27 نتیجه برای استرس
اسماعیل هانی، مریم رفیعی، طاهره اسکندری،
دوره 11، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده
اهداف: کارکنان اورژانس پیشبیمارستانی که ارائهی خدمات اولیهی پیشبیمارستانی را به عهده دارند، در معرض اختلالات جسمی و روانی قرار دارند. ازآنجاکه اختلالات اسکلتیعضلانی میتواند متأثر از استرس و خستگی شغلی باشد، این مطالعه با هدف ارتباط استرس و خستگی شغلی و میزان شیوع اختلالات اسکلتیعضلانی در کارکنان اورژانس پیشبیمارستانی شهرستان ساوه انجام شد.
روش کار: این مطالعهی توصیفیتحلیلی از نوع مقطعی در سال ۱۴۰۲ بود. ۸۸ نفر از پرسنل پایگاههای شهری و جادهای اورژانس پیشبیمارستانی شهرستان ساوه به روش سرشماری انتخاب شدند. جمعآوری دادهها با استفاده از پرسشنامههای استرس شغلی(HSE)، خستگی شغلی (MFI) و نوردیک بود. دادهها با نرمافزار SPSS۲۲ و با استفاده از آزمونهای t-test مستقل، آنالیز واریانس، رگرسیون پواسون و ضریب همبستگی پیرسون تحلیل شدند.
یافتهها: مناطق شایعتر درگیر اختلالات اسکلتیعضلانی کمر (۳۴/۱ درصد)، گردن (۱۹/۳ درصد) و ناحیهی فوقانی پشت (۱۹/۳ درصد) بهترتیب با فراوانی ۳۰، ۱۷ و ۱۷ نفر بود. میانگین نمرهی کلی استرس شغلی ۴/۰۹±۱۱۳/۵۲ و خستگی شغلی ۵/۰۶±۶۲/۹۵ به دست آمد. اختلالات اسکلتیعضلانی با وضعیت تأهل، محلکار، سن، سابقهی کار و تعداد ساعت کار ارتباط معنیداری داشت (۰/۰۵P≤). همچنین، بین استرس شغلی و خستگی شغلی (۰/۲۸P=)، اختلالات اسکلتیعضلانی و استرس شغلی (۰/۹۳P=) و اختلالات اسکلتیعضلانی و خستگی (۰/۴۴P=) ارتباط معنیداری وجود نداشت.
نتیجهگیری: شیوع اختلالات اسکتلیعضلانی نسبتاً بالا بود و با توجه به اینکه این اختلالات در افراد مجرد کمتر از افراد متأهل است و در افرادی که در شهر کار میکنند کمتر از افرادی است که در جاده مشغول به کار هستند، باید آموزشهای لازم به افراد با توجه به محل کارشان داده شود. با افزایش سن و سابقهی کار، اختلالات اسکلتیعضلانی بیشتر میشود که لازم است تهمیدات لازم دراینباره در نظر گرفته شود. همچنین، چون با افزایش ساعت کار اختلالات اسکلتیعضلانی بیشتر میشود، تعدیل ساعت کار و پرهیز از شیفتهای طولانیمدت ضروری است.
منیژه افراشتهفرد،
دوره 12، شماره 3 - ( 10-1403 )
چکیده
اهداف: پرزنتیسم بهعنوان یک پدیده جهانی تحتعنوان مشکلات کارگرانی تعریف میشود که در کار حضور دارند، اما بهدلیل بیماری، کسالت، ناخوشی و یا سایر شرایط پزشکی بهطور کامل کارایی لازم را ندارند. هدف این مطالعه بررسی میزان ارتباط پرزنتیسم با میزان بهرهوری نیروی کار و استرس شغلی درکارکنان یک شرکت زیرمجموعه وزارت نفت بود.
روش کار: افراد موردمطالعه با توجه به فرمول کوکران و از بین کارکنان رسمی یکی از شرکتهای گاز استانی بهصورت تصادفی انتخاب شدند. دادههای مطالعه با استفاده از مقیاس دانشگاه استنفورد (SPS-۶) و پرسشنامه سلامت و کار (HWQ) جمعآوری شد. برای بررسی معناداری میزان پرزنتیست در میان کارکنان، از آزمون تیتک نمونه استفاده گردید. تجزیهوتحلیل دادهها در نرمافزار SPSS نسخه ۲۶ انجام شد.
یافتهها: در این تحقیق مشخص شد ۲۷ نفر (۴۶%) از افراد حاضر در پروژه پرزنتیست هستند و ۳۲ نفر (۵۴%) غیرپرزنتیستاند. نتایج نشان داد بین پدیده پرزنتیسم و زیرمجموعههای بهرهوری (۰۰۳/r=۰) و زیرمجموعههای استرس شغلی (۰/۰۱۶=r) ازنظر آماری رابطه معناداری وجود دارد.
نتیجهگیری: در این تحقیق مشخص شد که هرچه افراد از پرزتیسم بالاتری برخوردار باشند، بهرهوری نیروی کار کمتر و میزان استرس شغلی آنها بیشتر است که همین امر سبب تحمیل هزینههای زیادی به سازمان میشود.
نیلوفر داودی، آرش سلحشوری، مرضیه صادقیان،
دوره 12، شماره 3 - ( 10-1403 )
چکیده
اهداف: یکی از مشاغلی که کارکنان آن ساعتهای بسیار زیادی در مواجهه با استرس حرارتی هستند، تاکسیرانی است. این افراد با توجه شرایط کاری، زمان زیادی را در کنار خودرو خود برای تکمیل مسافر زیر آفتاب میایستند و همچنین در تمام طول مسیر رانندگی با استرس حرارتی روبهرو هستند؛ بنابراین، مطالعه حاضر با هدف ارزیابی اثربخشی یک برنامه مداخلهای آموزشی بر عملکرد شناختی رانندگان تاکسی تحت مواجهه با استرس حرارتی در یکی از شهرستانهای جنوب ایران انجام شده است.
روش کار: پژوهش حاضر مداخله نیمهتجربی بوده که در سه مرحله شامل ارزیابی اولیه، آموزش و ارزیابی ثانویه برای ۸۰ نفر از رانندگان تاکسی در قالب دو گروه مداخله و کنترل انجام شده است. در مرحله اول، ارزیابی کلی از دانش و آگاهی همه رانندگان از استرس حرارتی به عمل آمد، در عین حال پارامترهای شناختی شامل مهارت تمرکز و خستگی ذهنی با استفاده از پرسشنامه، اندازهگیری شد. سپس آموزش به صورت غیرحضوری و حضوری به گروه مداخله داده شد. دو ماه بعد از شروع آموزش، پارامترهای شناختی برای هر دو گروه مداخله وکنترل اندازهگیری شد. تجزیهوتحلیل اطلاعات نیز با استفاده از نرمافزار SPSS انجام شد.
یافتهها: نتایج بعد مداخله نشان داد که آموزش انجامشده باعث افزایش معنادار مهارت تمرکز و کاهش معنادار خستگی ذهنی شده است (۰/۰۰۱>p). درباره مهارت تمرکز و خستگی ذهنی به همراه تمامی زیرمقولههای دو پرسشنامه، نتایج نشان داد که این متغیرها قبل از مداخله بین دو گروه اختلاف معناداری نداشته و بعد از مداخله اختلاف بین دو گروه معنادار بوده است (۰/۰۰۱>p).
نتیجهگیری: اجرای یک برنامه آموزشی مناسب همراه با پیگیری، طی دو ماه جهت آشنایی افراد درباره استرس گرمایی، باعث بهبود عملکرد شناختی شده است و همچنین استفاده از پیگیری آموزش با یک ساختار مجازی توانسته است روند آموزش و یادگیری را بهبود بخشد و بر عملکرد افراد تاثیرگذار باشد.
رسول همتجو، ابوالفضل قهرمانی، منصور محموداقباش،
دوره 12، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
اهداف: صدا یکی از عوامل زیانآور مهم در اکثر صنایع و کارخانهها است که شرایط محیط کاری شاغلان را تحت تاثیر قرار میدهد. فاکتورهای زیادی مانند نوع کار و شرایط کار، سازماندهی کار و ویژگیهای فردی کارگر بر توانایی انجام کار اثر میگذارند. همچنین استرس شغلی صرفا تحت تاثیر ویژگیهای فردی افراد قرار ندارد و محیط کاری استرسزا نیز از دلایل مهم ایجاد استرس است. در این پژوهش به بررسی ارتباط مواجهه با صدا با استرس شغلی و توانایی انجام کار شاغلان یک شرکت مواد غذایی پرداخته شد.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع توصیفی - تحلیلی است که با مشارکت ۱۴۲ نفر از کارکنان کارخانه مواد غذایی در گروههای کاری مختلف انجام شد. میزان استرس شغلی با تکمیل پرسشنامه osipow و توانایی انجام کار بین کارکنان از طریق پرسشنامه شاخص توانایی انجام کار (WAI) تعیین شد. میزان مواجهه صوتی شاغلان از طریق محاسبه تراز معادل ۸ ساعته صدا انجام شد. ارتباط بین مواجهه صوتی با استرس شغلی و توانایی انجام کار از طریق آزمونهای همبستگی پیرسون و اسپیرمن بررسی شد. برای بررسی تاثیر همزمان متغیرها از آزمون رگرسیون چندگانه و برای بررسی اختلاف میانگین متغیرهای مستقل از آزمون واریانس یکطرفه استفاده شد.
یافتهها: نتایج مطالعه نشان داد که بین مواجهه با صدا در گروههای مختلف کاری و سطح استرس شغلی کارکنان ارتباط مثبت و معناداری برقرار است (۰/۰۰۱>p). همچنین بین مواجهه با صدا و شاخص توانایی انجام کار رابطه منفی معناداری وجود دارد (۰/۰۰۱>p). در بررسی تاثیر همزمان متغیرها بر استرس شغلی و WAI، صدا بیشترین تاثیر را دارد. اختلاف میانگین استرس شغلی در گروههای شغلی معنادار نیست؛ ولی در WAI اختلاف میانگین در گروههای کاری تفاوت زیادی دارد.
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نشان داد افزایش مواجهه صوتی شاغلان میتواند به افزایش استرس شغلی و کاهش توانایی انجام کار شاغلان منجر شود.
شیوا محمدجانی کومله، محمد امین رشیدی، عظیم اکبری،
دوره 12، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
اهداف: کارمندان بخش اداری بهدلیل سروکار داشتن طولانیمدت با رایانه اغلب در معرض ابتلا به اختلالات اسکلتیعضلانی قرار دارند. همچنین بهدلیل سروکار داشتن روزانه با اربابرجوع دارای بارِ کاری ذهنی بالا و استرس شغلی هستند. هدف از این مطالعه ارزیابی شیوع اختلالات اسکلتیعضلانی، بارِ کاری ذهنی، سلامت عمومی و استرس شغلی کارمندان اداری به جهت ارتقای شرایط کاری آنان است.
روش کار: مطالعه از نوع مقطعی توصیفیتحلیلی است که در بین کارمندان اداری یک شرکت مهندسی در سال ۱۴۰۰ انجام شد و در نهایت ۱۱۹ نفر در مطالعه به روش سرشماری شرکت کردند. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و چکلیستهای ROSA، کرنل، NASA-TLX، GHQ و استرس شغلی HSE-UK استفاده شد و تجزیهوتحلیل دادهها توسط نرمافزار SPSS، آمار توصیفی و آزمونهای تی تست مستقل و آنالیز واریانس یکطرفه انجام گرفت.
یافتهها: براساس ارزیابی پوسچر با روش ROSA، میانگین نمره نهایی ROSA برابر با ۱/۰۳±۴/۳۳ به دست آمد. بررسی بارِ کاری ذهنی با شاخص NASA-TLX نشان داد که ۷۸% کارکنان دارای بارِ کاری ذهنی بالا هستند. طبق پرسشنامه GHQ، میانگین نمره نهایی سلامت عمومی نیز ۱۱/۷۳±۲۴/۴ است. همچنین، براساس پرسشنامه استرس شغلی HSE-UK، بیش از ۸۰% (۱۰۳ نفر) کارکنان دارای استرس شدید و ۱۲% (۱۵ نفر) در وضعیت استرس بحرانی بودند. ارتباط معناداری بین استرس شغلی با شاخص توده بدنی و سن مشاهده شد (۰/۰۵>P).
نتیجهگیری: اقدامات مداخلهای و کنترلی درجهت بهبود وضعیت اختلالات اسکلتیعضلانی، بارِ کاری، سلامت عمومی و استرس شغلی امری لازم به نظر میرسد.
روحاله حسینی، سهیلا اعظمی،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
اهداف: مؤسسه سلامت و ایمنی انگلستان معتقد است عوامل ایجادکننده استرس شغلی را میتوان در قالب مجموعهای از استانداردهای مدیریتی، مانند حیطههای تقاضا، تغییرات، حمایت مسئولان، حمایت همکاران، ارتباط، کنترل و نقش بررسی کرد. پژوهش حاضر با هدف بررسی حیطههای هفتگانه ایجادکننده استرس شغلی و ارتباط آن با عملکرد شغلی کارکنان معاونت بهداشتی علوم پزشکی ساوه در دوران کووید۱۹ انجام شد.
روش کار: این پژوهش از نوع تحقیقات کاربردی و مقطعی است. در پژوهش حاضر از روش سرشماری استفاده شد. تعداد نمونههای پژوهش ۳۱۶ نفر است که از کارکنان معاونت بهداشتی علوم پزشکی ساوه در سال ۱۴۰۱ انتخاب شدند. برای بررسی مدیریت استرس شغلی و عملکرد کارکنان بهترتیب از پرسشنامههای استاندارد سنجش استرس شغلی (HSE) و سنجش عملکرد پاترسون (Paterson) استفاده شد. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه ۲۶ انجام شد.
یافتهها: یافتههای این مطالعه نشان داد با افزایش نمره کل استرس شغلی و نیز حیطههای نقش، تقاضا و تغییرات، نمره کل عملکرد شغلی کارکنان بهصورت معنیداری افزایش یافت (۰/۰۰۱>P). درحالیکه این ارتباط برای متغیرهای حیطه ارتباط (۰/۰۶=P)، حمایت مسئولان (۰/۸۲=P)، حمایت همکاران (۰/۲۸=P) و کنترل (۰/۱۸=P) معنیدار نبود. پس از تعدیل اثر مخدوشکنندگی حیطههای هفتگانه در عملکرد شغلی، متغیر نقش بهطور معنیداری بیشترین میزان تأثیر را در تغییرات نمره عملکرد کارکنان را داشت (۰/۰۰۱>P).
نتیجهگیری: میزان امتیاز حیطه تقاضا احتمالاً بیانگر این است که فشار کاری زیاد و افزایش ساعات کاری، تأثیر زیادی در ایجاد استرس کارکنان داشته است. بنابراین، پیشنهاد میشود تناسب حجم کاری و برنامه زمانی با ظرفیت و شرایط کار و توانایی کارکنان از طریق بازبینی در برنامهریزیهای سازمانی برقرار شود.
سمیه زارعی فتحآبادی، مریم خسرویزاد، مریم دمرچیلو، معصومه دمرلو ابهری،
دوره 14، شماره 2 - ( 4-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: محیطهای بیمارستانی به دلیل ماهیت خدمات، از جمله پرتنشترین محیطهای کاری محسوب میشوند که سلامت روان کارکنان را با چالش جدی مواجه میکنند. این پژوهش با هدف طراحی و آزمون مدل ساختاری بهزیستی روانشناختی در میان کارکنان کادر درمان و اداری بیمارستان میلاد تهران انجام شد. با توجه به تمرکز مطالعه بر یک مرکز درمانی تخصصی، نتایج بیشتر در سطح محیطهای بیمارستانی مشابه قابل تعمیم است و باید در تعمیم آن به سایر بخشهای نظام سلامت با احتیاط عمل شود.
روش کار: این مطالعه با رویکرد ترکیبی (اکتشافی متوالی) انجام گرفت. در فاز کیفی، با استفاده از پدیدارشناسی تفسیری و ۱۶ مصاحبه عمیق با خبرگان، هدف اصلی نه شناسایی متغیرهای جدید، بلکه بومیسازی ابعاد و استخراج شاخصهای زمینهمند مرتبط با بهزیستی روانشناختی در بافت بیمارستان میلاد تهران بود. دادهها با تحلیل مضمون (MAXQDA 2020) تحلیل شدند. در فاز کمی، بر اساس یافتههای کیفی، پرسشنامهای 30 گویهای تدوین و میان ۳۰۰ نفر از کارکنان بیمارستان توزیع شد. تحلیل دادهها و برازش مدل نهایی با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری (CB-SEM) در نرمافزار LISREL 8.8 انجام شد.
یافتهها: در فاز کیفی، ۳ مضمون اصلی (ویژگیهای شخصیتی، سرمایه روانشناختی و استرس شغلی) و ۳۰ مضمون فرعی استخراج گردید. نتایج آزمون مدل کمّی نشان داد که مدل مفهومی از برازش مطلوبی برخوردار است (χ²/df = 2.36, CFI = 0.93, RMSEA = 0.063). یافتهها مؤید آن بود که سرمایه روانشناختی (β = 0.48) و ویژگیهای شخصیتی (β = 0.41) تأثیر مثبت و معنادار، و استرس شغلی (β = -0.33) تأثیر منفی و معناداری بر بهزیستی روانشناختی دارند (p < 0.001). در این میان، «سرمایه روانشناختی» بهعنوان قویترین پیشبین مثبت بهزیستی شناسایی شد.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش بر ضرورت حرکت از رویکردهای صرفاً مبتنی بر کارایی و کنترل عملکرد (مدیریت ابزارمحور) به سمت رویکردهای انسانمحور در مدیریت منابع انسانی سلامت تأکید دارد؛ رویکردی که در آن سلامت روان، تجربه زیسته کارکنان و سرمایه روانشناختی آنان بهعنوان مؤلفههای کلیدی در تصمیمگیریهای سازمانی و طراحی مداخلات محیط کار مورد توجه قرار میگیرد. در این چارچوب، تقویت سرمایه روانشناختی میتواند بهعنوان یک منبع تعدیلکننده، اثرات منفی استرسهای شغلی را کاهش داده و به پایداری بهزیستی روانشناختی در محیطهای بیمارستانی کمک کند