پیام خود را بنویسید

جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای امامی

سیمین‌دخت کلنی، ماندانا کاتبی، فرزین امامی‌فر،
دوره 13، شماره 2 - ( فصلنامه تخصصی انجمن ارگونومی و مهندسی عوامل انسانی ایران 1404 )
چکیده

اهداف: تعامل میان نقش‌های کاری و خانوادگی می‌تواند به پیامدهای متفاوتی از جمله تعارض یا غنی‌سازی کار-خانواده منجر شود. نحوه‌ی مدیریت مرزهای بین این دو حوزه نقش مهمی در تعیین کیفیت این تعامل ایفا می‌کند و نشخوارهای فکری کاری یکی از نمودهای رایج ادغام نقش‌ها هستند. پژوهش حاضر به بررسی رابطه میان نشخوارهای فکری کاری با تعارض و غنی‌سازی کار-خانواده می‌پردازد.
روش‌ کار: در این مطالعه مقطعی، ۳۳۰ نفر از کارکنان یک سازمان صنعتی در اصفهان به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و پرسش‌نامه ­های تعارض کار-خانواده، غنی‌سازی کار-خانواده، نشخوارهای فکری مرتبط با کار، تأمل کاری مثبت و منفی، مقیاس تحریک و خرده مقیاس­ های تعهد افراطی و ناتوانی در بازیابی را تکمیل کردند. داده‌ها با استفاده از تحلیل رگرسیون گام‌به‌گام تحلیل شد. 
یافته ‌ها: یافته­ ها نشان داد که از میان نه نوع نشخوار فکری مرتبط با کار، به ­ترتیب تحریک شناختی (۰/۰۰۱>P)، نشخوار عاطفی کاری (۰/۰۰۱>P) و تأمل کاری منفی (۰/۰۰۱>P)، توانستند تعارض کار-خانواده را پیش‌بینی کرده و در مجموع ۵۶ درصد از واریانس آن را تبیین کنند. تفکر مبتنی ­بر حل ­مسئله (۰/۰۰۱>P)، تأمل‌کاری مثبت (۰/۰۰۱>P) و تأمل‌کاری منفی (۰/۰۰۳>P)، نیز غنی‌سازی کار-خانواده را پیش‌بینی کرده و در مجموع ۱۲ درصد از واریانس آن را تبیین کردند.
نتیجه‌‌گیری: نشخوارهای فکری لزوما اثر منفی بر روابط کارخانواده نداشته و می‌توانند بسته به ماهیتشان، پیامدهای متفاوتی ایجاد کنند. برخی از نشخوارهای فکری، ممکن است به انتقال تجربیات سودمند کاری به حوزه خانواده کمک کنند. این نتایج بر اهمیت بررسی پیامدهای انواع خاصی از ادغام کار در خانه به‌ جای تمایل کلی برای رد هرگونه ادغام، تاکید می‌کند.

نبی امیدی، حسن قنبرزاده، محسن امامی، محمدرضا امیدی،
دوره 13، شماره 4 - ( فصلنامه تخصصی انجمن ارگونومی و مهندسی عوامل انسانی ایران- در دست انتشار 1404 )
چکیده

زمینه و هدف: با گسترش فزاینده بانکداری دیجیتال، تهدیدات سایبری به یک ریسک مالی و عملیاتی بزرگ تبدیل شده‌اند. این پژوهش با هدف طراحی یک مدل مبتنی بر اصول ماکروارگونومی برای تقویت تاب‌آوری امنیت سایبری به‌منظور کاهش ریسک مالی در صنعت بانکداری دیجیتال انجام شد.

روش کار: این پژوهش با رویکرد ترکیبی انجام شد. در فاز کیفی، با ۱۵ خبره مصاحبه شد و داده‌ها با تحلیل تماتیک بررسی گردید. در فاز کمی، مدل مفهومی حاصل از طریق یک پرسشنامه محقق‌ساخته بر روی نمونه‌ای شامل ۳۸۷ نفر از کارکنان بانک‌ها آزمون شد. تحلیل داده‌ها و ارزیابی مدل نهایی با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) در نرم‌افزار LISREL صورت گرفت.

یافته‌ها: تحلیل کیفی منجر به شناسایی ۵ مضمون اصلی و ۳۲ مضمون فرعی شد که ابعاد مدل را تشکیل دادند: زیرسیستم فنی-ابزاری، انسانی-روان‌شناختی، سازمانی-ساختاری، عوامل محیطی-نظارتی، و تاب‌آوری امنیت سایبری (پیامد). نتایج آزمون مدل کمی نشان داد که مدل از برازش مطلوبی برخوردار است (CMIN/DF = 2.41, GFI = 0.92, CFI = 0.94, RMSEA = 0.061, SRMR = 0.057). هر چهار بُعد ماکروارگونومی تأثیر مثبت و معناداری بر تاب‌آوری امنیت سایبری داشتند. در این میان، «زیرسیستم سازمانی-ساختاری» با ضریب مسیر استاندارد ۰.۴۸ بیشترین تأثیر را به خود اختصاص داد و به‌عنوان قوی‌ترین پیش‌بین شناسایی شد.

نتیجه‌گیری: مدل جامعه‌شناختی-فنی مبتنی بر ماکروارگونومی، چارچوبی کارآمد برای تحلیل و تقویت تاب‌آوری امنیت سایبری در بانکداری دیجیتال ارائه می‌کند؛ به‌گونه‌ای که انتظار می‌رود افزایش تاب‌آوری سایبری، به کاهش ریسک‌های مالی نیز کمک کند. این نتیجه بر ضرورت گذار از رویکردهای صرفاً فنی به نگرشی سیستمی و تعاملی میان انسان، فناوری و ساختار سازمانی تأکید دارد.
 

فرزین امامی‌فر، سیمین‌دخت کلنی،
دوره 13، شماره 4 - ( فصلنامه تخصصی انجمن ارگونومی و مهندسی عوامل انسانی ایران- در دست انتشار 1404 )
چکیده

مقدمه: ادغام سریع هوش مصنوعی در محیط‌های کاری موجب دگرگونی در ساختار مشاغل، خودکارسازی وظایف و تغییر در تجربه‌های کاری کارکنان شده است. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه‌ی نگرش کارکنان نسبت به هوش مصنوعی با افسردگی شغلی، با نقش میانجی ناامنی شغلی و تناسب شغلی ادراک‌شده است.

روش ­کار: در این پژوهش توصیفیهمبستگی 261 نفر از کارکنان شرکت مخابرات استان کرمان به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامه‌های نگرش نسبت به هوش مصنوعی شپمن و رودوی (2020)، عدم امنیت شغلی ناساسیرا (2020)، خودپنداره شغلی شفیع آبادی و رضایی (1376)، و افسردگی شغلی بیانچی و شونفلد (2020) را تکمیل کردند. مدل مفهومی پژوهش از طریق مدل‌یابی معادلات ساختاری بر پایه‌ی حداقل مربعات جزئی آزمون شد.

یافته‌ها: نگرش مثبت نسبت به هوش مصنوعی با کاهش معنادار افسردگی شغلی (p=0.038b= -0.12,)، کاهش ناامنی شغلی (p<0.001b= 0.501,) و افزایش تناسب شغلی (p<0.001b= 0.471,) همراه است. ناامنی شغلی رابطه‌ای مثبت (p<0.001b= 0.417,) و تناسب شغلی رابطه‌ای منفی (p<0.001b= 0.243,) با افسردگی شغلی داشتند. ناامنی شغلی (p<0.001b= -0.209,) و تناسب شغلی (p=0.002b= -0.114,) نقش میانجی در رابطه نگرش نسبت به هوش مصنوعی و افسردگی شغلی داشتند.


نتیجه‌گیری: نگرش مثبت نسبت به هوش مصنوعی موجب کاهش افسردگی شغلی از طریق کاهش ناامنی شغلی و افزایش تناسب شغلی می‌شود. یافته‌ها بیانگر اهمیت ایجاد نگرش مثبت نسبت به هوش مصنوعی از طریق آموزش، بازطراحی نقش‌ها و ارتباطات شفاف در سازمان‌هاست تا امنیت روانی و تناسب شغلی کارکنان تقویت شود.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله ارگونومی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Iranian Journal of Ergonomics

Designed & Developed by : Yektaweb