۴۵- r=) و مدیریت زمان (۰/۳۶- r=) کاهش یافت. رگرسیون چندمتغیره نشان داد طراحی محیط کار دیجیتال و استفاده از ابزارهای هوشمند با کاهش مشکلات اسکلتی ـ عضلانی (۰/۰۵ p < و ۰/۵۲- β=) و افزایش بهره‌وری (۰/۰۵ p < و ۰/۴۶ β=) همراه است.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان می‌دهد که طراحی ارگونومیک محیط کار همراه با استفاده از ابزارهای هوشمند، موجب کاهش دردهای اسکلتی ـ عضلانی و افزایش بهره‌وری می‌شود. همچنین، این نتایج بر اهمیت محیط کار ارگونومیک و ابزارهای هوشمند برای ارتقای سلامت و عملکرد کارکنان تأکید دارد.

نبی امیدی، حسن قنبرزاده، محسن امامی، محمدرضا امیدی،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده

اهداف: با گسترش فزاینده بانکداری دیجیتال، تهدیدات سایبری به نوعی ریسک مالی و عملیاتی بزرگ تبدیل شده‌اند. این پژوهش با هدف طراحی مدلی مبتنی‏بر اصول ماکروارگونومی، برای تقویت تاب‌آوری امنیت سایبری به‌منظور کاهش ریسک مالی در صنعت بانکداری دیجیتال انجام شد.
روش ‌‌‌کار: این پژوهش با رویکرد ترکیبی انجام شد. در فاز کیفی، با پانزده نفر خبره مصاحبه و داده‌ها با تحلیل تماتیک بررسی شد. در فاز کمی، مدل مفهومی حاصل از طریق پرسش‏نامه‌ای محقق‌ساخته روی نمونه‌ای شامل ۳۸۷ نفر از کارکنان بانک‌ها آزمون شد. تحلیل داده‌ها و ارزیابی مدل نهایی با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) در نرم‌افزار LISRELصورت گرفت.
یافته‌ها: تحلیل کیفی به شناسایی ۵ مضمون اصلی و ۳۲ مضمون فرعی منجر شد که ابعاد مدل را تشکیل دادند: زیرسیستم فنی ـ ابزاری، انسانی ـ روان‌شناختی، سازمانی ـ ساختاری، عوامل محیطی ـ نظارتی و تاب‌آوری امنیت سایبری (پیامد). نتایج آزمون مدل کمی نشان داد که مدل برازش مطلوبی دارد (GFI=۰.۹۲, CFI=۰.۹۴, RMSEA=۰.۰۶۱, SRMR=۰.۰۵۷, CMIN/DF=۲.۴۱). هر چهار بُعد ماکروارگونومی تأثیر مثبت و معناداری در تاب‌آوری امنیت سایبری داشتند. در این میان، «زیرسیستم سازمانی-ساختاری» با ضریب مسیر استاندارد ۴۸/۰ بیشترین تأثیر را به خود اختصاص داد و به‌عنوان قوی‌ترین پیش‌بین شناسایی شد.
نتیجه‌گیری: مدل جامعه‌شناختی ـ فنی مبتنی‌بر ماکروارگونومی، چهارچوبی کارآمد برای تحلیل و تقویت تاب‌آوری امنیت سایبری در بانکداری دیجیتال ارائه می‌کند، به‌گونه‌ای که انتظار می‌رود افزایش تاب‌آوری سایبری، به کاهش ریسک‌های مالی نیز کمک کند. این نتیجه بر ضرورت گذار از رویکردهای صرفاً فنی به نگرشی سیستمی و تعاملی میان انسان، فناوری و ساختار سازمانی تأکید می‌کند.

شافع عباسی، رقیه لطفی اصفهانجق، فریده باباخانی،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده

اهداف: کفش‌های برفوت محصولی برای مدیریت اختلالات اسکلتی ـ عضلانی شناخته شده‌اند. استفاده طولانی از کفش نامناسب می‌تواند پیامدهای منفی در سلامت داشته باشد. باوجود رشد مصرف این کفش‌ها در ایران، درباره چالش‌های بالینی و عملی مرتبط شواهد محدود وجود دارد. بررسی تجربیات فروشندگان می‌تواند موانع عرضه و استفاده این محصول را شناسایی و برای بهبود تجویز، آموزش مصرف‌کنندگان و ارتقای کیفیت مراقبت بالینی، داده‌های کاربردی فراهم کند.
روش ‌‌‌کار: این مطالعه کیفی با محوریت ارگونومی، چالش‌ها و فرصت‌های استفاده از کفش‌های برفوت در ایران را از دیدگاه فروشندگان بررسی کرده است. داده‌ها با تعدیل پرسش‏نامه اندرسون و تأیید سه متخصص ارتز و پروتز جمع‌آوری شد و ده فروشنده آن را کامل کردند. تحلیل موضوعی داده‌ها، نیازها و چالش‌های مرتبط با کفش‌های برفوت را در بازار ایران روشن کرد.
یافته‌ها: ورزشکاران، افراد با وزن طبیعی و مبتلایان به ناهنجاری‌های پنجه پا بیشترین رضایت را از کفش‌های برفوت دارند، اما افراد با مشکلاتی مانند صافی شدید کف پا یا کمردرد، بدون کفی اختصاصی، دچار چالش می‌شوند. همچنین اسکن کف پا و طراحی کفی شخصی‌سازی‌شده در بهبود راحتی و کاهش درد پا نقش تعیین‌کننده دارد.
نتیجه‌گیری: کفش‌های برفوت در صورت طراحی و استفاده ارگونومیک، عملکرد عضلات کف پا را بهبود می‌بخشند. بااین‌حال، افراد مبتلابه کمردرد، کف پای گود، خارپاشنه، میخچه یا انواع تاول، باید بااحتیاط از آن‌ها استفاده کنند؛ زیرا مصرف نادرست  درد را تشدید می‌کند و علائم بالینی را افزایش می‌دهد.

نداسادات جعفری، نبی امیدی، محمد سرائی‌ طلب، محمدرضا کرمانی، الهام خسروی،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده

اهداف: این پژوهش با هدف طراحی و اعتبارسنجی یک مدل یک‏پارچه برای توسعۀ مهارت‌های نرم انجام شد که توانمندسازی مبتنی‏بر فناوری را با اصول ارگونومی شناختی در هم می‌آمیزد.
روش کار: این پژوهش از نوع ترکیبی با طرح اکتشافی متوالی بود. در فاز کیفی، با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند، با ۱۸ نفر از نخبگان دانشگاهی و مدیران ارشد بانک مصاحبه‌های عمیق انجام شد و داده‌ها با روش تحلیل مضمون تجزیه‏وتحلیل شدند. در فاز کمّی که از نوع توصیفی ـ پیمایشی بود، مدل مفهومی استخراج‌شده از فاز کیفی، از طریق پرسش‏نامۀ محقق‌ساخته روی نمونه‌ای متشکل از ۳۹۵ نفر از کارکنان ستادی و شعب بانک رفاه کارگران آزمون شد. تحلیل داده‌ها و ارزیابی مدل با استفاده از روش مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) در نرم‌افزار AMOS نسخۀ ۲۶ انجام گرفت.
یافته ها: تحلیل کیفی باعث شناسایی ۴ مضمون اصلی و ۲۸ مضمون فرعی شد که ابعاد مدل را تشکیل دادند: توانمندسازی مبتنی‏بر فناوری، ملاحظات ارگونومی شناختی، عوامل زمینه‌ای و سازمانی، و توسعۀ یک‏پارچۀ مهارت‌های نرم (پیامد). نتایج آزمون مدل کمّی نشان داد مدل از برازش مطلوبی برخوردار است و هر سه بُعد پیش‌بین تأثیر مثبت و معناداری بر توسعۀ مهارت‌های نرم داشتند. در این میان، «عوامل زمینه‌ای و سازمانی» با ضریب مسیر استاندارد ۰/۴۵ بیشترین تأثیر را به خود اختصاص داد و به‌عنوان قوی‌ترین پیش‌بین شناسایی شد.
نتیجه گیری: این یافته بر ضرورت یک نگرش سیستمی، که تعامل میان انسان، فناوری، و ساختار سازمانی را به رسمیت می‌شناسد، تأکید دارد و نشان می‌دهد که موفقیت در توانمندسازی کارکنان، نیازمند توجهِ هم‏زمان به ابزارهای فناورانه و اصول ارگونومی شناختی است.

مهدی بیرامی‌جم، محمدصادق سهرابی، محمد بابامیری، آرزو فرهادی،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده

چکیده                                                                                                                                    
در دنیای امروز، سامانه‌های مدیریت پژوهش در دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی به‌عنوان ابزارهای حیاتی برای تسهیل فرایندهای تحقیقاتی شناخته می‌شوند. یکی از جنبه‌های کلیدی موفقیت این سامانه‌ها، کاربردپذیری آن‌هاست که در صورت ضعف، می‌تواند به کاهش بهره‌وری، افزایش زمان صرف‏‌شده کاربران و کاهش رضایت آن‌ها منجر شود. کاربران سامانه‌های پژوهشی مورداستفاده در دانشگاه‌ها، همواره مشکلاتی ازجمله پیچیدگی منوها، نبود شفافیت در فرایندهای جست‏وجو و گزارش‏دهی و نبود آموزش را تجربه می‌کنند. در این زمینه، سیاست‌های پیشنهادی برای بهبود طراحی فرایندها، سیستم‌های بازخورد و گزارش‌دهی، آموزش‌های ساختارمند و پشتیبانی مستمر و ارزیابی مداوم تجربه کاربری به‌منظور ارتقای کارایی و رضایت کاربران ارائه ‌شده است. این پیشنهاد‌ها می‌توانند در سامانه‌های دیگر مدیریت پژوهش و آموزش در دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی نیز به کار گرفته شوند. در نتیجه، توجه به کاربردپذیری و بهبود مستمر سامانه‌ها می‌تواند به افزایش کارایی و رضایت کاربران در این محیط‌ها منجر شود.

زهرا طوسی، یداله حمیدی، مهدی بگلری، علی‌رضا سلطانیان،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1405 )
چکیده

اهداف:  یکی از مهم‌ترین عناصر و وظایف مدیریت، ایجاد محیط لازم برای بروز خلاقیت به‌منظور تحول سازمان است. ارگونومی مشارکتی به‌عنوان رویکردی نظام‌مند، که بر درگیرکردن فعال کارکنان در طراحی و بهبود سیستم‌های کاری تأکید می‌کند، می‌تواند بستری برای تقویت هم‌زمان مشارکت و خلاقیت فراهم آورد. با توجه به اهمیت نقش‌های حاکمیتی در دانشگاه‌ها و تأثیر بالقوه مطالعات مدیریتی و ارگونومیک در این حوزه‌ها، این مطالعه با هدف ارزیابی سطح خلاقیت کارکنان و رابطه آن با مشارکت آنان در دانشگاه انجام شد.
روش ‌‌‌کار: این مطالعه مقطعی در واحدهای راهبردی و نظارتی زیرمجموعه ریاست دانشگاه انجام شد. جامعه آماری شامل ۶۳ نفر بود که اطلاعات به‌صورت سرشماری با استفاده از پرسش‌نامه‌های استاندارد «مشارکت بلچر» و «خلاقیت رندسیپ» جمع‌آوری شد. داده‌ها با نرم‌افزار SPSS۲۰ تحلیل و با استفاده از ضریب هم‌بستگی پیرسون و رگرسیون و آنالیز واریانس، میانگین و تعیین رابطه‌ها با سطح معنی‌داری کمتر از ۰/۰۵ مقایسه شد.
یافته‌ها:  میانگین نمره خلاقیت کارکنان ۱۸۰/۴۱ و نرخ مشارکت ۱۱۳/۸۳ بود که هر دو بیش از ۷۵ درصد از کل امتیاز را نشان می‌داد. نتایجْ رابطه خلاقیت کارکنان و مشارکت آنان را تأیید نکرد (۰/۲۰۶=P). خلاقیت و مشارکت با ماهیت کار ارتباط معنی‌داری داشت (۰/۰۰۱=P). همچنین، در خلاقیت بین زنان و مردان تفاوت معنی‌داری مشاهده شد و میانگین نمرات خلاقیت زنان در مقایسه با مردان، بالاتر بود (۰/۰۵>P).
نتیجه‌گیری: سطح مشارکت و خلاقیت کارکنان به‌طور قابل توجهی تحت‌تأثیر ماهیت کار آنان است و ایجاد محیطی مساعد برای افزایش مشارکت و خلاقیت، به‌ویژه در نقش‌هایی که ممکن است محدودیت‌های قانونی وجود داشته باشد، ضروری است. ارگونومی مشارکتی با فراهم‌آوردن چهارچوبی ساختاریافته برای درگیرسازی کارکنان در حل مسائل و بهبود فرایندهای کاری، می‌تواند به غلبه بر برخی موانع و تقویت قابلیت خلاق کمک کند. همچنین، بهره‌گیری از حضور زنان در واحدهای نظارتی می‌تواند خلاقیت را تقویت کند.

عباس محمدی، لیلا آقائی، مرضیه صادقیان، محمد صادق لولو،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1405 )
چکیده

اهداف: کارکنان اداری شبکه‌های بهداشت هم‌زمان در معرض عوامل روانی ـ اجتماعی نامطلوب و اختلالات اسکلتی ـ عضلانی ناشی از پوسچر کاری قرار دارند که می‌تواند بهره‌وری را کاهش دهد. هدف این مطالعه بررسی رابطه عوامل روانی ـ اجتماعی و اختلالات اسکلتی ـ عضلانی با بهره‌وری کارکنان اداری شبکه بهداشت و درمان و ارزیابی اثربخشی مداخله آموزشی ـ ارگونومیک در این شاخص‌ها بود.
روش کار: این پژوهش نیمه‌تجربی با طرح پیش‌آزمون ـ پس‌آزمونروی ۱۵۰ نفر از کارکنان شبکه بهداشت و درمان شهرستان بهبهان انجام شد. داده‌ها با پرسش‏نامه عوامل روانی ـ اجتماعی کپنهاگن (COPSOQ III)، پرسش‏نامه بهره‌وری هرسی و گلداسمیت (ACHIEVE) و پرسش‏نامه نوردیک اختلالات اسکلتی ـ عضلانی (NMQ) جمع‌آوری شد. پوسچر کاری با چک‌لیست ROSA در زیرنمونه پانزده‏نفره ارزیابی شد. مداخله آموزشی ـ ارگونومیک طی سه ماه در قالب جلسات گروهی اجرا شد. تحلیل داده‌ها با ۲۶-SPSS و آزمون‌های مرتبط انجام شد (سطح معنی‌داری ۰/۰۵).
یافته‌ها: بین نمره کل عوامل روانی ـ اجتماعی و بهره‌وری کل رابطه مثبت و معنادار مشاهده شد (۶۳۳/۰=r، ۰/۰۱p<) و اختلالات اسکلتی ـ عضلانی با برخی ابعاد بهره‌وری رابطه منفی معنادار داشت (۰/۰۵P<). پس از مداخله، اغلب ابعاد عوامل روانی ـ اجتماعی و بهره‌وری به‌طور معناداری بهبود یافتند (۰/۰۰۱P<) و نمره کل بهره‌وری افزایش چشمگیر نشان داد (۲/۸۲ به ۴/۰۳؛ ۱/۵۱d=). همچنین اختلالات اسکلتی ـ عضلانی کاهش معنادار داشت (۵/۳۶ به ۴/۲۴؛ ۰/۰۰۱P<). تغییر معناداری در نمره ROSA مشاهده نشد (۰/۶۴۰P=).
نتیجه‌گیری: مداخله آموزشی ـ ارگونومیک می‌تواند با بهبود عوامل روانی ـ اجتماعی محیط کار و کاهش اختلالات اسکلتی ـ عضلانی، بهره‌وری کارکنان اداری شبکه بهداشت را ارتقا دهد. انجام مطالعات آینده با گروه کنترل توصیه می‌شود.

مریم شکری، جعفر نصیر ناتری،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1405 )
چکیده

اهداف: با گسترش فزاینده هوشمندسازی شهری، چالش‌های بهره‌وری کارکنان شهرداری به مسئله سازمانی و خدماتی حیاتی تبدیل شده است. این پژوهش برای ارتقای کارایی و عملکرد کارکنان شهرداری‌های هوشمند، با هدف طراحی مدل یکپارچه مدیریت تحول‌گرا، هوشمندسازی شهری و ارگونومی سازمانی انجام شد.
روش ‌‌‌کار: پژوهش با رویکرد ترکیبی انجام شد. در فاز کیفی، با هجده نخبه و کارشناس ارشد مصاحبه عمیق شد و داده‌ها با تحلیل مضمون شش‌مرحله‌ای براون و کلارک (۲۵۶ کد، ۴۱ مضمون فرعی، ۴ مضمون اصلی) بررسی شد. در فاز کمی، مدل مفهومی از طریق پرسش‌نامه محقق‌ساخته روی ۲۳۸ نفر از کارکنان منطقه ۸ شهرداری تهران (نرخ پاسخ‌دهی ۹۶/۳۶ درصد) آزموده شد. تحلیل داده‌ها با PLS-SEM در نرم‌افزار Smart PLS ۴  و بوت‌استرپ ۵۰۰۰ زیرنمونه‌ای صورت گرفت.
یافته‌ها: تحلیل کیفی به شناسایی چهار مضمون اصلی منجر شد: مدیریت تحول‌گرا، هوشمندسازی شهری، ارگونومی سازمانی و کارایی کارکنان. نتایج مدل کمی برازش مطلوب را نشان داد: NFI=0/95، SRMR=0/051، Q2=0/56، R2=0/78. هر سه بعد، تأثیر مثبت و معناداری در کارایی داشتند؛ مدیریت تحول‌گرا با ضریب مسیر f2=0/42، t=8/47، B=0/46 بیشترین تأثیر را به‌عنوان قوی‌ترین پیش‌بین داشت.
نتیجه‌گیری: مدل یکپارچه مدیریت تحول‌گرا، هوشمندسازی و ارگونومی، چهارچوبی کارآمد برای تحلیل و ارتقای کارایی کارکنان شهرداری‌های هوشمند ارائه می‌کند، به‌گونه‌ای که انتظار می‌رود افزایش کارایی خدماتی، رضایت شهروندی را بهبود بخشد. این نتیجه بر ضرورت گذار از رویکردهای صرفاً فناورانه به نگرشی سیستمی و انسان‌محور میان رهبری، فناوری و طراحی شغل تأکید دارد.

ایوب قنبری سرتنگ، نگار صفرپور خطبه‌سرا، زهرا رحیمی، محبوبه عابدی، حجت‌اله حسینیان، محسن پورصادقیان،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1405 )
چکیده

اهداف: مدیریت نادرست پسماند به‏ عنوان یکی از عوامل اصلی تخریب محیط ‏زیست، نیازمند رویکردهای نوینی مانند پسماند صفر، ارگونومی سبز و ارگونومی بوم‌شناسی است. این مطالعه با تکیه بر چهارچوب استاندارد DIN ۹۱۴۳۶ (Deutsches Institut für Normung ۹۱۴۳۶)، نقش رویکردهای نوین را در تحقق سیستم‌های مدیریت پسماند پایدار و کاهش آثار منفی محیط‌زیستی بررسی می‌کند.
روش ‌‌‌کار: این مطالعه مروری روایتی از طریق جست‏جوی نظام‌مند در پایگاه های اطلاعاتی بین‌المللی (PubMed، Google Scholar، Scopus، ScienceDirect و Web of Science) و پایگاه‏‌های اطلاعاتی فارسی (SID، Magiran IranMedex وIranDoc)، برای مقالات منتشرشده از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۲۵ انجام شد. استراتژی جست‏جو شامل ترکیبی از کلمات کلیدی بود و مقالات براساس معیارهای ورود و خروج انتخاب شدند. سپس داده‌های استخراج ‏شده از طریق تحلیل موضوعی طبقه‏‌بندی و شفاف‏سازی شدند.
یافته‌ها: براساس مطالعات انجام ‏شده، ارگونومی سبز از طریق طراحی پایدار محصولات و فرایندها برکاهش پسماند در مبدأ و افزایش بازیافت مؤثر است و با مرحله پیشگیری در چهارچوب استاندارد DIN ۹۱۴۳۶ همسو است. همچنین، ارگونومی بوم‌شناسی با تحلیل تعاملات انسان و محیط‏زیست، بستری سیستمی برای تحقق پسماند صفر با تأکید بر ابعاد فنی، اجتماعی و زیست‌محیطی فراهم می‌کند، به‏ طوری که با تلفیق این دو رویکرد در قالب استاندارد مذکور، مسیری مؤثر به‏ سوی اقتصاد چرخه‌ای و مدیریت پایدار پسماند ترسیم می‌‏شود.
نتیجه‌گیری: تحقق پسماند صفر مستلزم یکپارچه‌سازی سه رکن اصلی ارگونومی سبز، ارگونومی بوم‌شناسی و چهارچوب اجرایی استاندارد DIN ۹۱۴۳۶ است. این ادغام نه ‏تنها کاهش پسماند و حفظ منابع را به‌همراه دارد، بلکه سلامت انسان و پایداری محیطی را نیز ارتقا می‌دهد. برای نهادینه‏ کردن این رویکرد، گسترش پژوهش‌های بین‌رشته‌ای، گنجاندن اصول آن در سیاست‌گذاری‌ها و سرمایه‌گذاری بر آموزش و فرهنگ‌سازی میان تمام ذی‏نفعان ضروری است.

فاطمه حاجی‌علیخانی، فاطمه شهبازی، ندا مهدوی،
دوره 14، شماره 2 - ( 4-1405 )
چکیده

اهداف: هنرمندان صنایع دستی استان اصفهان به‌دلیل ماهیت شغل خود، که همراه با حرکات تکراری و پوسچرهای نامناسب است، در معرض ابتلا به اختلالات اسکلتی‌عضلانی اندام‌های فوقانی قرار دارند. این مطالعه با هدف بررسی تأثیرگذاری ابزار دستی در ناراحتی اسکلتی‌عضلانی اندام فوقانی این هنرمندان انجام شد.
روش ‌‌‌کار: در این مطالعه مقطعی، ۱۹۱ هنرمند (۷۰ زن و ۱۲۱ مرد) شاغل در رشته‌های میناکاری، فیروزه‌کوبی، نگارگری و قلم‌زنی به روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از پرسش‌نامه‌های دموگرافیک، ناتوانی اندام فوقانی (Quick-Disability of Am, Shoulder and Hand: Quick-DASH) و راحتی ابزار (Comfort QH) جمع‌آوری شد. تحلیل‌های آماری با استفاده از نرم‌افزار Stata نسخه 17 صورت گرفت و سطح معناداری در تمامی آزمون‌های مورد بررسی کمتر از 0.05 در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: میانگین و انحراف معیار نمره Quick-DASH به‌ترتیب 28.89 و 4.91 برآورد شد. بالاترین نمره Quick-DASH مربوط به نگارگران با میانگین 30.89 و انحراف معیار 2.91 بود. سابقه کاری عاملی تأثیرگذار در نمره Quick-DASH (سطح معناداری= 0.003) بود. میانگین نمره پرسش‌نامه CQH هنرمندان 1.09 با انحراف معیار 0.26 بود. فیروزه‌کوبان و نگارگران با میانگین 1.04 و انحراف معیار 0.23 بیشترین ناراحتی از ابزار را کردند. هم‌بستگی معنادار بین ناتوانی اندام فوقانی و راحتی ابزار مشاهده نشد.
نتیجه‌گیری: هنرمندان صنایع‌دستی اصفهان با وظایف تکراری و ظریف، در معرض ریسک قابل توجه اختلالات اسکلتی‌عضلانی هستند. باوجود نبود هم‌بستگی معنادار بین ناتوانی اسکلتی‌عضلانی و راحت‌نبودن ابزار دستی، تحلیل‌های تک‌متغیره و چندمتغیره در تأثیر چشمگیر راحتی ابزار دستی در ناراحتی اسکلتی‌عضلانی اندام فوقانی صحه گذاشت.


سیده سحر میرنبی‌زاده، سیروس علی‌نیا، ابوالفضل قهرمانی،
دوره 14، شماره 2 - ( 4-1405 )
چکیده

اهداف: طراحی نامناسب محیط کار و بی‌توجهی به ارگونومی و ایمنی، بهره‌وری را کاهش و هزینه‌های سازمانی را افزایش می‌دهد. مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط جو ایمنی و جو ارگونومی با عملکرد فردی و شاخص سال‌های زندگی تعدیل‌شده براساس بهره‌وری PALY یا Productivity-Adjusted Life Years انجام شد.
روش ‌‌‌کار: این مطالعه مقطعی‌تحلیلی در سال ۱۴۰۴ با مشارکت ۴۲۰ نفر از کارکنان شش شرکت غذایی در ارومیه انجام شد. داده‌ها با استفاده از پرسش‌نامه‌های جو ایمنی، جو ارگونومی، عملکرد فردی و فرم ارزیابی بهره‌وری برای محاسبه شاخص تقریبی PALY جمع‌آوری شد. تحلیل داده‌ها با آزمون‌‌های من‌ویتنی، کروسکال‌والیس، هم‌بستگی اسپیرمن و رگرسیون خطی انجام شد.
یافته‌ها: هم‌بستگی مثبت و قوی بین جو ایمنی و جو ارگونومی مشاهده شد (0.01p≤، 0.84ρ=). جو ایمنی با عملکرد فردی هم‌بستگی مثبت، اما ضعیفی داشت (0.01p=، 0.12ρ=). در تحلیل رگرسیون خطی چندگانه، جو ارگونومی (0.001< p ،0.28=β) و شرکت محل اشتغال (0.001 < p ،0.31 - =β) پیش‌بین معنی‌دار عملکرد فردی بودند، درحالی‌که سابقه کار (0.001 < p ، 0.87=β) و شرکت محل خدمت (0.001 < p ،0.08 -=β) پیش‌بین معنی‌دار شاخص تقریبیPALY بودند.
نتیجه‌گیری: هم‌بستگی بالای جو ایمنی و ارگونومی، آن‌ها را مؤلفه‌هایی هم‌افزا نشان می‌دهد. جو ارگونومی (نه جو ایمنی) پیش‌بین مستقل عملکرد فردی است، درحالی‌که سابقه کار قوی‌ترین پیش‌بین شاخص تقریبی PALY است. نبود رابطه بین ارزیابی عملکرد و شاخص تقریبی PALY، شکاف ادراکی عمیق را بین خودارزیابی کارکنان و مدیران آشکار می‌کند.

فرزین طهماسبی‌پور، نبی امیدی،
دوره 14، شماره 2 - ( 4-1405 )
چکیده

اهداف: چابکی دیجیتال به‌عنوان یکی از مهم‌ترین قابلیت‌های سازمان‌های امروزی، نیازمند تعامل اثربخش میان انسان و فناوری‌های نوین است. باوجود سرمایه‌گذاری گسترده سازمان‌ها در فناوری‌های اطلاعاتی پیشرفته، توجه ناکافی به ابعاد شناختی و عوامل انسانی می‌تواند اثربخشی برنامه‌های تحول دیجیتال را محدود کند. پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل ساختاری تعامل شناختی انسان و فناوری‌های اطلاعاتی نوین در ارتقای چابکی دیجیتال سازمان با رویکرد مهندسی عوامل انسانی انجام شد.
روش ‌‌‌کار: این پژوهش با رویکرد آمیخته و براساس طرح اکتشافی متوالی انجام شد. در بخش کیفی، با شانزده نفر از خبرگان حوزه‌های مهندسی عوامل انسانی، علوم شناختی، فناوری اطلاعات و تحول دیجیتال به روش هدفمند مصاحبه شد و داده‌ها با روش تحلیل مضمون تحلیل شد. در بخش کمی، مدل حاصل از مرحله کیفی با استفاده از پرسش‌نامه محقق‌ساخته در میان 378 نفر از کارکنان و مدیران شرکت دیجی‌کالا آزموده شد. تحلیل داده‌ها از طریق مدل‌سازی معادلات ساختاری و نرم‌افزار LISREL انجام شد.
یافته‌ها: نتایج بخش کیفی به شناسایی 5 مضمون اصلی و 26 مضمون فرعی منجر شد. نتایج بخش کمی نشان داد که مدل برازش مطلوبی دارد (2.36χ²/df=، 0.92GFI=، 0.95CFI=، 0.060RMSEA=، 0.055SRMR=). همچنین، تمامی ابعاد مدل تأثیر مثبت و معناداری در چابکی دیجیتال سازمان داشتند. در این میان، زیرساخت‌ها و بسترهای سازمانی با ضریب مسیر 0.46 بیشترین تأثیر را نشان دادند.
نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان داد که چابکی دیجیتال حاصل هم‌افزایی میان قابلیت‌های شناختی کاربران، فناوری‌های اطلاعاتی نوین، عوامل انسانی و زیرساخت‌های سازمانی است. مدل پیشنهادی می‌تواند چهارچوبی کاربردی برای توسعه چابکی دیجیتال و موفقیت برنامه‌های تحول دیجیتال در سازمان‌ها فراهم کند.

مریم افشاری، وجیهه رمضانی درح، الهام نجفی، رقیه حسن‌زاده،
دوره 14، شماره 3 - ( 7-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: اختلالات اسکلتی‌ـ‌عضلانی از مشکلات شایع شغلی معلمان‌اند و مداخلات ارگونومیک در پیشگیری و کاهش آن‌ها مؤثرند. این مطالعه با هدف تعیین تمایل به پرداخت معلمان برای مداخلات ارگونومیک و عوامل مرتبط انجام شد.
روش کار: در این مطالعه مقطعی،  ۳۶۱معلم اسلام‌آباد غرب با نمونه‌گیری طبقه‌ای و تخصیص متناسب بررسی شدند. اطلاعات دموگرافیک، اقتصادی، شغلی، روانی‌ـ‌اجتماعی و اسکلتی‌ـ‌عضلانی با پرسشنامه ساختاریافته جمع‌آوری شد. تمایل به پرداخت با ارزش‌گذاری مشروط سنجیده و عوامل مرتبط با رگرسیون لجستیک چندمتغیره تحلیل شدند.
یافته‌ها:  ۱۸۶نفر، ۵۱/۵ درصد، تمایل به پرداخت داشتند. میانگین و میانه تمایل به پرداخت ۱۹۳٬۴۹۰ و ۵۰٬۰۰۰ تومان بود. استراحت کافی، اختلال خواب، خشونت محیط کار، حمایت اجتماعی، حمایت مسئول بالادستی و محدودیت فعالیت با تمایل به پرداخت ارتباط معنی‌دار داشتند. در مدل چندمتغیره، حمایت مسئول بالادستی با نسبت شانس تعدیل‌شده ۲/۳۲، فاصله اطمینان ۹۵ درصد از ۱/۴۱ تا ۳/۸۲ و سطح معناداری کمتر از ۰/۰۰۱؛ وضعیت پیچشی بدن با نسبت شانس ۱/۸۱ و سطح معناداری ۰/۰۲۱؛ و استخدام پیمانی با نسبت شانس ۲/۱۷ و سطح معناداری ۰/۰۳۹، احتمال تمایل به پرداخت را افزایش دادند. خشونت محیط کار با نسبت شانس ۰/۵۷، تدریس در متوسطه اول با نسبت شانس ۰/۴۷ و متوسطه دوم یا هنرستان با نسبت شانس ۰/۴۶، این احتمال را کاهش دادند. درد و محدودیت فعالیت در مدل معنی‌دار نبودند.
نتیجه‌گیری: تمایل به پرداخت معلمان با عوامل سازمانی و شرایط محیط کار مرتبط بود. تقویت حمایت مسئول بالادستی، کاهش خشونت و توجه به تفاوت‌های مقاطع آموزشی می‌تواند مشارکت معلمان در برنامه‌های ارگونومیک را افزایش دهد

رسول همت‌جو، هاجر عبادی گرجان،
دوره 14، شماره 3 - ( 7-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: پیشرفت تکنولوژی موجب افزایش کاربرد و مدت مواجهه با نمایشگرهای تصویری در مشاغل شده و مطالعات نشان داده‌اند، روشنایی با تأثیر بر هوشیاری، توجه انسان را متأثر می‌نماید. این مطالعه باهدف بررسی ارتباط شدت روشنایی داخلی و درخشندگی با توجه پایدار در بین کارکنان اداری مراکز درمانی اردبیل انجام گردید.
روش کار: این مطالعه توصیفی در 98 نفر، شاغلین اداری مراکز درمانی اجرا شد. کمیت‌های شدت روشنایی و درخشندگی (سطح چشم کاربر و سطح کار) در ایستگاه‌های‌کاری با دستگاه Hagner Universal S4  اندازه‌گیری و توجه پایدار با آزمون عملکرد پیوسته CPT در شرایط روشنایی محیط کار ارزیابی شد. تحلیل داده‌ها با نرم‌افزار 27spss و آزمون‌های آماری ناپارامتریک و آزمون تعقیبیDunn   انجام شد.
یافته‌ها: نتایج رابطه مثبت اما غیرمعنادار بین توجه پایدار با شدت روشنایی سطح کار (123/0=p)، درخشندگی سطح چشم کاربر-منابع روشنایی (335/0=p) و نمایشگر (7/0=p)- نشان داد. در مقابل، بین شدت روشنایی سطح چشم کاربر و توجه پایدار رابطه مثبت و معناداری به دست آمد (029/0=p) که مطابق آزمون تعقیبی، معناداری در سطوح روشنایی کمتر از lx100 و 300 تا lx500 مشاهده شد. همچنین افزایش کمیت‌های روشنایی با زمان واکنش کوتاه‌تر در آزمون توجه پایدار همراه بود؛ ارتباط از نظر آماری معنادار نبود (05/0<p).
نتیجه‌گیری: طبق نتایج این پژوهش، شدت روشنایی در سطح چشم کاربر با توجه پایدار رابطه مثبت و معناداری دارد؛ بنابراین به‌کارگیری مداخلات روشنایی در طراحی و چیدمان منابع تأمین‌کننده روشنایی و استفاده از نمایشگرهای تصویری با روشنایی مناسب می‌تواند به‌عنوان راهکاری برای تقویت سطح توجه پایدار کارکنان اداری در نظر گرفته شود.

شیوا ادیب، آزاده طاهرنژاد، فاطمه شهربابکی، سمیه طاهرنژاد،
دوره 14، شماره 3 - ( 7-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: دستکش‌های آتش‌نشانی از تجهیزات ضروری حفاظت فردی‌اند، اما اثربخشی آن‌ها علاوه بر حفاظت، به ویژگی‌های ارگونومیک مانند تناسب با دست، مهارت حرکتی، حس لامسه، راحتی و سهولت استفاده وابسته است. این مطالعه با هدف شناسایی مؤلفه‌های ارگونومیک دستکش آتش‌نشانی از دیدگاه کاربران انجام شد.
روش کار: این مطالعه کیفی با تحلیل محتوای قراردادی و رویکرد استقرایی از فوریه تا می ۲۰۲۶ انجام شد. ۲۰ آتش‌نشان شاغل، شامل ۵ نفر دارای تجربه تخصصی در ایمنی و تجهیزات حفاظت فردی، به‌صورت هدفمند و تا اشباع داده‌ها انتخاب شدند. داده‌ها از طریق 20 مصاحبه‌ی نیمه‌ساختاریافته و 2 بحث گروهی متمرکز گردآوری و تحلیل شدند. معیارهای گوبا و لینکلن برای اعتبار یافته‌ها به‌کار رفت.
یافته‌ها: از ۸۳۹ کد اولیه، ۳۹۴ کد نهایی استخراج و در ۵ طبقه اصلی و ۱۰ زیرطبقه سازمان‌دهی شد: تنش‌های بیومکانیکی و اسکلتی‌عضلانی، عوامل آنتروپومتریک و تناسب ابعادی، عوامل فیزیولوژیک، عملکرد مهارتی و ادراکی، و سهولت استفاده و سازگاری. مؤلفه‌های مهم شامل افزایش نیروی چنگش و فشار موضعی، عدم تناسب ابعادی، محدودیت حرکات مفاصل، گرما و تعریق، تحریک پوستی، کاهش حس لامسه و چابکی، دشواری پوشیدن و درآوردن و ناسازگاری با سایر تجهیزات بود.
نتیجه‌گیری: ارگونومی دستکش آتش‌نشانی مفهومی چندبعدی با ابعاد بیومکانیکی، آنتروپومتریک، فیزیولوژیک، مهارتی و کاربردی است. یافته‌ها می‌توانند مبنای توسعه و اعتبارسنجی شاخص‌های عینی ارگونومیک و بررسی ورود آن‌ها به استانداردهای آینده باشند. مطالعات آتی باید این مؤلفه‌ها را با اندازه‌گیری‌های عینی و در آتش‌نشانان زن نیز اعتبارسنجی کنند.
 

حامد سلمان‌زاده، آرش میرحاجی مغانجوقی،
دوره 14، شماره 3 - ( 7-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: اختلالات اسکلتی‌ـ‌عضلانی کمر از مشکلات مهم صنعت ساختمان بوده و عمدتاً ناشی از بارهای بیومکانیکی هستند که به کمر وارد می‌شوند. مطالعات پیشین در تخصیص فعالیت، بیشتر بر کاهش حداکثر ریسک فیزیکی و در برخی موارد روانی تمرکز داشته و شاخص‌های ارگونومیکی را عمدتاً با روش‌های کیفی یا نیمه‌کمی سنجیده‌اند. با این حال، عدالت در توزیع ریسک و زمان کار کمتر مورد توجه قرار گرفته است. از این‌ رو، این پژوهش با هدف ارائه مدلی برای توزیع عادلانه آن و زمان کار انجام شده است. ارائه چنین مدلی از دید ماکروارگونومی باعث افزایش انگیزه پرسنل شده و از تنش‌های ناشی از احساس نابرابری در محیط کار جلوگیری می‌کند.
روش ­کار: این مطالعه با طراحی مقطعی و رویکرد مدل‌سازی ریاضی انجام شد. داده‌های وضعیت بدنی و نیروی اعمالی ۴ کارگر ساختمانی در ۹ وظیفه گردآوری و با استفاده از نرم‌افزار 3DSSPP  نیروهای فشاری وارد بر ناحیه لومبار تعیین شد. سپس با مدل ماینز دورتموندر دوزیس (MDD)، ریسک کمی ناشی از شدت نیرو و مدت مواجهه محاسبه و مدلی ریاضی برای تخصیص عادلانه فعالیت‌ها توسعه یافت.
یافته‌ها: اجرای مدل برنامه‌ریزی درجه‌دوم آمیخته با اعداد صحیح نشان داد که با تخصیص قابل‌تقسیم وظایف، ریسک تجمعی کمر و زمان مواجهه استاتیکی هر کارگر به‌ترتیب ۵۱38 نیوتون ساعت(کمتر از کران مجاز ۵۵۰۰) و ۱٫۵۷۵ ساعت است. نزدیک بودن تابع هدف به صفر نیز نشان‌دهنده برابری در توزیع ریسک و زمان کار می‌باشد.
نتیجه‌گیری: مدل پیشنهادی ضمن حفظ محدودیت‌های عملیاتی، عدالت ارگونومیک را بهبود داده و می‌تواند به‌عنوان ابزار تصمیم‌گیری و با هدف حفاظت از ناحیه لومبار کمر به‌کار گرفته شود


صفحه 5 از 6     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله ارگونومی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق | 

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Iranian Journal of Ergonomics

Designed & Developed by : Yektaweb |