366 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي
مریم افشاری، وجیهه رمضانی درح، الهام نجفی، رقیه حسنزاده،
دوره 14، شماره 3 - ( 7-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلالات اسکلتیـعضلانی از مشکلات شایع شغلی معلماناند و مداخلات ارگونومیک در پیشگیری و کاهش آنها مؤثرند. این مطالعه با هدف تعیین تمایل به پرداخت معلمان برای مداخلات ارگونومیک و عوامل مرتبط انجام شد.
روش کار: در این مطالعه مقطعی، ۳۶۱معلم اسلامآباد غرب با نمونهگیری طبقهای و تخصیص متناسب بررسی شدند. اطلاعات دموگرافیک، اقتصادی، شغلی، روانیـاجتماعی و اسکلتیـعضلانی با پرسشنامه ساختاریافته جمعآوری شد. تمایل به پرداخت با ارزشگذاری مشروط سنجیده و عوامل مرتبط با رگرسیون لجستیک چندمتغیره تحلیل شدند.
یافتهها: ۱۸۶نفر، ۵۱/۵ درصد، تمایل به پرداخت داشتند. میانگین و میانه تمایل به پرداخت ۱۹۳٬۴۹۰ و ۵۰٬۰۰۰ تومان بود. استراحت کافی، اختلال خواب، خشونت محیط کار، حمایت اجتماعی، حمایت مسئول بالادستی و محدودیت فعالیت با تمایل به پرداخت ارتباط معنیدار داشتند. در مدل چندمتغیره، حمایت مسئول بالادستی با نسبت شانس تعدیلشده ۲/۳۲، فاصله اطمینان ۹۵ درصد از ۱/۴۱ تا ۳/۸۲ و سطح معناداری کمتر از ۰/۰۰۱؛ وضعیت پیچشی بدن با نسبت شانس ۱/۸۱ و سطح معناداری ۰/۰۲۱؛ و استخدام پیمانی با نسبت شانس ۲/۱۷ و سطح معناداری ۰/۰۳۹، احتمال تمایل به پرداخت را افزایش دادند. خشونت محیط کار با نسبت شانس ۰/۵۷، تدریس در متوسطه اول با نسبت شانس ۰/۴۷ و متوسطه دوم یا هنرستان با نسبت شانس ۰/۴۶، این احتمال را کاهش دادند. درد و محدودیت فعالیت در مدل معنیدار نبودند.
نتیجهگیری: تمایل به پرداخت معلمان با عوامل سازمانی و شرایط محیط کار مرتبط بود. تقویت حمایت مسئول بالادستی، کاهش خشونت و توجه به تفاوتهای مقاطع آموزشی میتواند مشارکت معلمان در برنامههای ارگونومیک را افزایش دهد
رسول همتجو، هاجر عبادی گرجان،
دوره 14، شماره 3 - ( 7-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: پیشرفت تکنولوژی موجب افزایش کاربرد و مدت مواجهه با نمایشگرهای تصویری در مشاغل شده و مطالعات نشان دادهاند، روشنایی با تأثیر بر هوشیاری، توجه انسان را متأثر مینماید. این مطالعه باهدف بررسی ارتباط شدت روشنایی داخلی و درخشندگی با توجه پایدار در بین کارکنان اداری مراکز درمانی اردبیل انجام گردید.
روش کار: این مطالعه توصیفی در 98 نفر، شاغلین اداری مراکز درمانی اجرا شد. کمیتهای شدت روشنایی و درخشندگی (سطح چشم کاربر و سطح کار) در ایستگاههایکاری با دستگاه Hagner Universal S4 اندازهگیری و توجه پایدار با آزمون عملکرد پیوسته CPT در شرایط روشنایی محیط کار ارزیابی شد. تحلیل دادهها با نرمافزار 27spss و آزمونهای آماری ناپارامتریک و آزمون تعقیبیDunn انجام شد.
یافتهها: نتایج رابطه مثبت اما غیرمعنادار بین توجه پایدار با شدت روشنایی سطح کار (123/0=p)، درخشندگی سطح چشم کاربر-منابع روشنایی (335/0=p) و نمایشگر (7/0=p)- نشان داد. در مقابل، بین شدت روشنایی سطح چشم کاربر و توجه پایدار رابطه مثبت و معناداری به دست آمد (029/0=p) که مطابق آزمون تعقیبی، معناداری در سطوح روشنایی کمتر از lx100 و 300 تا lx500 مشاهده شد. همچنین افزایش کمیتهای روشنایی با زمان واکنش کوتاهتر در آزمون توجه پایدار همراه بود؛ ارتباط از نظر آماری معنادار نبود (05/0<p).
نتیجهگیری: طبق نتایج این پژوهش، شدت روشنایی در سطح چشم کاربر با توجه پایدار رابطه مثبت و معناداری دارد؛ بنابراین بهکارگیری مداخلات روشنایی در طراحی و چیدمان منابع تأمینکننده روشنایی و استفاده از نمایشگرهای تصویری با روشنایی مناسب میتواند بهعنوان راهکاری برای تقویت سطح توجه پایدار کارکنان اداری در نظر گرفته شود.
حامد سلمانزاده، آرش میرحاجی مغانجوقی،
دوره 14، شماره 3 - ( 7-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلالات اسکلتیـعضلانی کمر از مشکلات مهم صنعت ساختمان بوده و عمدتاً ناشی از بارهای بیومکانیکی هستند که به کمر وارد میشوند. مطالعات پیشین در تخصیص فعالیت و چرخش شغلی، بیشتر بر کاهش حداکثر ریسک فیزیکی و در برخی موارد روانی تمرکز داشته و شاخصهای ارگونومیکی را عمدتاً با روشهای کیفی یا نیمهکمی سنجیدهاند. با این حال، عدالت در توزیع ریسک و زمان کار میان کارکنان کمتر مورد توجه قرار گرفته است. ازاینرو، این پژوهش با هدف ارائه مدلی برای کاهش ریسک و توزیع عادلانه آن و زمان کار انجام شده است. ارائه چنین مدلی از دید ماکروارگونومی باعث افزایش انگیزه پرسنل شده و از تنشهای ناشی از احساس نابرابری در محیط کار جلوگیری میکند.
روش کار: دادههای پوسچر و نیروی اعمالی ۴ کارگر ساختمانی در ۹ وظیفه گردآوری و با استفاده از نرمافزار 3DSSPP نیروهای وارد بر ناحیه لومبار تعیین شد. سپس با مدل ماینز دورتموندر دوزیس (MDD)، ریسک کمی ناشی از شدت نیرو و مدت مواجهه محاسبه و مدلی ریاضی برای تخصیص عادلانه فعالیتها توسعه یافت.
یافتهها: اجرای مدل برنامهریزی درجهدوم آمیخته با اعداد صحیح نشان داد که با تخصیص قابلتقسیم وظایف، ریسک تجمعی کمر و زمان کار هر کارگر بهترتیب ۵۱۷۶ واحد(کمتر از کران مجاز ۵۵۰۰) و ۱٫۵۷۵ ساعت است. نزدیک بودن تابع هدف به صفر نیز نشاندهنده برابری در توزیع ریسک و زمان کار میباشد.
نتیجهگیری: مدل پیشنهادی ضمن حفظ محدودیتهای عملیاتی، عدالت ارگونومیک را بهبود داده و میتواند بهعنوان ابزار تصمیمگیری برای مدیران پروژه، با هدف حفاظت از سلامت ستون فقرات و حفظ کارایی عملیاتی، بهکار گرفته شود.
هلیا صارمینیا، مهدی زندیه،
دوره 14، شماره 3 - ( 7-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: شهرنشینی سریع در ایران موجب افزایش فاصله ساکنان از طبیعت و کاهش سلامت روان شده است. فرضیه بیوفیلیا نشان میدهد که مواجهه با عناصر طبیعی میتواند به بازسازی روانشناختی کمک کند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مؤلفههای بیوفیلیک بر شادی ساکنان مجتمعهای مسکونی و شناسایی مؤثرترین عناصر طبیعی انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر توصیفی-پیمایشی با رویکرد کمی بر روی ۱۲۰ نفر از ساکنان مجتمع مسکونی بینالود مشهد به روش نمونهگیری تصادفی خوشهای انجام شد. دادهها با پرسشنامه محققساخته (۳۳ گویه) با پایایی ۰.۸۸ و روایی ۰.۸۷ جمعآوری و از طریق همبستگی پیرسون، رگرسیون و تحلیل مسیر تحلیل شدند. تحلیل عاملی اکتشافی (KMO = 0.85) روایی سازه را تأیید کرد.
یافتهها: نور طبیعی مؤثرترین مؤلفه (۴۰٪) شناسایی شد. فضای بیرونی نسبت به محوطه درونی، رضایت (7/%46 در مقابل 3/23%) و شادی (8/50 % در مقابل ۲۰٪) بیشتری ایجاد کرد. مؤلفههای بیوفیلیک ۵۶٪ از واریانس رضایت را تبیین کردند (R² = 0/56) و گیاهان (β = 0/42)، نور طبیعی (β = 0/35) و مناظر طبیعی (β = 0/28) پیشبینیکنندههای معنادار بودند. همبستگی قوی بین فضای سبز و شادی وجود داشت (r = 0/58) و کاهش استرس ۵۲٪ از تأثیر بیوفیلیک بر شادی را میانجیگری کرد.
نتیجهگیری: مؤلفههای بیوفیلیک بهویژه نور طبیعی، گیاهان و مناظر طبیعی، از طریق کاهش استرس، شادی و نشاط ساکنان را افزایش میدهند. بازنگری در طراحی مسکن ایران با تأکید بر نورگیری بهینه و توسعه فضاهای سبز عمومی ضروری است. این یافتهها لزوم تلفیق اصول طراحی بیوفیلیک در برنامهریزی مجتمعهای مسکونی معاصر ایران را مورد تأکید قرار میدهد.
رضا نقدبیشی، مهرناز وفائیپور،
دوره 14، شماره 3 - ( 7-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: این پژوهش به بررسی ارتباط عناصر معماری داخلی با بهرهوری کارکنان در دفاتر طراحی معماری پرداخته است. با توجه به اینکه دفاتر کاری در حال تطبیق محیطهای فیزیکی خود برای حمایت از خلاقیت و عملکرد کارکنان هستند، درک نیازهای واقعی کاربران به عاملی ضروری تبدیل شده است. این تحقیق بر این فرض استوار است که کیفیت محیط داخلی میتواند بر ابعاد مختلف بهرهوری تأثیرگذار باشد.
روش کار: این مطالعه با بهرهگیری از رویکرد روش ترکیبی (کیفی–کمی) و در چارچوب پارادایم عملگرایی انجام شده است. در مرحله کیفی، متغیرهای پژوهش از طریق تحلیل محتوای دادهها با استفاده از نرمافزار مکس کیو دی ای شناسایی شدند و بر اساس آن، پرسشنامهای توسط پژوهشگر طراحی گردید. در مرحله کمی، دادهها از 97 نفر از کارکنان دفاتر معماری جمعآوری شد.
یافتهها: نتایج آزمون همبستگی اسپیرمن نشان داد که رابطهای مثبت اما ضعیف میان معماری داخلی و بهرهوری وجود دارد (r = 0.208، p < 0.05). در میان متغیرهای بررسیشده، مصالح بیشترین ارتباط را با بُعد فیزیکی محیط کار نشان دادند (r = 0.275)، در حالی که تهویه بیشترین همبستگی را با انگیزش کارکنان داشت (248/0=r). در مجموع، همبستگی مؤلفههای محیطی با ابعاد بهرهوری ضعیف بود؛ این امر نشان میدهد عوامل فردی و سازمانی نیز احتمالاً در تبیین بهرهوری کارکنان نقش دارند.
نتیجهگیری: در مجموع، بهرهوری در محیطهای کاری معماری حاصل تعامل میان کیفیت محیط داخلی، ویژگیهای فردی کارکنان و ساختارهای سازمانی است. توجه متعادل به این ابعاد میتواند موجب بهبود تجربه کاری و حمایت از عملکرد پایدار کارکنان شود.
حمیده عباسی، امیر میگونی،
دوره 14، شماره 3 - ( 7-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر رهبری تحولگرا بر بهزیستی روانشناختی با نقش میانجی رضایت و اشتیاق شغلی کارکنان بوده است.
روش کار: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی-پیمایشی بوده است. جامعه آماری شامل کارکنان سازمان مرکزی دانشگاه فنی و حرفهای تهران به تعداد 200 نفر بوده است که بر اساس فرمول کوکران از این تعداد، 131 نفر به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. گردآوری دادهها با استفاده از پرسشنامه ابوالناصر و همکاران (2023) انجام شده است. روایی ابزار از طریق روایی صوری و محتوایی و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ تأیید گردیده است. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری در نرمافزار Smart PLS اجرا شده است.
یافتهها : یافتهها نشان داد رهبری تحولگرا تأثیر مثبت و معناداری بر رضایت شغلی، اشتیاق شغلی کارکنان و بهزیستی روانشناختی دارد. همچنین رضایت شغلی و اشتیاق شغلی اثر مثبت و معناداری بر بهزیستی روانشناختی دارند. نتایج همچنین نشان داد رضایت شغلی و اشتیاق شغلی نقش میانجی معناداری در رابطه بین رهبری تحولگرا و بهزیستی روانشناختی ایفا میکنند.
نتیجهگیری: در مجموع، نتایج پژوهش نشان میدهد که سازمانهای آموزشی میتوانند با بهکارگیری سبک رهبری تحولگرا، ضمن ارتقای رضایت شغلی و اشتیاق شغلی کارکنان در نهایت بهزیستی روانشناختی کارکنان خود را بهبود داده و بهرهوری پایدار ایجاد کنند.