10 نتیجه برای زارع
علیرضا چوبینه، هادی دانشمندی، مریم پرند، رضوان قبادی، عبدالله حقایق، فروغ زارع دریسی،
دوره 1، شماره 2 - ( فصلنامه تخصصی انجمن ارگونومی و مهندسی عوامل انسانی ایران 1392 )
چکیده
مقدمه: با توجه به پیچیدگی و رقابت روز افزون در سازمان ها و بازار کار، توجه به نیروی انسانی و به دنبال آن کیفیت زندگی کاری اهمیت روزافزونی یافته است. این مطالعه با هدف بررسی کیفیت زندگی کاری و تعیین عوامل موثر بر آن در کارکنان ستادی دانشگاه علوم پزشکی شیراز، صورت پذیرفت.
مواد و روش ها: در این مطالعه ی مقطعی، 218 نفر از کارکنان ستادی دانشگاه علوم پزشکی شیراز با گستره ی سنی 23 تا 54 سال داوطلبانه شرکت نمودند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه بود که از دو بخش تشکیل شده است. بخش اول ویژگی های دموگرافیک و شغلی و بخش دوم سوالات مربوط به کیفیت زندگی کاری را در بر می گرفت. داده ها با استفاده از آزمون های آماری Pearson Correlation، Kruskal-Wallis و Mann-Whitney U و به وسیله نرم افزار SPSS (V.16) مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفتند.
نتایج: میانگین و انحراف استاندارد نمره ی کیفیت زندگی کاری 61/16±51/127 محاسبه شد. آزمون های آماری نشان دادند که بین جنسیت و درآمد افراد مورد مطالعه با نمره کیفیت زندگی کاری ارتباط معناداری وجود دارد (05/0>p)، به گونه ای که کیفیت زندگی کاری در زنان و افراد پردرآمد بیش از مردان و افراد کم درآمد می باشد. از طرفی نتایج نشان دادند بین سن، سابقه کار، وضعیت تاهل، تعداد فرزندان، میزان تحصیلات، نوع استخدام و محل خدمت افراد مورد مطالعه با نمره کیفیت زندگی کاری ارتباط معناداری وجود ندارد.
بحث: متغیرهایی همچون جنسیت و سطح درآمد افراد از جمله عوامل موثر بر کیفیت زندگی کاری در جامعه ی مورد مطالعه است.
فروغ زارع دریسی، لیلا رستگار، ستار حسینی، هادی دانشمندی، علیرضا چوبینه، ابوالفضل محمد بیگی،
دوره 1، شماره 3 - ( فصلنامه تخصصی انجمن ارگونومی و مهندسی عوامل انسانی ایران 1392 )
چکیده
مقدمه: از بیشترین ظرفیت هوازی
(VO2-max) میتوان به منظور سنجش وضعیت قلبی- تنفسی افراد
و بهدنبال آن ایجاد تناسب فیزیولوژیک بین کار و کارگر استفاده نمود. این مطالعه با
هدف تعیین همبستگی بین دو روش آستراند و
ACSM در برآورد بیشترین ظرفیت هوازی و تعیین عوامل مؤثر
بر آن در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز، صورت پذیرفت.
مواد و روشها: در این مطالعه مقطعی، 104 نفر (54 مرد و 50
زن) از دانشجویان بهصورت داوطلبانه شرکت نمودند ( 18 تا 28 سال). افراد بهوسیله آزمون
پله (پروتکل آستراند وACSM) مورد ارزیابی قرارگرفتند. ابزار گردآوری دادهها،
پرسشنامهای بود که از بخشهای مجزا شامل ویژگیهای دموگرافیک (سن، جنس و ... )، ویژگیهای
آنترپومتریک (قد، وزن وBMI ) و فیزیولوژیک
(VO2-max) تشکیل شده بود.
یافتهها: نتایج نشان داد که بیشترین ظرفیت هوازی براوردشده
از طریق پروتکل آستراند و ACSM بهترتیب
(0.825±) 3.21 ،(0.707±) 3.13 لیتر در دقیقه
میباشد. ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که همبستگی میان بیشترین ظرفیت هوازی براوردشده
از طریق دو پروتکل آستراند و ACSM بالاستr=0.958).) همچنین بین بیشترین ظرفیت
هوازی براوردشده (پروتکل آستراند وACSM) با وزن، قد، BMI
و تعداد ساعات
ورزش در هفته ارتباط معناداری وجود داشت.
نتیجهگیری:
بین دو روش براورد بیشترین ظرفیت هوازی (پروتکل آستراند و ACSM) همبستگی بالایی وجود داشت. از متغیرهایی همچون وزن، قد، BMI
و تعداد ساعات ورزش در هفته میتوان به عنوان عوامل مؤثر نامبرد
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
رستم گلمحمدی، محمد حاجی اکبری، رشید حیدری مقدم، راضیه زارع، سیده خدیجه حسینی، سمانه کرمی،
دوره 2، شماره 4 - ( فصلنامه تخصصی انجمن ارگونومی و مهندسی عوامل انسانی ایران 1393 )
چکیده
مقدمه: درمحیط های آموزشی تامین کیفیت بصری در پیشرفت
تحصیلی اهمیت بالایی دارد. ایجاد آسایش بصری و افزایش بازدهی و رغبت جهت تحصیل، ازجمله
فواید تنظیم روشنایی کلاس درس و جلوگیری از اختلال در بینایی دانشآموزان است. این
مطالعه باهدف ارزیابی شدت روشنایی داخلی مدارس دخترانه شهر همدان در سالهای 1385و1393
انجام شده است تا بتواند به شناسایی مشکلات احتمالی آن بپردازد.
مواد و روش ها: این مطالعه در دو مقطع زمانی، در سالهای 1385 و 1393 در مدارس دخترانه شهر همدان انجام پذیرفته است.
در هر مقطع زمانی، متوسط روشنایی عمومی و موضعی بر روی تخته سیاه کلاسهای درس با روشهای
توصیهشده انجمن مهندسین روشنایی آمریکای شمالی در روزهای غیر آفتابی توسط دستگاه لوکس
متر اندازهگیری، محاسبه و با حد مجاز توصیهشده استاندارد آئیننامه بهداشت مدارس
و انجمن مهندسین روشنایی آمریکای شمالی مقایسه گردید. علاوه بر شدت روشنایی، وضعیت
معیارهای کیفیتی شامل الگوی چیدمان چراغها، نگهداری چراغها، وجود سایهروشن، نظافت سطوح داخلی، نگهداری سامانه روشنایی،
نوع چراغ و تناسب فنی طراحی نیز بررسی گردید.
یافته ها: با توجه به همه معیارهای مطلوبیت، در هر دو مقطع ارزیابی، کمتر از %25 کل اماکن
مورد بررسی از روشنایی مطلوب برخوردار بودهاند بهطوریکه در سال 85 فقط 16% از کلاسهای
درس دارای روشنایی عمومی مطلوب بودهاند و در سال 93 شدت روشنایی تمامی کلاسها در
محدوده غیرقابلقبول قرار گرفته و شدت روشنایی موضعی بر روی تخته سیاه تنها %6 کلاس درس در محدوده استاندارد قرار داشت. همچنین نتایج ارزیابی
نشان میدهد ضرایب بازتابش سطوح در بازه مطلوب قرار دارند.
نتیجه گیری: عدم وجود روشنایی مطلوب عمومی و موضعی بر
روی تخته سیاه مدارس در سال 93 و مقایسه آن با نتایج ارزیابی روشنایی سال 85، نشاندهنده
این امر است که هنوز مشکل تامین روشنایی برای مدارس پابرجاست. الگوی چیدمان نامناسب
و استفاده از لامپهای رشتهای و نامناسب را میتوان از عمده دلایل وضعیت نامناسب نتایج
ارزیابی روشنایی مدارس دخترانه شهر همدان نام برد.
رضوان زارع، علیرضا چوبینه، ساره کشاورزی، سعیده مقاتلی،
دوره 4، شماره 2 - ( فصلنامه تخصصی انجمن ارگونومی و مهندسی عوامل انسانی ایران 1395 )
چکیده
مقدمه: اختلالات خواب در بین جمعیت شاغل بسیار رایج بوده و یکی از مشکلات مهم سلامت میباشد. اختلالات خواب تأثیر منفی بر عملکرد شغلی دارد. مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط کیفیت خواب و خواب آلودگی با غیبت از کار انجام شده است.
روش کار: این مطالعه به صورت مقطعی و بر روی 400 نفر از کارکنان شاغل در یک شرکت گاز به روش نمونه گیری تصادفی ساده انجام شد. در این مطالعه پرسشنامههای کیفیت خواب پیتزبورگ و خواب آلودگی کارولینسکا (KSS) به عنوان ابزار پژوهش مورد استفاده قرار گرفت. برای تحلیل دادهها از آزمون Mann-Whitney U و شاخص ضریب همبستگی اسپیرمن استفاده شد.
یافتهها: 2/43% از افراد مورد مطالعه دارای کیفیت خواب مطلوب و 8/56% دارای کیفیت خواب نامطلوب بودند. آزمونهای آماری مشخص ساخت که بین میانگین تعداد روزهای غیبت از کار در افراد با کیفیت خواب مطلوب و نامطلوب، اختلاف معنی داری وجود دارد (0001/0 = P) شاخص ضریب همبستگی اسپیرمن (777/0 = ρ) نشان داد که ارتباط نمره خواب آلودگی با تعداد روزهای غیبت از کار از نظر آماری معنادار است (0001/0 = P).
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که ارتباط مستقیم و قوی بین کیفیت خواب و خواب آلودگی و غیبت از کار در افراد مورد مطالعه وجود دارد و با کاهش کیفیت خواب و افزایش میزان خواب آلودگی افراد، تعداد روزهای غیبت از کار آنها نیز افزایش مییابد.
بهرام طهماسبی، مهدی زارع بهرام آبادی، مهشید ایزدی، حمیده عبدالحسینی،
دوره 7، شماره 4 - ( فصلنامه تخصصی انجمن ارگونومی و مهندسی عوامل انسانی ایران 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: از عوامل مؤثر بر عملکرد شغلی هر فرد میتوان به استرس شغلی، رسالت شغلی و فرسودگی شغلی اشاره کرد؛ بنابراین هدف مطالعه حاضر تبیین روابط علی عوامل استرس زای شغلی، رسالت شغلی و فرسودگی شغلی در کارکنان دانشگاه علوم پزشکی همدان بوده است.
روش کار: مطالعه توصیفی-تحلیلی حاضر از نوع مقطعی است که در سال ۱۳۹۸ تعداد ۳۷۸ نفر از کارکنان غیر هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی همدان را بررسی کرده است. دادههای این مطالعه با استفاده از پرسشنامههای فرسودگی شغلی مسلش، استرس شغلی (HSE- Q) و رسالت شغلی دیک جمع آوری شد. بهمنظور بررسی ارتباط متغیرها، از روش مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) در نرمافزار AMOS نسخه ۲۴ استفاده شد.
یافتهها: میانگین سنی شرکتکنندگان ۳۸/۹۳ سال بود. مؤلفههای عوامل استرسزای شغلی و رسالت شغلی با مؤلفههای فرسودگی شغلی همبستگی مثبت و معناداری دارند (۰/۰۵>P). برازش مدل اندازهگیری با دادههای گرد آوری شده قابل قبول است. عوامل استرسزای شغلی نیز بهصورت غیرمستقیم و با میانجیگری ابعاد حضور و جستوجوی رسالت شغلی با فرسودگی شغلی کارکنان دانشگاه علوم پزشکی رابطه دارد. مجموع مجذور هم بستگیهای چندگانه برای متغیر فرسودگی شغلی ۰/۵۶ بود. براساس این یافته، عوامل استرسزای شغلی و رسالت شغلی درمجموع ۵۶ درصد از واریانس فرسودگی شغلی را تبیین میکنند.
نتیجه گیری: عوامل استرسزای شغلی و رسالت شغلی درمجموع بیشتر از ۵۰ درصد فرسودگی شغلی را تبیین میکنند؛ بنابراین با توجه به تأثیرات زیانبار فرسودگی شغلی در کارکنان پیشنهاد میشود مسئولان برای کاهش عوامل استرسزا مانند نیازهای روانی و فیزیکی محیط کار، نداشتن حمایت، نبود امنیت شغلی و همچنین رسالت شغلی اقدام کنند.
حامد امانی، سید حسین شجاعی، هیمن زارعی،
دوره 8، شماره 1 - ( فصلنامه تخصصی انجمن ارگونومی و مهندسی عوامل انسانی ایران 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: محیط کار مناسب فضایی است که فرد در آن احساس آرامش و تمرکز دارد. در زمینه روانشناسی محیط، رنگ یکی از عوامل محیطی است که تأثیر بسیاری بر ادراک و رفتار انسان دارد؛ بنابراین هدف مطالعه مروری سیستماتیک حاضر بررسی تأثیر رنگ بر محیط کار است.
روش کار: مقاله حاضر مطالعه مروری سیستماتیک است. مقالات منتشر شده تمام متن و انگلیسی در پایگاههای علمی PubMed, Scopus, Science Direct ISI Web of Knowledge با کلیدواژه های درک رنگ، ارگونومی رنگ، روانشناسی رنگ، اثر رنگ، سلامت روانی و محیط کار بدون محدودیت زمانی جستوجو شد که ۴۵ مقاله واجد شرایط بررسی شدند.
یافتهها: در ابتدا ۲۶۲ مقاله از پایگاههای اطلاعاتی مختلف شناسایی شدند. در میان آنها ۹۳ مقاله معیارهای ورود به مطالعه را داشتند. پس از آن ۴۸ مقاله بهدلیل انجامندادن مطالعات تجربی از مطالعه حذف و ۴۵ مقاله برای بررسی نهایی انتخاب شدند. درمجموع ۱۸ مطالعه به بررسی اولویت رنگ، ۲۵ مطالعه به تحلیل خلق و خو و احساسات، ۶ مطالعه به بررسی پیامدهای سلامت و ۱۹ مطالعه به تحلیل تأثیر رنگ محل کار بر پیامدهای مرتبط با کار متمرکز بودند. نتایج نشان میدهد که رنگ، تأثیر فراوانی بر احساسات (برای مثال خلق و خو)، بهزیستی (مانند استرس، راحتی، رفاه) و عملکرد (بهرهوری و خلاقیت) دارد.
نتیجه گیری: رنگ در محیط کار نقش مهمی در ادراک و رفتار انسان بهویژه خلقوخو، رفاه و عملکرد دارد. استفاده از رنگ در محیط کار میتواند سبب افزایش روحیه مثبت، کمک به احساس بهزیستی و نتیجه مثبت منجر شود. دانستن چگونگی حداکثر تأثیرگذاری تفاوت رنگ در محل کار بر انسان ضروری است.
ندا مهدوی، مریم زارعی، نگین کشوری، یونس محمدی، مهدی زارعی، رشید حیدری مقدم،
دوره 8، شماره 1 - ( فصلنامه تخصصی انجمن ارگونومی و مهندسی عوامل انسانی ایران 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مهمترین جنبههای برقرار تعادل ارگونومی، برقراری تناسب محدودیتها و توانمندیهای انسان با ویژگیها و نیازمندیهای شغل است؛ بنابراین هدف این مطالعه بررسی مشخصات فیزیولوژیک کارکنان خدمات، تأسیسات و انتظامات یک سازمان کاری و تعیین تناسب آنها با مشاغلشان است.
روش کار: در این مطالعه مقطعی که در سال ۱۳۹۸ انجام شد، ۷۰ نفر از کارکنان یک سازمان (۱۵ نفر بخش تأسیسات، ۳۸ نفر بخش خدمات، ۱۷ نفر بخش انتظامات) با استفاده از پله آزمون کوئینز کالج، تحلیلگر ترکیبات بدن مدل N۲۰، ترازوی SECA، ضربانسنج Polar مدل RS۸۰۰CX و فرم کوتاه پرسش نامه بینالمللی فعالیت جسمانی (International Physical Activity Questionnaire: IPAQ) ارزیابی شدند. به منظور تحلیل نتایج از آمار توصیفی استفاده شد. مقایسه میانگینها با استفاده از آزمون ANOVA، بررسی معناداری تفاوت میانگینها بهکمک آزمون Tukey و تعیین روابط متغیرها با آزمون همبستگی اسپیرمن و نرم افزار SPSS نسخه ۲۰ صورت گرفت.
یافتهها: شاخص توده بدنی (Body Mass Index: BMI) و درصد چربی (Fat percentage: Fat%) در میان کارکنان فراتر از گسترههای بهینه بود. نسبت کمر به لگن (Waist to Hip Ratio: WHR) نیز در محدوده مجاز قرار داشت. همچنین، میانگین بیشترین اکسیژن مصرفی کارکنان (Maximum Volume of Oxygen consumption: VO۲max) mL/kg/min (۱/۴۲) ۳۳/۶۲ و میانگین بیشینه ظرفیت کاری (Physical Work Capacity: PWCmax) آنها kcal/min (۴/۴۶) ۱۶/۶۳ بود.
نتیجه گیری: نتایج نشان دهنده نامناسببودن سطح برخی ترکیبات بدنی، آمادگی جسمانی ضعیف و تناسب نداشتن قابلیتهای فرد و نیازمندیهای شغلی است. استفاده از آزمونهای استاندارد استخدام، فراهمآوری امکان فعالیتهای ورزشی (از سوی سازمانها) و یافتن شاخصهای تلفیقی که همزمان قابلیتهای جسمانی، روانی، اجتماعی و محیطی، افراد را برای تعیین ظرفیت کاری مدنظر قرار میدهد. (از سوی محققان) میتواند گامهایی تسهیلکننده برای برقراری تعادل ارگونومیکی در محیطهای کاری باشد.
عباسعلی جعفری ندوشن، محمدرضا زارع بنادکوکی، نیلوفر ندافی،
دوره 9، شماره 4 - ( فصلنامه تخصصی انجمن ارگونومی و مهندسی عوامل انسانی ایران 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: با شیوع ویروس کووید-۱۹، ممکن است رضایت شغلی و سلامت روان کارکنان به خصوص مراکز بهداشت و درمان در معرض خطر قرار گیرد. هدف پژوهش، بررسی تأثیر ویروس کووید-۱۹ روی رضایت شغلی و سلامت روان کارکنان مراکز بهداشت و درمان شهرستان یزد در سال ۱۳۹۹ میباشد.
روشکار: مطالعهی حاضر از نوع توصیفی- پیمایشی است و با انتخاب ۲۶۵ نمونهی تصادفی طبقهای از کارکنان مراکز بهداشت و درمان شهرستان یزد انجام شده است. ابزار پژوهش شامل پرسشنامههای رضایت شغلی مینهسوتا (Minnesota Satisfaction Questionnaire)، سلامت عمومی (General Health Questionnaire) و مقیاس اضطراب کرونا بود. تحلیل دادهها توسط آزمونهای ANOVA، Chi-square و همبستگی Pearson انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که رضایت شغلی و سلامت روان کارکنان به ترتیب در وضعیت متوسط و خطرناک قرار دارد و اضطراب کرونا روی رضایت شغلی (r=-۰/۶۱۱، P=۰/۰۰۹) و سلامت روان (r=-۰/۸۲۶، P=۰/۰۰۱) همبستگی معنیدار دارد. سن، جنسیت و تأهل روی رضایت شغلی، سلامت روان و اضطراب کرونا تأثیر معنیدار دارند (۰/۰۵ > P).
نتیجهگیری: پیشنهاد میگردد متولیان حوزه بهداشت و سلامت در شرایط شیوع ویروس کووید-۱۹ حمایتهای مالی و معنوی خود از کارکنان مراکر بهداشت و درمان افزایش دهند. همچنین نوبتی کردن کارکنان و استخدام پرسنل جدید نیز از جمله مواردی است که میتواند جهت بهبود رضایت شغلی و سلامت روان پرسنل، توسط مدیران مربوطه اتخاذ گردد.
زهرا گماری، محسن نظرزاده زارع،
دوره 12، شماره 2 - ( فصلنامه تخصصی انجمن ارگونومی و مهندسی عوامل انسانی ایران 1403 )
چکیده
اهداف: ظهور پرزنتیسم در محیط سازمانی میتواند پیامدهای منفی زیادی به همراه داشته باشد. یکی از نکات کلیدی در این زمینه این است که کیفیت تبادل رهبر - عضو میتواند بر افزایش یا کاهش پدیده پرزنتیسم تاثیر بگذارد. همچنین، تعهد سازمانی نیز با پرزنتیسم ارتباط معناداری دارد؛ بنابراین، پژوهش حاضر به تحلیل رابطه بین تبادل رهبر - عضو و پرزنتیسم سازمانی کارکنان دانشگاه از طریق نقش میانجی تعهد سازمانی میپردازد.
روش کار: برای نیل به این مقصود، از روش توصیفی - همبستگی با تکیه بر مدلیابی معادلات ساختاری استفاده شد. جامعه پژوهش حاضر شامل همگی کارکنان زن و مرد دانشگاه ملایر به تعداد ۱۴۵ نفر بود که با توجه به تعداد کم آنها، برای انتخاب نمونهها از روش سرشماری استفاده شد. برای گردآوری اطلاعات در این پژوهش از سه پرسشنامه تبادل رهبر - عضو، پرزنتیسم سازمانی و تعهد سازمانی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادههای پژوهش نیز از آمار توصیفی و آمار استنباطی در دو نرمافزار SPSS نسخه ۲۳ و SMART PLS نسخه ۳ استفاده شد.
یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که تبادل رهبر - عضو بر پرزنتیسم سازمانی با ضریب مسیر (۰/۲۷۱-)، تبادل رهبر - عضو بر تعهد سازمانی با ضریب مسیر (۰/۵۸۵) و تعهد سازمانی بر پرزنتیسم سازمانی با ضریب مسیر (۰/۲۸۶-) در سطح (۰/۰۱) معنادار است. همچنین اثر غیرمستقیم تبادل رهبر - عضو بر پرزنتیسم سازمانی با نقش میانجی تعهد سازمانی، با مقدار آماره سوبل (۲/۶۲۷) در سطح (۰/۰۵) معنادار است.
نتیجهگیری: نتیجه کلی این پژوهش نشان داد که بهبود تبادل رهبر - عضو و همچنین افزایش تعهد سازمانی میتواند به کاهش پرزنتیسم سازمانی در محیط دانشگاه منجر شود.
سمیه زارعی فتحآبادی، مریم خسرویزاد، مریم دمرچیلو، معصومه دمرلو ابهری،
دوره 14، شماره 2 - ( فصلنامه تخصصی انجمن ارگونومی و مهندسی عوامل انسانی ایران- در دست انتشار 1405 )
چکیده
زمینه و هدف: محیطهای بیمارستانی به دلیل ماهیت خدمات، از جمله پرتنشترین محیطهای کاری محسوب میشوند که سلامت روان کارکنان را با چالش جدی مواجه میکنند. این پژوهش با هدف طراحی و آزمون مدل ساختاری بهزیستی روانشناختی در میان کارکنان کادر درمان و اداری بیمارستان میلاد تهران انجام شد. با توجه به تمرکز مطالعه بر یک مرکز درمانی تخصصی، نتایج بیشتر در سطح محیطهای بیمارستانی مشابه قابل تعمیم است و باید در تعمیم آن به سایر بخشهای نظام سلامت با احتیاط عمل شود.
روش کار: این مطالعه با رویکرد ترکیبی (اکتشافی متوالی) انجام گرفت. در فاز کیفی، با استفاده از پدیدارشناسی تفسیری و ۱۶ مصاحبه عمیق با خبرگان، هدف اصلی نه شناسایی متغیرهای جدید، بلکه بومیسازی ابعاد و استخراج شاخصهای زمینهمند مرتبط با بهزیستی روانشناختی در بافت بیمارستان میلاد تهران بود. دادهها با تحلیل مضمون (MAXQDA 2020) تحلیل شدند. در فاز کمی، بر اساس یافتههای کیفی، پرسشنامهای 30 گویهای تدوین و میان ۳۰۰ نفر از کارکنان بیمارستان توزیع شد. تحلیل دادهها و برازش مدل نهایی با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری (CB-SEM) در نرمافزار LISREL 8.8 انجام شد.
یافتهها: در فاز کیفی، ۳ مضمون اصلی (ویژگیهای شخصیتی، سرمایه روانشناختی و استرس شغلی) و ۳۰ مضمون فرعی استخراج گردید. نتایج آزمون مدل کمّی نشان داد که مدل مفهومی از برازش مطلوبی برخوردار است (χ²/df = 2.36, CFI = 0.93, RMSEA = 0.063). یافتهها مؤید آن بود که سرمایه روانشناختی (β = 0.48) و ویژگیهای شخصیتی (β = 0.41) تأثیر مثبت و معنادار، و استرس شغلی (β = -0.33) تأثیر منفی و معناداری بر بهزیستی روانشناختی دارند (p < 0.001). در این میان، «سرمایه روانشناختی» بهعنوان قویترین پیشبین مثبت بهزیستی شناسایی شد.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش بر ضرورت حرکت از رویکردهای صرفاً مبتنی بر کارایی و کنترل عملکرد (مدیریت ابزارمحور) به سمت رویکردهای انسانمحور در مدیریت منابع انسانی سلامت تأکید دارد؛ رویکردی که در آن سلامت روان، تجربه زیسته کارکنان و سرمایه روانشناختی آنان بهعنوان مؤلفههای کلیدی در تصمیمگیریهای سازمانی و طراحی مداخلات محیط کار مورد توجه قرار میگیرد. در این چارچوب، تقویت سرمایه روانشناختی میتواند بهعنوان یک منبع تعدیلکننده، اثرات منفی استرسهای شغلی را کاهش داده و به پایداری بهزیستی روانشناختی در محیطهای بیمارستانی کمک کند