حامد امانی، سید حسین شجاعی، هیمن زارعی،
دوره 8، شماره 1 - ( فصلنامه تخصصی انجمن ارگونومی و مهندسی عوامل انسانی ایران 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: محیط کار مناسب فضایی است که فرد در آن احساس آرامش و تمرکز دارد. در زمینه روانشناسی محیط، رنگ یکی از عوامل محیطی است که تأثیر بسیاری بر ادراک و رفتار انسان دارد؛ بنابراین هدف مطالعه مروری سیستماتیک حاضر بررسی تأثیر رنگ بر محیط کار است.
روش کار: مقاله حاضر مطالعه مروری سیستماتیک است. مقالات منتشر شده تمام متن و انگلیسی در پایگاههای علمی PubMed, Scopus, Science Direct ISI Web of Knowledge با کلیدواژه های درک رنگ، ارگونومی رنگ، روانشناسی رنگ، اثر رنگ، سلامت روانی و محیط کار بدون محدودیت زمانی جستوجو شد که ۴۵ مقاله واجد شرایط بررسی شدند.
یافتهها: در ابتدا ۲۶۲ مقاله از پایگاههای اطلاعاتی مختلف شناسایی شدند. در میان آنها ۹۳ مقاله معیارهای ورود به مطالعه را داشتند. پس از آن ۴۸ مقاله بهدلیل انجامندادن مطالعات تجربی از مطالعه حذف و ۴۵ مقاله برای بررسی نهایی انتخاب شدند. درمجموع ۱۸ مطالعه به بررسی اولویت رنگ، ۲۵ مطالعه به تحلیل خلق و خو و احساسات، ۶ مطالعه به بررسی پیامدهای سلامت و ۱۹ مطالعه به تحلیل تأثیر رنگ محل کار بر پیامدهای مرتبط با کار متمرکز بودند. نتایج نشان میدهد که رنگ، تأثیر فراوانی بر احساسات (برای مثال خلق و خو)، بهزیستی (مانند استرس، راحتی، رفاه) و عملکرد (بهرهوری و خلاقیت) دارد.
نتیجه گیری: رنگ در محیط کار نقش مهمی در ادراک و رفتار انسان بهویژه خلقوخو، رفاه و عملکرد دارد. استفاده از رنگ در محیط کار میتواند سبب افزایش روحیه مثبت، کمک به احساس بهزیستی و نتیجه مثبت منجر شود. دانستن چگونگی حداکثر تأثیرگذاری تفاوت رنگ در محل کار بر انسان ضروری است.
ندا مهدوی، مریم زارعی، نگین کشوری، یونس محمدی، مهدی زارعی، رشید حیدری مقدم،
دوره 8، شماره 1 - ( فصلنامه تخصصی انجمن ارگونومی و مهندسی عوامل انسانی ایران 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مهمترین جنبههای برقرار تعادل ارگونومی، برقراری تناسب محدودیتها و توانمندیهای انسان با ویژگیها و نیازمندیهای شغل است؛ بنابراین هدف این مطالعه بررسی مشخصات فیزیولوژیک کارکنان خدمات، تأسیسات و انتظامات یک سازمان کاری و تعیین تناسب آنها با مشاغلشان است.
روش کار: در این مطالعه مقطعی که در سال ۱۳۹۸ انجام شد، ۷۰ نفر از کارکنان یک سازمان (۱۵ نفر بخش تأسیسات، ۳۸ نفر بخش خدمات، ۱۷ نفر بخش انتظامات) با استفاده از پله آزمون کوئینز کالج، تحلیلگر ترکیبات بدن مدل N۲۰، ترازوی SECA، ضربانسنج Polar مدل RS۸۰۰CX و فرم کوتاه پرسش نامه بینالمللی فعالیت جسمانی (International Physical Activity Questionnaire: IPAQ) ارزیابی شدند. به منظور تحلیل نتایج از آمار توصیفی استفاده شد. مقایسه میانگینها با استفاده از آزمون ANOVA، بررسی معناداری تفاوت میانگینها بهکمک آزمون Tukey و تعیین روابط متغیرها با آزمون همبستگی اسپیرمن و نرم افزار SPSS نسخه ۲۰ صورت گرفت.
یافتهها: شاخص توده بدنی (Body Mass Index: BMI) و درصد چربی (Fat percentage: Fat%) در میان کارکنان فراتر از گسترههای بهینه بود. نسبت کمر به لگن (Waist to Hip Ratio: WHR) نیز در محدوده مجاز قرار داشت. همچنین، میانگین بیشترین اکسیژن مصرفی کارکنان (Maximum Volume of Oxygen consumption: VO۲max) mL/kg/min (۱/۴۲) ۳۳/۶۲ و میانگین بیشینه ظرفیت کاری (Physical Work Capacity: PWCmax) آنها kcal/min (۴/۴۶) ۱۶/۶۳ بود.
نتیجه گیری: نتایج نشان دهنده نامناسببودن سطح برخی ترکیبات بدنی، آمادگی جسمانی ضعیف و تناسب نداشتن قابلیتهای فرد و نیازمندیهای شغلی است. استفاده از آزمونهای استاندارد استخدام، فراهمآوری امکان فعالیتهای ورزشی (از سوی سازمانها) و یافتن شاخصهای تلفیقی که همزمان قابلیتهای جسمانی، روانی، اجتماعی و محیطی، افراد را برای تعیین ظرفیت کاری مدنظر قرار میدهد. (از سوی محققان) میتواند گامهایی تسهیلکننده برای برقراری تعادل ارگونومیکی در محیطهای کاری باشد.
سمیه زارعی فتحآبادی، مریم خسرویزاد، مریم دمرچیلو، معصومه دمرلو ابهری،
دوره 14، شماره 2 - ( فصلنامه تخصصی انجمن ارگونومی و مهندسی عوامل انسانی ایران- در دست انتشار 1405 )
چکیده
زمینه و هدف: محیطهای بیمارستانی به دلیل ماهیت خدمات، از جمله پرتنشترین محیطهای کاری محسوب میشوند که سلامت روان کارکنان را با چالش جدی مواجه میکنند. این پژوهش با هدف طراحی و آزمون مدل ساختاری بهزیستی روانشناختی در میان کارکنان کادر درمان و اداری بیمارستان میلاد تهران انجام شد. با توجه به تمرکز مطالعه بر یک مرکز درمانی تخصصی، نتایج بیشتر در سطح محیطهای بیمارستانی مشابه قابل تعمیم است و باید در تعمیم آن به سایر بخشهای نظام سلامت با احتیاط عمل شود.
روش کار: این مطالعه با رویکرد ترکیبی (اکتشافی متوالی) انجام گرفت. در فاز کیفی، با استفاده از پدیدارشناسی تفسیری و ۱۶ مصاحبه عمیق با خبرگان، هدف اصلی نه شناسایی متغیرهای جدید، بلکه بومیسازی ابعاد و استخراج شاخصهای زمینهمند مرتبط با بهزیستی روانشناختی در بافت بیمارستان میلاد تهران بود. دادهها با تحلیل مضمون (MAXQDA 2020) تحلیل شدند. در فاز کمی، بر اساس یافتههای کیفی، پرسشنامهای 30 گویهای تدوین و میان ۳۰۰ نفر از کارکنان بیمارستان توزیع شد. تحلیل دادهها و برازش مدل نهایی با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری (CB-SEM) در نرمافزار LISREL 8.8 انجام شد.
یافتهها: در فاز کیفی، ۳ مضمون اصلی (ویژگیهای شخصیتی، سرمایه روانشناختی و استرس شغلی) و ۳۰ مضمون فرعی استخراج گردید. نتایج آزمون مدل کمّی نشان داد که مدل مفهومی از برازش مطلوبی برخوردار است (χ²/df = 2.36, CFI = 0.93, RMSEA = 0.063). یافتهها مؤید آن بود که سرمایه روانشناختی (β = 0.48) و ویژگیهای شخصیتی (β = 0.41) تأثیر مثبت و معنادار، و استرس شغلی (β = -0.33) تأثیر منفی و معناداری بر بهزیستی روانشناختی دارند (p < 0.001). در این میان، «سرمایه روانشناختی» بهعنوان قویترین پیشبین مثبت بهزیستی شناسایی شد.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش بر ضرورت حرکت از رویکردهای صرفاً مبتنی بر کارایی و کنترل عملکرد (مدیریت ابزارمحور) به سمت رویکردهای انسانمحور در مدیریت منابع انسانی سلامت تأکید دارد؛ رویکردی که در آن سلامت روان، تجربه زیسته کارکنان و سرمایه روانشناختی آنان بهعنوان مؤلفههای کلیدی در تصمیمگیریهای سازمانی و طراحی مداخلات محیط کار مورد توجه قرار میگیرد. در این چارچوب، تقویت سرمایه روانشناختی میتواند بهعنوان یک منبع تعدیلکننده، اثرات منفی استرسهای شغلی را کاهش داده و به پایداری بهزیستی روانشناختی در محیطهای بیمارستانی کمک کند