پیام خود را بنویسید

جستجو در مقالات منتشر شده


366 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي

زهرا طوسی، یداله حمیدی، مهدی بگلری، علی‌رضا سلطانیان،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1405 )
چکیده

اهداف:  یکی از مهم‌ترین عناصر و وظایف مدیریت، ایجاد محیط لازم برای بروز خلاقیت به‌منظور تحول سازمان است. ارگونومی مشارکتی به‌عنوان رویکردی نظام‌مند، که بر درگیرکردن فعال کارکنان در طراحی و بهبود سیستم‌های کاری تأکید می‌کند، می‌تواند بستری برای تقویت هم‌زمان مشارکت و خلاقیت فراهم آورد. با توجه به اهمیت نقش‌های حاکمیتی در دانشگاه‌ها و تأثیر بالقوه مطالعات مدیریتی و ارگونومیک در این حوزه‌ها، این مطالعه با هدف ارزیابی سطح خلاقیت کارکنان و رابطه آن با مشارکت آنان در دانشگاه انجام شد.
روش ‌‌‌کار: این مطالعه مقطعی در واحدهای راهبردی و نظارتی زیرمجموعه ریاست دانشگاه انجام شد. جامعه آماری شامل ۶۳ نفر بود که اطلاعات به‌صورت سرشماری با استفاده از پرسش‌نامه‌های استاندارد «مشارکت بلچر» و «خلاقیت رندسیپ» جمع‌آوری شد. داده‌ها با نرم‌افزار SPSS۲۰ تحلیل و با استفاده از ضریب هم‌بستگی پیرسون و رگرسیون و آنالیز واریانس، میانگین و تعیین رابطه‌ها با سطح معنی‌داری کمتر از ۰/۰۵ مقایسه شد.
یافته‌ها:  میانگین نمره خلاقیت کارکنان ۱۸۰/۴۱ و نرخ مشارکت ۱۱۳/۸۳ بود که هر دو بیش از ۷۵ درصد از کل امتیاز را نشان می‌داد. نتایجْ رابطه خلاقیت کارکنان و مشارکت آنان را تأیید نکرد (۰/۲۰۶=P). خلاقیت و مشارکت با ماهیت کار ارتباط معنی‌داری داشت (۰/۰۰۱=P). همچنین، در خلاقیت بین زنان و مردان تفاوت معنی‌داری مشاهده شد و میانگین نمرات خلاقیت زنان در مقایسه با مردان، بالاتر بود (۰/۰۵>P).
نتیجه‌گیری: سطح مشارکت و خلاقیت کارکنان به‌طور قابل توجهی تحت‌تأثیر ماهیت کار آنان است و ایجاد محیطی مساعد برای افزایش مشارکت و خلاقیت، به‌ویژه در نقش‌هایی که ممکن است محدودیت‌های قانونی وجود داشته باشد، ضروری است. ارگونومی مشارکتی با فراهم‌آوردن چهارچوبی ساختاریافته برای درگیرسازی کارکنان در حل مسائل و بهبود فرایندهای کاری، می‌تواند به غلبه بر برخی موانع و تقویت قابلیت خلاق کمک کند. همچنین، بهره‌گیری از حضور زنان در واحدهای نظارتی می‌تواند خلاقیت را تقویت کند.

عباس محمدی، لیلا آقائی، مرضیه صادقیان، محمد صادق لولو،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1405 )
چکیده

اهداف: کارکنان اداری شبکه‌های بهداشت هم‌زمان در معرض عوامل روانی ـ اجتماعی نامطلوب و اختلالات اسکلتی ـ عضلانی ناشی از پوسچر کاری قرار دارند که می‌تواند بهره‌وری را کاهش دهد. هدف این مطالعه بررسی رابطه عوامل روانی ـ اجتماعی و اختلالات اسکلتی ـ عضلانی با بهره‌وری کارکنان اداری شبکه بهداشت و درمان و ارزیابی اثربخشی مداخله آموزشی ـ ارگونومیک در این شاخص‌ها بود.
روش کار: این پژوهش نیمه‌تجربی با طرح پیش‌آزمون ـ پس‌آزمونروی ۱۵۰ نفر از کارکنان شبکه بهداشت و درمان شهرستان بهبهان انجام شد. داده‌ها با پرسش‏نامه عوامل روانی ـ اجتماعی کپنهاگن (COPSOQ III)، پرسش‏نامه بهره‌وری هرسی و گلداسمیت (ACHIEVE) و پرسش‏نامه نوردیک اختلالات اسکلتی ـ عضلانی (NMQ) جمع‌آوری شد. پوسچر کاری با چک‌لیست ROSA در زیرنمونه پانزده‏نفره ارزیابی شد. مداخله آموزشی ـ ارگونومیک طی سه ماه در قالب جلسات گروهی اجرا شد. تحلیل داده‌ها با ۲۶-SPSS و آزمون‌های مرتبط انجام شد (سطح معنی‌داری ۰/۰۵).
یافته‌ها: بین نمره کل عوامل روانی ـ اجتماعی و بهره‌وری کل رابطه مثبت و معنادار مشاهده شد (۶۳۳/۰=r، ۰/۰۱p<) و اختلالات اسکلتی ـ عضلانی با برخی ابعاد بهره‌وری رابطه منفی معنادار داشت (۰/۰۵P<). پس از مداخله، اغلب ابعاد عوامل روانی ـ اجتماعی و بهره‌وری به‌طور معناداری بهبود یافتند (۰/۰۰۱P<) و نمره کل بهره‌وری افزایش چشمگیر نشان داد (۲/۸۲ به ۴/۰۳؛ ۱/۵۱d=). همچنین اختلالات اسکلتی ـ عضلانی کاهش معنادار داشت (۵/۳۶ به ۴/۲۴؛ ۰/۰۰۱P<). تغییر معناداری در نمره ROSA مشاهده نشد (۰/۶۴۰P=).
نتیجه‌گیری: مداخله آموزشی ـ ارگونومیک می‌تواند با بهبود عوامل روانی ـ اجتماعی محیط کار و کاهش اختلالات اسکلتی ـ عضلانی، بهره‌وری کارکنان اداری شبکه بهداشت را ارتقا دهد. انجام مطالعات آینده با گروه کنترل توصیه می‌شود.

مریم شکری، جعفر نصیر ناتری،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1405 )
چکیده

اهداف: با گسترش فزاینده هوشمندسازی شهری، چالش‌های بهره‌وری کارکنان شهرداری به مسئله سازمانی و خدماتی حیاتی تبدیل شده است. این پژوهش برای ارتقای کارایی و عملکرد کارکنان شهرداری‌های هوشمند، با هدف طراحی مدل یکپارچه مدیریت تحول‌گرا، هوشمندسازی شهری و ارگونومی سازمانی انجام شد.
روش ‌‌‌کار: پژوهش با رویکرد ترکیبی انجام شد. در فاز کیفی، با هجده نخبه و کارشناس ارشد مصاحبه عمیق شد و داده‌ها با تحلیل مضمون شش‌مرحله‌ای براون و کلارک (۲۵۶ کد، ۴۱ مضمون فرعی، ۴ مضمون اصلی) بررسی شد. در فاز کمی، مدل مفهومی از طریق پرسش‌نامه محقق‌ساخته روی ۲۳۸ نفر از کارکنان منطقه ۸ شهرداری تهران (نرخ پاسخ‌دهی ۹۶/۳۶ درصد) آزموده شد. تحلیل داده‌ها با PLS-SEM در نرم‌افزار Smart PLS ۴  و بوت‌استرپ ۵۰۰۰ زیرنمونه‌ای صورت گرفت.
یافته‌ها: تحلیل کیفی به شناسایی چهار مضمون اصلی منجر شد: مدیریت تحول‌گرا، هوشمندسازی شهری، ارگونومی سازمانی و کارایی کارکنان. نتایج مدل کمی برازش مطلوب را نشان داد: NFI=0/95، SRMR=0/051، Q2=0/56، R2=0/78. هر سه بعد، تأثیر مثبت و معناداری در کارایی داشتند؛ مدیریت تحول‌گرا با ضریب مسیر f2=0/42، t=8/47، B=0/46 بیشترین تأثیر را به‌عنوان قوی‌ترین پیش‌بین داشت.
نتیجه‌گیری: مدل یکپارچه مدیریت تحول‌گرا، هوشمندسازی و ارگونومی، چهارچوبی کارآمد برای تحلیل و ارتقای کارایی کارکنان شهرداری‌های هوشمند ارائه می‌کند، به‌گونه‌ای که انتظار می‌رود افزایش کارایی خدماتی، رضایت شهروندی را بهبود بخشد. این نتیجه بر ضرورت گذار از رویکردهای صرفاً فناورانه به نگرشی سیستمی و انسان‌محور میان رهبری، فناوری و طراحی شغل تأکید دارد.

شایان کافی، ناصر کلینی ممقانی،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1405 )
چکیده

اهداف:  صافی کف پا مشکلی شایع است که منجر به درد در مفاصل مختلف بدن، خستگی زودرس، و مشکلات تعادلی می‌شود. با توجه به اینکه تولید انبوه کفش در ایران اغلب بدون توجه به آناتومی ایرانی است، این پژوهش با هدف دستیابی به ابعاد و شاخص‌های مناسب برای طراحی قالب ماهیچۀ کفش اختصاصی برای مردان ایرانی مبتلا به صافی کف پا انجام شده است تا با بهبود عملکرد بیومکانیکی، از فشار و ضربات اضافی به پا جلوگیری کند.
روش ‌‌‌کار: این مطالعه یک پژوهش کاربردی-توسعه‌ای است که با روش توصیفی-تحلیلی انجام شد. در انجام پژوهش از چهار ابزار برای جمع‌آوری اطلاعات استفاده شد: پرسش‏نامه، مصاحبه با متخصصان مربوطه، مشاهده و بررسی انواع محصولات موجود، و سنجش ابعاد پای ۱۰ کاربر در ۱۰ پارامتر به ‏همراه ویژگی‌های ردپای هرکدام. هدف اصلی از جمع‌آوری اطلاعات، به‏دست‏آوردن ابعاد قابل قبول برای طراحی قالب ماهیچۀ کفش است، چراکه درحال‏ حاضر از استاندارد مشخصی استفاده نمی‌شود.
یافته‌ها:  نتایج نشان می‌دهد که آگاهی عمومی از صافی کف پا و محصولات مرتبط با آن پایین است و کاربران از راهکارهای موجود رضایت کافی ندارند. مشاهدات بالینی تأیید کرد که بیشترِ مراکز ارتوپدی در ایران بر تولید کفی تمرکز دارند و تمرکز درمان بیشتر بر کنترل علائم و کاهش درد است. با توجه به نیاز مبرم به محصولات بهینه‌تر و اطلاعات ابعادیِ جمع‌آوری ‏شده، طراحی الگوی کف و سپس قالب ماهیچۀ کفش مد نظر قرار گرفت و طرح سه‌بعدی نیز مدل‏سازی شد.
نتیجه‌گیری: نتایج حاصل از این پژوهش بر افزایش پشتیبانی از قوس داخلی پا از طریق طراحی قالب ماهیچۀ کفش تأکید می‌کند و می‌تواند نقش بسزایی در کاهش عوارض ناشی از صافی کف پا ایفا کند. خروجی نهایی این پژوهش، شامل الگوی کف و قالب ماهیچۀ کفش است که نشان می‌دهد با انتقال داده‌های آنتروپومتری استخراج ‏شده به محیط‌های طراحی مهندسی می‌توان پلتفرمی مناسب برای تولیدکنندگان فراهم کرد و به رضایت مصرف‌کنندگان و ارتقاء سلامت پا دست یافت.

معصومه سیف، کمال رنجبر، مهبانو قادری،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1405 )
چکیده

اهداف: هدف از این مطالعه ارزیابی تأثیر تمرین ترکیبی ـ عملکردی در میزان ترس از سقوط، سطح کورتیزول و کیفیت زندگی در سالمندان دارای ترس از سقوط بود.
روش ‌‌‌کار: بدین منظور چهل سالمند دارای ترس از سقوط به‌طور تصادفی به دو گروه کنترل (۸ مرد و ۱۲ زن، ۲۰ n=) و گروه تمرینی (۸ مرد و ۱۲ زن، ۲۰ n=) تقسیم شدند. گروه تمرینی به‌مدت هشت هفته به تمرینات ورزشی ترکیبی پرداختند. قبل و ۴۸ ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی، هر دو گروه به پرسش‌نامه کیفیت زندگی لیپاد و پرسش‌نامه مقیاس کارآمدی افتادن (FES-I) پاسخ دادند. همچنین، سطح کورتیزول بزاق نیز به روش الایزا ارزیابی شد.
یافته‌ها: ترس از سقوط در گروه تمرینی پس از مداخله کمتر از گروه کنترل بود (۰/۰۰۰۱p<). تمرینات ورزشی ترکیبی به ‌مدت هشت هفته موجب کاهش ۵۱ درصدی ترس از سقوط در سالمندان شد (۰/۰۰۰۱p<). میزان کیفیت زندگی در گروه تمرینی پس از مداخله به‌طور معناداری بیشتر از گروه کنترل بود (۰/۰۰۱p≤). در این زمینه، سطح کورتیزول در گروه تمرینی کمتر از گروه کنترل بود (۰/۰۰۰۱p≤)، درحالی‌که تمرینات ترکیبی موجب کاهش ۵/۱۹ درصدی کورتیزول در مقایسه با قبل از تمرین شده بود (۰/۰۷p=).
نتیجه‌گیری: تمرین ترکیبی ـ عملکردی موجب کاهش ترس از سقوط و بهبود کیفیت زندگی سالمندان دارای ترس از سقوط شد و هم‌زمان، روند کاهشی در سطح کورتیزول ایجاد کرد. بنابراین، این نوع تمرینات می‌تواند به‌عنوان راهبردی ایمن و مؤثر در برنامه‌های توان‌بخشی سالمندان دارای ترس از سقوط توصیه شود.

امیراحسان زاهدی،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1405 )
چکیده

اهداف: پرستاران به‌عنوان بزرگ‏ترین گروه حرفه‌ای نظام سلامت به‌دلیل تماس مداوم با بیماران و سایر اعضای تیم درمان، به‌طور مستقیم تحت‌تأثیر شبکه‌های ارتباطی و تعاملی در محیط‌های کاری خود قرار دارند. هدف پژوهش بررسی نقش سرمایۀ اجتماعی در بهبود شاخص‌های کلیدی عملکرد پرستاران است.
روش ‌‌‌کار: پژوهش ازنظر روش‌شناسی، کمّی است. قلمرو زمانی مطالعه، بهار و تابستان ۱۴۰۴ است. جامعۀ آماری، پرستاران دانشگاه علوم پزشکی استان مرکزی هستند که نمونه‌ای ۱۸۰ نفری به‌روش تصادفی ساده درنظر گرفته شد. برای جمع‏آوری داده‏ها از ابزار پرسش‌نامه استفاده شد. تجزیه‌وتحلیل داده ‏ها به‌روش مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) با استفاده از نرم‌افزار Smart PLS ۳.۰ انجام شد.
یافته‌ها: ابعاد شناختی، رابطه‌ای و ساختاری سرمایۀ اجتماعی تأثیر مثبت و معناداری بر مشارکت و انسجام اجتماعی پرستاران دارند. بعد شناختی با ضریب ۰/۵۴۱ بیشترین تأثیر را بر مشارکت اجتماعی دارد. همچنین مشارکت و انسجام اجتماعی تأثیر مثبت و معناداری بر حفظ و نگه داشت و رضایت پرستاران دارند. مشارکت اجتماعی تأثیر بیشتری بر حفظ و نگهداشت با ضریب ۰/۶۴۱ دارد.
نتیجه‌گیری: تبیین اهداف مشترک، ارزش‌های سازمانی، ایجاد فضای مبتنی‌بر اعتماد، احترام متقابل و حمایت اجتماعی در محیط کار، طراحی ساختارهای ارتباطی رسمی و غیررسمی مانند تیم‌های کاری بین‌بخشی، کمیته‌های مشارکتی و شبکه‌های حرفه‌ای پرستاری می‌تواند به افزایش مشارکت اجتماعی و انسجام میان پرستاران کمک کند و درنهایت به افزایش رضایت شغلی و تمایل‌ به ماندگاری در سازمان منجر شود.

فاطمه حاجی‌علیخانی، فاطمه شهبازی، ندا مهدوی،
دوره 14، شماره 2 - ( 4-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: هنرمندان صنایع دستی استان اصفهان به دلیل ماهیت شغل خود که همراه با حرکات تکراری و پوسچرهای نامناسب است، در معرض ابتلا به اختلالات اسکلتی-عضلانی اندام‌های فوقانی قرار دارند. این مطالعه با هدف بررسی تأثیرگذاری ابزار دستی بر ناراحتی اسکلتی-عضلانی اندام فوقانی این هنرمندان انجام شد.
روش کار: در این مطالعه مقطعی، ۱۹۱ هنرمند (۷۰ زن و ۱۲۱ مرد) شاغل در رشته‌های میناکاری، فیروزه‌کوبی، نگارگری و قلم‌زنی به روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه‌های دموگرافیک، ناتوانی اندام فوقانی (Quick-Disability of Arm, Shoulder and Hand: Quick-DASH) و راحتی ابزار (Comfort QH) جمع‌آوری شد. تحلیل‌های آماری با استفاده از نرم‌افزار Stata نسخه 17 صورت گرفت و سطح معناداری در تمامی آزمون‌های مورد بررسی کمتر از 0/05 در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: میانگین و انحراف معیار نمره Quick-DASH به ترتیب 28/89 و 4/91 برآورد شد. ، بالاترین نمره Quick-DASH مربوط به نگارگران با میانگین 30/89 و انحراف معیار 2/91 بود. سابقه کاری عاملی تأثیرگذار بر نمره Quick-DASH (سطح معناداری = 0/003) بود. میانگین نمره پرسشنامه CQH هنرمندان 09/1 با انحراف معیار26/0 بود. فیروزه‌کوبان و نگارگران با میانگین  1/04 و انحراف معیار  23/0 بیشترین ناراحتی از ابزار را داشتند. همبستگی معنادار بین ناتوانی اندام فوقانی و راحتی ابزار مشاهده نشد.
نتیجه‌گیری: هنرمندان صنایع‌دستی اصفهان با وظایف تکراری و ظریف، در معرض ریسک قابل توجه اختلالات اسکلتی‌–عضلانی هستند. با وجود عدم همبستگی معنادار بین ناتوانی اسکلتی-عضلانی و عدم راحتی ابزاردستی، تحلیل‌های تک‌متغیره و چند متغیره بر تأثیر چشمگیر راحتی ابزار دستی بر ناراحتی اسکلتی-عضلانی اندام فوقانی صحه گذاشت.


علی لطفی، مریم دانشور، مهدی وثوقی نیری، پروین احمدی‌نژاد، سهیلا دریساوی جرفیان، محسن پورصادقیان،
دوره 14، شماره 2 - ( 4-1405 )
چکیده

زمینه: دندانپزشکی به‌عنوان حرفه‌ای با ماهیت ایستا، حرکات تکراری و استرس شغلی، از مشاغل پرخطر برای بروز اختلالات اسکلتی-عضلانی و کاهش کیفیت زندگی است. هدف این پژوهش، بررسی ارتباط اختلالات اسکلتی-عضلانی با کیفیت زندگی در دندانپزشکان بود.
مواد و روش‌ها: این مطالعه توصیفی – تحلیلی از نوع مقطعی درسال 1404 در بین 150 نفر از دندان‌پزشکان شاغل در شهر اردبیل انجام شد. نمونه‌ها به روش در دسترس انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه‌های استاندارد شامل پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک، پرسشنامه نوردیک برای اختلالات اسکلتی–عضلانی و پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت گردآوری شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با نرم‌افزار SPSS 26 و آزمون‌ کای‌دو صورت‌گرفت.
یافته‌ها: شایع‌ترین نواحی درگیر ، کمر (7/64%)، گردن (7/60%) بودند. این مشکلات در 7/28% از افراد منجر به کاهش فعالیت شغلی شده بود. کیفیت زندگی در سطح متوسط تا پایین قرار داشت و کمترین امتیاز  به حیطه سلامت محیطی (79/56 از 100) اختصاص یافت . نتایج آزمون کای‌دو نشان داد که در بازه ۱۲ ماه گذشته بین کیفیت زندگی و شکایات اسکلتی–عضلانی در نواحی شانه (003/0=p)، آرنج (001/0=p) ‌‌و پشت فوقانی(001/0=p)  ارتباط معنادار آماری وجود داشت. همچنین در بررسی بازه ۷ روز گذشته نیز بین کیفیت زندگی و شکایات اسکلتی–عضلانی در نواحی شانه (005/0=p)، آرنج (001/0=p )، پشت فوقانی (001/0=p) و کمر (001/0=p)  ارتباط معنادار مشاهده شد.
 نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه حاکی از شیوع بالای اختلالات اسکلتی-عضلانی و کیفیت زندگی متوسط در دندانپزشکان اردبیل است. با توجه به ارتباط معنادار مشاهده‌شده، توجه به سلامت شغلی و شرایط کاری دندانپزشکان ضروری به نظر می‌رسد.

فاطمه بیکی، حمید رحیمی،
دوره 14، شماره 2 - ( 4-1405 )
چکیده

هدف: سرزندگی شغلی از کلیدی‌ترین مولفه‌های روان‌شناختی در محیط کار است که تحت تأثیر عوامل متعددی قرار دارد. پژوهش حاضر با هدف پیش‌بینی سرزندگی شغلی معلمان بر اساس متغیرهای تناسب فرد-شغل، تناسب فرد-سازمان، حجم کاری و درگیری شغلی انجام شده ‌است.

روش کار: این تحقیق از نظر ماهیت، کمی و از نظر هدف، کاربردی است. جامعه‌آماری پژوهش حاضر را معلمان مدارس شهرستان اردکان تشکیل داده‌اند که ۲۶۳ نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها شامل پرسشنامه‌‌های استاندارد درگیری شغلی، سرزندگی شغلی، تناسب فرد-‌شغل، تناسب فرد-سازمان و حجم کاری بود. از طریق ضریب آلفای کرونباخ، پایایی پرسشنامه تناسب فرد-سازمان 72/0، تناسب فرد-شغل 80/0، حجم کاری 75/0، درگیری شغلی 795/0 و سرزندگی شغلی 84/0 بدست آمد. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS و Smart Pls انجام گرفت.

یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که هر چهار متغیر حجم کاری، تناسب فرد-شغل، تناسب فرد-سازمان و درگیری شغلی تأثیر معناداری بر سرزندگی شغلی دارند؛ اما طبق یافته‌ها، درگیری شغلی با (574/0=β)، قوی‌ترین پیش‌بین مثبت و حجم کاری با (098/0-=β)، اصلی‌ترین عامل کاهنده سرزندگی شغلی در جامعه مورد مطالعه است.

نتیجه‌گیری: توجه به تناسب فرد با شغل و تناسب فرد با سازمان، تقویت درگیری شغلی و کاهش بار کاری معلمان می‌تواند به عنوان استراتژی‌های کلیدی برای بهبود انگیزه و نشاط در نظام آموزشی مورد استفاده قرار گیرد، همچنین نتایج این پژوهش می‌تواند راهنمای مدیران آموزش و پرورش در جهت بهبود جو کاری و ارتقای توانمندی‌های روانی معلمان باشد.

 

سمانه طاهری، کریم آتشگر، محمدرضا زمانی،
دوره 14، شماره 2 - ( 4-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: افتادگی پا ناشی از اختلالات سیستم عصبی و ... است که می‌تواند الگوی راه‌رفتن را مختل کند. استفاده از تجهیزات توانبخشی مناسب نقش مهمی در بهبود عملکرد حرکتی این بیماران دارد .هدف این پژوهش، ارائه مبانی طراحی یک کفش توانبخشی است برای بهبود برخی شاخص‌های بیومکانیکی شامل زاویه پنجه، گشتاور عضلانی و طول گام در بیماران مبتلا به افتادگی پا بود. یافته‌های این پژوهش با هدف دست­یابی به مبانی طراحی است و در مرحله بعد باید با افزایش تعداد نمونه­ها وارد مرحله طراحی برای تولید شود.

روش ­کار: این پژوهش یک مطالعه موردی مبتنی بر شبیه‌سازی بیومکانیکی بود. متغیرهای مورد ارزیابی شامل زاویه پنجه پا، گشتاور عضله تیبیالیس قدامی و طول گام بودند. این متغیرها با استفاده از مدل‌سازی اسکلتی عضلانی در نرم‌افزار OpenSim و تحلیل اجزای محدود در محیط ABAQUS استخراج شدند. داده‌ها در چهار وضعیت شبیه‌سازی (کفش طراحی‌شده، ارتز مرجع، بیمار و فرد سالم) مقایسه شدند. تحلیل داده‌ها به‌صورت توصیفی و بر اساس بررسی و مقایسه روند تغییرات شاخص‌های بیومکانیکی انجام شد.

یافته‌ها: نتایج نشان داد استفاده از کفش طراحی‌شده موجب بهبود حدود 80 درصدی زاویه پنجه پا در فاز نوسان شد. همچنین گشتاور عضله تیبیالیس قدامی حدود 85 درصد افزایش یافت و طول گام نسبت به وضعیت بیمار بهبود نشان داد. این تغییرات بیانگر بهبود نسبی شاخص‌های بیومکانیکی مرتبط با راه‌رفتن است.

نتیجه‌گیری: این پژوهش، سه شاخص کلیدی بیومکانیکی شامل طول گام، گشتاور عضله تیبیالیس قدامی و زاویه پنجه پا را بهبود داد. همچنین نتایج شبیه‌سازی موردی و نتایج آماری توصیفی نشان داد؛ مدل پیشنهادی حرکت سیستماتیک و بهم تنیده مچ و پنجه‌پای بیماران افتادگی پنجه پا را به خوبی تحت کنترل درآورد.

سیده سحر میرنبی‌زاده، سیروس علی‌نیا، ابوالفضل قهرمانی،
دوره 14، شماره 2 - ( 4-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: طراحی نامناسب محیط کار و بی‌توجهی به ارگونومی و ایمنی، بهره‌وری را کاهش و هزینه‌های سازمانی را افزایش می‌دهد. مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط جو ایمنی و جو ارگونومی با عملکرد فردی و شاخص سال ‌های زندگی تعدیل‌شده بر اساس بهره‌وریPALY یا Productivity-Adjusted Life Years  انجام شد.

روش کار: این مطالعه مقطعی-تحلیلی در سال ۱۴۰۴ با مشارکت ۴۲۰ نفر از کارکنان شش شرکت غذایی در ارومیه انجام شد. داده‌ها با استفاده پرسشنامه‌های جو ایمنی، جو ارگونومی، عملکرد فردی و فرم ارزیابی بهره‌وری برای محاسبه شاخص تقریبی PALY جمع‌آوری شد. تحلیل داده‌ها با آزمون‌ های من‌ویتنی، کروسکال‌والیس، همبستگی اسپیرمن و رگرسیون خطی انجام شد.

یافته‌ها: همبستگی مثبت و قوی بین جو ایمنی و جو ارگونومی مشاهده شد (0۱/۰ p ≤، 84/۰ρ=). جو ایمنی با عملکرد فردی همبستگی مثبت اما ضعیفی داشت (۰۱/۰ p =، 12/۰ρ=). در تحلیل رگرسیون خطی چندگانه، جو ارگونومی (۰۰۱/۰ < p ،۲۸/۰ = β) و شرکت محل اشتغال (۰۰۱/۰ < p ،۳۱/۰ - = β) پیش‌بین معنی‌دار عملکرد فردی بودند، درحالی‌که سابقه کار (۰۰۱/۰ < p ،۸۷/۰ = β) و شرکت محل خدمت (۰۰۱/۰ < p ،۰۸/۰ - = β) پیش‌بین معنی‌دار شاخص تقریبیPALY  بودند.

نتیجه‌گیری: همبستگی بالای جو ایمنی و ارگونومی، آن‌ها را مؤلفه‌هایی هم‌افزا نشان می‌دهد. جو ارگونومی (نه جو ایمنی) پیش‌بین مستقل عملکرد فردی است، در حالی که سابقه کار قوی‌ترین پیش‌بین شاخص تقریبی PALY است. نبود رابطه بین ارزیابی عملکرد و شاخص تقریبیPALY، شکاف ادراکی عمیق بین خودارزیابی کارکنان و مدیران  را آشکار می سازد.


پیام خانلری، لیلا سلیمانی، آرمیتا پاک، الهه عموزاده، سید ابوالفضل ذاکریان،
دوره 14، شماره 2 - ( 4-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: اضطراب شغلی از چالش‌های مهم روان‌شناختی در محیط‌های کاری است که بر عملکرد، رضایت شغلی و سلامت روان کارکنان تأثیرگذار است. هدف این مطالعه، تعیین ویژگی‌های روان‌سنجی نسخه فارسی پرسشنامه اضطراب شغلی در میان کارکنان ایرانی بود.
روش ­کار: این مطالعه مقطعی با هدف اعتبارسنجی انجام شد. نسخه فارسی پرسشنامه با استفاده از فرایند ترجمه و بازترجمه استاندارد تهیه و داده‌ها از طریق نمونه‌گیری در دسترس به‌صورت آنلاین جمع‌آوری شد. پایایی درونی با استفاده از آلفای کرونباخ، روایی سازه با تحلیل‌های عاملی اکتشافی و تأییدی، و روایی همگرا با شاخص‌های میانگین واریانس استخراج‌شده (AVE) و پایایی ترکیبی (CR) بررسی شد. روایی ملاک از طریق بررسی همبستگی اضطراب شغلی با متغیرهای دموگرافیک، اضطراب عمومی و شاخص‌های شغلی ارزیابی گردید.
یافته‌ها: ضریب آلفای کرونباخ برابر با 0/95 به‌دست آمد که نشان‌دهنده پایایی بسیار مطلوب بود. مقدار KMO برابر 0/941 و آزمون بارتلت معنادار بود که کفایت داده‌ها برای تحلیل عاملی را تأیید کرد. بارهای عاملی سؤالات در تحلیل عاملی تأییدی در محدوده ۶۸۸0/ تا 0/878 قرار داشتند. میانگین واریانس استخراج‌شده برابر 0/66 و پایایی ترکیبی برابر 0/951 بود. اضطراب شغلی با اضطراب عمومی همبستگی مثبت و معنادار داشت  ۶۹۳/۰ r = و با متغیرهایی مانند رضایت شغلی، حمایت همکاران و حمایت سرپرست همبستگی منفی نشان داد.
نتیجه‌گیری: نسخه فارسی پرسشنامه اضطراب شغلی از ویژگی‌های روان‌سنجی بسیار مطلوبی برخوردار است. این ابزار، روایی و پایایی لازم را برای سنجش اضطراب شغلی در جمعیت کارکنان ایرانی داراست و به پژوهشگران و متخصصان سلامت شغلی جهت، غربالگری شناسایی ابعاد اضطراب و تدوین مداخلات پیشگیرانه پیشنهاد می‌شود.



سمیه زارعی فتح‌آبادی، مریم خسروی‌زاد، مریم دمرچیلو، معصومه دمرلو ابهری،
دوره 14، شماره 2 - ( 4-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: محیط‌های بیمارستانی به دلیل ماهیت خدمات، از جمله پرتنش‌ترین محیط‌های کاری محسوب می‌شوند که سلامت روان کارکنان را با چالش جدی مواجه می‌کنند. این پژوهش با هدف طراحی و آزمون مدل ساختاری بهزیستی روان‌شناختی در میان کارکنان کادر درمان و اداری بیمارستان میلاد تهران انجام شد. با توجه به تمرکز مطالعه بر یک مرکز درمانی تخصصی، نتایج بیشتر در سطح محیط‌های بیمارستانی مشابه قابل تعمیم است و باید در تعمیم آن به سایر بخش‌های نظام سلامت با احتیاط عمل شود.
روش کار: این مطالعه با رویکرد ترکیبی (اکتشافی متوالی) انجام گرفت. در فاز کیفی، با استفاده از پدیدارشناسی تفسیری و ۱۶ مصاحبه عمیق با خبرگان، هدف اصلی نه شناسایی متغیرهای جدید، بلکه بومی‌سازی ابعاد و استخراج شاخص‌های زمینه‌مند مرتبط با بهزیستی روان‌شناختی در بافت بیمارستان میلاد تهران بود. داده‌ها با تحلیل مضمون (MAXQDA 2020) تحلیل شدند. در فاز کمی، بر اساس یافته‌های کیفی، پرسشنامه‌ای 30 گویه‌ای تدوین و میان ۳۰۰ نفر از کارکنان بیمارستان توزیع شد. تحلیل داده‌ها و برازش مدل نهایی با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری (CB-SEM) در نرم‌افزار LISREL 8.8 انجام شد.
یافته‌ها: در فاز کیفی، ۳ مضمون اصلی (ویژگی‌های شخصیتی، سرمایه روان‌شناختی و استرس شغلی) و ۳۰ مضمون فرعی استخراج گردید. نتایج آزمون مدل کمّی نشان داد که مدل مفهومی از برازش مطلوبی برخوردار است (χ²/df = 2.36, CFI = 0.93, RMSEA = 0.063). یافته‌ها مؤید آن بود که سرمایه روان‌شناختی (β = 0.48) و ویژگی‌های شخصیتی (β = 0.41) تأثیر مثبت و معنادار، و استرس شغلی (β = -0.33) تأثیر منفی و معناداری بر بهزیستی روان‌شناختی دارند (p < 0.001). در این میان، «سرمایه روان‌شناختی» به‌عنوان قوی‌ترین پیش‌بین مثبت بهزیستی شناسایی شد.
نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش بر ضرورت حرکت از رویکردهای صرفاً مبتنی بر کارایی و کنترل عملکرد (مدیریت ابزارمحور) به سمت رویکردهای انسان‌محور در مدیریت منابع انسانی سلامت تأکید دارد؛ رویکردی که در آن سلامت روان، تجربه زیسته کارکنان و سرمایه روان‌شناختی آنان به‌عنوان مؤلفه‌های کلیدی در تصمیم‌گیری‌های سازمانی و طراحی مداخلات محیط کار مورد توجه قرار می‌گیرد. در این چارچوب، تقویت سرمایه روان‌شناختی می‌تواند به‌عنوان یک منبع تعدیل‌کننده، اثرات منفی استرس‌های شغلی را کاهش داده و به پایداری بهزیستی روان‌شناختی در محیط‌های بیمارستانی کمک کند
فرزین طهماسبی‌پور، نبی امیدی،
دوره 14، شماره 2 - ( 4-1405 )
چکیده


زمینه و هدف: چابکی دیجیتال به‌عنوان یکی از مهم‌ترین قابلیت‌های سازمان‌های امروزی، نیازمند تعامل اثربخش میان انسان و فناوری‌های نوین است. با وجود سرمایه‌گذاری گسترده سازمان‌ها در فناوری‌های اطلاعاتی پیشرفته، توجه ناکافی به ابعاد شناختی و عوامل انسانی می‌تواند اثربخشی برنامه‌های تحول دیجیتال را محدود سازد. پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل ساختاری تعامل شناختی انسان و فناوری‌های اطلاعاتی نوین در ارتقای چابکی دیجیتال سازمان با رویکرد مهندسی عوامل انسانی انجام شد.
روش کار: این پژوهش با رویکرد آمیخته و بر اساس طرح اکتشافی متوالی انجام شد. در بخش کیفی، 16 نفر از خبرگان حوزه‌های مهندسی عوامل انسانی، علوم شناختی، فناوری اطلاعات و تحول دیجیتال به روش هدفمند مورد مصاحبه قرار گرفتند و داده‌ها با روش تحلیل مضمون تحلیل شد. در بخش کمی، مدل حاصل از مرحله کیفی با استفاده از پرسشنامه محقق‌ساخته در میان 378 نفر از کارکنان و مدیران شرکت دیجی‌کالا مورد آزمون قرار گرفت. تحلیل داده‌ها از طریق مدل‌سازی معادلات ساختاری و نرم‌افزار LISREL انجام شد.
یافته‌ها: نتایج بخش کیفی به شناسایی 5 مضمون اصلی و 26 مضمون فرعی منجر شد. نتایج بخش کمی نشان داد که مدل از برازش مطلوبی برخوردار است ( χ²/df=2.36، GFI=0.92، CFI=0.95، RMSEA=0.060 و (SRMR=0.055. همچنین تمامی ابعاد مدل تأثیر مثبت و معناداری بر چابکی دیجیتال سازمان داشتند. در این میان، زیرساخت‌ها و بسترهای سازمانی با ضریب مسیر 0.46 بیشترین تأثیر را نشان داد.
نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان داد که چابکی دیجیتال حاصل هم‌افزایی میان قابلیت‌های شناختی کاربران، فناوری‌های اطلاعاتی نوین، عوامل انسانی و زیرساخت‌های سازمانی است.
 

مریم افشاری، وجیهه رمضانی درح، الهام نجفی، رقیه حسن‌زاده،
دوره 14، شماره 3 - ( 7-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: اختلالات اسکلتی‌ـ‌عضلانی از مشکلات شایع شغلی معلمان‌اند و مداخلات ارگونومیک در پیشگیری و کاهش آن‌ها مؤثرند. این مطالعه با هدف تعیین تمایل به پرداخت معلمان برای مداخلات ارگونومیک و عوامل مرتبط انجام شد.
روش کار: در این مطالعه مقطعی،  ۳۶۱معلم اسلام‌آباد غرب با نمونه‌گیری طبقه‌ای و تخصیص متناسب بررسی شدند. اطلاعات دموگرافیک، اقتصادی، شغلی، روانی‌ـ‌اجتماعی و اسکلتی‌ـ‌عضلانی با پرسشنامه ساختاریافته جمع‌آوری شد. تمایل به پرداخت با ارزش‌گذاری مشروط سنجیده و عوامل مرتبط با رگرسیون لجستیک چندمتغیره تحلیل شدند.
یافته‌ها:  ۱۸۶نفر، ۵۱/۵ درصد، تمایل به پرداخت داشتند. میانگین و میانه تمایل به پرداخت ۱۹۳٬۴۹۰ و ۵۰٬۰۰۰ تومان بود. استراحت کافی، اختلال خواب، خشونت محیط کار، حمایت اجتماعی، حمایت مسئول بالادستی و محدودیت فعالیت با تمایل به پرداخت ارتباط معنی‌دار داشتند. در مدل چندمتغیره، حمایت مسئول بالادستی با نسبت شانس تعدیل‌شده ۲/۳۲، فاصله اطمینان ۹۵ درصد از ۱/۴۱ تا ۳/۸۲ و سطح معناداری کمتر از ۰/۰۰۱؛ وضعیت پیچشی بدن با نسبت شانس ۱/۸۱ و سطح معناداری ۰/۰۲۱؛ و استخدام پیمانی با نسبت شانس ۲/۱۷ و سطح معناداری ۰/۰۳۹، احتمال تمایل به پرداخت را افزایش دادند. خشونت محیط کار با نسبت شانس ۰/۵۷، تدریس در متوسطه اول با نسبت شانس ۰/۴۷ و متوسطه دوم یا هنرستان با نسبت شانس ۰/۴۶، این احتمال را کاهش دادند. درد و محدودیت فعالیت در مدل معنی‌دار نبودند.
نتیجه‌گیری: تمایل به پرداخت معلمان با عوامل سازمانی و شرایط محیط کار مرتبط بود. تقویت حمایت مسئول بالادستی، کاهش خشونت و توجه به تفاوت‌های مقاطع آموزشی می‌تواند مشارکت معلمان در برنامه‌های ارگونومیک را افزایش دهد

رسول همت‌جو، هاجر عبادی گرجان،
دوره 14، شماره 3 - ( 7-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: پیشرفت تکنولوژی موجب افزایش کاربرد و مدت مواجهه با نمایشگرهای تصویری در مشاغل شده و مطالعات نشان داده‌اند، روشنایی با تأثیر بر هوشیاری، توجه انسان را متأثر می‌نماید. این مطالعه باهدف بررسی ارتباط شدت روشنایی داخلی و درخشندگی با توجه پایدار در بین کارکنان اداری مراکز درمانی اردبیل انجام گردید.
روش کار: این مطالعه توصیفی در 98 نفر، شاغلین اداری مراکز درمانی اجرا شد. کمیت‌های شدت روشنایی و درخشندگی (سطح چشم کاربر و سطح کار) در ایستگاه‌های‌کاری با دستگاه Hagner Universal S4  اندازه‌گیری و توجه پایدار با آزمون عملکرد پیوسته CPT در شرایط روشنایی محیط کار ارزیابی شد. تحلیل داده‌ها با نرم‌افزار 27spss و آزمون‌های آماری ناپارامتریک و آزمون تعقیبیDunn   انجام شد.
یافته‌ها: نتایج رابطه مثبت اما غیرمعنادار بین توجه پایدار با شدت روشنایی سطح کار (123/0=p)، درخشندگی سطح چشم کاربر-منابع روشنایی (335/0=p) و نمایشگر (7/0=p)- نشان داد. در مقابل، بین شدت روشنایی سطح چشم کاربر و توجه پایدار رابطه مثبت و معناداری به دست آمد (029/0=p) که مطابق آزمون تعقیبی، معناداری در سطوح روشنایی کمتر از lx100 و 300 تا lx500 مشاهده شد. همچنین افزایش کمیت‌های روشنایی با زمان واکنش کوتاه‌تر در آزمون توجه پایدار همراه بود؛ ارتباط از نظر آماری معنادار نبود (05/0<p).
نتیجه‌گیری: طبق نتایج این پژوهش، شدت روشنایی در سطح چشم کاربر با توجه پایدار رابطه مثبت و معناداری دارد؛ بنابراین به‌کارگیری مداخلات روشنایی در طراحی و چیدمان منابع تأمین‌کننده روشنایی و استفاده از نمایشگرهای تصویری با روشنایی مناسب می‌تواند به‌عنوان راهکاری برای تقویت سطح توجه پایدار کارکنان اداری در نظر گرفته شود.

حامد سلمان‌زاده، آرش میرحاجی مغانجوقی،
دوره 14، شماره 3 - ( 7-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: اختلالات اسکلتی‌ـ‌عضلانی کمر از مشکلات مهم صنعت ساختمان بوده و عمدتاً ناشی از بارهای بیومکانیکی هستند که به کمر وارد می‌شوند. مطالعات پیشین در تخصیص فعالیت و چرخش شغلی، بیشتر بر کاهش حداکثر ریسک فیزیکی و در برخی موارد روانی تمرکز داشته و شاخص‌های ارگونومیکی را عمدتاً با روش‌های کیفی یا نیمه‌کمی سنجیده‌اند. با این حال، عدالت در توزیع ریسک و زمان کار میان کارکنان کمتر مورد توجه قرار گرفته است. ازاین‌رو، این پژوهش با هدف ارائه مدلی برای کاهش ریسک و توزیع عادلانه آن و زمان کار انجام شده است. ارائه چنین مدلی از دید ماکروارگونومی باعث افزایش انگیزه پرسنل شده و از تنش‌های ناشی از احساس نابرابری در محیط کار جلوگیری می‌کند.
روش ­کار: داده‌های پوسچر و نیروی اعمالی ۴ کارگر ساختمانی در ۹ وظیفه گردآوری و با استفاده از نرم‌افزار 3DSSPP  نیروهای وارد بر ناحیه لومبار تعیین شد. سپس با مدل ماینز دورتموندر دوزیس (MDD)، ریسک کمی ناشی از شدت نیرو و مدت مواجهه محاسبه و مدلی ریاضی برای تخصیص عادلانه فعالیت‌ها توسعه یافت.
یافته‌ها: اجرای مدل برنامه‌ریزی درجه‌دوم آمیخته با اعداد صحیح نشان داد که با تخصیص قابل‌تقسیم وظایف، ریسک تجمعی کمر و زمان کار هر کارگر به‌ترتیب ۵۱۷۶ واحد(کمتر از کران مجاز ۵۵۰۰) و ۱٫۵۷۵ ساعت است. نزدیک بودن تابع هدف به صفر نیز نشان‌دهنده برابری در توزیع ریسک و زمان کار می‌باشد.
نتیجه‌گیری: مدل پیشنهادی ضمن حفظ محدودیت‌های عملیاتی، عدالت ارگونومیک را بهبود داده و می‌تواند به‌عنوان ابزار تصمیم‌گیری برای مدیران پروژه، با هدف حفاظت از سلامت ستون فقرات و حفظ کارایی عملیاتی، به‌کار گرفته شود.
 

هلیا صارمی‌نیا، مهدی زندیه،
دوره 14، شماره 3 - ( 7-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: شهرنشینی سریع در ایران موجب افزایش فاصله ساکنان از طبیعت و کاهش سلامت روان شده است. فرضیه بیوفیلیا نشان می‌دهد که مواجهه با عناصر طبیعی می‌تواند به بازسازی روان‌شناختی کمک کند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مؤلفه‌های بیوفیلیک بر شادی ساکنان مجتمع‌های مسکونی و شناسایی مؤثرترین عناصر طبیعی انجام شد.
روش‌ کار: پژوهش حاضر توصیفی-پیمایشی با رویکرد کمی بر روی ۱۲۰ نفر از ساکنان مجتمع مسکونی بینالود مشهد به روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای انجام شد. داده‌ها با پرسشنامه محقق‌ساخته (۳۳ گویه) با پایایی ۰.۸۸ و روایی ۰.۸۷ جمع‌آوری و از طریق همبستگی پیرسون، رگرسیون و تحلیل مسیر تحلیل شدند. تحلیل عاملی اکتشافی (KMO = 0.85) روایی سازه را تأیید کرد.
یافته‌ها: نور طبیعی مؤثرترین مؤلفه (۴۰٪) شناسایی شد. فضای بیرونی نسبت به محوطه درونی، رضایت (7/%46 در مقابل 3/23%) و شادی (8/50 % در مقابل ۲۰٪) بیشتری ایجاد کرد. مؤلفه‌های بیوفیلیک ۵۶٪ از واریانس رضایت را تبیین کردند (R² = 0/56) و گیاهان (β = 0/42)، نور طبیعی (β = 0/35) و مناظر طبیعی (β = 0/28) پیش‌بینی‌کننده‌های معنادار بودند. همبستگی قوی بین فضای سبز و شادی وجود داشت (r = 0/58) و کاهش استرس ۵۲٪ از تأثیر بیوفیلیک بر شادی را میانجی‌گری کرد.
نتیجه‌گیری: مؤلفه‌های بیوفیلیک به‌ویژه نور طبیعی، گیاهان و مناظر طبیعی، از طریق کاهش استرس، شادی و نشاط ساکنان را افزایش می‌دهند. بازنگری در طراحی مسکن ایران با تأکید بر نورگیری بهینه و توسعه فضاهای سبز عمومی ضروری است. این یافته‌ها لزوم تلفیق اصول طراحی بیوفیلیک در برنامه‌ریزی مجتمع‌های مسکونی معاصر ایران را مورد تأکید قرار می‌دهد.

رضا نقدبیشی، مهرناز وفائی‌پور،
دوره 14، شماره 3 - ( 7-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: این پژوهش به بررسی ارتباط عناصر معماری داخلی با بهره‌وری کارکنان در دفاتر طراحی معماری پرداخته است. با توجه به اینکه دفاتر کاری در حال تطبیق محیط‌های فیزیکی خود برای حمایت از خلاقیت و عملکرد کارکنان هستند، درک نیازهای واقعی کاربران به عاملی ضروری تبدیل شده است. این تحقیق بر این فرض استوار است که کیفیت محیط داخلی می‌تواند بر ابعاد مختلف بهره‌وری تأثیرگذار باشد.
روش ­کار: این مطالعه با بهره‌گیری از رویکرد روش ترکیبی (کیفی–کمی) و در چارچوب پارادایم عمل‌گرایی انجام شده است. در مرحله کیفی، متغیرهای پژوهش از طریق تحلیل محتوای داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار مکس کیو دی ای شناسایی شدند و بر اساس آن، پرسشنامه‌ای توسط پژوهشگر طراحی گردید. در مرحله کمی، داده‌ها از 97 نفر از کارکنان دفاتر معماری جمع‌آوری شد.
یافته‌ها: نتایج آزمون همبستگی اسپیرمن نشان داد که رابطه‌ای مثبت اما ضعیف میان معماری داخلی و بهره‌وری وجود دارد (r = 0.208، p < 0.05). در میان متغیرهای بررسی‌شده، مصالح بیشترین ارتباط را با بُعد فیزیکی محیط کار نشان دادند (r = 0.275)، در حالی که تهویه بیشترین همبستگی را با انگیزش کارکنان داشت (248/0=r). در مجموع، همبستگی مؤلفه‌های محیطی با ابعاد بهره‌وری ضعیف بود؛ این امر نشان می‌دهد عوامل فردی و سازمانی نیز احتمالاً در تبیین بهره‌وری کارکنان نقش دارند.
نتیجه‌گیری: در مجموع، بهره‌وری در محیط‌های کاری معماری حاصل تعامل میان کیفیت محیط داخلی، ویژگی‌های فردی کارکنان و ساختارهای سازمانی است. توجه متعادل به این ابعاد می‌تواند موجب بهبود تجربه کاری و حمایت از عملکرد پایدار کارکنان شود.

حمیده عباسی، امیر میگونی،
دوره 14، شماره 3 - ( 7-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر رهبری تحول‌گرا بر بهزیستی روان‌شناختی با نقش میانجی رضایت و اشتیاق شغلی کارکنان بوده است.
روش ­کار:  این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی-پیمایشی بوده است. جامعه آماری شامل کارکنان سازمان مرکزی دانشگاه فنی و حرفه‌ای تهران به تعداد 200 نفر بوده است که بر اساس فرمول کوکران از این تعداد، 131 نفر به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. گردآوری داده‌ها با استفاده از پرسشنامه ابوالناصر و همکاران (2023) انجام شده است. روایی ابزار از طریق روایی صوری و محتوایی و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ تأیید گردیده است. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری در نرم‌افزار Smart PLS اجرا شده است.
یافته‌ها : یافته‌ها نشان داد رهبری تحول‌گرا تأثیر مثبت و معناداری بر رضایت شغلی، اشتیاق شغلی کارکنان و بهزیستی روان‌شناختی دارد. همچنین رضایت شغلی و اشتیاق شغلی اثر مثبت و معناداری بر بهزیستی روان‌شناختی دارند. نتایج همچنین نشان داد رضایت شغلی و اشتیاق شغلی نقش میانجی معناداری در رابطه بین رهبری تحول‌گرا و بهزیستی روان‌شناختی ایفا می‌کنند.
نتیجه‌گیری: در مجموع، نتایج پژوهش نشان می‌دهد که سازمان‌های آموزشی می‌توانند با به‌کارگیری سبک رهبری تحول‌گرا، ضمن ارتقای رضایت شغلی و اشتیاق شغلی کارکنان در نهایت بهزیستی روان‌شناختی کارکنان خود را بهبود داده و بهره‌وری پایدار ایجاد کنند.

 


صفحه 18 از 19     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله ارگونومی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق | 

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Iranian Journal of Ergonomics

Designed & Developed by : Yektaweb |