9 نتیجه برای خسروی
نرمین حسن زاده رنگی، علی اصغر فرشاد، مجید معتمدزاده، یحیی خسروی، سکینه ورمزیار،
دوره 1، شماره 2 - ( فصلنامه تخصصی انجمن ارگونومی و مهندسی عوامل انسانی ایران 1392 )
چکیده
مقدمه: اختلالات اسکلتی عضلانی (MSDs) علت اصلی آسیب ها و ناتوانایی های مرتبط با کار در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه صنعتی هستند. مطالعاتی محدودی وجود دادند که به طور همزمان اثر تعاملی بین ویژگیهای فردی، شغلی و محیط کار را بر MSDs بررسی کرده باشند. مواد و روش ها: در این مطالعه داده های گردآوری شده از پرسشنامه نوردیک و QEC به منظور بررسی رابطه میان میزان شیوع و شدت MSDs با ویژگی های فردی، کاری و محیط کار با استفاده از یک مدل رگرسیون لجستیک مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج: بیش از نیمی از شرکت کنندگان (6/61 درصد) اظهار داشتند که در شش ماه گذشته از شکل خاصی از ناراحتیهای ناشی از MSDs رنج بردهاند. نتایج نشان داد ریسک فاکتورهایی نظیر استرس در کار، نحوه خوابیدن، کم تحرکی و پوسچر نقش مهمی در شیوع و شدت MSDs داشته اند. بحث: با توجه به یافته های مطالعه، تأثیر یک ریسک فاکتور همواره در تعامل با سایر ریسک فاکتورها بوده و توسط مداخله-گرهای مختلفی تعدیل میگردد. برنامههای مداخله ای ارگونومی مشارکتی، مداخله ایستگاه کار، مداخله ارگو استرس و مداخله سبک زندگی به منظور کاهش شیوع و شدت MSDs پیشنهاد می شود.
غلامعباس شیرالی، افشین دیبه خسروی، طاهر حسین زاده، اسعد فتحی، مسعود حمه رضایی، مصطفی حمزئیان زیارانی،
دوره 2، شماره 3 - ( فصلنامه تخصصی انجمن ارگونومی و مهندسی عوامل انسانی ایران 1393 )
چکیده
مقدمه: در بسیاری از محیطهای شغلی حساس و پیچیده، خطاهای انسانی از اهمیت بالایی
برخوردار هستند. حوادث زیادی همهساله در نقاط مختلف جهان شواهدی برای تائید خطای
ناشی از عملکرد پردازش اطلاعات اپراتورها میباشد. هدف اصلی این مطالعه بررسی
تقاضای نیروی انسانی اپراتورها براساس مدل پردازش اطلاعات انسانی و بارکاری، و
تدوین یک مدل رگرسیونی برای آن بوده است.
مواد و روشها: مطالعه حاضر یک پژوهش موردی میباشد.
اطلاعات بهصورت مصاحبه با کارکنان، مشاهده فرایند عملیات و ارائه پرسشنامهای: بخش
نخست مربوط به مدل پردازش اطلاعات انسانی و بخش دوم مربوط به بارکاری ذهنی NASA – TLX و یک قسمت ضمیمه نظرسنجی تقاضای نیروی انسانی جمعآوری شد و با
استفاده از آزمونهای آماری16- SPSS تجزیهوتحلیل وظایف صورت گرفت.
یافتهها: بین بارکاری با مراحل مدل پردازش اطلاعات
انسانی ازجمله ادراک (65/0r=، 01/0 P<)، پاسخ گفتاری (45/0 r=،01/0 P<) و پاسخ دستی (15/0r= ،05/0 P<) همبستگی دیده شد. از عوامل مؤثر بر بارکاری، پاسخ گفتاری (232/0 =β ،033/0 P=) و ادراک (576/0= β ،001/0 P=) بود و از مهمترین عوامل در پیشبینی
تقاضای نیروی انسانی، ادراک (514/2 = β ،008/0 P= )، بارکاری (57/1 β =،018/0 P=) و پاسخ گفتاری
( 428/2, P=010/0 β=) بدست آمد.
بحث و نتیجهگیری: افزایش تمرکز و توجه و مهارتهای ادراکی
از طریق اقدامات روانی شامل کاهش بارکاری و استرس، و برگزاری دورههای آموزشی تخصصی جزء ضروریات کار
قلمداد میشود.
نرمین حسن زاده رنگی، یحیی خسروی،
دوره 3، شماره 2 - ( فصلنامه تخصصی انجمن ارگونومی و مهندسی عوامل انسانی ایران 1394 )
چکیده
مقدمه: وجود یک چارچوب مضمونی
در حوزه ارگونومی و فاکتورهای انسانی بهعنوان یک ضرورت تعیین شده است. اگرچه تحلیل محتوا ابزاری مفید در تحلیل
روند و توزیع مقالات منتشر شده به شمار میرود، تحلیل محتوای مجلات ارگونومی بهندرت
گزارش شده است. هدف از این مطالعه، تعیین
روند محتوای مجله معتبر "Human Factors" از طریق تحلیل محتوای مقالهای اخیر آن
طی ده سال گذشته (2005 الی 2014) است.
مواد و روش ها: روش تحلیل محتوای مستقیم در این مطالعه بکار رفت. تعداد 741 مقاله
منتشر شده توسط دو تحلیلگر بر حسب کدهای مضمونی دستهبندی شد. برای تحلیل محتوا از
یک چارچوب مفهومی استفاده گردید. نرمافزارهای EXCEL
2007 و SPSS
19 جهت آمادهسازی و توزیع مضمونی
و تحلیل روند مضمونهای منتشر شده استفاده گردید.
یافتهها: از میان 20 مضمون استخراج شده، شش مضمون اصلی "بیومکانیک،
آنتروپومتری و فیزیولوژی کار"، "طراحی نمایشگرها و کنترلها"،
"سیستمهای حمل و نقل سطحی"، "فرایند شناخت"، "فرایند توجه"، و "فرایندهای احساس،
درک و روانی حرکتی" بیش از 50% واریانس مقالههای منتشر شده را تبیین میکنند.
مضمون برجسته (درصد≥10) این مجله، مضمون "بیومکانیک، آنتروپومتری و فیزیولوژی کار" (حدود
12%) است.
نتیجهگیری: چارچوب مضمونی و
الگوی انتشار استخراج شده در این مطالعه میتواند در برنامهریزی آموزشی و
تحقیقاتی حوزه فاکتورهای انسانی و ارگونومی دانشگاهها، مراکز تحقیقاتی و سازمانهای
مرتبط به کار رود.
نرمین حسن زاده رنگی، یحیی خسروی، علی اصغر فرشاد، حامد جلیلیان،
دوره 5، شماره 1 - ( فصلنامه تخصصی انجمن ارگونومی و مهندسی عوامل انسانی ایران 1396 )
چکیده
مقدمه: شغل راهبری قطار درون شهری در طبقه مشاغل نوظهور و پیچده به شمار میآید. به دلیل وجود مطالعات اندک در این زمینه، عوامل مؤثر بر بار کار راهبران به خوبی مشخص نشدهاند. در این مطالعه، عوامل مؤثر بر بار کار راهبران واکاوی میشود و راهکارهای کنترلی ارائه میگردد.
روش کار: در این مطالعه کیفی، دادهها با بررسی اسنادی، مصاحبه انفرادی و گروهی و بحث گروهی متمرکز گردآوری شدند. از ابزارهای تهیه شده توسط موسسه ارگونومی شغلی و موسسه طراحی ارگونومی به منظور گردآوری دادههای میدانی استفاده شد. تحلیل محتوای مستقیم به منظور تجزیه و تحلیل دادهها به کار رفت.
یافتهها: در مجموع تعداد 65 مضمون به عنوان عوامل مؤثر بر بار کار راهبران انتزاع گردید. مضمونهای استخراج شده در قالب نمودار استخوان ماهی در 8 طبقه دسته بندی و ترسیم شدند که عوامل مدیریت، نظارت و جو سازمانی؛ زیرساختها؛ طراحی شغل؛ سیر؛ و محیط به عنوان فاکتورهای دور و فشار زمانی، تبادل اطلاعات و ویژگیهای فردی به عنوان فاکتورهای نزدیک تعیین شدند.
نتیجه گیری: برخی از فاکتورهای دور جزء ماهیت سیستم حمل و نقل شهری هستند که تنها راهکار پیشنهادی تعدیل از طریق برنامههای جبرانی است و برخی دیگر با برنامه ریزی طولانی مدت و اجرای مداخلات مؤثر قابل حل هستند. به هر حال در کوتاه مدت با تمرکز بر فاکتورهای نزدیک و در طولانی مدت با تمرکز بر فاکتورهای دور مدل استخوان ماهی استخراج شده در این مطالعه، میتوان بار کار راهبران را تعدیل کرد.
مسعود خسروی پور، پیام خانلری، محمد رضا جعفری،
دوره 9، شماره 1 - ( فصلنامه تخصصی انجمن ارگونومی و مهندسی عوامل انسانی ایران 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: افزایش ماندگاری کارکنان مراقبتهای بهداشتی-درمانی یکی از مهمترین چالشها نظامهای سلامت به دلیل کمبود نیروی انسانی است. هدف از این مطالعه شناسایی عوامل تأثیرگذار بر تمایل به کار یا انگیزه ترک شغل در کارکنان مراقبتهای بهداشتی-درمانی در پاندمی COVID-19 است.
روش کار: به منظور یافتن مطالعات مرتبط، پایگاههای اطلاعاتی شامل Scopus, PubMed, Web of Science, ProQuest با استفاده از کلیدواژههای متناسب در تاریخ ۲۰ اکتبر ۲۰۲۰ جستجو شدند. تنها مطالعاتی که بر روی کارکنان مراقبتهای بهداشتی-درمانی در زمان پاندمی COVID-19 انجام شده بودند و همچنین عوامل تأثیرگذار بر تمایل به کار یا انگیزه ترک کردن شغل را بررسی کرده بودند، تحلیل شدند.
یافته ها: از ۶۱۰ مطالعهای که از طریق جستجو در پایگاههای اطلاعاتی یافته شده بود، بعد از حذف مطالعات مشابه و نامرتبط، تعداد ۱۰ مقاله توصیفی-تحلیلی-مقطعی (Cross-Sectional) باحجم نمونه ۱۵۸۳۴ نفر انتخاب شدند. میزان تمایل به کار در مطالعات بین ۶۱ تا ۹۸/۷ و بهطور میانگین ۸۳/۵ درصد بود. نتایج مطالعات نشان می دهد عوامل شغلی مانند سابقه کار، سابقه کار قبلی در شرایط اضطراری یا کرونا، جایگاه شغلی، بارکاری، همکاری بین کارکنان، ارتباطات میان کارکنان و مدیران، دسترسی به وسایل حفاظت فردی و امکانات رفاهی بهطور معناداری با تمایل به کار افراد در ارتباط است.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج این مطالعه، برای ماندگاری کارکنان مراقبتهای بهداشتی-درمانی در زمان پاندمی کرونا متغیرهای شغلی و روانی بیشتر باید مدنظر قرار بگیرد. با توجه به تعداد محدود مطالعات و گستردگی متغیرهای تاثیرگذار لازم است مطالعات بیشتری در این زمینه صورت بگیرد.
اعظم ملکی قهفرخی، ایمان دیانت، محمد اصغری جعفرآبادی، محمد پرنیان پور، محمودرضا آذغانی، مریم خسروی فر، سینا صمدی،
دوره 10، شماره 1 - ( فصلنامه تخصصی انجمن ارگونومی و مهندسی عوامل انسانی ایران 1401 )
چکیده
اهداف: پرسشنامهی راحتی ابزار دستی، مقیاسی برای ارزیابی طراحی ابزار دستی در جهت بهبود میباشد. هدف از این مطالعه، بررسی ویژگیهای روانسنجی نسخهی فارسی این پرسشنامه بود.
روش کار: در این مطالعهی مقطعی، ۱۶۳ دانشجو شرکت کردند. در ابتدا پرسشنامهی ۱۷ سؤالی راحتی ابزار دستی انتخاب و از طریق روش Forward-backward به فارسی ترجمه شد. روایی محتوایی آن توسط یک تیم ده نفری از خبرگان مورد بررسی قرار گرفت. تحلیل عاملی اکتشافی جهت بررسی روایی ساختاری استفاده شد. جهت ارزیابی ثبات درونی و تکرارپذیری آزمون- بازآزمون از آلفای کرونباخ و ضریب همبستگی درون طبقهای استفاده گردید. اثر سقف و کف جهت بررسی استفادهی آسان از ابزار تخمین زده شدند.
یافتهها: نسخهی فارسی راحتی ابزار دستی، روایی محتوایی خوبی را نشان داد. شاخص روایی محتوایی از ۰/۸۰ تا ۱/۰۰ و نسبت روایی محتوایی از ۰/۶۲ تا ۱/۰۰ بود. تحلیل عاملی منتج به استخراج دو عامل از بین دادهها گردید. اولین عامل عمدتاً مربوط به عملکرد و تعامل فیزیکی و دومین عامل مربوط به اثرات منفی بر بدن بود. آلفای کرونباخ برابر ۰/۷۴ و تکرارپذیری آزمون- بازآزمون برابر ۰/۷۴ به دست آمده که هر دو رضایتبخش بودند. مقادیر اثرات کف یا سقف مشاهده نشد.
نتیجهگیری: نسخهی فارسی پرسشنامهی راحتی ابزار دستی، مقیاسی مفید و قابل قبول برای ارزیابی راحتی ابزار دستی میباشد.
نرگس اسحاقی، نرمین حسن زاده رنگی، یحیی خسروی،
دوره 12، شماره 2 - ( فصلنامه تخصصی انجمن ارگونومی و مهندسی عوامل انسانی ایران 1403 )
چکیده
اهداف: علمسنجی بهعنوان حوزهای از پژوهش، به بررسی و تحلیل روندها و الگوهای علمی در مجلاّت علمی مختلف میپردازد. هدف از این مطالعه تحلیل محتوای مقالات منتشرشده ده سال اخیر در مجلّه معتبر Journal of Applied Ergonomics و تعیین الگوی توزیع مقالات برحسب مضامین استخراجشده است.
روش کار: با استفاده از روش تحلیل محتوای مستقیم، تعداد ۲۱۴۸ مقاله منتشرشده ۱۰ ساله اخیر از وبگاه مجلّه Journal of Applied Ergonomics استخراج و برحسب موضوع، ملّیت نویسندگان و سال انتشار دستهبندی شدند. جهت دستهبندیهای موضوعی مقالات، از دستهبندی موجود مقالات منتشرشده و طرحواره درخت موضوعی وبگاه ارسال مقاله مجلاّت منتخب بینالمللی و از نرمافزار EXCEL ۲۰۲۱ جهت آمادهسازی و تحلیل دادهها استفاده شد.
یافتهها: از میان ۲۲ مضمون استخراجشده، سه مضمون اصلی شامل «وضعیت فیزیوسایکولوژی و فاکتورهای شغلی»، «تعامل انسان ماشین، تعامل انسان کامپیوتر»، و «طراحی محصول و خدمات ارگونومیک» حدود ۵۰ درصد واریانس مقالات منتشرشده در این مجلّه معتبر موردمطالعه را تبیین میکنند. دراینمیان، تمرکز ویژهای به مضمون «وضعیت فیزیوسایکولوژی و فاکتورهای شغلی» وجود دارد. موضوعات «وضعیت فیزیوسایکولوژی و فاکتورهای شغلی»، «تعامل انسان ماشین، تعامل انسان کامپیوتر» و «طراحی محصول و خدمات ارگونومیک» در سالهای اخیر بیشازپیش سیر صعودی داشتهاند. همچنین، نویسندگان ایالاتمتّحده آمریکا با 25/84 درصد فراوانی بیشترین سهم را در انتشار مقالات این مجلّه به خود اختصاص دادهاند.
نتیجهگیری: چهارچوب مضمونی و الگوی انتشار استخراجشده در این مطالعه میتواند در برنامهریزی آموزشی و تحقیقاتی حوزه بهداشت حرفهای دانشگاهها، مراکز تحقیقاتی و سازمانهای مرتبط به کار رود.
نداسادات جعفری، نبی امیدی، محمد سرائی طلب، محمدرضا کرمانی، الهام خسروی،
دوره 13، شماره 4 - ( فصلنامه تخصصی انجمن ارگونومی و مهندسی عوامل انسانی ایران 1404 )
چکیده
اهداف: این پژوهش با هدف طراحی و اعتبارسنجی یک مدل یکپارچه برای توسعۀ مهارتهای نرم انجام شد که توانمندسازی مبتنیبر فناوری را با اصول ارگونومی شناختی در هم میآمیزد.
روش کار: این پژوهش از نوع ترکیبی با طرح اکتشافی متوالی بود. در فاز کیفی، با استفاده از نمونهگیری هدفمند، با ۱۸ نفر از نخبگان دانشگاهی و مدیران ارشد بانک مصاحبههای عمیق انجام شد و دادهها با روش تحلیل مضمون تجزیهوتحلیل شدند. در فاز کمّی که از نوع توصیفی ـ پیمایشی بود، مدل مفهومی استخراجشده از فاز کیفی، از طریق پرسشنامۀ محققساخته روی نمونهای متشکل از ۳۹۵ نفر از کارکنان ستادی و شعب بانک رفاه کارگران آزمون شد. تحلیل دادهها و ارزیابی مدل با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) در نرمافزار AMOS نسخۀ ۲۶ انجام گرفت.
یافته ها: تحلیل کیفی باعث شناسایی ۴ مضمون اصلی و ۲۸ مضمون فرعی شد که ابعاد مدل را تشکیل دادند: توانمندسازی مبتنیبر فناوری، ملاحظات ارگونومی شناختی، عوامل زمینهای و سازمانی، و توسعۀ یکپارچۀ مهارتهای نرم (پیامد). نتایج آزمون مدل کمّی نشان داد مدل از برازش مطلوبی برخوردار است و هر سه بُعد پیشبین تأثیر مثبت و معناداری بر توسعۀ مهارتهای نرم داشتند. در این میان، «عوامل زمینهای و سازمانی» با ضریب مسیر استاندارد ۰/۴۵ بیشترین تأثیر را به خود اختصاص داد و بهعنوان قویترین پیشبین شناسایی شد.
نتیجه گیری: این یافته بر ضرورت یک نگرش سیستمی، که تعامل میان انسان، فناوری، و ساختار سازمانی را به رسمیت میشناسد، تأکید دارد و نشان میدهد که موفقیت در توانمندسازی کارکنان، نیازمند توجهِ همزمان به ابزارهای فناورانه و اصول ارگونومی شناختی است.
سمیه زارعی فتحآبادی، مریم خسرویزاد، مریم دمرچیلو، معصومه دمرلو ابهری،
دوره 14، شماره 2 - ( فصلنامه تخصصی انجمن ارگونومی و مهندسی عوامل انسانی ایران- در دست انتشار 1405 )
چکیده
زمینه و هدف: محیطهای بیمارستانی به دلیل ماهیت خدمات، از جمله پرتنشترین محیطهای کاری محسوب میشوند که سلامت روان کارکنان را با چالش جدی مواجه میکنند. این پژوهش با هدف طراحی و آزمون مدل ساختاری بهزیستی روانشناختی در میان کارکنان کادر درمان و اداری بیمارستان میلاد تهران انجام شد. با توجه به تمرکز مطالعه بر یک مرکز درمانی تخصصی، نتایج بیشتر در سطح محیطهای بیمارستانی مشابه قابل تعمیم است و باید در تعمیم آن به سایر بخشهای نظام سلامت با احتیاط عمل شود.
روش کار: این مطالعه با رویکرد ترکیبی (اکتشافی متوالی) انجام گرفت. در فاز کیفی، با استفاده از پدیدارشناسی تفسیری و ۱۶ مصاحبه عمیق با خبرگان، هدف اصلی نه شناسایی متغیرهای جدید، بلکه بومیسازی ابعاد و استخراج شاخصهای زمینهمند مرتبط با بهزیستی روانشناختی در بافت بیمارستان میلاد تهران بود. دادهها با تحلیل مضمون (MAXQDA 2020) تحلیل شدند. در فاز کمی، بر اساس یافتههای کیفی، پرسشنامهای 30 گویهای تدوین و میان ۳۰۰ نفر از کارکنان بیمارستان توزیع شد. تحلیل دادهها و برازش مدل نهایی با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری (CB-SEM) در نرمافزار LISREL 8.8 انجام شد.
یافتهها: در فاز کیفی، ۳ مضمون اصلی (ویژگیهای شخصیتی، سرمایه روانشناختی و استرس شغلی) و ۳۰ مضمون فرعی استخراج گردید. نتایج آزمون مدل کمّی نشان داد که مدل مفهومی از برازش مطلوبی برخوردار است (χ²/df = 2.36, CFI = 0.93, RMSEA = 0.063). یافتهها مؤید آن بود که سرمایه روانشناختی (β = 0.48) و ویژگیهای شخصیتی (β = 0.41) تأثیر مثبت و معنادار، و استرس شغلی (β = -0.33) تأثیر منفی و معناداری بر بهزیستی روانشناختی دارند (p < 0.001). در این میان، «سرمایه روانشناختی» بهعنوان قویترین پیشبین مثبت بهزیستی شناسایی شد.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش بر ضرورت حرکت از رویکردهای صرفاً مبتنی بر کارایی و کنترل عملکرد (مدیریت ابزارمحور) به سمت رویکردهای انسانمحور در مدیریت منابع انسانی سلامت تأکید دارد؛ رویکردی که در آن سلامت روان، تجربه زیسته کارکنان و سرمایه روانشناختی آنان بهعنوان مؤلفههای کلیدی در تصمیمگیریهای سازمانی و طراحی مداخلات محیط کار مورد توجه قرار میگیرد. در این چارچوب، تقویت سرمایه روانشناختی میتواند بهعنوان یک منبع تعدیلکننده، اثرات منفی استرسهای شغلی را کاهش داده و به پایداری بهزیستی روانشناختی در محیطهای بیمارستانی کمک کند