رسول همتجو، ابوالفضل قهرمانی، منصور محموداقباش،
دوره 12، شماره 4 - ( فصلنامه تخصصی انجمن ارگونومی و مهندسی عوامل انسانی ایران 1403 )
چکیده
اهداف: صدا یکی از عوامل زیانآور مهم در اکثر صنایع و کارخانهها است که شرایط محیط کاری شاغلان را تحت تاثیر قرار میدهد. فاکتورهای زیادی مانند نوع کار و شرایط کار، سازماندهی کار و ویژگیهای فردی کارگر بر توانایی انجام کار اثر میگذارند. همچنین استرس شغلی صرفا تحت تاثیر ویژگیهای فردی افراد قرار ندارد و محیط کاری استرسزا نیز از دلایل مهم ایجاد استرس است. در این پژوهش به بررسی ارتباط مواجهه با صدا با استرس شغلی و توانایی انجام کار شاغلان یک شرکت مواد غذایی پرداخته شد.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع توصیفی - تحلیلی است که با مشارکت ۱۴۲ نفر از کارکنان کارخانه مواد غذایی در گروههای کاری مختلف انجام شد. میزان استرس شغلی با تکمیل پرسشنامه osipow و توانایی انجام کار بین کارکنان از طریق پرسشنامه شاخص توانایی انجام کار (WAI) تعیین شد. میزان مواجهه صوتی شاغلان از طریق محاسبه تراز معادل ۸ ساعته صدا انجام شد. ارتباط بین مواجهه صوتی با استرس شغلی و توانایی انجام کار از طریق آزمونهای همبستگی پیرسون و اسپیرمن بررسی شد. برای بررسی تاثیر همزمان متغیرها از آزمون رگرسیون چندگانه و برای بررسی اختلاف میانگین متغیرهای مستقل از آزمون واریانس یکطرفه استفاده شد.
یافتهها: نتایج مطالعه نشان داد که بین مواجهه با صدا در گروههای مختلف کاری و سطح استرس شغلی کارکنان ارتباط مثبت و معناداری برقرار است (۰/۰۰۱>p). همچنین بین مواجهه با صدا و شاخص توانایی انجام کار رابطه منفی معناداری وجود دارد (۰/۰۰۱>p). در بررسی تاثیر همزمان متغیرها بر استرس شغلی و WAI، صدا بیشترین تاثیر را دارد. اختلاف میانگین استرس شغلی در گروههای شغلی معنادار نیست؛ ولی در WAI اختلاف میانگین در گروههای کاری تفاوت زیادی دارد.
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نشان داد افزایش مواجهه صوتی شاغلان میتواند به افزایش استرس شغلی و کاهش توانایی انجام کار شاغلان منجر شود.
زهراسادات شریفی، ابوالفضل قهرمانی، رسول همتجو،
دوره 13، شماره 3 - ( فصلنامه تخصصی انجمن ارگونومی و مهندسی عوامل انسانی ایران 1404 )
چکیده
اهداف: امروزه وسایل الکترونیکی از قبیل رایانه، تلفن همراه و تبلت، در کار و زندگی افراد نقش مهمی پیدا کردهاند و عمده شکایت کاربران پایانه های تصویری علائم چشمی ناشی از آنهاست. این مطالعه با هدف ارزیابی شدت روشنایی و درخشندگی و ارتباط احتمالی آن با خستگی بینایی در کاربران پایانه های تصویری دانشگاه علوم پزشکی تبریز انجام شد.
روش کار: این مطالعه مقطعی بر روی ۱۷۱ نفر از کاربران پایانه های تصویری دانشگاه علوم پزشکی تبریز انجام گرفت. در این مطالعه، شدت روشنایی موضعی در سطح کار و شدت درخشندگی ناشی از صفحهنمایش در ارتفاع سطح چشم کاربر اندازهگیری شد. برای ارزیابی خستگی بینایی، از پرسشنامه خستگی بینایی پانزدهسؤالی استفاده شد. نتایج با استفاده از آزمونهای تی زوجی و آزمون کایدو و با کمک نرمافزار SPSS نسخه ۱۶ تجزیهوتحلیل شد.
یافتهها: در این مطالعه متوسط شدت روشنایی موضعی روی میزکار، ۳۰۶/۶ لوکس و متوسط شدت درخشندگی نیز ۷۳/۹ کاندلا بر مترمربع اندازهگیری شد. شدت روشنایی موضعی در ۴۱/۶ درصد موارد کمتر از حد توصیهشده بود. بین شدت روشنایی و خستگی بینایی کاربران در طول مطالعه، از لحاظ آماری ارتباط معناداری وجود نداشت. همچنین، بین درخشندگی و خستگی بینایی کاربران نیز از لحاظ آماری ارتباط معناداری وجود نداشت. نتایج این مطالعه نشان داد که خستگی بینایی در پایان کار، با خستگی بینایی فرد در شروع کار، تفاوت معناداری دارد. همچنین، نتایج این مطالعه نشان داد بین خستگی بینایی و نوع کار رابطه معناداری وجود دارد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد بین شدت روشنایی و درخشندگی با خستگی بینایی رابطهای وجود ندارد. با توجه به یافتههای مطالعه، پیشنهاد می شود درصورت امکان، زمان شروع کار با پایانه های تصویری زمانی باشد که احساس خستگی بینایی وجود ندارد. همچنین، ازآنجاکه یکی از عوامل مؤثر در ایجاد خستگی بینایی نوع کار است، پیشنهاد می شود کاربران کار خود را به صورتی مدیریت کنند که بیشتر بهصورت کار غیرفعال (مطالعه صفحه) فعالیت کنند.