26 نتیجه برای پرسشنامه
مهناز احمدلو، مصطفی پویاکیان، محمد رنجبریان، سهیلا خداکریم،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: مدلهای متنوعی از ابزار آچاربکس در بازار مصرف وجود دارند که دارای وزن، طول دسته و قطر دسته متفاوتی هستند. هر یک از این ویژگیها میتواند بهتنهایی نیروی اعمال شده دست را تغییر دهد و بر احساس راحتی کاربر تأثیرگذار باشد. مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط ویژگیهای ابعادی و وزن چند مدل مختلف از ابزار آچاربکس با نمره شاخص کاربردپذیری آنها انجام شد.
روش کار: ۵۸ تکنسین مرد از کارکنان واحدهای تأسیسات و نگهداری وابسته به دانشگاه علومپزشکی شهیدبهشتی، ۱۲ مهره با میزان سفتی N/m ۸ گشتاور را به کمک شش مدل آچاربکس با ویژگیهای فیزیکی متفاوت باز کردند. حجم نمونه براساس تعداد پیشنهاد شده در مطالعات کاربردپذیری انتخاب شد. برای تعیین نمره کاربردپذیری هریک از مدلها، از پرسشنامه اعتبارسنجیشده شاخص کاربردپذیری سیستم (SUS) پس از آزمایش استفاده شد. مطالعه در سال ۱۳۹۶ صورت گرفت و از نرمافزار SPSS نسخۀ ۲۱ برای آنالیز دادهها استفاده شد.
یافتهها: میان شاخص کاربردپذیری با پارامترهای فیزیکی آچاربکسها ارتباط معنیداری از نظر آماری وجود دارد (۰/۰۰۱>P). آچاربکسهایی با طول دسته بلندتر و قطر دسته در محدوده قطر بهینه دسته ابزارهای دستی برای مردان نمره کاربردپذیری بیشتری به دست آورده است و شرکتکنندگان تجربه بهتری از اجرای آزمون با این مدلها داشتهاند.
نتیجهگیری: استفاده از شاخص کاربردپذیری سیستم (پرسشنامه SUS) بهمنظور سنجش کیفیت طراحی انسانمحور ابزارهای دستی، روشی مناسب برای ارزیابی و انتخاب ابزارهای دستی پرمصرف کارکنان مشاغل فنی است. نتایج این ارزیابی برای کاربردهای کوتاه مدت بسیار معتبر است، اما برای فعالیتهای طولانی باید از شاخصهای غیرذهنی و فیزیولوژیک مانند الکترومیوگرافی (EMG) استفاده کرد.
ندا مهدوی، جواد فردمال، ایمان دیانت، حسن ختن لو، رشید حیدری مقدم،
دوره 8، شماره 3 - ( 8-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: خستگی مشکلی بسیار شایع در میان کارکنان است. خستگی عضلانینیز به عنوان یکی از پیامدهای خستگی عمومی ناشی از ریسکفاکتورهای متعددی است. این مطالعه با هدف توصیف خستگی عضلانی کارکنان دارای وظایف دستی مختلف و یافتن رابطه آن با ریسکفاکتورهای روانی-اجتماعی انجام شد.
روش کار: در این مطالعه برای تعیین میزان کاهش در نیروی چنگش (یا خستگی)، از دینامومتر هیدرولیک جامار استفاده شد. نیروی چنگش دست راست و چپ 157 آزمودنی دارای معیارهای ورود، در سه سطح شغلی، طی یک شیفت کاری8 ساعته، سه بار ثبت شد. ریسکفاکتورهای روانی-اجتماعی نیز با استفاده از پرسشنامه روانی-اجتماعی کوپنهاگن ارزیابی و رابطه آنها با نیروی چنگش و خستگی چنگش مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: به ترتیب 61%، 62% و 69% کارکنان مشاغل دارای وظایف سبک، متوسط و سنگین در فاز دوم مطالعه خستگی چنگش را تجربه کردند. به نظر میرسد با بیشتر شدن نیرو/سرعت موردنیاز و سختتر شدن انجام وظایف، خستی چنگش بیشتری در دست راست شاهد خواهیم بود. روند کاهشی نیروی چنگش و افزایش خستگی چنگش، در مشاغل سنگین مشهودتر بود. هیچگونه همبستگی متوسط یا قوی بین ریسکفاکتورهای روانی-اجتماعی با خستگی چنگش مشاهده نشد.
نتیجهگیری: کارکنان مشاغل دارای وظایف دستی سنگین به علت ماهیت شغل آنها (نیاز به اعمال نیروی زیاد) نسبت به کارکنان سایر سطوح شغلی، خستگی چنگش بیشتری در دست راست خود تجربه نمودند. نمیتوان نتیجهگیری قاطعی در مورد تأثیر ریسکفاکتورهای روانی-اجتماعی بر خستگی چنگش ارائه نمود. بررسی تأثیر بارهای شناختی شغل و ابعاد آنتروپومتری دست بر خستگی چنگش میتواند موضوعی جذاب برای مطالعات آینده باشد.
حسن صادقی نایینی، محمد ذوالفقاری،
دوره 8، شماره 3 - ( 8-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: سالانه درصدی از سود حاصل از فروش تولید کنندگان کالا و خدمات، صرف هزینه های ناشی از اختلالات اسکلتی عضلانی به دلیل عدم رعایت شرایط ارگونومیک می شود. این هزینه ها برای سازمان ها و کارکنان مطلوب نبوده و در اکثر موارد، ریسک فاکتورهای ارگونومیک، کیفیت زندگی کارکنان را تحت تاثیر قرار می دهد.
روش کار: پژوهش میدانی حاضر به صورت سرشماری بر روی 193 نفر از کارگران دارای پرونده پزشکی در یکی از صنایع خودروسازی داخل کشور و در دی ماه سال 1397صورت گرفت. از این تعداد، بیشترین میزان شیوع اختلالات اسکلتی عضلانی به تعداد 16 نفر، متعلق به کارگران خطوط مونتاژ محصولات بوده که بمنظور آنالیز ایستگاه کاری مورد بررسی قرار گرفت. پرسشگری به کمک پرسشنامه نوردیک و از طریق مصاحبه با کارگران، از جمله روش های جمع آوری اطلاعات بوده است. به کمک روش OWAS و با استفاده از عکس و فیلم برداری از مشاغل، هر یک از ایستگاه های کاری منتخب که مغت مورد بوده اند، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: نتایج نشان داده است که سه ایستگاه کاری از نظر سطح اقدام اصلاحی، در سطح سه، سه ایستگاه در سطح دو و یک ایستگاه در سطح یک قرار گرفت، سپس هزینه های ناشی از بروز و درمان عوارض و ایجاد شرایط ارگونومیک، محاسبه گردید.
نتیجه گیری: هزینه های آنالیز ایستگاه های کاری و انجام اقدامات پیشگیرانه در راستای کاهش عوارض اسکلتی عضلانی کارکنان که منجر به ایجاد شرایط ارگونومیک می گردد، در مقابل هزینه های ناشی از بروز و درمان عوارض اسکلتی عضلانی برای این صنعت خودروسازی با صرفه اقتصادی همراه می باشد.
داوود افشاری، پیام امینی، بهنوش جعفری، قاسم اکبری،
دوره 9، شماره 1 - ( 2-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: عوامل روانی- اجتماعی محیط کار ازجمله عوامل تأثیرگذار بر بهره وری کارکنان می باشد. از آنجاکه مطالعات اندکی در این حوزه انجام شده است، لذا این مطالعه با هدف بررسی ارتباط بین عوامل روانی- اجتماعی محیط کار بر بهره وری انجام شده است.
روش کار: مطالعه مقطعی و توصیفی- تحلیلی حاضر در سال ۱۳۹۹ و در بین ۱۰۵ نفر از کارکنان یک شرکت پخش مواد غذایی در اهواز انجام گرفت. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل پرسشنامه اطلاعات دموگرافیکی، پرسشنامه عوامل روانی - اجتماعی کپنهاگن (COPSOQ) و پرسشنامه بهره وری هرسی گلداسمیت بود. به منظور بررسی ارتباط بین متغیرها از آزمون های تی تست مستقل، آزمون آنالیز واریانس یک طرفه و ضریب همبستگی پیرسون استفاده گردید.
یافته ها: نتایج نشان داد که بین هیچ یک از متغیرهای جمعیت شناختی با امتیاز فاکتورهای روانی- اجتماعی و بهره وری ارتباط معناداری وجود ندارد (P>۰/۰۵). فاکتور روانی- اجتماعی ۲ ارتباط منفی و معناداری با میانگین امتیاز بهره وری، توانایی، وضوح نقش، حمایت سازمانی، انگیزه، بازخورد و اعتبار دارد. و فاکتور روانی- اجتماعی ۴ نیز با انگیزه، ارتباط منفی و معناداری دارد. میانگین امتیاز فاکتورهای روانی- اجتماعی، فاکتور ۱ و ۳ ارتباط مثبت و معناداری با میانگین امتیاز بهره وری، توانایی، وضوح نقش، حمایت سازمانی، انگیزه، بازخورد و اعتبار نشان دادند.
نتیجه گیری: با توجه به نقش عوامل روانی- اجتماعی محیط کار بر بهره وری کارکنان، لازم است مداخلات سازمانی به منظور کنترل عوامل روانی- اجتماعی مؤثر، مورد توجه قرار گیرد. توجه بیشتر به عوامل روانی- اجتماعی در محیط کار می تواند در بازدهی و بهره وری کارکنان و سازمان نقش مؤثری ایفا نماید.
اعظم ملکی قهفرخی، ایمان دیانت، محمد اصغری جعفرآبادی، محمد پرنیان پور، محمودرضا آذغانی، مریم خسروی فر، سینا صمدی،
دوره 10، شماره 1 - ( 4-1401 )
چکیده
اهداف: پرسشنامهی راحتی ابزار دستی، مقیاسی برای ارزیابی طراحی ابزار دستی در جهت بهبود میباشد. هدف از این مطالعه، بررسی ویژگیهای روانسنجی نسخهی فارسی این پرسشنامه بود.
روش کار: در این مطالعهی مقطعی، ۱۶۳ دانشجو شرکت کردند. در ابتدا پرسشنامهی ۱۷ سؤالی راحتی ابزار دستی انتخاب و از طریق روش Forward-backward به فارسی ترجمه شد. روایی محتوایی آن توسط یک تیم ده نفری از خبرگان مورد بررسی قرار گرفت. تحلیل عاملی اکتشافی جهت بررسی روایی ساختاری استفاده شد. جهت ارزیابی ثبات درونی و تکرارپذیری آزمون- بازآزمون از آلفای کرونباخ و ضریب همبستگی درون طبقهای استفاده گردید. اثر سقف و کف جهت بررسی استفادهی آسان از ابزار تخمین زده شدند.
یافتهها: نسخهی فارسی راحتی ابزار دستی، روایی محتوایی خوبی را نشان داد. شاخص روایی محتوایی از ۰/۸۰ تا ۱/۰۰ و نسبت روایی محتوایی از ۰/۶۲ تا ۱/۰۰ بود. تحلیل عاملی منتج به استخراج دو عامل از بین دادهها گردید. اولین عامل عمدتاً مربوط به عملکرد و تعامل فیزیکی و دومین عامل مربوط به اثرات منفی بر بدن بود. آلفای کرونباخ برابر ۰/۷۴ و تکرارپذیری آزمون- بازآزمون برابر ۰/۷۴ به دست آمده که هر دو رضایتبخش بودند. مقادیر اثرات کف یا سقف مشاهده نشد.
نتیجهگیری: نسخهی فارسی پرسشنامهی راحتی ابزار دستی، مقیاسی مفید و قابل قبول برای ارزیابی راحتی ابزار دستی میباشد.
داوود افشاری، مریم نوراللهی درآباد، نورالله کریمی، مریم سید طبیب،
دوره 10، شماره 1 - ( 4-1401 )
چکیده
اهداف: پرستاران به دلیل قرارگیری در خط مقدم درمان و مقابله با پاندمی کووید-۱۹ در معرض افزایش بارکار فکری میباشند. لذا مطالعهی حاضر با هدف بررسی تأثیر پاندمی بر بار کار فکری پرستاران و تعیین فاکتورهای مؤثر بر آن انجام شد.
روش کار: مطالعهی توصیفی- تحلیلی حاضر در سال ۱۳۹۹ بر روی ۲۳۴ پرستار در دو گروه شاغل در بخش کرونا و غیر کرونا انجام شد. معیار ورود به مطالعه، عدم ابتلاء به مشکلات روانشناختی بود. دادهها از طریق پرسشنامهی سلامت عمومی، شاخص بار کار فکری ناسا (NASA-TLX) و پرسشنامه دموگرافیک جمعآوری شد.
یافتهها: میانگین نمرهی کل شاخص بارکار فکری در گروه پرستاران شاغل در بخش کرونا (۲/۵۱ ± ۷۰/۰۹) بیشتر از گروه پرستاران شاغل در بخشهای غیر کرونا (۲/۰۲ ± ۶۶/۵۵) بود که این اختلاف معنیدار میباشد (۰/۰۱ = P). اختلاف معنیداری بین میانگین نمرهی نیاز ذهنی، نیاز فیزیکی، نیاز زمانی، سطح ناامیدی در دو گروه وجود داشت. در کلیهی ابعاد، به جز بعد عملکرد، گروه پرستاران شاغل در بخش کرونا میانگین امتیاز بالاتری داشتند. در مدل خطی پیشنهادی، ۱۶ درصد از کل تغییرات بارکار فکری وابسته به سن و سابقهی کار بود. سابقهی کار، بیشترین تأثیر را در پیش بینی بار کار فکری داشت.
نتیجهگیری: نتایج مطالعهی حاضر اهمیت توجه به بار کار فکری پرستاران و همچنین فاکتورهای فردی و شغلی مؤثر بر بار کار فکری را در شرایط پاندمی کووید-۱۹ نشان داد. بنابراین کنترل و مدیریت فاکتورهای مؤثر میتواند به کاهش بار کار فکری به ویژه در شرایط پاندمی بیماریها کمک کند.