پیام خود را بنویسید

جستجو در مقالات منتشر شده


29 نتیجه برای کارکنان

حمیده عباسی، سارا حاجت پور،
دوره 11، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده

اهداف: یکی از شیوه‌های مناسب برای حفظ و ارتقای منابع انسانی، بهبود رضایت شغلی کارکنان است. از طرف دیگر، استفاده از مدیران با سبک رهبری تحول‌گرا یکی از عوامل مهم ارتقای رضایت شغلی است. هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر رهبری تحول‌گرا بر رضایت شغلی کارکنان، با توجه به نقش میانجی توانمندسازی روان‌شناختی است.
روش ‌‌‌کار: جامعه‌ی آماری این تحقیق کارکنان ستاد مرکزی سازمان تأمین اجتماعی تهران به تعداد ۱۵۰۰ نفر بود. حجم نمونه با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی و با استفاده از فرمول کوکران، ۳۰۶ نفر محاسبه شد. ابزارگردآوری اطلاعات پرسش‌نامه‌ی استاندارد رهبری تحول‌گرای باس و آولیو، پرسش‌نامه‌ی رضایت شغلی مینه‌سوتا و پرسش‌نامه‌ی توانمندسازی روان‌شناختی اسپریتزر بود. روایی پرسش‌نامه‌ها با روایی صوری و محتوایی و پایایی با ضریب آلفای کرونباخ سنجیده شد که مقدار آن برای پرسش‌نامه‌ی رهبری تحول‌‌گرا ۰/۷۹، برای پرسش‌نامه‌ی توانمندسازی ۰/۸۳ و برای پرسش‌نامه‌ی رضایت شغلی ۰/۸۲ محاسبه شد. تجزیه‌وتحلیل داده‌های پژوهش از طریق تحلیل مسیر و مدل معادلات ساختاری با استفاده از نرم‌افزار اسمارت پی‌ال‌اس انجام شد.
یافته‌ها: بر اساس یافته‌ها، تمام فرضیه‌های تحقیق تأیید شد. نتایج به‌دست‌آمده از آزمون سوبل نشان می‌دهد که اثر غیرمستقیم سبک رهبری تحول‌گرا بر رضایت شغلی به‌واسطه‌ی توانمندسازی کارکنان برابر ۰/۵۵۶ شده است. مقدار مثبت بتا (۰/۵۵۶) نشان از مثبت بودن شدت اثر دارد.
نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش نشان می‌دهد که ایفای نقش رهبری تحول‌گرا توسط مدیران سازمان، از طریق ایجاد گونه‌ای از شرایط کاری که فراهم‌کننده‌ی توانمندسازی کارکنان باشد، بر احساس رضایت از شغل و بهبود آن مؤثر خواهد بود.

نادره سیداحمدی، علیرضا حیدری، پرویز عسکری،
دوره 11، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده

اهداف: این مطالعه به‌منظور بررسی تأثیر درمان مصون‌سازی در برابر استرس (SIT) بر استرس شغلی، اضطراب کرونا، تاب‌آوری و کیفیت خواب کارکنان بهداشت و درمان انجام شد.
روش ‌‌‌کار: طرح پژوهش پیش‌آزمون‌پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه‌ی تحقیق کارکنان بهداشت و درمان شهر اهواز بودند و نمونه‌ی تحقیق شامل ۴۰ نفر بود که به‌روش نمونه‌گیری هدفمند بر اساس معیارهای ورود و خروج انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش عبارت بودند از: مقیاس اضطراب بیماری کرونا، تاب‌آوری، کیفیت خواب و استرس شغلی. داده‌ها با روش تحلیل کوواریانس تک‌متغیری و چندمتغیری با استفاده از نرم‌افزار SPSS تحلیل شدند.
یافته‌ها: یافته‌های پژوهش حاضر نشان داد که نسبت F تحلیل کوواریانس تک‌متغیری برای کیفیت خواب ۳۰۴/۰۸ (۰/۰۰۱P<)، اضطراب کرونا ۲۱۲/۹۹ (۰/۰۰۱P<)، تاب‌آوری ۱۵۲/۳۷ (۰/۰۰۱P<) و استرس شغلی ۱۲۴/۵۹ (۰/۰۰۱P<) است (۰/۰۰۱P<).
نتیجه‌گیری: با توجه به اثربخشی آموزش مصون‌سازی در برابر استرس بر متغیرهای مورد مطالعه، این آموزش برای کادر بهداشت و درمان ضروری به نظر می‌رسد.

کارن فتاحی،
دوره 12، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

اهداف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثر مقادیر دی‌اکسیدکربن موجود در هوا بر احساس آسایش حرارتی، عملکرد شناختی و ضربان قلب کارکنان فضاهای درمانی حین انجام فعالیت کاری در فضاهای درمانی است که در معرض شلوغی افراد، عدم تهویه مناسب محیط کاری، استقرار در فضاهای زیرزمینی، اماکن فاقد نورگیری و دارای آلایندگی در محلّ کار هستند.
روش ‌‌‌کار: در این مطالعه آزمایشگاهی، ۲۰ نفر از کارکنان یک درمانگاه تخصّصی به‌طور تصادفی به دو گروه ۱۰ نفری تقسیم شدند و در دمای ۲۵ درجه سانتی‌گراد در معرض سطوح مختلف دی‌اکسید کربن (۱۱۰۰ ppm با تهویه و ۱۸۰۰ ppm بدون تهویه) قرار گرفتند. پارامترهای ضربان قلب و آسایش حرارتی با استفاده از پرسش‌نامه استاندارد ASHRAE و عملکرد شناختی (MOCA) ثبت و داده‌ها با آنالیز کواریانس چندمتغیّره (MANCOVA) تجزیه‌وتحلیل شدند.
یافته‌ها: مقادیر آماری فیشر به‌دست‌آمده نشان می‌دهد که عملکرد شناختی و سطوح فاکتور دی‌اکسیدکربن موجود در هوا (۱۸۰۰ ppm و ۱۱۰۰ ppm) به‌طور معنی‌داری بر آسایش حرارتی تأثیر می‌گذارند (p<۰/۰۵, F(۱,۱۵)=۱۳/۲۵۷وp<۰/۰۵, F(۱.۱۵)=۱۶/۶۹۴). همچنین، سطوح دی‌اکسیدکربن موجود در هوا (۱۸۰۰ ppm و ۱۱۰۰ ppm) و جنسیت افراد نقش مهمی در افزایش ضربان قلب کارکنان فضاهای درمانی در محلّ کار آن‌ها با مقادیر ( p<۰/۰۵, F(۱,۱۵)=۵۳/۳۸۱وp<۰/۰۵, F(۱.۱۵)=۹/۶۴۲) دارند. یافته‌ها نشان داد وضعیت آسایش حرارتی افرادی که در معرض مقدار دی‌اکسیدکربن (ppm) ۱۸۰۰ قرار داشتند، به‌اندازه ۰/۸۷۸ واحد TSV نارضایتی حرارتی و ۹/۲۵ ضربان قلب بیشتری نسبت به مقدار دی‌اکسیدکربن (ppm) ۱۱۰۰ موجود در محیط کار داشتند.
نتیجه‌گیری: با کنترل مداوم کیفیت هوا در محیط‌های کاری می‌توان توسعه دامنه آسایش حرارتی، بهبود وضعیت عملکرد شناختی و پیشگیری از بروز آسیب به سلامت کارکنان فضاهای درمانی حین انجام فعالیت‌های کاری را ایجاد کرد.

مریم ممتازبخش، سعید قاسمی، نبی امیدی، محمدرضا امیدی، وحیده منتی،
دوره 13، شماره 2 - ( 5-1404 )
چکیده

اهداف: اختلالات اسکلتی-عضلانی از چالش‌های اصلی سلامت شغلی در صنایع با شرایط کاری چالش برانگیز مانند پتروشیمی هستند. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر مداخله ترکیبی ارگونومیک و ورزشی بر کاهش درد و بهبود عملکرد حرکتی کارکنان پتروشیمی ایلام انجام شد.
روش ‌‌‌کار: این پژوهش نیمه‌تجربی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون بر روی ۴۰ کارگر مرد انجام شد. شرکت‌کنندگان به صورت تصادفی به دو گروه مداخله (ترکیب آموزش ارگونومی و تمرینات ورزشی) و کنترل تقسیم شدند. داده‌ها با پرسش‌نامه‌های نوردیک (NMQ) و عملکرد حرکتی (MPQ) جمع‌آوری و با آزمون‌های t  مستقل و تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر تحلیل شدند.
یافته‌ها: مداخله ترکیبی منجر به کاهش معنادار درد کمر (۵۵ درصد)، شانه (۵۶ درصد) و زانو (۵۷ درصد) و بهبود نمره کل عملکرد حرکتی (۴۳ درصد) شد ( ۰/۰۰۱<P). اندازه اثر کوهن در محدوده ۱/۸ تا ۲/۵ نشان‌دهنده اثربخشی بالا بود.
نتیجه‌گیری: ترکیب مداخلات ارگونومیک و ورزشی منجر به کاهش معنادار دردهای اسکلتی-عضلانی و بهبود عملکرد حرکتی در کارکنان پتروشیمی شد. این یافته‌ها نشان‌دهنده تاثیر مثبت مداخله بر شاخص‌های عملکرد حرکتی کارکنان است.

اکرم محمودی، تیمور اللهیاری،
دوره 13، شماره 2 - ( 5-1404 )
چکیده

اهداف: در محیط‌های کاری پرفشار امروزی، تاب‌آوری فردی کارکنان و جو ارگونومی از عوامل کلیدی در حفظ بهره‌وری و رفاه نیروی انسانی محسوب می‌شوند. جو ارگونومی نشان‌دهنده‌ی درک کارکنان از میزان توجه و حمایت سازمان نسبت به طراحی و اصلاح شغل برای ارتقای سلامت و رفاه کارکنان و عملکرد عملیاتی آن‌ها اشاره دارد. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط بین جو ارگونومی و تاب‌آوری کارکنان در یک شرکت گاز انجام شد.
روش‌ کار: پژوهش حاضر، از نوع توصیفی-تحلیلی و مقطعی می‌باشد و داده‌ها با استفاده از دو پرسش‌نامه معتبر تحت عنوان جو ارگونومی و تاب‌آوری کونور و دیویدسون جمع‌آوری شده است. نمونه‌گیری به روش خوشه‌ای تصادفی در میان ۱۷۰ نفر از کارکنان ادارات مرکزی و منطقه‌ای شرکت گاز انجام شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها توسط نرم‌افزار SPSS، آمار توصیفی و آزمون‌های همبستگی، تی تست تک نمونه‌ای و رگرسیون صورت گرفت.
یافته ‌ها: میانگین جو ارگونومی شرکت گاز ۲۹/۹۶±۱۳۵/۰۳ و میانگین تاب‌آوری کارکنان ۱۶/۴۴±۹۶/۵ برآورد شد. ضریب همبستگی میان جو ارگونومی و تاب‌آوری برای ۱۷۱ نمونه ۰/۲۲+ به‌دست آمد. نتایج نشان داد که میانگین جو ارگونومی، عملکرد عملیاتی، رفاه و تاب‌آوری فردی کارکنان بالاتر از سطح میانگین نظری بوده و بین تمامی ابعاد جو ارگونومی شامل تعهد مدیریت، دانش و آگاهی، مشارکت کارکنان و شناسایی و کنترل مخاطرات با تاب‌آوری، رابطه‌ای مثبت و معنادار وجود داشته است، اما میان متغیرهای دموگرافیک سن، جنسیت، تحصیلات و سابقه‌ی شغلی و تاب‌آوری فردی کارکنان ارتباط معناداری وجود ندارد.
نتیجه‌‌گیری: جو ارگونومی مطلوب نقش موثری در کاهش استرس و بهبود شرایط روانی محیط کار ایفا می‌کند. ارتقای سلامت جسمانی و روانی، کاهش استرس، افزایش رضایت شغلی و بهبود کیفیت زندگی کاری به شکل‌های گوناگون بر تاب‌آوری کارکنان تاثیرگذار می‌باشد. در نتیجه توجه سازمان به مباحث ارگونومیک و راهبردهای حمایتی برای بهبود وضعیت ارگونومی محیط کار می‌تواند منجر به ارتقای سطح تاب‌آوری فردی کارکنان گردد.

نبی امیدی، نداسادات جعفری، محمدرضا امیدی، یدالله محمودی،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده

اهداف: در محیط‌های عملیاتی پرخطر مانند میادین نفتی، عوامل فیزیکی و روانی می‌توانند بهره‌وری کارکنان و رفتارهای مثبت سازمانی را تضعیف کنند. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر آموزش مهارت‌های ارگونومیک در بهبود رفتار شهروندی سازمانی و بهره‌ور کارکنان عملیاتی میدان نفتی آذر انجام شد.
روش ‌‌‌کار: این پژوهش نیمه‌تجربی با طرح پیش‌آزمون ـ پس‌آزمون همراه با گروه کنترل، روی چهل کارگر مرد بخش عملیاتی انجام شد. شرکت‌کنندگان به‌صورت تصادفی در دو گروه آموزش ارگونومی و کنترل (هرکدام بیست نفر) قرار گرفتند. داده‌ها با پرسش‏نامه رفتار شهروندی سازمانی پادساکف و همکاران (۱۹۹۰) و پرسش‏نامه بهره‌وری کارکنان هرسی و گلداسمیت (۱۹۸۰) گردآوری شد. برای تحلیل داده‌ها از آزمون t زوجی به‌منظور مقایسه درون‌گروهی نمرات پیش‌آزمون و پس‌آزمون در هر گروه، برای مقایسه بین دو گروه از آزمون t مستقل، و برای کنترل اثر نمرات پیش‌آزمون از تحلیل کوواریانس استفاده شد.
یافته‌ها: پس از اجرای چهارهفته‌ای مداخله آموزشی ارگونومی در سال ۱۴۰۳ و پیگیری به‌مدت برابر (چهار هفته از شروع دوره تا پس‌آزمون)، گروه مداخله در نمره کل رفتار شهروندی سازمانی (از ۶/۱۰۵ به ۴/۱۱۸؛‌ ۱/۱۲+ درصد) و بهره‌وری کارکنان (از ۸/۱۲۸ به ۶/۱۴۵؛ ۰/۱۳+ درصد)، افزایش معناداری نشان داد (۰/۰۰۱<p). بیشترین ارتقا در رفتار شهروندی سازمانی مربوط به نوع‌دوستی (+۳/۱۵ درصد) و وجدان کاری (+۸/۱۴ درصد) و در بهره‌وری کارکنان مربوط به مؤلفه‌های انگیزش (۲/۱۶+ درصد) و توان (۴/۱۵+ درصد) بود. اندازه‌های اثر کوهن در بازه ۷۸/۱ تا ۲۰/۲ نشان‌دهنده اثربخشی بسیار زیاد بود. در گروه کنترل طی همین مدت، تغییر معناداری مشاهده نشد (۰/۰۵<p).
نتیجه‌گیری: آموزش مهارت‌های ارگونومیک موجب بهبود چشمگیر رفتار شهروندی سازمانی و بهره‌وری کارکنان میدان نفتی آذر شد. این نتایج اهمیت سرمایه‌گذاری در آموزش‌های ارگونومیک را به‌عنوان رویکردی استراتژیک برای ارتقای عملکرد فردی و سازمانی در محیط‌های پرخطر تأیید می‌کند.


علی افشاری،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده

اهداف: با گسترش فناوری‌های دیجیتال و استفاده روزافزون از ابزارهای هوشمند در محیط‌های کاری، چالش‌هایی نظیر مشکلات اسکلتی ـ‌ عضلانی و کاهش بهره‌وری کارکنان به‌ وجود آمده است. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر طراحی ارگونومیک محیط کار دیجیتال و بهره‌گیری از ابزارهای هوشمند در بروز اختلالات اسکلتی ـ عضلانی و سطح بهره‌وری کارکنان اداری دانشگاه مراغه بود.
روش ‌‌‌کار: پژوهش از نوع توصیفی ـ هم‌بستگی بود. جامعه آماری شامل تمام کارکنان اداری دانشگاه مراغه در سال ۱۴۰۳ بود. از جامعه مذکور با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای و با توجه به جدول مورگان، ۱۵۰ نفر به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها شامل پرسش‌نامه اسپرنچر و همکاران برای ارزیابی اختلالات اسکلتی ـ عضلانی و پرسش‌نامه بهره‌وری سازمانی بود. داده‌ها با استفاده از هم‌بستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه در نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۵ تحلیل شدند.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که بین سلامت اسکلتی ـ عضلانی و بهره‌وری رابطه منفی معنادار مشاهده شد (۰/۴۷- r=)، به‌طوری که با افزایش مشکلات اسکلتی ـ عضلانی، کارایی (۰/۴۱- r=)، کیفیت انجام وظایف (۰/۳۹- r=)، تعهد به اهداف (۰/۴۵- r=) و مدیریت زمان (۰/۳۶- r=) کاهش یافت. رگرسیون چندمتغیره نشان داد طراحی محیط کار دیجیتال و استفاده از ابزارهای هوشمند با کاهش مشکلات اسکلتی ـ عضلانی (۰/۰۵ p < و ۰/۵۲- β=) و افزایش بهره‌وری (۰/۰۵ p < و ۰/۴۶ β=) همراه است.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان می‌دهد که طراحی ارگونومیک محیط کار همراه با استفاده از ابزارهای هوشمند، موجب کاهش دردهای اسکلتی ـ عضلانی و افزایش بهره‌وری می‌شود. همچنین، این نتایج بر اهمیت محیط کار ارگونومیک و ابزارهای هوشمند برای ارتقای سلامت و عملکرد کارکنان تأکید دارد.

عباس محمدی، لیلا آقائی، مرضیه صادقیان، محمد صادق لؤلؤ،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: کارکنان اداری شبکه‌های بهداشت هم‌زمان در معرض عوامل روانیاجتماعی نامطلوب و اختلالات اسکلتیعضلانی ناشی از پوسچر کاری قرار دارند که می‌تواند بهره‌وری را کاهش دهد. هدف این مطالعه بررسی رابطه عوامل روانیاجتماعی و اختلالات اسکلتیعضلانی با بهره‌وری کارکنان اداری شبکه بهداشت و درمان و ارزیابی اثربخشی مداخله آموزشیارگونومیک بر این شاخص‌ها بود.

روش کار: این پژوهش نیمه‌تجربی با طرح پیش‌آزمونپس‌آزمون در سال ۱۴۰۳ بر روی ۱۵۰ نفر از کارکنان اداری شبکه بهداشت و درمان شهرستان بهبهان انجام شد. داده‌ها با پرسشنامه عوامل روانیاجتماعی کپنهاگن (COPSOQ III)، پرسشنامه بهره‌وری هرسی و گلداسمیت (ACHIEVE) و پرسشنامه نوردیک اختلالات اسکلتیعضلانی (NMQ) جمع‌آوری شد. پوسچر کاری با چک‌لیست ROSA در زیرنمونه ۱۵ نفره ارزیابی گردید. مداخله آموزشیارگونومیک طی سه ماه (اردیبهشت تا تیر ۱۴۰۴) در قالب جلسات گروهی شامل مهارت‌های ارتباطی، مدیریت استرس، انگیزش، حمایت اجتماعی و اصول ارگونومی اجرا شد. تحلیل داده‌ها با SPSS-26 و آزمون‌های مرتبط انجام گرفت (سطح معنی‌داری ۰٫۰۵).

یافته‌ها: بین نمره کل عوامل روانیاجتماعی و بهره‌وری کل رابطه مثبت و معنادار مشاهده شد r=0.633)، (p<0.01 و اختلالات اسکلتیعضلانی با برخی ابعاد بهره‌وری رابطه منفی معنادار داشت.  (p<0.05) پس از مداخله، اغلب ابعاد عوامل روانیاجتماعی و بهره‌وری به‌طور معناداری بهبود یافتند (p<0.001) و نمره کل بهره‌وری افزایش چشمگیر نشان داد (۲٫۸۲ به ۴٫۰۳؛ . (d=1.51 همچنین اختلالات اسکلتیعضلانی کاهش معنادار داشت (۵٫۳۶ به ۴٫۲۴؛. ( p<0.001 تغییر معناداری در نمره ROSA مشاهده نشد. (p=0.640)

نتیجه‌گیری: مداخله آموزشیارگونومیک می‌تواند با بهبود عوامل روانیاجتماعی محیط کار و کاهش اختلالات اسکلتیعضلانی، بهره‌وری کارکنان اداری شبکه بهداشت را ارتقا دهد. انجام مطالعات آینده با گروه کنترل و پیگیری بلندمدت توصیه می‌شود.

مریم شکری، جعفر نصیر ناتری،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1405 )
چکیده

زمینه و هدف
با گسترش فزاینده هوشمندسازی شهری، چالش‌های بهره‌وری کارکنان شهرداری به یک مسئله سازمانی و خدماتی حیاتی تبدیل شده است. این پژوهش با هدف طراحی مدل یکپارچه مدیریت تحول‌گرا، هوشمندسازی شهری و ارگونومی سازمانی برای ارتقای کارایی و عملکرد کارکنان شهرداری‌های هوشمند انجام شد.


روش کار
پژوهش با رویکرد ترکیبی انجام شد. در فاز کیفی، با ۱۸ نخبه و کارشناس ارشد مصاحبه عمیق شد و داده‌ها با تحلیل مضمون شش‌مرحله‌ای براون و کلارک (۲۵۶ کد ، ۴۱ مضمون فرعی ، ۴ مضمون اصلی) بررسی گردید. در فاز کمی، مدل مفهومی از طریق پرسشنامه محقق‌ساخته بر روی ۲۳۸ نفر از کارکنان منطقه ۸ شهرداری تهران (نرخ پاسخ‌دهی ۹۶.۳۶٪) آزمون شد. تحلیل داده‌ها با PLS-SEM در نرم‌افزار Smart PLS 4 و بوت‌استرپ ۵۰۰۰ زیرنمونه‌ای صورت گرفت.


یافته‌ها
تحلیل کیفی منجر به شناسایی ۴ مضمون اصلی شد: مدیریت تحول‌گرا، هوشمندسازی شهری، ارگونومی سازمانی و کارایی کارکنان. نتایج مدل کمی برازش مطلوب را نشان داد R²=0.78، Q²=0.56، SRMR=0.051، NFI=0.95 .هر سه بعد تأثیر مثبت و معناداری بر کارایی داشتند؛ مدیریت تحول‌گرا با ضریب مسیر ۰.۴۶ t=8.47، f²=0.42 بیشترین تأثیر را به‌عنوان قوی‌ترین پیش‌بین شناسایی شد.


نتیجه‌گیری
مدل یکپارچه مدیریت تحول‌گرا، هوشمندسازی و ارگونومی، چارچوبی کارآمد برای تحلیل و ارتقای کارایی کارکنان شهرداری‌های هوشمند ارائه می‌کند؛ به‌گونه‌ای که انتظار می‌رود افزایش کارایی خدماتی، رضایت شهروندی را بهبود بخشد. این نتیجه بر ضرورت گذار از رویکردهای صرفاً فناورانه به نگرشی سیستمی و انسان‌محور میان رهبری، فناوری و طراحی شغل تأکید دارد.

 


صفحه 2 از 2    
2
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله ارگونومی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Iranian Journal of Ergonomics

Designed & Developed by : Yektaweb